فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب شرحی بر نقد خرد ناب و روند پیدایش آن

کتاب شرحی بر نقد خرد ناب و روند پیدایش آن

نسخه الکترونیک کتاب شرحی بر نقد خرد ناب و روند پیدایش آن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب شرحی بر نقد خرد ناب و روند پیدایش آن

کتاب « شرحی بر نقد خردِ ناب » چکیده‌ای از کتاب نقد خردِ ناب پیش‌روی مخاطبان قرار می‌دهد و درباره ساختار و گفتار این کتاب مهم توضیحاتی ارائه می‌دهد . کتاب « نقد خرد ناب » اثر ایمانوئل کانت از آثار بنیادین و ماندگار تاریخ فلسفه غرب است . هرکسی که اندکی با فلسفه آشنا باشد نام کانت را شنیده است و هرکسی آوازه کانت به گوشش رسیده باشد ، به برخی واژگان و اصطلاح‌ها برخورد کرده است که همواره با نام کانت گره خورده‌اند : خواب دگم‌باوری ، انقلاب کوپرنیکی ، فلسفه نقادی ، شکوفایی شخصیت‌شناسی نقد خرد ناب ، اخلاق وظیفه‌محور و واژگانی دیگر که با نام کانت عجین شده‌اند . روند شکل‌گیری نقد کانتی از کجا آغاز شد و چه مسیری را پیمود تا به قله خرد ناب برسد ؟ آیا در کتاب‌های پیش از نقادی ، اثری از کانتِ نقاد وجود دارد ؟ کتاب حاضر که توسط دو تن از شارحان مشهور کانت و مترجمان آثار او به زبان انگلیسی نوشته شده مقدمه‌ای است بر ترجمه‌شان از نقد خرد ناب . این مقدمه در عین کوتاهی ، شرحی سودمند برای خواندن کتاب نقد اول است و نکته‌هایی خواندنی دارد درباره چگونگی پیدایش نقد کانتی و کتاب نقد . مخاطب این کتاب استادان و دانشجویان فلسفه و نیز همه کسانی‌اند که در پی شناخت فلسفه کانت هستند .

ادامه...

بخشی از کتاب شرحی بر نقد خرد ناب و روند پیدایش آن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار مترجم

