فیدیبو نماینده قانونی متخصصان و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ابهامات ملموس

کتاب ابهامات ملموس

نسخه الکترونیک کتاب ابهامات ملموس به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۱,۹۸۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب ابهامات ملموس

گاهی برای رسیدن به چیزی با ارزش تر باید از موقعیتی که در آن قرار داری فاصله بگیری فقط کافیست حرکت کردن را یاد بگیری دیگر همه چیز خود به خود اتفاق می افتد و راه باز می شود... ۱۹- از تو فرار کردن و به تو پناه آوردن هجومی خصمانه در شب است من از تو به خودت فرار می کنم و تو از من به خودت راستی تو جایی برای "ما " در وجودت داری یا شاید تکه تکه شویم من تو و یا شاید ذره ذره م ن ت و

ادامه...
  • ناشر متخصصان
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.18 مگابایت
  • تعداد صفحات ۵۵ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب ابهامات ملموس

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه:
دقیقا خاطرم نیست کی شروع به نوشتن کردم.
تنها چیزی رو که خوب یادمه حس خوبم حین نوشتنه.
از انشاهای سرکلاسی گرفته تا دفتر خاطره هایی که به دلایل مختلف زنده به گور می شدن.
اینا کارهایی هستن که یادم میارن چقدر نوشتن آرومم می کرده.
من معتقدم هر آدمی برای خالی کردن ذهن و روحش از اتفاقات روزمره و کشمکش هایی که توی زندگیش براش پیش میاد باید رو بیاره به سمت چیزی که احساساتش و به تبع اون روحش رو بیدار کنه و هنر یکی از بهترین وسیله هاست، حالاهر کسی میتونه راه خودش رو پیداکنه و برای من نوشتن همون هنره.
زندگی پر از اتفاقات و حوادث متفاوته، همه چیز خیلی پیچیده و در عین حال ساده است ازشروع هستی تا نامتناهی و این تناقض عمیق توی وجود من هم بیداد می کنه حتما با خوندن مطالب کتابم متوجه میشید. به هرحال برای من این الزام وجود داشت که بنویسم و بنویسم و بنویسم.
من چیزی رو می نویسم که احساسم بگه البته گاهی ذهنم و افکارم دخیل بوده حتی به عینه دیدم شعری رو نوشتم، منظم و همه چیز تمام اما چون حاصل ذهنم بوده خیلی بهم حس خوبی القا نکرده اما متنی ساده تر از اون رو نوشتم و حاصل درونم، روحم و نه فقط ذهنم بوده و بشدت روحم رو ارضا کرده...
مثلا توی نوشته ی "کفش هایم" در متن شماره ۱ به وضوح این لذت روحی رو تجربه کردم...
نکته جالبی که در نوشتن خودم هست و دوست هم دارم خواننده کتابم بدونه اینه که من گاهی مطلبی رو نوشتم و فکر می کردم واضح و روشنه اما باز این حس که تناقض درونم توی اون پیدا بوده و لایه هایی از ابهام هم انگار روش چنبره میزده.
اول سعی می کردم به خودم بگم این ابهامات نقص و عیب نوشته های من هستن اما بعد ها متوجه شدم این ویژگی نوشته ی منه و باعث شده هرکسی بتونه برداشت خودش رو بکنه.
بدون اینکه حتی یک بار برداشت مشترکی بین کسانی که یک مطلب مشترک از من رو خوندن ببینم... البته استثنا همیشه هست...
این برام خیلی لذت بخش بود به عبارتی غیر مستقیم به خواننده گفته میشه که براساس ذهنیت و باور های خودت بفهم و هیچ نیازی نیست خودت و جای من بزاری تادرک کنی...
و علاوه بر این ها گاهی هم حین نوشتن یک مطلب علاوه بر ابهام وتناقضم و وضوح مطلب چیزهایی رو نوشتم که شاید هیچ تجربه و حتی علم کاملی نسبت به اون موضوع نداشتم.
و بعدها تجربش کردم یا متوجه شدم و به طرز عجیبی شوکه شدم که چطور بدون تجربه و درکی که الان از این مسئله دارم ازقبل راجبش حرف زدم اونم با اون همه دقت و جزئی نگری...
اگه بخوام مثال بزنم توی یکی از متن ها راجب ارتباط بین جسم و روح و ذهنم هست که بصورت اشعه هایی می دیدم به رنگای مختلف بعدها که اتفاقی کتابی رو راجب این موضوع خوندم متعجب شدم که اون اشعه هایی که توی تصورم بوده حقیقت محضن و اسمشون هم هاله های انرژی هست...
وقتی خوب دقیق میشم جدایی ناپذیر بودنم از همه چیز رو میتونم حس و شاید درک کنم...
من برای من به معنای ما هستش و اینکه هرچه بیشتر سعی می کنم این تفکر و عقیده رو توی زندگیم پیاده کنم کامل متوجهم که بشدت توی خودم و هر آنچه برای من معنا پیدا می کنه غرق میشم و از حاشیه و اضافات انسان ساز و انسان سوز دور میشم و این کتاب حاصل غرق شدنای منه....
این کتاب رو تقدیم می کنم به تمام کسانی که با احساسشون، قلبشون، خرد و شعورشون زندگی میکنن و نه تنها با ذهن و منطق ظاهری این جهان نسبی...
و درآخر سپاس فراوان دارم از مادر و پدر عزیزم (مرجان هاشمی، رسول حسنوند عموزاده) بابت تمام محبتاشون و زحماتی که برای من کشیدن و دستشون رو میبوسم و همچنین ممنونم از دوستان عزیزم که با راهنمایی ها نقد ها و تشویق هاشون در مسیر چاپ این کتاب به من لطف داشتن؛ درسا، مینا، هاجر، اسما، فاطمه و...خیلی دوستان دیگه که اگه اسمشون از قلم افتاده دلیلی جز عدم حضور ذهن نبوده...
این کتاب را تقدیم میکنم به روح پدر بزرگم (نصرت اله حسنوند عموزاده)
این همان چیزی است که باید باشد
غیرازاین پوچ است وغیرازاین هیچ...

