فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب یوگا

کتاب یوگا

نسخه الکترونیک کتاب یوگا به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۴,۱۴۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب یوگا

یوگا یک‌ روش‌ تربیت‌ بدنی‌، ذهنی‌ و روحی‌ است‌ که‌ سرچشمه‌ آن‌ در تاریخ‌ کهن‌ هند گم‌ شده‌ است‌. پس‌ از مدتی‌ تمرین‌ منظم‌ یوگا، سلامت‌ و نیروی‌ حیاتی‌ بهبود می‌یابد، نرمش‌ بدن‌ افزایش‌ پیدا می‌کند، عضله‌ها محکم‌ و نیرومند می‌شوند و حس‌ سبکی‌، آرامش‌ و تعادل‌ در آگاهی‌ و در بدن‌ به‌ دست‌ می‌آید. این‌ کتاب‌ به‌ حرکت‌ها، کنترل‌ تنفسی‌ و سایر تمرین‌هایی‌ می‌پردازد که‌ برای‌ سلامت‌ و تسلط‌ بر بدن‌ لازم‌ است‌ و در مراحل‌ بعدی‌ به‌ کنترل‌ حواس‌، تمرکز، مراقبه‌ و تسلط‌ و توازن‌ ذهنی‌ می‌رسد.

ادامه...

بخشی از کتاب یوگا

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

یادداشت مترجم

یادآوری چند نکته برای خواننده کتاب یوگا ضروری به نظر می رسد. نخست این که کتاب بیشتر به معرفی فلسفه یوگا می پردازد و از این لحاظ می توان گفت کتابی است شاخص و قابل تامل. تعدادی از حرکتهای ارائه شده در کتاب برای افراد مبتدی نامناسب است و شاگردان مبتدی تنها پس از کسب آمادگی بدنی کافی باید آنها را آغاز کنند.
دوم این که، ضبط فارسی واژه های سانسکریت براساس کتابهایی که در زیر آمده انجام گرفته است و تنها تعداد محدودی از واژه های سانسکریت که ضبط آنها در منابع قابل دسترس دیده نشد، ناگزیر طبق ضبط انگلیسی و با توجه به شیوه تلفظ سانسکریت، به فارسی آوانویسی شده است. منابع ضبط واژه های سانسکریت عبارت اند از:
۱. سرّاکبر، اوپانیشاد، ترجمه محمد داراشکوه از متن سانسکریت، به اهتمام تاراچند و سید محمدرضا جلالی نائینی، ۱۳۴۰.
۲. جوگ باسشت در فلسفه و عرفان هند، ترجمه نظام پانی پتی، تصحیح سیدمحمدرضا جلالی نائینی، ون. سی. شوکلا، ۱۳۶۰.
۳. ریگ ودا (گزیده سرودها)، جلد ۱، ترجمه سید محمدرضا جلالی نائینی، ۱۳۴۸.
۴. Yoga, The Iyengar Way, Silva, Mira & Shyam Mehta, Knopf, New York, 1990.
سوم این که، طرح روی جلد «شش چاکرا و سوشومنا نادی» است.