هر کس اندکی با فلسفه آشنا باشد، نام کانت را شنیده است و هر کس آوازه کانت به گوشش رسیده باشد، به برخی واژگان و اصطلاح ها برخورده است که همواره گرد نام کانت می گردند: خواب دگم باوری، انقلاب کوپرنیکی، فلسفه نقادی، شکوفایی شناخت شناسی نقد خرد ناب، اخلاق وظیفه محور و واژگانی دیگر که با نام کانت عجین شده اند. انقلاب کوپرنیکی چه بود؟ آیا اگر هیوم نبود، کانت در خواب می ماند؟ چه شد که کانت به سراغ شناخت شناسی رفت و به جای شناخت بیرون، به شناخت درون پرداخت؟ چرا او تحلیل ذهن عالِم را ضروری تر از بررسی عین عالَم دانست؟ کانت با کدام متافیزیک درافتاد و چه بخش هایی از سنت فلسفی گذشتگان را در لایه های نقد خِردش حفظ کرد؟ کانت در دهه های پیش از نقادی چه می کرد؟ روند شکل گیری نقد کانتی از کجا آغاز شد و چه مسیری را پیمود تا به قله خرد ناب برسد؟ آیا در کتاب های پیش از نقادی، اثری از کانتِ نقاد وجود دارد؟ سنت لایب نیتس، ولف و باومگارتن چه نقشی در پیدایش نقد خرد ناب دارد؟ جایگاه فیزیک نیوتن کجاست؟
سنت رایج فلسفی ایران بیش تر به کانت نقاد می پردازد و کم تر از روند کانت شدنِ کانت سراغ می گیرد. قلت شرح های فارسی در باره دوره پیش از نقادی، بهترین گواه این ادعاست. البته، حجم آثار نقادی چنان زیاد و محتوای آن چنان سنگین است که تا حدودی این بی توجهی را موجه می کند. اما به هر روی، جای خالی اثرهای توضیحی در این باره به چشم می آید.
شرح حاضر پاسخ بسیاری از پرسش های بالا را در بر دارد. پل گایر و آلن وود دو تن از شارحان مشهور کانت و مترجمان آثار او به زبان انگلیسی اند و این نوشتار مقدمه آنان است بر ترجمه شان از نقد خرد ناب. این مقدمه در عین کوتاهی، شرحی سودمند برای خواندن کتاب نقد اول است و نکته هایی خواندنی دارد در باره چگونگی پیدایش نقد کانتی و کتاب نقد. مخاطب این کتاب استادان و دانشجویان فلسفه و نیز همه کسانی اند که در پی شناخت فلسفه کانت هستند. کوتاهی شرح مانع می شود که مقدمه ای بلند بر آن بنویسم و در باره فلسفه کانت و کتاب نقد توضیحی مفصل عرضه کنم. افزون بر این، کتاب های مفیدی در این باره به فارسی وجود دارد که نگارنده را از معرفی فلسفه کانت معاف می کند.
نخست، این شرح چکیده ای از کتاب نقد خرد ناب پیش می نهد و در باره ساختار و گفتار کتاب توضیح هایی می دهد. در این قسمت، ما معنای فلسفه استعلایی و تفاوت های آن را با تجربه باوری، شک گرایی و عقل باوری می بینیم. نویسندگانْ بخش های کتابِ نقد را یک به یک مطرح می کنند و در باره هر یک از این بخش ها، کوتاه اما روشنگر توضیح می دهند. قسمت بعدی کتاب «پیام نقد خرد ناب» نام دارد. در این قسمت، هدف کانت از نگارش نقد اول بررسی و به معناهای سلبی و ایجابی فلسفه نظری کانت اشاره می شود. گذار از فلسفه نظری به فلسفه عملی و جمع میان اصل علیت و اختیار انسانی از بحث های مهم این قسمت است. قسمت سوم کتاب «شکل گیری نقد» نام دارد. نویسندگان، در این قسمت، کتاب ها و رساله های دوره پیش از نقادی را به دقت بررسی می کنند و سرچشمه عناصر فلسفه نقادی را در آن ها می جویند. قسمت چهارم، «خاستگاه نقد»، حاوی حکایت خواندنی سال های سکوت کانت است، دوره معروف به «دهه سکوت». نویسندگان با بررسی نامه نگاری های کانت و شاگردش، مارکوس هرتس، مشکل ها و دشواری های پیش روی کانت را برمی شمارند. بررسی یادداشت ها و حاشیه نویسی های کانت مرحله هایی دیگر از پیدایش کتاب نقد خرد ناب را نشان می دهد. قسمت پایانی کتاب به تفاوت های ویراست نخست و دوم نقد اول می پردازد و حذف و اضافه های ویراست دوم را می نمایاند.
کوشیده ام ترجمه کتاب، با وجود دشواری نثر اصلی، آسان باشد. از این رو، سعی کرده ام به جای جمله های بلند و گاه نیم صفحه ایِ متن اصلی، جمله های کوتاه و گویا جایگزین کنم. البته، در کنار تسهیل متن، بر آن بودم تا حد امکان، هیچ چیزی از معنا کم یا به آن افزوده نشود. برای رسیدن به این مهم دست کم دو بار، به طور کامل، متن ترجمه با متن اصلی مقابله شد. در زمینه گزینش واژگان نیز وسواس زیادی به خرج دادم تا از دو نظر مقبول افتد: نخست، معنای فارسی واژه با واژه مبدا مطابق باشد و، دوم، واژه در دل متن فارسی آرام گیرد و دشواری واژه سبب سختخوانی متن نشود. برای دست یافتن به این هدف، علاوه بر فرهنگ های معتبر انگلیسی و فارسی و نیز فرهنگ های موجود فلسفی به واژه نامه های بسیاری از کتاب های معتبر فلسفی مراجعه کردم که مترجمان بزرگ فلسفی معاصر نگاشته اند.
در مسیر این ترجمه دوستان عزیزی در کنارم بودند که تشویقشان سبب به پایان رساندن این متن دشوار شد و اکنون قدردان همه آن ها هستم. اما باید سپاسگزاری ویژه ای کنم از دوست ارجمندم میثم پورافضل که افزون بر ویرایش دقیق متن فارسی، قسمت های زیادی از کتاب را مقابله و نکته هایی نغز گوشزدم کرد. بی یاری این عزیزان، ترجمه به پایان نمی رسید و چنین شکلی نمی یافت. نکته ای همه گو را من هم باید بگویم: بی شک مسئولیت نقص های احتمالی این ترجمه بر عهده نگارنده است و امید دارم که استادان و دانشجویان گرامی مرا از نکته سنجی های باریک بینانه خود محروم نسازند. در پایان، بر خود فرض می دانم که از ناشر کتاب تشکر کنم که بی آشنایی پیشین با مترجم و بی منت، زحمت نشر کتاب را بر دوش گرفتند که در وانفسای وضع کنونی نشر، غنیمتی گهربار است.

