فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب رشد جنسیت‌

کتاب رشد جنسیت‌

نسخه الکترونیک کتاب رشد جنسیت‌ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۴,۵۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب رشد جنسیت‌

رشد جنسیت‌ نخستین‌ کتابی‌ است‌ که‌ مقوله‌ جنسیت‌ را از دیدگاه‌ واقعاً تکوینی‌ بررسی‌ می‌کند و به‌ عنوان‌ کتاب‌ درسی‌ و منبع‌، نیاز دانشجویان‌ دوره‌ کارشناسی‌ و بالاتر، والدین‌، مربیان‌، مشاوران‌ و پژوهشگران‌ را برآورده‌ می‌سازد. این‌ کتاب‌ فرایندهای‌ رشد جنسیت‌ را مورد بررسی‌ قرار می‌دهد و سوال‌های‌ حساس‌ و پیچیده‌ای‌ را مطرح‌ می‌کند. مولفان‌، رشد جنسیت‌ را از لحظه‌ لقاح‌ تا دوران‌ بزرگسالی‌ پی‌ می‌گیرند و بر تعامل‌ پیچیده‌ بیولوژیکی‌، جامعه‌پذیری‌ و شناخت‌ تأکید می‌کنند. موضوعات‌ کتاب‌ اثرات‌ هورمونی‌، رشد اخلاقی‌، بازی‌ و دوستی‌، تجربه‌ها در مدرسه‌ و محل‌ کار، و آسیب‌شناسی‌ روانی‌ را در بر می‌گیرد.

ادامه...

بخشی از کتاب رشد جنسیت‌

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



۱. مقدمه



هنگامی که فروید در اوایل قرن [بیست] شروع به توسعه افکار خود درباره رشد جنسیتی کرد، این تصور که مرد و زن متفاوتند بسیار عادی تلقی می شد. در کلیه نظریه پردازی های فروید درباره این موضوع، فرض بر آن بود که تفاوت های روان شناختی بین دو جنس از تفاوت در کنش تناسلی آن ها نشئت می گیرد. در نقش زن در مقام خانه دار و مربی فرزند و نقش مرد در حکم نان آور هیچ گاه تردید نشده بود. حتی در این فرض که حضور هر دو یعنی، پدر و مادر، برای رشد طبیعی جنسیتی ضروری است، محل تردید نبود.
به مرور زمان که تعداد زیادی از زنان برای کمک به جنگ در دهه ۱۹۴۰ وارد بازار کار شدند، مفهوم «زیست شناسی به منزله سرنوشت» به چالش طلبیده شد. در آن زمان چنین استدلال می شد که کنش های تناسلی الزاما تعیین کننده نقش های جنسیت نیستند. این که زنان بارداری و زایمان را تجربه می کنند به این معنی نیست که زندگی آن ها باید به کار در خانه و مراقبت از کودک محدود شود، و این که مردان توانایی بچه دار شدن را ندارند به این معنی نیست که نمی توانند نقش پرورشی را به عهده گیرند. با رشد نهضت زنان و نهضت آزادی همجنس بازان [در غرب] در دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، گونه های جدیدی از خانواده ظهور کرد که در آن ها والدین نقش های سنتی را کم تر ایفا می کردند. بسیاری از کودکان در خانواده هایی بزرگ می شدند که مادر بیرون از خانه کار می کرد، در خانواده های تک ـ والدی، در خانواده هایی با والدین ناخوانده و ترکیبات متنوعی از دیگر روش های زندگی. تغییرهای بنیادی بیش تر در ساختار خانواده زمانی به وقوع پیوست که پدر، اگر چه به تعداد نسبتا کم، در کارهای خانه و مراقبت از کودک سهیم شد.
با نزدیک شدن به سده بیست و یکم، موقعیتی پدید آمده که حتی چند سال قبل تصورناپذیر بود. اکنون برای داشتن فرزند، دیگر لازم نیست که زن، بارداری را تجربه کند یا با مرد رابطه جنسی برقرار سازد. توسعه فن آوری های تولید مثل، این امکان را فراهم آورده است که تخم (اوول) زن را با اسپرم مرد در آزمایشگاه بارور کنند و جنین را در رحم زن دیگری که «میزبان» بارداری خواهد بود جای دهند. وقتی کودک متولد می شود، از نظر ژنتیکی به زوجی که اوول و اسپرم را فراهم کرده مربوط است، درست مثل این که آن ها کودک را به شیوه معمول به وجود آورده اند.
به رغم سست شدن ارتباط بین نقش های تولید مثلی و اجتماعی، دنیای مرد و زن، پسر و دختر، آشکارا همانند نیست. آموخته ایم که زن یا مرد بودن به مراتب فراتر از توانایی بالقوه ما برای پدری یا مادری کردن است؛ همچنین رشد جنسیتی صرفا بر مبنای روابط ما با والدینمان نیست؛ بلکه ناشی از تعامل هایی پیچیده بین فرد و دنیای اجتماعی وسیع تری است، که والدین فقط قسمتی از آنند. در این کتاب، فرایندهای تعیین کننده رشد جنسیتی، چگونگی بروز تفاوت های جنسیتی و دلایل پایداری و پیامدهای آن ها در مراحل مختلف زندگی را بررسی می کنیم. هدف ما فراهم آوردن تبیین جامعی از تفاوت های مرد و زن نیست، بلکه هدف آن است که از چشم انداز روان شناسی رشد، ساز و کارهایی(۱) را بررسی کنیم که از رهگذر آن ها این تفاوت ها پدید می آید. اما نخست، منظور ما از رشد جنسیت چیست؟