۱. یوگا چیست

خودیافتگی 

یوگا در تارو پود مذهب، فرهنگ عامه و ادبیات بومی هند تنیده است. پژوهشگری فرانسوی به نام پروفسور ماسون ـ اورل(۱۱) یوگا را «شالوده همیشگی فرهنگ هندی» توصیف کرده است. روشهای گوناگون یوگا مسلما در شکل گیری معنویت هند کنونی نقش مهمی داشته است.
ریشه های یوگا، که اغلب آن را «علم زندگی» می نامند، در روزگار بسیار کهن باستان گم می شود. در پی حفاریهایی که در قرن بیستم در حوضه رود سند انجام شده، سفالهای سالمی بدست آمده که حدود پنج هزار سال قدمت دارند و برخی از حرکات یوگا روی آنها نقش شده است. اروپاییها و امریکاییها چند سالی بیشتر نیست که به ارزش تمرین بعضی روشهای یوگا پی برده اند. البته در بین آنها که برخی تمرینهای بدنی و ذهنی بعضی مکتبهای یوگا را انجام می دهند، جز چند استثنا، یوگی واقعا اصیل دیده نمی شود. اکثر یوگی های هندی با شیفتگی راه و مکتب خاصی را دنبال می کنند، در حالی که بسیاری از غربیهایی که یوگا تمرین می کنند، بیشتر بهره هایی چون سلامتی، آرامش و تعادل روحی ـ جسمی را مد نظر دارند.
بهره مندیهایی که غربیها در یوگا کشف کرده اند، در نزد هندیها ناشناخته نیست و نوشته های مقدس هندو که از هزاران سال پیش باقی مانده است، این فواید را شرح می دهد؛ با این حال، این بهره ها نسبت به هدفهای معنوی و عرفانی یوگا فرعی شمرده می شود. در اوپانیشادها که در ۸۰۰ تا ۵۰۰ سال پیش از میلاد نوشته شده است، اشاره های بسیار به حرکتهای یوگا شده است. مثلاً شویت اشواتر اوپانیشاد بین «نخستین ثمره های» یوگا و هدف برتر یوگا، که همانا یگانگی عرفانی است، تمیز می گذارد:
نخستین نتایج یوگا را سبکی، سلامتی، استواری، رنگ و رخ شاداب، تکلم راحت، بوی خوش، و دفع اندک می دانند.
همان گونه که صفحه فلزی (آیینه) بخار گرفته پس از پاک شدن می درخشد، انسان دارای شکل جسمانی نیز از دیدن سرشت راستین خود خشنود و از اندوه آزاد می شود.
و هنگامی که سرشت راستین خود، چون چراغی سرشت راستین برهمن را به او نشان می دهد، با شناختن خدای ازلی و ابدی که فراتر از همه سرشتهاست، از تمام زنجیرها می رهد.
این متن قدیمی بروشنی نشان می دهد که یوگی های باستان از ارتقای سلامت جسمی و روحی حاصل انجام تمرینهای یوگا (که به شکل سبکی، آرامش و تعادل تجربه می شود) آگاه بوده اند. اینها بهره مندیهایی است که تقریبا بلافاصله پدیدار می شود (نخستین ثمره ها). اما این تغییرات، نسبت به هدف برتر یوگا که آزادی روحانی و یگانگی عرفانی بین روح فرد (آتمن) و روح جهانی (برهمن) است، فرعی شمرده می شود.
هدف برتر عارف هندو از زیستن، جذب شدن در برهمن، این بنیاد همه جا حاضر هستی، است. واژه سانسکریت و یوگایی برای این جذب شدن، سمادهی است. در سمادهی دوگانگی ای که در آگاهی عادی بین ناظر و منظور و بین ادراک کننده و ادراک شونده برقرار است، پایان می یابد. اوپانیشاد و نوشته های مقدس و کتابهای دیگر یوگا روشن می کنند که تجربه سمادهی، همان تجربه چهارمین حالت آگاهی یا لاهوت (تُریا اوستها) است که از سه حالت بیداری، رویا، و خواب بدون رویا (خواب عمیق) فراتر می رود. ماندوک اوپانیشاد درباره این حالت چهارم آگاهی چنین می گوید: «یکی است، بدون دومین. خود است. فقط آن را بشناس!»
این همان حالتی است که در تمام مکتبهای گوناگون عرفان از آن نام برده شده است و در هر فرهنگی و هر مذهبی نامی متفاوت دارد. انسان هایی در سن گوناگون و از مناطق گوناگون جهان این آگاهی وحدانی را تجربه کرده اند. این تجربه در مذهبهای گوناگون به شیوه های گوناگون به نمایش در آمده است، با این حال ویژگیهای اساسی خود این تجربه در میان تمام عرفا مشترک است؛ مهمترین این ویژگیها شناخت یگانگی (اتحاد روح فردی با روح کیهانی) است.
یوگا یک مکتب تعلیم روانی ـ جسمی است که هدف آن پرده برداشتن از آگاهی عرفانی است. واژه «یوگا» به معنی «یگانگی» یا «همگوهری»، و از همان ریشه هند و اروپایی واژه «یوغ» آمده است. یگانگی روح فرد (آتمن) و روح جهانی (برهمن) تجربه ای سرشار از وجد، و وصف ناپذیر است. آتمن معمولاً به واژه خود ترجمه می شود، اما منظور از آن منِ شرطی شده یا نَفْس شرطی شده آرمانی نیست. بنابراین، هدف یوگا در بعد کامل عرفانی آن، تحقق خود یا شکوفایی خود، یا خودیافتگی (سمادهی) است. و همان گونه که اوپانیشادها بارها و بارها می گویند، آتمن و برهمن؛ خود و ابرخود، همه یکی اند. هنگامی که بدن و ذهن کاملاً آرام گیرند، یوگی پاسخ به پرسش «که (یا) چه هستم؟» را می یابد؛ زیرا جوهر هستی در خمیره انسان نهفته است. آموزش آرام ساختن کامل جسم و ذهن، یوگا نامیده می شود.
می بینیم که هدف برتر یوگا، یعنی آگاهی عرفانی، بین پیروان آیینهای هندو، بودا، تائو، یهودیت، مسیحیت و تصوف مشترک است. بنابراین، می توان گفت در همه این آیینها، یوگا حضور دارد. یوگای هندویِ هند منبع اصلی روشهایی است که در این کتاب شرح داده شده است. روشهای مراقبه در آیینهای دیگر را در کتاب مراقبه شرح داده ام.
تکنیک های یوگای هندویِ هند به درجات گوناگون با تعالیم معنوی آیین بودا (که در هند زاده شد)، آیین تائو، آیین ذِن، آیین یهودیت، آیین تصوف (که بازوی عرفانی اسلام است)، و آیین مسیحیت (بخصوص کلیسای ارتدوکس) در هم آمیخته است.
شرح روشهای یوگا را می توان در کتابهای مقدس هندو، از قبیل وداها، اوپانیشادها، بهگود گیتا، و تانتراها دید. آلن دانییلو(۱۲) در کتاب یوگا: شیوه وحدت دوباره(۱۳) می نویسد: «تمام متنهای مقدس هندو از دیدگاه معنای غایی آنها، در واقع رساله های یوگا هستند. هدف تمام مذهبها کشاندن انسان به سوی یگانگی با، یا الحاق دوباره به هستی متعال است. آداب مذهبی یا مکتبهای اخلاقی فقط مراحل ابتدایی این فرایند به شمار می آیند.
در یوگا هیچ چیز نیست که پیروان مذهبهای دیگر را بیازارد. یوگا یگانگی کل حیات را آموزش می دهد، و یک برنامه تمرین عملی برای تجربه این یگانگی ارائه می دهد. همه می توانند از یوگا بهره مند شوند. آنکه با ایمان است و یوگا می کند، به پروردگار نزدیکتر خواهد شد. به قول راماکریشنا: «از طریق یوگا یک هندو، هندویی بهتر؛ یک مسیحی، مسیحی بهتر؛ یک مسلمان، مسلمانی بهتر؛ و یک یهودی، یهودی بهتری می شود.»
به همین ترتیب، یک خداناباور یا یک نمی دانم کیش می تواند از یوگا بهره فراوانی ببرد. شاید تا زمانی که نفهمیده اید تکنیکهای یوگا چه در بر دارد؛ این موضوع به نظرتان عجیب بیاید. روش تسلط بر جسم یا هاتایوگا و روش تسلط بر ذهن یا راجایوگا (که در این کتاب عمدتا به آنها پرداخته ام) صرف نظر از هدفی عرفانی که دارند، به خودی خود راههای موثری به سوی سلامت، خودآسایی عمیق، قدرت ذهن و آرامش ذهنی هستند. فرد خداناباور حتی شاید در جستجوی سمادهی باشد؛ اما سمادهی برای او راهی است به سوی شادابی و احیای نیرو، یا حالتی است ذهنی که در آن احساس نیرومند و لذت بخش «یکی بودن» با کائنات وجود دارد، یا شاید تماسی کوتاه باشد با سطح بالاتر آگاهی (که تکامل انسان در جهت رسیدن به آن است).
باور، جنسیت، سن، یا نژاد شما هرچه باشد، یوگا زندگیتان را غنی تر می کند.