کسرا حاتم پوری
تیرماه ۱۳۹۱
kasrahatampour@gmail.com

۱: چکیده نقد

راهبرد(۱) نقد

در سال ۱۷۸۸، کانت در نتیجه گیری نقد دوم خود، نقد خرد عملی، جمله مشهورش را می نویسد: «دو چیز است که هرچه بیش تر و مداوم تر به آن ها بیندیشیم، ذهن را از ستایش و حیرتی فزاینده و همیشه نو می آکند: سپهر پرستاره بالای سرم و قانون اخلاقی درونم.»(۲) تقریبا این شعار در همه آثار کانت به کار می آید؛ به ویژه در نقد خرد ناب.(۳) او از آغاز کار فلسفی اش، درگیر حل شماری از اساسی ترین مناقشه های علمی زمان خود بود تا یک بار برای همیشه، اصول بنیادین شناخت علمی جهان را طرح افکند و، از این رهگذر، شناخت ما از «سپهر پرستاره» را شرح دهد. از همان آغاز کار، کانت در پی نمایاندن سازگاری اختیار انسان با حقیقت علم مدرن بود؛ و اختیار فقط پیشفرض اخلاق نیست بلکه ارزشی غایی است که قانون اخلاقی آن را به کار می گیرد و می پروراند. در نقد خرد ناب، او کوشید بنیان هایی را هم برای قطعیت علم مدرن و هم برای امکان اختیار انسانی پایه بگذارد.
نقد اول کتابی دشوار است اما این دشواری فقط به سبب سختی موضع کانت نیست بل همچنین از آن روست که او در چندین جبهه علیه دیدگاه های گوناگونی موضع می گیرد که به گونه عام در آغاز فلسفه مدرن، و به گونه خاص در روشنگری آلمان، نمایان شدند. او، جهت آن که بتواند برای دفاع دوگانه اش از علم مدرن و خودمختاری(۴) جایی باز کند، احساس کرد باید همانند دکارت،(۵) لاک(۶) و هیوم(۷) دعاوی متافیزیک سنتی را دربند کشد؛ متافیزیکی که نزد او به شکل مکتب کریستیان ولف(۸) و پیروانش، به ویژه آلکساندر گوتلیب باومگارتن،(۹) نمودار می شد.(۱۰) کانت دیدگاه [متافیزیکی[ ایشان را «دگم باوری»(۱۱) نامید و در دیباچه(۱۲) کتاب نقد اول، آن را همانند حکومت مستبدانه حکمرانی خودرای دانست. او دگم باوری را هوس باز، خودسر، سودجو و، از این رو، دمدمی برشمرد که ناظران خردورز آن را سرزنش می کنند.
البته، کانت می خواست دیدگاه انتقادی(۱۳) خود در باره دگم باوری را از دیگر مخالفان دگم باوری جدا کند، که آن ها را به همان اندازه برای خرد خطرناک می دانست. نخستین مورد شک گرایی(۱۴) است که کانت دیوید هیوم را مدافع آن برمی شمرد.(۱۵) موضع دیگری که کانت رد کرد، تجربه باوری(۱۶) بود. در تجربه باوری، «چگونگی ایده ها»(۱۷) ــ آن سان که لاک در جستار در باره فهم انسان توضیح داده بود ــ شناخت مبنایی ما را می سازد، البته [اگر] ایده ها صرفا در فرایند تجربه فردی حاصل شده باشند. کانت با دیدگاه فلسفی دیگری هم مقابله می کرد که آن را یکسان انگاری(۱۸) می نامید. یکسان انگاری نفس تصدیق های(۱۹) متافیزیکی را رد نمی کند اما هر کوششی را برای اثبات نظام مند و موشکافانه آن ها رد می کند. او در این مقام، شماری از فیلسوفان سرشناس را در نظر دارد که در موضوعاتی متافیزیکی، مانند هستی خدا و نامیرایی روح، با دگم باوران موافقتی اساسی دارند، اما نکته سنجی های مدرسی و گزاره ها و استدلال های دگم باوران آن ها را قانع نمی کند. در عوض، در نگاه ایشان، صِرف «درک سلیم»(۲۰) و عقل متعارف(۲۱) است که باور به موضوعات مذکور را سبب می شود؛ موضوعاتی که برای رفتاری توام با کامیابی در زندگی انسانی به آن ها نیازمندیم.(۲۲)