تعاریف

برای تعریف ابعاد مختلف رشد جنسیت واژه های بسیار متفاوتی به کار می برند. هر کس که تعداد معدودی مقاله در این باره مطالعه کند، احتمالاً با واژه هایی چون «هویت جنسیتی»(۲)، «نقش جنسیت»(۳)، «نقش جنسی»(۴)، «نوع یا نماد جنسی»(۵)، «سوگیری یا گرایش جنسی»(۶)، «گرایش یا سوگیری نقش جنسی»(۷) و هویت جنسی(۸) روبرو خواهد شد. برای پیچیده تر کردن مطالب، مولفان مختلف واژه های مشابه را برای جنبه های مختلف رفتار به کار می برند یا بعضی مواقع یک رفتار را با واژه های مختلف توصیف می کنند.
استفاده مناسب از واژه های جنس و جنسیت، احتمالاً مهم ترین اختلاف نظر را برانگیخته است. برخی از نویسندگان بر این باورند که واژه جنس باید به ابعاد بیولوژیکی مردانگی و زنانگی فرد محدود شود و جنسیت به صفات و ویژگی های اجتماعی هر جنس اطلاق گردد (۱۹۸۵ Deaux,؛ ۱۹۷۹ Unger,). واژه جنس مبین اساسی بیولوژیکی برای رفتاری است که لزوما وجود ندارد. مکابی (۱۹۸۸ Maccoby,)، از طرف دیگر معتقد است که جنس و جنسیت باید به طور مترادف به کار برده شوند، زیرا جنبه های بیولوژیکی و اجتماعی با یکدیگر در تعاملند و تشخیص و تمیز بین این دو دشوار است. پیرو نظر مکابی، بدون در نظر گرفتن این فرض که جنس بیانگر ابعاد بیولوژیکی یا جنسیت ناشی از جامعه پذیری است، در این جا هر دو واژه را به کار می بریم. برای مثال، «نقش جنسیتی» و «تفاوت جنسیتی» با «نقش جنسی» و «تفاوت جنسی» به ترتیب مترادف به کار برده می شود.
به طور کلی، بین واژه های هویت جنسیتی، نقش جنسیتی و گرایش نقش جنسی تمایز قائل می شوند. هویت جنسیتی مفهومی است که فرد از خود به عنوان یک مرد یا زن دارد، آن گونه که در جمله های «من پسرم» یا «من دخترم» منعکس است. نقش جنسیتی شامل رفتارها و نگرش هایی است که برای مردان و زنان، در فرهنگی خاص مناسب قلمداد می شود. گرایش جنسی به کشش جنسی شخص به غیرهمجنس (گرایش جنسی دگرخواهی) یا همجنس (زن یا مرد همجنس باز) اطلاق می گردد. فردی که از نظر جنسی هم به زن و هم به مرد کشش دارد، دوجنسی(۹) خوانده می شود.
جنس بیولوژیکی، هویت جنسیتی، نقش جنسیتی و گرایش جنسی، جنبه های جداگانه مردانگی و زنانگی است که شاید به شیوه های مختلف به هم مربوط باشند. هویت جنسیتی تقریبا همیشه با جنس بیولوژیکی در یک جهت قرار دارد، به نحوی که در مردان بیولوژیکی هویت جنسیتی مردانه و در زنان بیولوژیکی هویت جنسیتی زنانه به وجود می آید. برای اقلیت بسیار کوچکی از افراد ـ ناراضی های جنسی ـ این دو مورد جور (یا همتا) نیستند. وقتی این اتفاق می افتد، فردی که از نظر جسمانی مرد است احساس می کند که «او» حقیقتا یک «زن» است یا در موارد نادرتر، شخصی که بدن زنانه و هویت جنسیتی مردانه دارد تصور می کند که «او» واقعا «مرد» است. ناراضی های جنسی مرد به زن (که از نظر جسمانی مردند)، اغلب خود را در مقام «زنی که در بدن مرد به دام افتاده است» توصیف می کنند و برای ناراضی های جنسی زن به مرد (که از نظر جسمانی زن هستند) این حالت عکس است. بعضی مواقع مردها و زن های ناراضی جنسی، نقش جنسیتی و پوشاک جنس مورد علاقه خود را اختیار می کنند. همچنین آن ها ممکن است بخواهند که با عمل جراحی ویژگی های جنسی را که آرزویش را دارند به دست آورند. گرایش جنسی ناراضی های مرد و زن ممکن است دگرخواهی جنسی، همجنس بازی یا دوجنسی بودن باشد. بنابراین، ناراضی های جنسی که از نظر جسمانی زن و در عین حال دگرخواه جنسی اند، به زنان و ناراضی های جنسی که از نظر جسمانی مرد و در عین حال دگرخواه جنسی اند، به مردان گرایش دارند.