راههای یوگا

یگانگی عرفانی هدف یوگاست. برای رسیدن به این هدف راهها بسیارند. شش راه اصلی آن عبارت اند از:



می بینید که یوگی های خردمند روزگار باستان برای طبایع مختلف انسانی، راههای گوناگون تدارک دیده اند.
گیان (جنان) بی تردید خاص انسان اندیشمند است. در این یوگا حقایق هستی و سرشت خود مطالعه می شود. شاگرد باید در مورد خودش این مطلب را بفهمد که وی بدن، احساس، شخصیت، یا عقل نیست، بلکه مصرف کننده آنهاست. خود مطلق و حقیقی مانند خورشید پشت ابر، در پس من (یا نَفْس) پنهان شده است. این خود حقیقی را فقط با خودآموزی پیگیر می توان آشکار ساخت و آن را به شکل واقعیت تجربه کرد.
بهکتی راه ایمان و نیایش است. یوگای ایثارست و مراقبه و تمرکز بر خدا را در بر می گیرد. این راه، راه عشق است. لازمه این راه، خدمت به همنوع و از خود گذشتگی است.
کرمهَ راه آدمهای فعال و برونگراست. کار کردن، برای ارائه خدمت به نوع بشر و در عین حال عبادت است. پیشه ور با ابزار و کشاورز با خیش عبادت می کنند.
ویوکنَند برای رسیدن به خودیافتگی به ترکیبی از یوگاهای گوناگون ـ گیان بهکتی، کرمهَ، راجاـ اعتقاد داشت و در مورد نفی زندگی هشدار می داد. مراقبه نباید منجر به خودنگری (نَفْس پرستی) درون نگرانه شود، بلکه باید به فنای خودنگری و احساس همگوهری با همه آدمها (که در آنها فرد، خودِ خویش را بازمی یابد) انجامد. ویوکنَند می گفت نه «من» بلکه، «تو» باید اسم رمز همه سعادت ما باشد.

جهان اینجاست و سرشار از تیره بختی. بوداوار به درون آن ره سپرید و بکوشید از آن تیره بختی بکاهید یا در این راه بمیرید. چه خداباور باشید یا خداناباور، نمی دانم کیش باشید یا وِدانتی، مسیحی باشید یا مسلمان، نخستین درس این است که خویشتن را فراموش کنید (ودانت عملی).

مَنترَه ذهن را از راه جَپَ (ذکر) یا تکرار یک واژه، عبارت، نیایش یا وِرد خاص متمرکز می کند. جَپَ می تواند با صدا، به نجوا، یا در ذهن گفته شود. مَنترَه با موضوع ارتعاشهای صدا سر و کار دارد. در مَنترَه یوگا جذابیتهای بسیار برای موسیقی دانها وجود دارد.
تکنیک مراقبه ترافرازنده (تی.ام) مهاریشی ماهش یوگی که به بیش از یک میلیون غربی تعلیم داده شده، بر اساس تکرار منتره استوار است. منتره واژه ای است که تکرار آن مراقبه کننده را در اوج آگاهی او به سرچشمه اندیشه، که همان هستی مطلق باشد، رهنمون می کند.
هاتا به شما توانایی می بخشد که جسمتان را بفهمید و بر آن تسلط یابید.
هاتایوگا جذابترین و شناخته شده ترین نوع یوگا در غرب است. تمرینهای بدنی، بهداشت و تمرینهای تنفس همه بخشی از هاتایوگاست. یوگی های باستان به دانشی حیرت انگیز از کارکرد جسم آدمی مجهز بوده اند. آنها با این دانش، همراه با مطالعه حرکات کششی جانوران جنگلی (بخصوص جانوران خانواده گربه سانان) کاملترین شیوه را برای دستیابی به سلامت و شادابی جسم و حفظ آن ابداع کردند. برتری این شیوه بر شیوه های دیگر در این است که هدف آن، علاوه بر تقویت قدرت یا اندازه عضله، حفظ یا ایجاد سلامت و کارایی اندامهای داخلی مانند قلب، ریه ها، غدد و اعصاب است. دیگر این که، یوگا به ابزار نیاز ندارد و در فضایی محدود می توان آن را انجام داد.
راجایوگا با هاتایوگا پیوند تنگاتنگی دارد و این دو اغلب با هم انجام می شوند. بعضی صاحب نظران یوگا بر هاتایوگای بدن بسیار تاکید می ورزند، و بعضی صاحب نظران راجایوگا اندکی هاتایوگا را کافی می دانند و بر پرورش روح و روان تاکید می ورزند. همان گونه که هدف هاتا تسلط بر بدن را نشانه می گیرد، هدف راجا تسلط بر ذهن است. هدف از راجایوگا در اختیار گرفتن سیل اندیشه هایی است که در ذهن انسان جاری می شود. راجایوگا از طریق تمرکز (دهارنا) و مراقبه (دهیان)، این سیل را کنترل و ذهن را آرام می کند. با این تمرینها می توان به حالت فراآگاهی (سمادهی) رسید.
همان طور که آدمهای ضعیف نمی توانند قله اِوِرست را فتح کنند، یوگی نیز می داند که برای رسیدن به هدف معنوی باید بدنش در سالمترین و کارآمدترین حالت باشد تا وی بتواند ذهن را تسخیر کند و آن را بنده خود سازد.
بنابراین، هاتا و راجایوگا راههای هدف واحدی اند، اما حتی اگر هدف را مد نظر قرار ندهید و فقط به راهها بیندیشید، از یک سو بهترین شیوه پرورش جسم را در اختیار دارید و از سوی دیگر روشی برای تسلط بر ذهن در اختیار دارید که از کلاسهای گرانقیمت آموزش ذهن بسیار عالیتر است.
رومن رولان(۱۴) در کتاب پیامبران هند نو(۱۵)، می نویسد: «معمولاً انرژیهایمان را تلف می کنیم. انرژیهایمان نه تنها با توفان پیچنده تاثیرهای بیرونی به هر سو هدر می روند، بلکه حتی هنگامی که درها و پنجره ها را می بندیم، آشفتگیها را در درون خویش می یابیم، جمعیتی مانند جمعیتی که در میدان عمومی روم باستان به ژول سزار خوشامد می گفت؛ هزاران مهمان نامنتظر که تقریبا بیشترشان «نامطلوب»اند بر ما هجوم می آورند و آزارمان می دهند. تا خانه مان را خلوت و منظم نکرده ایم، و بعد خیل انرژیهای پراکنده مان را فرانخوانده ایم و گردهم نیاورده ایم، هیچ فعالیت درونی نمی تواند موثر و مداوم باشد.»
راجایوگا برای این منظور، یعنی نظم دادن به خانه ذهن و جمع آوری انرژیهای پراکنده ما طراحی شده است. راجایوگا ذهن را هماهنگ و تلاطمش را آرام، و آن را پاکیزه و نیرومند می کند. همان طور که بدن پس از پاک شدن از مواد سمی زاید سالمتر و نیرومندتر می شود، ذهن نیز پس از خالی شدن از پسمانده های دست و پاگیری که در آن انباشته شده است، سالمتر و نیرومندتر خواهد شد. با انجام منظم راجایوگا، ذخیره ای از انرژی ذهنی در ما انباشته می شود که آماده مصرف شدن است.
با آرام نگه داشتن ذهن در حالت تمرکز مراقبه ای، نیروهای خفته بیدار می شوند. شاید برخی خواننده ها تردید داشته باشند، اما شاگردان یوگا گواهی می دهند که این موضوع کاملاً حقیقت دارد. کسانی که با روان شناسی ذهن نیمه هشیار آشنا هستند، این تناقض ظاهری را بخوبی درک می کنند که وقتی ذهن، آرام و پایدار، در حالت پذیرنده نگه داشته شود، بسیاری از مسائل مربوط به خلاقیت و اندیشه خودبخود، بدون کوشش و به نحوی سحرآمیز حل خواهد شد.
لیا (نهفته) یوگا، آمیزه ای از یوگاهای گوناگون ـ تنفس، حرکات بدنی، گوش فرا دادن به صداهای درونی و مانند آنها ـ از جمله کوندالینی یوگای نهان است. این یوگا، کوندالینی را بیدار می کند. کوندالینی در نماد، «مار چنبره زده ای» است که می گویند در انتهای پایینی ستون مهره خفته است و اگر بیدار شود از راه سوشومنا یا مجرای نخاعی رو به بالا به حرکت درمی آید، از مراکز گوناگون یا چاکراها می گذرد و سرانجام به مرکز آگاهی در مغز می رسد. در این هنگام شخص به حالت فراآگاهی می رسد. در زمینه نمادشناسی چاکراها مطالب بسیار نوشته شده است. چاکراها به شکل مجموعه ای از گلهای پرگلبرگ نشان داده شده اند. این گلها مفاهیم نمادین بیشمار دارند. بعضی پژوهشگران جدید تعداد چاکراها را برابر گرههای مهم عصبی می دانند و عده ای دیگر تعداد آنها را برابر غدد می دانند؛ اما احتمالاً درست تر از همه این است که چاکراها را مراکز انرژی جسمی در درون بدن ظریف یا بدن اثیری بدانیم. کوندالینی یوگا اگر تحت نظر و آموزش استادی بسیار ماهر و چیره دست انجام نشود، بسیار خطرناک خواهد بود.