کانت ضمن آن که برای نقد و محدود کردن حوزه متافیزیک سنتی می کوشید، در برابر تجربه باوری به دفاع از ادعای بنیادین خود نیز می اندیشید، یعنی امکان شناخت کلی(۲۳) و ضروری.(۲۴) آنچه او شناخت پیشینی(۲۵) یا پسینی(۲۶) می نامید، می توانست ادعایی را با اعتباری کلی و ضروری توجیه کند. او شناختی را پیشینی می نامید که مستقل از تجربه به وجود آید و از هیچ تجربه خاصی برنیامده باشد. کانت همچنین در پی دفاع از منش علمی خود در برابر شکاکانی بود که استدلاهای دقیق او را به بهانه نابسندگی کنار می گذاشتند؛ و نیز در پی مبارزه ای بود در برابر پیروان «عقل متعارف» که آن ها را فضل فروش و سطحی می خواند. کانت همان گونه که متافیزیک دانان دگم باور را همانند مدافعان حکومت استبدادی می دانست، شکاکان را هم مشابه آوارگانی می شمرد که از همه شکل های پایدار جامعه مدنی نفرت دارند و در پی سرنگونی و براندازی شاهنشاهی متافیزیکند. او لاک و پیروانش را افترازنندگانی برشمرد که تباری پست و نادرست به شاه نسبت می دهند. در نظر کانت، آنان که همه پژوهش های متافیزیکی را یکسان می انگارند، دگم باورانی پنهانند؛ همانند حامیان رژیمی فاسد که کاستی های رژیم را ریشخند می زنند و به بی طرفی ای طعنه آمیز وانمود می کنند؛ حال آن که باوری مستقل [و خاص خود] ندارند.
از این رو، موضع کانت فقط او را به تخریب استدلال های متافیزیک سنتی وانمی دارد؛ بلکه او را به سمت جایگزین کردن متافیزیک علمی اش نیز سوق می دهد تا چیزی را تشکیل دهد که پیشینی نامیده می شود اما همچنین محدود به چیزی است که در تجربه متداول بدان نیاز داریم و گستره اش محدود به علم طبیعی است. بر این اساس، کانت باید راهی می جُست تا در عین محدود کردن ادعاهای دگم باوری، از علم بودن متافیزیک نیز دفاع کند؛ علمی که هم ممکن است (که شک گراها منکرش بودند) و هم ضروری (که یکسان انگاران منکرش بودند). بنابراین، کانت در چندین جبهه گوناگون می جنگید؛(۲۷) او، هم در برابر دگم باوران و هم در برابر تجربه باوران، برای اثباتِ پاسخ ناپذیریِ بسیاری از پرسش های متافیزیکی می کوشید؛ اما در عین حال، از مواضعی دفاع می کرد که خود علیه آن ها تاخته بود. برای نمونه، در برابر تجربه باوران و شکاکان، او از امکان شناسایی(۲۸) پیشینی اصول بنیادین علم طبیعی سخن می گفت. همچنین، در عین این که می خواست به یکسان انگاران اثبات کند که علم متافیزیک مهم است، از برخی دیدگاه های ایشان نیز استقبال می کرد؛ زیرا فکر می کرد که در برخی پرسش های بی پاسخ متافیزیک، در واقع مهم ترین آن ها، می توانیم از گونه ای باور مبتنی بر عقل متعارف ــ باور به خدا، اختیار و نامیرایی ــ استفاده کنیم، زیرا آن ها ستون ضروری چشم انداز اخلاقی ما هستند.