برای شمار زیادی از افراد که هویت جنسیتی آن ها با جنس زیستیشان سازگار است، هویت جنسیتی با نقش جنسیتی ارتباط دارد، هر چند که میزان رابطه بین این دو از شخصی به شخص دیگر فرق می کند. برخی دخترها با هویت جنسیتی زنانه ممکن است رفتار نقش جنسیتی زنانه را در شیوه استفاده از پوشاک و فعالیت هایی که ترجیح می دهند نشان دهند و دیگران علایقی را که معمولاً مردانه است از خود نشان دهند. اما دخترهایی که عروسک بت من(۱۰) را به عروسک باربی(۱۱) ترجیح می دهند، کاملاً مطمئنند که دخترند. این که دخترها و پسرها به نقش های جنسیتی تجویز شده پایبند نیستند، بدان معنی نیست که درباره هویت جنسیتی خود نامطمئن هستند.
آگاهی بر گرایش جنسی شخص درباره نقش جنسیتی او به ما چیزی نمی گوید. زن های همجنس باز ممکن است مانند زن های دگرخواه جنسی به طور سنتی رفتار نقش جنسیتی زنانه یا مردانه نشان دهند، و همچنین این مورد درباره همجنس بازهای مرد و مردهای دگرخواه جنسی نیز صدق می کند. گرایش جنسی فرد هر چه باشد، هویت جنسیتی و جنس بیولوژیکی او در یک جهت خواهد بود (مگر این که شخص ناراضی جنسی باشد). بنابراین، زن های همجنس باز، مانند زن های ناراضی جنسی، تردیدی درباره زن بودن خود ندارند و مردهای همجنس خواه نیز مانند مردهای دگرخواه جنسی، تردیدی در مرد بودن خود ندارند. هویت جنسیتی بیش تر مردها و زن های دوجنسی نیز با جنس بیولوژیکی آنان مطابقت دارد.
دو واژه دیگر که در این کتاب با آن روبرو خواهید شد، نوع یا نماد ـ جنسی و کلیشه ها یا قالب های جنسی(۱۲) است. نوع یا نماد ـ جنسی به میزان انطباق فرد با نقش های جنسیتی تجویز شده اطلاق می شود. پسرهایی که ورزش های خشن، جنگیدن و بازی با اتومبیل، کامیون و تفنگ را دوست دارند، افرادی با نماد ـ جنسی بالا تلقی می شوند، به همان گونه، دخترهایی که به عروسک و خانه بازی علاقه مند هستند از نظر نوع یا نماد ـ جنسی در سطح بالایی هستند. فراموش نکنیم که بین فعالیت های ترجیحی و علایق پسرها و دخترها همپوشی زیادی وجود دارد، هر چند که دخترها از فعالیت های «پسرگونه»(۱۳) بیش از پسرها از کارهای «دخترگونه»(۱۴) لذت می برند. «کلیشه ها یا قالب های جنسی» ویژگی های خاص مردها و زن هاست. همان طور که در فصل دوم خواهیم دید، کلیشه ها و قالب های جنسی که تعداد آن ها نیز بسیار است، ممکن است با رفتار و نگرش های مردها و زن ها در دنیای واقعی کم ترین تشابه را داشته باشد.
شاید تعجب آور باشد که دو واژه مربوط به جنسیت که تعریف آن ها برای روان شناسان بیش ترین دشواری را دربرداشته است، همان واژه هایی هستند که در مکالمات روزمره عادی از آن ها استفاده می شود: مردانگی(۱۵) و زنانگی(۱۶). درحقیقت مفهوم مردانگی و زنانگی در خزانه لغات روان شناسان بسیار مبهم است (Constantinople, ۱۹۷۳). چرا تعریف و اندازه گیری زنانگی و مردانگی این قدر دشوار است؟