 سلامت و شادی در عصر فشارهای روانی 

کهنسالی یوگا، بی اطلاعی ما از ماهیت حقیقی آن و مبهم بودن نُمادهای بسیاری از نوشته های یوگا، سبب شده است که بسیاری از غربیها که در جهانی سرشار از بیقراری دائم بسر می برند، بپندارند یوگا چیزی برای آنها ندارد و مبهم و قدیمی و غیرعملی است. که البته در اشتباهی بزرگ گرفتارند، زیرا در این عصر تنش یوگا عملی ترین راه دستیابی به سلامتی و شادی است.
نباید از بدبینهایی حمایت کنیم که معتقدند تمدن باید نابود شود و ما باید به سطح پیشرفت انسان غار نشین باز گردیم. مهار نیروهای طبیعت مانند برق و انرژی هسته ای، که امکان پرواز سریعتر از صوت و کاوش در فضا و مانند آنها را برای ما فراهم آورده اند، دستاوردهای با شکوهی از پیروزیهای انسان است در چیرگی بر عالم. اما این انسان گاه فراموش می کند که نه ماشین، بلکه موجودی زنده است. در غرب میلیونها نفر با چنان آهنگ سریعی روزگار می گذرانند که در حقیقت نوعی خودکشی تدریجی است. تمدن، فشارها و تنش هایی بر ما وارد می آورد که برای اجدادمان ناشناخته بود. تنها از راه توجه فزاینده به سلامت جسمی و ذهنی است که آدمی می تواند از عهده دست و پنجه نرم کردن با این فشارها برآید.
یوگا، به مشکل تنش پاسخ می دهد. سالها پیش که تمرین روزانه یوگا را آغاز کردم، واکنشهایم را در دفتری می نوشتم. اکنون که به این یادداشتها نگاه می کنم، نتایج زیر را می بینم:
تقریبا بلافاصله پس از آغاز تمرین حرکتهای یوگا، نیروی حیاتی من افزایش یافت؛ بنیه ام نیز بسیار بیشتر شد و حتی در پایان یک روز پر کار احساس نشاط می کردم.
حرکات بدنی (آساناها) عضله هایم را محکم تر و خوش قواره تر کرد و احساس می کردم بدنم قوی تر و نرم تر است (و واقعا هم همین طور بود). راست تر و خوش هیکلتر شدم.
وزنم در سه ماه حدود ۵ کیلو کم و حدود ۳ سانتی متر از دور کمرم کاسته شد. عضله های شکمم محکمتر و مشخصتر شد. دفع از روده بزرگ منظم تر شد. دوستانم می گفتند که ظاهرم بسیار بهتر شده است. سرزنده تر و جوانتر شده بودم.
ذهنم آرامتر شد و خلق و خوی خونسردتری پیدا کردم. بر هیجانها و احساساتم تسلط یافتم. به ندرت دستخوش خشم یا سایر هیجانهای منفی می شدم. دید من به زندگی روشنتر و شور و شوقم به زندگی زیادتر شد. بیشتر در حال زندگی می کردم و نه در گذشته یا در آینده. نگاهم به روزگار و به خودم عینی تر شد. حس آگاهی من بسیار نیرومند شد. تمرکزم بسیار بهتر شد و می توانستم مدتهای طولانی بدون احساس خستگی ذهنی خیلی خوب کار کنم.
بتدریج با تمام موجودات زنده احساس یگانگی کردم و حس حرمت نسبت به آنها در من بیدار شد.
با بسیاری از کسانی که برنامه منظم تمرین یوگا داشته اند صحبت کرده ام، آنها نیز بدون استثنا به همین نتایج رسیده اند. به اعتبار همین بهره مندیها و فواید است که دانشمندان، نویسندگان، روان شناسان، هنرمندان، موسیقی دانان، زنان و مردان ورزشکار و در واقع افرادی که در زمینه های گوناگون زندگی فعال اند، یوگا انجام می دهند و کمکی را که یوگا در داشتن یک زندگی سلامت تر، شادتر، و فعالتر به آنها کرده است می ستایند.
برای دستیابی به نتایج یوگا، لازم نیست یک زندگی منزوی را در پیش بگیریم. یوگا می تواند در زندگی متمدن نقشی فعال داشته باشد؛ تمرین روزانه حرکتهای یوگا، در مقابل تنشهای بیشمار محیط شما مانند یک حفاظ عمل خواهد کرد. دلایل علمی بسیار چشمگیر مبنی بر درستی این ادعا وجود دارد که مراقبه نوع یوگایی، درمان موثری برای فشار روحی است. مطالعات آزمایشگاهی دکتر هربرت بنسون(۱۶) در دانشکده پزشکی هاروارد، نشان می دهد که مراقبه یوگایی «واکنش آرامش عمیق» ایجاد می کند. واکنش آرامش عمیق به زبان فیزیولوژی به شکل کاهش چشمگیر آهنگ تنفس و مصرف اکسیژن (تا میزان زیر سطح خواب عمیق)، پایین آمدن ضربان قلب (به طور متوسط به اندازه سه ضربان در دقیقه)، کاهش فشار خون در مراقبه کنندگانی که فشار خون آنها بالاتر از حد متعارف بوده است، و اُفت مقدار لاکتات(۱۷) خون (مقدار لاکتات با حمله های اضطراب ارتباط نزدیک دارد)، و تولید امواج آلفا در مغز در طی مراقبه (امواج آلفا با آرامش ذهن ارتباط دارند) نشان داده می شود. این تغییرات مشخص فیزیولوژیکی با گزارشهای کسانی انطباق دارد که از احساس آرامش و آسودگی بیشتر و توانایی بیشتر در کنار آمدن با فشارهای روحی زندگی، در نتیجه انجام مراقبه یوگا می گویند.
حرفه شما هرچه باشد (بازرگان، کارگر کارخانه، کشاورز، دانشجو، خانه دار...)، یوگا ارمغانی برایتان دارد. هرسن، جنسیت، کیش یا نژادی دارید، با پیروی از این علم بی نظیر زندگی، نتایجی چون سلامت درخشان، افزایش انرژی و بنیه، اندامی متناسبتر، خودآسایی، بهبود تمرکز و آرامش ذهن بدست خواهید آورد.