یاحق

فصل اول. درد

در عمق یک حادثه به دنبال کفش هایم می گشتم
و فریادی که جهان را حیران می کرد
کفش هایم
کفش هایم
به راستی که کجا به غنیمت رفته اند
به دست چه کسانی
نکند...
نکند کفشی درآغاز خلقت به دستم نرسیده
و نکند خاطره ها دروغ می گویند
دروغ؟
چه دردناک
به راستی که در من قاره ها نه با فاصله بلکه متصل به هم بدون هیچ شکافی
نفس می کشند
با این تفاوت که هرگز هیتلری وجود نداشت
هرگز نیازی به جنگ نبود
چرا که تنها وارث من بودم
بی هیچ شریکی
او خلق کرده بود و من قُرقَش کرده بودم
کفش هایم را روی یکی از همین سرزمین ها
جا گذاشته ام
نه به گمانم همان جاست
زیر آب
چه خوب که دیگر نیازی به حبس نفس ندارم
و گویی آبشش جای شش هایم راگرفته
آری کفش هایم
در دستان ماهی است
جای تعجب ندارد
آری هنوز هم من تنها ساکن خلق کرده های اویم
اما نگفتم که منی دیگر نیست؟
گفتم؟
ماهی منم در دریا
پرنده منم در آسمان
سبزه منم روی چمن
زنبور منم
شیر منم
حتی تو... آری تو
تو هم منم
***
۲- جهان زیر پایِ من است
و من روی پایِ جهان
جهان روی پایِ من است
و من زیر پای جهان
***
۳- پیامک رو که باز کردم نوشته بود:
چرا تمام نوشته هات انگار تاریخی بوده که مشکلی داشتی، یه عذابی یه اشکی...
و این چیزی بود ک من فهمیده بودم
نقطه مشترک من با خیلی از نویسنده ها
من فکر می کنم آدم هایی که دستی به قلم دارند رنج میکشن و دردی تمام وجودشون گرفته... دردی که نه میشه با کسی قسمتش کرد و نه حلش کرد...
تنها درمانش زمانه و شاید با نوشتن بشه از بالا به خودمون و درونمون فک کنیم و چند لحظه ای آروم بگیریم از تشویشش
بنظرم حتی نویسنده های طنز هم از دردی که میکشن به نقطه ای میرسن که میدونن باید بخندن و شروع میکنن به نوشتن
آره نوشتن معنی جز این نمیده
از حالی که رنج و درد درونی ماست
به نقطه ای در اعماق روح می رسیم
و حاصلش چیزی نیست جز
چندورق
چند خط
کمی جوهر....
حتی اگه نتونم یک نویسنده خوب بشم
یا حتی نویسنده بشم
من همیشه نویسنده ی رنج های درونی خودمم
و اینو خوب میدونم
منم جوهری از جنس اونا توی وجودم دارم
این درد شیرینیه
و باعث میشه رنجی که از زندگی می برم
و با لذت به جون بخرم...

نظرات کاربران درباره کتاب ابهامات ملموس