موارد سنجش

روان شناسان از سال های ۱۹۳۰ تا کنون مشغول اندازه گیری مردانگی و زنانگی بوده اند. در ابزار اندازه گیری اولیه مانند آزمون ام ـ اف ـ ترمن ـ مایلز (Terman and Miles Test, ۱۹۳۶)، فرض بر این بود که مردانگی و زنانگی روی یک پیوستار دو قطبی با دامنه ای از حداکثر مردانگی در یک انتها تا حداکثر زنانگی در انتهای دیگر قرار دارد. طبق این شیوه، مردانگی و زنانگی نامتداخلند. بنابر تعریف، فردی که مرد است، زن نیست. در تهیه این ابزار اندازه گیری، همچنین فرض بر این بود که مادامی که مردها و زن ها به سوالات پاسخ های متفاوت می دهند، این موارد باید در مقیاس آورده شوند، صرفنظر از این که پاسخ ها با باورهای عمومی درباره نقش مناسب مرد و زن ارتباط داشته یا نداشته باشد.
بسیاری از فرض ها که زیر بنای تهیه ابزار اندازه گیری اولیه بودند، بعدا مورد تردید قرار گرفتند (Constantinople, ۱۹۷۳; Huston, ۱۹۸۳). این سوال مطرح شد که آیا مردانگی ـ زنانگی یک بعد مجرد دو قطبی به وجود می آورد؟ در عوض، گفته شد که ممکن است دو بعد مجزا و مستقل مردانگی و زنانگی وجود داشته باشد. این بدان معنی بود که این دو ـ زنانگی و مردانگی ـ متضاد هم نیستند و شخص ممکن است در آنِ واحد مردانه و زنانه باشد. انتقاد دیگر آن بود که مردانگی و زنانگی مفاهیمی گسترده و چند وجهی اند و نمی توان آن ها را به درستی با یک نمره مجرد اندازه گیری کرد. همچنین شامل نمودن پرسش در مقیاس مردانگی ـ زنانگی صرفا بر اساس این که مردها و زن ها به آن پاسخ های متفاوت می دهند نامناسب است. این موضوع اغلب درباره مقیاس اولیه مردانگی ـ زنانگی که سوال می شد آیا پاسخ دهنده رفتن به وان حمام یا زیر دوش را ترجیح می دهد بررسی شد. چون در پاسخ به این پرسش تفاوت جنسی وجود دارد، مردها دوش حمام و زن ها وان را ترجیح می دهند، پاسخ «دوش» به عنوان گرایش مردها و پاسخ «وان» به گرایش زن ها مربوط شده، به این طریق نیز نمره گذاری می شود.
نارضایتی از نظرگاه سنتی مردانگی و زنانگی، به منزله غایت هایی روی یک پیوستار یک بعدی، در سال های ۱۹۷۰ به توسعه ابزار اندازه گیری جنسیتی، که مردانگی و زنانگی را دو بعد مستقل از هم تلقی می کردند منجر شد. مشهورترین این ابزار، فهرست نقش جنسی بم(۱۷) یا (BSRI(Bem, ۱۹۷۷, ۱۹۷۴ و پرسش نامه خصوصیات شخصی یا (۱۸)PAQاست، (Spence and Helmreich, ۱۹۷۸; Spence, Helmreich and Stapp, ۱۹۷۴, ۱۹۷۵). واژه دوجنسیتی(۱۹)، از واژه یونانی آندرو(۲۰) (مرد) و واژه جین(۲۱) (زن) به افرادی که هر دو خصوصیات مردانگی و زنانگی را نشان می دهند اطلاق می شود. مقیاس های اولیه، توانایی اندازه گیری دوجنسیتی را نداشتند، زیرا قادر نبودند تفاوت شخصی را که نمره بالایی هم در مردانگی و هم در زنانگی کسب می کند از شخص دیگری که نمره پایینی در این دو مورد به دست می آورد متمایز کنند، هر دو نمره مشابهی در نقطه میانه مقیاس کسب می کردند.
جدول ۱ـ۱: انتخاب پرسش ها از فهرست نقش جنسی بم