دیباچه

از دهه ۱۹۵۰ در اروپا و امریکا نسبت به یوگا علاقه چشمگیری به وجود آمد. یوگا یک روش تربیت بدنی، ذهنی و روحی است که سرچشمه آن در تاریخ کهن هند گم شده است. علاقه به یوگا و انجام تمرینهای آن، بیشتر بر حرکتها و تمرینهای تنفسی هاتایوگا، که یکی از چند مکتب سنتی یوگا به شمار می آید، متمرکز است.
پس از مدت کوتاهی تمرین منظم، سلامت و نیروی حیاتی بهبود می یابد، نرمش بدن افزایش می یابد، عضله ها محکم و نیرومند می شوند، و حس سبکی، آرامش و تعادل در آگاهی و در بدن خانه می کند. در غرب، ارزش مراقبه یوگا خیلی به آهستگی درک شد، اما علاقه و تمرین این بخش از یوگا اکنون شتابان رو بفزونی است.
یوگا ثابت کرده است موجی نیست که امروز بیاید و فردا برود. میلیونها اروپایی و امریکایی از روشهای ساده تر آن بهره های بزرگ جسمی، روانی و روحی گرفته اند. حقیقت این است که یوگا موثر است، و خبر خوب زود پخش می شود. اکثر مردم به یوگا روی می آورند چون تعریف آن را از دوستان و آشنایان شنیده اند.
کتاب یوگا به حرکتها، کنترلهای تنفسی و سایر تمرینهایی می پردازد که برای سلامت و تسلط بر بدن لازم است و به مکتب هاتایوگا تعلق دارد و در مراحل بعدی به کنترل حواس، تمرکز، مراقبه، و جذبه راجایوگا که تسلط و توازن ذهنی به وجود می آورد می رسد. بنابه سنت، تمرینهای هاتایوگا برای پالایش جسم و آمادگی برای راجایوگا یا «راه عالی» است، گرچه برای فایده هایی که در بالا گفته شد نیز تمرین می شود.
یوگاها یا «راههای» دیگری نیز هست که هر یک روشهایی برای خود دارد. شرح بسیاری از این تکنیکها در کتاب مراقبه(۱) آمده است. در کتاب فوق شرایطی که برای مراقبه و در پی آن رسیدن به مراحل خودآسایی عمیق و آگاهی ناب لازم است، همراه با گستره ای از تکنیکهای گوناگون آمده است. خوانندگان می توانند تکنیکها را بیازمایند و بنابه نیازهایشان، آن تکنیکهایی را که مناسبتر است برگزینند.
ترکیب تهذیب نَفْس، حرکتها، کنترل تنفس و مراقبه، روند کلی سنت یوگای هند است که پتنجلی(۲) حدود دویست تا سیصد سال پیش از میلاد در یوگاسوتراها(۳) به شیوه ای روشمند نوشته است. ما «هشت شاخه» مشهور پتنجلی را چارچوب این کتاب قرار داده ایم. سنت کلاسیک، ریشه ها و مبانی تمرین را ارائه می کند، گرچه باید به یاد داشته باشیم که متنهای کهن برای مردمانی نوشته شده است که قرنها پیش و به شیوه ای بسیار دور از عصر تکنولوژی جدید می زیسته اند. امید است که کتاب یوگا برای خوانندگانی که مشتاق کسب زمینه ای برای تمرین مبتدی اند، و در عین حال در پی فرصتی هستند که بدانند یوگا، به خالصترین صورتش آن گونه که در زادگاهش هند انجام می شود، دقیقا چیست، مفید باشد. امیدوارم خواننده، حتی اگر به مطالعه عناصر عرفانی ماوراءالطبیعه و فلسفه ای که هزاران سال دلیل وجودی یوگا بوده است، علاقه خاصی ندارد، بتواند از طریق این کتاب یوگای هند را بشناسد. در غرب، بسیاری از کتابهای متداول یوگا آن را روش تناسب اندام معرفی می کنند و ابعاد عرفانی آن را نادیده می گیرند، یا بسیار اندک و خلاصه به آن می پردازند.
در کتاب یوگا، تاکید بر انجام تمرین است و البته تمرین آن گونه که در سنت یوگا آمده. هاتایوگا پردیپیک که یکی از متنهای مهم مکتب هاتایوگاست می گوید: «تمرین، راه موفقیت است و بس». و فلسفه عرفانی یوگا و مذهب شرقی به طور کلی، فقط بر مبنای نظریه پردازی خشک نیست، بلکه بر اساس تجربه کردن بعضی حالتهای آگاهی است که از راه انجام مراقبه پدید می آیند.
به تازه واردهای یوگا توصیه می شود برای شروع حرکتها، خودآسایی عمیق، و تمرینهای تنفسی که اثر آنها بر رهایی از تنش و ایجاد توازن و سلامت جسمی ـ روانی خیلی زود آشکار می شود، درنگ نکنند. پس از مهارت یابی در این تمرینها، بی هیچ شتابی می توان تمرینهای مراقبه را آغاز کرد و به مطالعه اندیشه هایی فلسفی ای پرداخت که درونمایه کهن یوگا را تشکیل می دهد.
چکیده ای از مطالب هر فصل را در سطرها و صفحات زیر می آوریم:
در فصل ۱ شرح داده می شود که یوگا چه هست و چه نیست. یوگا هم روش است و هم هدف: واژه یوگا به معنی «یگانگی» یا «وحدت» است. یگانگی، بُعد عرفانی یوگاست که در هند بُعد اصلی به شمار می آید، اما نه در غرب که یوگا را به منظور سلامت، آرامش، پایداری هیجانی و تعادل روحی تمرین می کنند. گرچه واژه یوگا را می توان اشاره به یگانگی بدن و ذهن در یک حالت سلامت و کارایی هماهنگ دانست، این واژه در بالاترین سطح به آگاهی وحدانی عارف (هندو یا غیر هندو) اشاره دارد که در آن فرد از من (نَفْس) فراتر می رود و سرشت روحانی فطری او شکوفا می شود. این «یگانگی» که هزاران سال هدف یوگا را تشکیل می داده است، هنگامی تحقق می یابد که جسم و ذهن کاملاً آرام گیرند، در حالی که مراقبه کننده هشیار و آگاه است. هدف تکنیکهای یوگا (حرکات، کنترل های تنفس، مراقبه) این سکون و آرامش بزرگ درونی است.