پیش درآمد

کتاب نقد خرد ناب ایمانوئل کانت از آثار بنیادین و ماندگار تاریخ فلسفه غرب است. کتاب در می ۱۷۸۱، هنگامی که وی پنجاه و هفت ساله شده بود، جامه طبع پوشید و شش سال بعد، برای چاپ دوم، بازنگری اساسی شد. از سویی، کتاب نقد اوج سه دهه تلاش شخصی کانت بود و، از سوی دیگر، سرآغاز دو دهه بعدی اندیشه فلسفی او که به سرعت در حال شکل گیری بود و امروزه بسیار فراگیر شده است. بیش از دو سده از نخستین چاپ نقد اول می گذرد و کتاب همواره موضوع تفسیر پژوهشگران و پیوسته سرچشمه الهام فیلسوفان مبتکر بوده است. حکایت کامل تاثیرگذاری کتاب مستلزم نگارش تاریخ فلسفه از زمان کانت است که در این کوتاه نمی گنجد. در این اثر، پس از چکیده ساختار و گفتار نقد اول، طرح کلی پیدایش و پیشرفت آن را ترسیم خواهیم کرد؛ از نخستین رساله متافیزیکی کانت در ۱۷۵۵ تا انتشار نخستین نسخه کتاب در ۱۷۸۱ و بازنگری آن برای ویرایش دوم در ۱۷۸۷.