Source: Bem( ۱۹۷۴)

فهرست نقش جنسی بم (نک. جدول ۱ـ۱) از بیست خصوصیت که برای مردان مطلوب ترند (پرخاشگر، رقابت جو، سلطه گر) و بیست خصوصیت مناسب زنان (آرام، فهمیده، ظریف) و بیست خصوصیت که برای مردها و زن ها به طور یکسان مطلوب است (وفادار، دوستانه، هنردوست) تشکیل شده است. پاسخ دهندگان می باید خود را روی مقیاسی هفت رتبه ای درجه بندی کنند که از هرگز یا تقریبا هرگز حقیقت ندارد، شروع و به همیشه یا تقریبا همیشه حقیقت دارد، ختم می شود. این فهرست نمره ای را برای مقیاس مردانگی و همچنین نمره ای را برای مقیاس زنانگی تعیین می کند. درصورتی که پاسخ دهندگان در هر دو مورد ـ زنانگی و مردانگی ـ نمره بالایی را کسب کنند دوجنسیتی اند و چنانچه نمره بالایی در مقیاس مردانگی و نمره پایینی در مقیاس زنانگی به دست آورند به منزله مردانگی و اگر در مقیاس زنانگی نمره بالا و در مقیاس مردانگی نمره پایینی کسب کنند به منزله زنانگی است و در صورت پایین بودن هر دو نمره، آن ها تمایزناپذیر طبقه بندی می شوند.
پرسشنامه خصوصیات شخصی نیز شامل یک مقیاس مردانگی با پرسش هایی است که بیش تر ویژگی مردان است تا زنان و یک مقیاس زنانگی با پرسش هایی است که بیش تر ویژگی زنان است تا مردان (نک. جدول ۲ـ۱). این پرسشنامه از این نظر که سوالات مقیاس های مردانگی و زنانگی برای هر دو جنس از نظر اجتماعی خوشایند و مطلوب است با فهرست نقش جنسی بم فرق می کند.