در فصل ۱، شیوه های اصلی یوگا نیز شرح داده می شود؛ هر راه یا شیوه با یک طبع متفاوت همخوان است، گرچه امکان تداخل راهها نیز وجود دارد. برخی استادان بنام یوگا، بخصوص سوآمی ویوْکنَند(۴) در قرن نوزدهم و شْری اوروبیندو(۵) در قرن بیستم، ترکیبی از یوگاهای گوناگون را تدریس کرده اند. اکثر انواع یوگا در بَهگوَد گیتا(۶) که خود را «کتاب مقدس یوگا» می نامد، شرح داده شده است. چهار یوگای نخست از شش یوگا یا راه یگانگی که در فصل یکم آمده، در کتاب مراقبه بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. این چهار یوگا عبارت اند از: گیان، یا یگانگی از راه شناخت سرشت ذاتی خویش؛ بَهکتی، یا یگانگی از راه عبادت؛ کارما، یا یگانگی از راه کردار و خدمت؛ و منترَه، یا یگانگی از راه صدا. یوگای پنجم و ششم که عبارت اند از هاتایوگا، یا یگانگی از راه تسلط بر جسم، و راجایوگا، یا یگانگی از راه تسلط بر ذهن، موضوع این کتاب و مرجع تمرینها به شمار می آیند. این تمرینات با بهره گیری از نیروهای روانی ـ جسمی طبیعی ما، موثرترین راه مقابله با فشار روانی را که در جوامع متمدن ـ عامل اصلی مرگ و میر است، به ما ارائه می کند.
در فصل ۲، هشت شاخه یوگا ارائه می شود. راه هشتخوانی که پتنجلی یا «پدر یوگا» برای آموزش و تمرین یوگا روشمند کرده، روند کلی سنتی است که در کتاب آشنایی با یوگا رعایت شده است. شاخه های سوم و چهارم به ترتیب حرکتهای شناخته شده و کنترلهای تنفس هستند. شاخه های پنج تا هشت، مراحل تدریجی آرام شدن ذهن و رسیدن به آگاهی ناب است که سمادهی نام دارد و بالاترین مرحله است. دو شاخه نخست شامل اصول اخلاقی و رهنمودهایی معنوی برای شاگردان کوشا، و نیز تهذیب نَفْسی است که تمرین یوگا نیاز دارد. اما در این «اخلاق» هیچ گونه بیم و تهدیدی وجود ندارد، پتنجلی فقط شرح می دهد که یوگی «به آگاهی رسیده» یا «به کمال رسیده» چگونه زندگی خواهد کرد. و استادان یوگا بر توانایی تمرین یوگا در تغییر شیوه زندگی تاکید می ورزند.
«راه هشتخوان» پتنجلی قرنها چارچوبی برای روند کلی سنت یوگا در هند بوده و داربست ساختار این کتاب قرار گرفته است.
در فصل ۳ هاتایو گا را شرح می دهیم که حرکتها و تمرینهای تنفسی بخشهای اصلی آن را تشکیل می دهند. دستورهای مربوط به غذا و پاکیزگی نیز در این شکل از یوگا قرار می گیرد. تمرین هاتایوگا در بهبود سلامت و تناسب جسمی و ایجاد و آرامش برای جسم و ذهن چندان مفید است که برای بعضی از مردم تنها بخش مهم یوگاست. بسیاری از غربیها و تعدادی از شرقیهایی که یوگا می کنند، در مورد هاتایوگا چنین می اندیشند.
تمرینهای هاتایوگا بدن و ذهن را در هماهنگی قرار می دهد. اصل کلیدی انرژی دادن به بدن از طریق روشهای هاتایوگا، اصل پرانا یا انرژی کیهانی است. هاتایوگا سلامت موزون ستون مهره، سیستم اعصاب و غدد درون ریز را بهبود می بخشد؛ کارکرد درست این اعضا بر نیروی حیاتی، سلامت و طول عمر اثرهای مهمی می گذارد. تمرین منظم حرکتها، خشکی عضلات و مفصلها را از بین می برد و روند پیری را کند می کند. حرکتها و تمرینهای تنفس آرامش ذهن را هم فراهم می آورند، ضمن این که تمرینهای هاتایوگا به طور طبیعی به راجایوگا (راه عالی) می انجامد که شاخه های پنج تا هشت پتنجلی است و ذهن را از طریق تکنیکهای هشیاری مراقبه ای آرام می کند.
در فصل ۴ گستره ای از حرکتها (آساناها) شرح و تصویر شده اند. این حرکتها شامل حرکتهای اصلی مشهور چون ایستادن روی شانه، خیش، ایستادن روی سر، درخت و مثلث است. شیوه متعارف و استاندارد انجام حرکتها ارائه شده و در مواردی شکلهای ساده شده و اندکی پیشرفته تر نیز نشان داده شده است. همچنین، بخشی به حرکتهایی اختصاصی داده شده است که نسبت به برنامه استاندارد به نرمش بدنی بیشتری نیاز دارند. چکیده ای از اثرهای سودمند هر حرکت در پایان شرح آن آمده است. این فصل با راهنمای قدرتهای درمانی حرکتها پایان می یابد.
بیشتر فایده ای که از یک حرکت به بدن می رسد، به شیوه انجام آن حرکت بستگی دارد. فشار آوردن به بدن ممکن است سبب درد و کشیدگی شود. به پیشرفت تدریجی راضی باشید. اگر، به هر میزان از نرمش بدنی که رسیده اید، حرکتها را تا حدی که بدن شما راحت است انجام دهید، بسیار از یوگا سود خواهید برد. بزودی به پاداشهایی چون سلامتی، آرامش و نرمش بدن، که حرکتهای یوگا را چنین محبوب کرده است، دست خواهید یافت. و بزودی تاثیر آرام بخش و هماهنگ کننده ای را که یوگا بر حالت ذهن شما دارد، نیز تجربه خواهید کرد.
حرکتها را انجام دهید و ببینید کدامیک برایتان آسانتر است. انجام حرکتهایی که برایتان دشوار باشند، به شرطی ارزشمند است که بخود فشار نیاورید. تنظیم برنامه های روزانه و نکات دیگری درباره انجام حرکتها در فصل ۸ آمده است.
فصل ۵ به خودآسایی عمیق اختصاص داده شده است. خودآسایی از مهارتهای ارزشمندی است که انسان امروز برای مقابله با فشار روحی نیاز دارد. تمام تمرینهای یوگا آرامش و توازن به وجود می آورند، اما با توجه به عمومیت یافتن فشار روحی و نشانه های آن (فشار خون بالا، سردرد،...)، احساس کردم که باید فصلی جداگانه برای حرکت خودآسایی عمیق (شاواسانا) در نظر گرفته شود. این حرکت باید به مدت چند دقیقه در پایان هر جلسه تمرین حرکتهای یوگا و در هر زمانی که نیاز به «رهایی» هست، انجام شود. شاواسانا مهارت عصبی ـ عضله ای رها شدن از فشار و تنش است و جسم و ذهن را از احساس آرامش سرشار می کند. آگاهی به نوزده قسمت بدن از پوست سر تا نوک انگشتهای پا سفر می کند و بعد از انگشتهای پا به پوست سر باز می گردد و در این سفر به هر قسمت بدن که می رود آنجا را از انقباض و تنش رها می کند.
در فصل ۶ با تنفس یوگا (پرانایام) سر و کار داریم. افرادی که بر حرکتهای چشمگیر یوگا تمرکز می کنند، غالبا کنترل تنفس را نادیده می گیرند، اما هاتایوگا نامش را از تنفس یوگا گرفته است و باید به این دو دست کم اهمیتی برابر داد. ها به معنی «خورشید» و تا به معنی «ماه» است که به ترتیب نماد انرژیهای مثبت و منفی اند و در پرانایام مهار و متوازن می شوند. پرانایام، کنترل «پرانا» یا اصل حیاتی عالم است. همچنین، هنر درست تنفس کردن است؛ هر که تنفس سطحی دارد اگر بخواهد نیروی حیاتی و هشیاری کامل داشته باشد باید پرانایام را یاد بگیرد.
شرح حرکتهای نشسته یوگا در این فصل آمده است، چرا که این حرکتها بدن را برای تمرین کنترلهای تنفس، و همچنین برای مراقبه ساکن و پایدار نگه می دارند.
حالتهای نشسته چهار زانو برای شرقیها آسان است چون از کودکی به نشستن روی زمین عادت دارند. اکثر غربیها می توانند در حرکت آسان نشسته بنشینند و بتدریج که پاهایشان به چهار زانو نشستن عادت کرد، حرکتهای پیشرفته تر نشسته را آغاز کنند. این حرکتهای نشسته، به تنهایی تمرینهای با ارزشی به شمار می آیند، چون در انعطاف پذیری مفصلهای ران و سلامت ناحیه لگن تاثیر دارند. افرادی که نمی توانند چهارزانو بنشینند، می توانند از صندلی دارای پشتی راست استفاده کنند. مهمترین نکته در نشستن یوگایی صاف و راست نگه داشتن پشت است
فصل ۷ شرحی است از حرفهای هاتایوگا درباره پاکیزگی شخصی و برنامه غذایی. انجام برخی دستورهای پاکیزگی (شَت کارماها) به شیوه سنتی برای اکثر غربیها فقط از دیدگاه نظری جالب است، گرچه در مواردی تعدیلهایی امروزی نیز در این شیوه ها امکان پذیر هست. باید در نظر داشت که این شیوه های پاکیزگی قرنها پیش برای یوگی هایی که در اَشرامهای درون جنگل در شرایط بسیار متفاوتی با شرایط امروز یوگا می آموختند و تمرین می کردند ابداع شده است؛ اما دقت فوق العاده این شیوه ها، هر گرایشی به برتر داشتن شیوه های بهداشت شخصی امروزی را کنار می زند. معدودی از غربیها حاضرند نوار درازی از گاز جراحی را ببلعند یا با کنترل عضله آب به قولون خود وارد کنند، گرچه چنین شیوه های سنتی هنوز در برخی مدرسه های یوگای هند بکار می رود.
کنترل عضله ها در عقب کشیدن شکم و جداسازی عضله های راست شکم در فصل هفت شرح داده شده است، چون این دو حرکت نیز با شیوه های پاکسازی بدن ارتباط دارند. این کنترلهای شکمی از ارزشمندترین یافته های یوگا به شمار می آیند، زیرا هیچ ورزشی چنین دقیق روی سلامت و توانایی ناحیه شکمی کار نمی کند. این دو حرکت یبوست و سوء هاضمه را از بین می برد، چربی اضافی را کاهش می دهد و سلامت جنسی را افزایش می دهد.
فصل ۷ با چکیده ای از اصول و عادتهای تغذیه یوگایی پایان می یابد. یوگا در مورد انتخاب غذا نیز، مانند اصولی اخلاقی، نمی گوید چه بخورید و چه نخورید، بلکه می گذارد تمرین یوگا بر انتخاب غذا اثر بگذارد. در یوگا افراط جایی ندارد و بنابراین در مورد غذا نیز مانند سایر جنبه های زندگی، میانه روی را قانون قرار می دهد.
در هنگام رسیدن به فصل ۸ خواننده قاعدتا باید تمرینهای مبتدی را انجام داده باشد و خود را شاگرد یوگا بداند. فصل ۸ رهنمودی است برای بهره گیری حداکثر از تمرینها. این فصل نشان می دهد چگونه برنامه های مبتدی پانزده یا بیست دقیقه ای را بر مبنای حرکتهایی که در فصل ۴ شرح داده شده است، تنظیم کنید. در موقعیتهایی که وقت روزانه اندک است، می توان برنامه ای ده دقیقه ای تنظیم کرد. حتی یک برنامه سریع انرژی بخش پنج دقیقه ای ارائه شده، که در آن کشش بدنی و تمرین تنفس با هم ترکیب شده است. برنامه روزانه را می توان با وارد کردن بعضی حرکتهای پیشرفته تر به سی دقیقه رساند. بهترین مجموعه تمرینهای تنفس و نیز روش کسب مهارت در حالتهای نشسته و کنترلهای شکمی عقب کشیدن و جداسازی عضله های راست شکم در این فصل آمده است. همچنین این فصل حرکت کشش گربه را معرفی می کند که ترکیبی از چند حرکت و برای زمانهای تنگی وقت مناسب است.