جدول ۲ـ۱: انتخاب پرسش ها از پرسشنامه خصوصیات شخصی



Source: Spence, Helmreich and Stapp ( ۱۹۷۵)

با وجودی که پرسشنامه های دوجنسیتی در حکم راه حلی در مقابل مقیاس های تک بعدی اولیه مشتاقانه پذیرفته شد، ولی مدت زیادی طول نکشید که مشکلات مقیاس های جدید نیز پدیدار گردید. یک مشکل بنیادی آن است که نظریه ای که مقیاس ها بر اساس آن پی ریزی شده بود، در مقابل آزمون های تجربی مقاوم نبوده اند. بم (Bem, ۱۹۷۴) و اسپنس و همکاران (Spence, et al., ۱۹۷۵) استدلال کرده اند که افراد دوجنسیتی در نتیجه توانایی پرداختن به رفتارهای مردانه و زنانه و همچنین توانایی جابجایی بین این دو ـ مردانگی و زنانگی ـ سازگاری بهتری دارند. این دقیقا نقطه مقابل فرض اولیه است که انتخاب رفتار نقش جنسی عرفی را از پیامدهای جامعه پذیری موفق می داند. با وجودی که بسیاری از مطالعات رابطه مثبت بین دوجنسیتی بودن و سازگاری روانی و همچنین دوجنسیتی بودن و عزت نفس را تایید کرده اند، بر مبنای بررسی دقیق تر نتایج، نمره بالا در مقیاس مردانگی و نه ترکیبی از مردانگی بالا و زنانگی بالا، برای سلامت روانی حائز اهمیت است (Taylor & Hall, ۱۹۸۲ ; Whitely, ۱۹۸۳). به نظر می رسد که مردانگی هم برای زنان و هم برای مردان مزایایی دارد، در حالی که دو جنسیتی بودن مزیت اضافی دربر ندارد. اما، نباید بر این نتیجه گیری تاکید کنیم. به علت تشابه بین سوالات مربوط به سنجش مردانگی و عزت نفس، تعجب آور نیست که رابطه قوی بین این دو به دست آمده است.
در سال های اخیر، توجه به بررسی مقیاس های مردانگی و زنانگی معطوف شده تا مشخص شود آن ها واقعا چه چیزی را اندازه گیری می کنند. هر چند این مقیاس ها برای سنجش وسیع این مفاهیم ساخته شدند، ولی در حقیقت به نظر می رسد که این مقیاس ها در واقع جنبه های محدودتری از مردانگی، نظیر کنش گری، ابراز وجود یا سلطه گری و جنبه های محدودی از زنانگی نظیر بیانگری، مهرورزی یا گرایش بین فردی را اندازه می گیرند. خصوصیات مربوط به جنسیت ماهیتا چند بعدی هستند (Spence, ۱۹۹۳, ۱۹۸۵, ۱۹۸۴)؛ یعنی سازه های مردانگی و زنانگی خود متشکل از صفات شخصیتی متفاوتند که ممکن است به شیوه های مختلف، بسته به شخص و موقعیت، به همدیگر مربوط باشند. تعداد معدودی از مردها و زن ها، همه و حتی بیش تر خصوصیات و رفتارهای جنسیت خود را نشان می دهند و ترکیب ویژگی خاصی که افراد بروز می دهند حتی در بین افراد همجنس تفاوت زیاد دارد. به این دلیل، اسپنس استدلال می کند که سازه های مردانگی و زنانگی بسیار ساده است و به جای استفاده از مقیاس هایی که فقط یک یا دو نمره را برای توصیف کلیه ویژگی ها و رفتارهای مربوط به جنسیت یک فرد ارائه می کند، پژوهشگران باید ابزار سنجش پیچیده تری که ماهیت چند بعدی خصوصیات مردانه و زنانه را دربر می گیرد، بسازند. در دهه ۱۹۹۰، روان شناسان برای اندازه گیری مردانگی و زنانگی، صرفا بر اساس خصوصیات شخصیتی تمایل کم تری نشان داده اند و شروع به ساختن گستره وسیع تری از ابزارهایی کرده اند که بر حیطه های دیگر رفتار مربوط به جنسیت نظیر علایق و توانایی ها و روابط اجتماعی متمرکز است (Ashmore, ۱۹۹۰; Lippa, ۱۹۹۱; Lippa & Connelly, ۱۹۹۰).
برخلاف مقیاس های مردانگی ـ زنانگی بزرگسالان که بر صفات شخصیتی متمرکز است، ابزار سنجش کودکان اولویت های آن ها را برای اسباب بازی، بازی ها و فعالیت، به منزله شاخص های نوع یا نماد ـ جنسی ارزیابی می کند. برای مثال، در فهرست بازی ها و فعالیت های مربوط به بازی (Rosenberg & Sutton-Smith, ۱۹۶۴; Sutton-Smith & Rosenberg, ۱۹۷۱)، به کودکان فهرستی از بازی ها و فعالیت های ورزشی داده و از آن ها سوال می شود که کدام را دوست دارند و کدام را دوست ندارند و در آزمون اولویت اسباب بازی (De Lucia, ۱۹۶۳; Newman & Carney, ۱۹۸۱)، به کودکان تصاویری از زوج های اسباب بازی نشان می دهند و از آن ها می خواهند که یکی از اسباب بازی هایی را که دوست دارند انتخاب کنند (نک. جدول ۳ـ۱).
بین ابزار اندازه گیری اولویت نقش جنسی، که از کودکان می پرسد که کدام اسباب بازی، بازی یا فعالیت را بیش تر دوست دارند، و اتخاذ یا گزینش نقش جنسی، که به انتخاب های حقیقی کودکان در شرایط طبیعی اطلاق می شود، تمایزی وجود دارد (Brenes, Eisenberg & Helmstadter, ۱۹۸۵; Eisenberg, ۱۹۸۳). اتخاذ یا گزینش نقش جنسی از طریق مشاهده مستقیم اسباب بازی هایی که کودکان انتخاب می کنند و بازی ها و فعالیت هایی که در خانه و مدرسه انجام می دهند یا به وسیله گزارش های ارائه شده درباره رفتار نوع یا نماد ـ جنسی آن ها از والدین یا بزرگسالانی که با آنان آشنایی کامل دارند، ارزیابی شده است. برای مثال، فهرست فعالیت های پیش دبستانی (جدول ۴ـ۱) یک پرسشنامه سنجش رفتار نقش جنسیتی در کودکان خردسال است که بزرگسالی که ارتباط نزدیک با کودک دارد، آن را تکمیل می کند (Golombok & Rust, ۱۹۹۳a, ۱۹۹۳b).