فصل ۹ راجایوگا، «راه عالی» را معرفی می کند. تمرینهای هاتایوگا بدن را پالایش می دهد و برای مراقبه راجایوگا آماده می کند. هر که آرام بنشیند و فعالیتهای ذهن را نظاره کند، بیقراری آن را در می یابد، و می فهمد که نه فقط یک «من» بلکه «من»های بسیاری در کار است و ذهن بسیار بیشتر از آنچه معمولاً تصور می شود مکانیکی (بدون فکر) است. مفهوم سطوح آگاهی که در شرق بسیار شناخته و در غرب ناشناخته است، در این فصل شرح داده می شود. نگرشهای اجتماعی متفاوت درونگرای شرق و برونگرای غرب نیز مورد بحث قرار می گیرد. مثلاً، مراقبه به عنوان شیوه ای سالم و از لحاظ روحی ارزشمند در شرق پذیرفته شده است. فصل ۹ با بیان این اطمینان که راجایوگا از مبنای منطقی استواری برخوردار است و حقایق بنیادی آن در تجربه پدیدار می شود، پایان می یابد.
فصل ۱۰، شرایط مناسب برای مراقبه، مدت زمان لازم برای مراقبه، بهترین مکان برای مراقبه و چگونه نشستن و تنفس کردن برای کسب بهترین نتیجه از مراقبه را بیان می کند. آنگاه کنترل حواس، که شاخه پنجم یوگای پتنجلی است شرح داده می شود. این مرحله آغازین توجه به درون و بی ارتباطی با بمباران تاثیرهای حسی بیرونی است. بعد یک تکنیک مهم مراقبه یوگا شرح داده می شود که در آن جریان اندیشه ها با هشیاری کنش پذیر نظاره می شود. پس از مدتی بدون کوشش اختیاری مراقبه کننده، از تعداد اندیشه ها کاسته می شود؛ بعد فواصل سکون و سکوت بین اندیشه ها پدیدار می شود. این تمرین نشاندهنده خودی فراتر از من (نَفْس) است که تحقق آن هدف یوگاست.
در فصل ۱۱ دهارنا، شیوه اصلی مراقبه ای تمرکز شرح داده شده است. این ششمین شاخه از هشت شاخه یوگاست. جریان توجه به سوی یک شی ء یا اندیشه هدایت می شود و روی آن می ماند. هنگامی که توجه، بی کوشش مدتی روی موضوع مراقبه بماند، مرحله دهیان فرا می رسد که می توان آن را تعمق یا مراقبه ترجمه کرد. دهیان دروازه سمادهی یا ادراک است که آخرین مرحله است.
تکنیک خیره شدن به یک شی ء مثلاً یک سیب، مانند تکنیکهای گوناگون خیره شدن به درون یا تجسم که در آنها چشمها بسته است، شرح داده شده است. گوش دادن به صداهای درون و بیرون شیوه دیگر مراقبه تمرکزی است که در این فصل شرح داده شده است؛ تکنیک تکرار منترَه که واژه یا عبارتی خاص است، نیز شرح داده شده است. تکرار خاموش یک واژه، مبنای روش مراقبه ترافرازنده (ترانسندنتال مدیتیشن(۷)، با صورت اختصاری تی.ام(۸))؛ است که در غرب طرفداران بسیار دارد. آنگاه تی.ام. بررسی می شود، و کاربرد دستگاه پسخوراند زیستی برای کنترل خودکار مغز(۹)، الگوهای امواج مغزی و تبدیل آنها به امواجی که از یوگی های در حال مراقبه ثبت شده است، شرح داده می شود.
پیش از پرداختن به شاخه هشتم راه هشتخوان پتنجلی، در فصل ۱۲ نگاهی می اندازیم به قدرتهای فوق طبیعی روانی که گفته می شود نتیجه کاربرد تمرکز، تعمق و غرق شدن در اشیائی انتخابی است. این حالت سَمیم نامیده می شود که می توان آن را «توازن ذهن» نامید. علل مناسب بودن مراقبه یوگا برای ادراک فراحسی و اینکه چرا پژوهش علمی روی ادراک ماورای حسی ادعاهای یوگا را تایید می کند، توضیح داده شده است. بعد شرح فشرده ای از کوندالینی یوگا آمده که یوگایی نهانی و بر مبنای بیداری انرژی در چاکراهای (چاکرا به معنی «چرخ» است) قدرت فوق طبیعی روانی در بدن ظریف یا روحانی است.
فصل ۱۳ ما را به سمادهی می رساند که هشتمین شاخه یوگاست و می توان آن را خود یافتگی یا جذبه ترجمه کرد. سمادهی اوج مراقبه یوگاست. سمادهی مراحل «دانه دار» و «بدون دانه» دارد که شرح داده شده است. من ـ خود پشت سر گذاشته می شود و ثمره آن ناهشیاری نیست، بلکه آگاهیِ نابِ بدون اندیشه، واژه یا تصویر است. شناختی است که در آن خود حقیقی مان را تجربه می کنیم. این تجربه اغلب زیستن در حال ابدی توصیف می شود. توصیفهایی که از سمادهی شده است با تجربه های آگاهی وحدانی سایر سنتهای عرفانی شرقی یا غربی تطبیق دارد. در اینجا توصیف ودانت(۱۰) هندو از سمادهی نقل می شود که از اوپانیشادها گرفته شده است و بسیاری آن را اصیل ترین توصیف «فلسفه پایدار» عرفان می دانند.
فصل ۱۴، فصل پایانی است و اثر تکرار تجربه سمادهی در مراقبه را بر زندگی روزمره مورد بحث قرار می دهد.
واژه نامه توضیحی بعد از این فصل، واژه های سانسکریت یوگای این کتاب را به اختصار تعریف می کند.

نظرات کاربران درباره کتاب یوگا