جدول ۳ـ۱: انتخاب اقلامی از آزمون اولویت اسباب بازی



Source: De Lucia(۱۹۶۳ )

ابزاری که متشکل از سوالات شخصیتی و مشابه سوالات مقیاس های دوجنسیتی بزرگسالان است، برای استفاده کودکان بزرگ تر نیز ساخته شده است. این ابزار شامل پرسشنامه ویژگی های شخصی کودکان(۲۲) (Hall and Halberstadt, ۱۹۸۰) است که بر اساس پرسشنامه ویژگی های شخصی بزرگسالان(۲۳) و فهرست نقش جنسی کودکان(۲۴) (Boldizar, ۱۹۹۱) که از فهرست نقش جنسی بم گرفته شده، ساخته شده است.
مردانگی و زنانگی صرفا دو جنبه از جنسیتند که روان شناسان به ارزیابی آن علاقه دارند. در ارائه خلاصه ای از وسایل اندازه گیری نقش های جنسیتی، بی یر(Beere,۱۹۹۰)، ۲۱۱ ابزار را شرح داده است که گستره آن ها دربر گیرنده ابزار اندازه گیری نقش های بزرگسالان و کودکان تا کلیشه های جنسیتی، نقش های افراد در ازدواج، نقش های والدین، نقش های کارکنان و نقش های چندگانه است. روش های ارزیابی دیگری برای استفاده در پژوهش های آزمایشی و مشاهده ای جنسیت وجود دارد که بی یر آن ها را در این مجموعه وارد نکرده است. برای مثال، بررسی هایی که از رویکرد پردازش اطلاعات به رشد جنسیت توجه کرده است، حافظه کودکان را درباره تصاویر مردان و زنانی که به فعالیت های کلیشه ای جنسی پرداخته اند، سنجیده و مطالعات مبتنی بر مشاهده میزان درگیری کودکان با اسباب بازی دخترانه و پسرانه را اندازه گیری کرده است. مصاحبه های هنجار شده یا معیار [استاندارد] نیز در گستره وسیعی از مطالعات کودکان و بزرگسالان بسیار مفید بوده اند.

نظرات کاربران درباره کتاب رشد جنسیت‌