ساختار نقد

این طرح پیچیده به ساختار و گفتار بسیار پیچیده نقد خرد ناب انجامید. ساختار استادانه یا «معمارانه»(۲۹) نقد اول سدی برای درک بسیاری از خوانندگان آن بوده است، اما شرحی کوتاه در باره خاستگاه تقسیم های اصلی کتاب، روشنگر محتوای آن خواهد بود. هرچند مطالب کتاب بسیار ابتکاری است، در واقع کانت بخش بزرگی از ساختار کتابش را از الگوهای شناخته شده وام گرفته بود. پس از دیباچه (که در ویرایش دوم به کلی بازنویسی شد) و درآمد،(۳۰) او نقد را به دو بخش اصلی تقسیم می کند: «آموزه عنصرها»(۳۱) و «آموزه روش».(۳۲) این تقسیم اقتباسی بود از بخش بندی رایج در کتاب های درسی منطق در آلمان که میان «منطق عام»(۳۳) و «منطق خاص»(۳۴) یا کاربردی(۳۵) تمایز می گذاشتند.(۳۶) تقسیم بندی کانت میان دو چیز فرق می گذارد: نخست «آموزه عنصرها» که توضیح اساسی نظریه شناسایی پیشینی و محدودیت های آن است و دوم تاملات او در باره لوازم روش شناختی نظریه ای که زیر عنوان «آموزه روش» می آید. در بخش آموزه روش، او میان برهان(۳۷) ریاضی و فلسفی و میان استدلال(۳۸) نظری و عملی و نیز میان روش انتقادی فلسفی خود و روش های دگم باوری، تجربه باوری و شک گرایی فلسفی فرق می نهد.
«آموزه عنصرها» نیز به دو بخش اصلی (البته بسیار ناهم اندازه) «حسّیات استعلایی»(۳۹) و «منطق استعلایی»(۴۰) تقسیم می شود. در بخش نخست، کانت سهم پیشینی صورت های بنیادی حس پذیری(۴۱) انسان، یعنی زمان و مکان، را در شناخت انسانی برمی رسد. در بخش دوم، او به سهم پیشینی عقل(۴۲) در شناخت انسانی می پردازد، خواه سهمی راستین باشد خواه ساختگی. این تقسیم بندی از درآمد کتاب باومگارتن سرچشمه می گیرد که «حسّیات» را عنوانی قرار داد برای علم «دانی»(۴۳) یا «شناسایی حسی»(۴۴) و در برابرش منطق را گذاشت که علم عالی(۴۵) یا شناسایی مفهومی بود.(۴۶) هنگام نوشتن نقد، کانت فرض باومگارتن را در باره امکان وجود علم ذوق(۴۷) (آنچه اکنون «زیبایی شناسی»(۴۸) می نامیم) نپذیرفت و در عوض در نظریه خود این اصطلاح را به طور کلی در باره سهم صورت های حس پذیری در شناخت به کار برد.(۴۹) کانت در شرحی کوتاه در باره تمایز «منطق عمومی» و «منطق استعلایی» می گوید: منطق عمومی علمی بنیادین در باره صورت های اندیشه(۵۰) است، بی آن که ابژه ها را بنگرد و منطق استعلایی علمی در باره صورت های بنیادین اندیشیدن به ابژه هاست (۸۲ ــ ۷۴ B / ۵۷ ــ ۵۰ A). پس از این شرح کوتاه، او «منطق استعلایی» را به دو بخش اصلی «تحلیل استعلایی»(۵۱) و «دیالکتیک استعلایی»(۵۲) تقسیم می کند. تقسیم بندی او از تمایزی سرچشمه می گیرد که ارسطوئیان سده شانزدهم میان منطق حقیقت و منطق احتمال می نهادند و یوآخیم گئورگ داریس،(۵۳) استاد دانشگاه ینا، آن را در سده هجدهم به آلمان آورد. کانت با به کارگیری این تقسیم بندی، می خواهد میان سهم مثبت فاهمه و تلاش جعلی خرد تفاوت بگذارد: در بخش «تحلیل استعلایی» می گوید فاهمه در همکاری با حس پذیری [سهمی مثبت] در شرایط امکان تجربه و شناخت دارد؛ و در «دیالکتیک استعلایی» می گوید خرد در تلاشی جعلی، مستقل از حس پذیری، دیدگاهی متافیزیکی در باره اشیای فی نفسه می سازد. «تحلیل استعلایی» نیز به دو فصل تقسیم می شود: «تحلیل مفهوم ها»(۵۴) و «تحلیل اصول».(۵۵) در تحلیل مفهوم ها، در باره اعتبار کلی و ضروری مفهوم های نابِ فاهمه یا مقوله ها(۵۶) سخن می گوید؛ مانند جوهر(۵۷) و علّیت.(۵۸) در تحلیل اصول، به اصول بنیادین حکم(۵۹) تجربی می پردازد که مقوله ها را به کار می گیرد؛ اصولی چون پایندگی جوهر(۶۰) و کلیت علّیت.(۶۱)
«دیالکتیک استعلایی» نیز به دو فصل تقسیم می شود: «در باره مفهوم های خرد ناب» و «در باره استنتاج(۶۲)های دیالکتیکی خرد ناب». در این فصل، کانت بدین امر می پردازد که خرد ناب چگونه ایده موجودها(۶۳)ی متافیزیکی، مثل روح، کل جهان و خدا را تولید می کند و سپس می کوشد با گسترش الگوهای استنتاج، واقعیت(۶۴) آن ایده ها را فراتر از مرزهای فاهمه اثبات کند؛ حال آن که الگوهای استنتاج فقط در مرزهای حس پذیری انسانی معتبرند. باید گفت که تلفیق بخش های دوگانه «تحلیل استعلایی» ــ «تحلیل مفهوم ها» و «تحلیل اصول» ــ با قسمت اصلی دیالکتیک ــ «استنتاج دیالکتیکی خرد ناب» ــ تکرار تقسیم بندی سنتی کتاب های منطق است؛ چراکه آن کتاب ها را نیز در سه بخش می آوردند: مفهوم ها، حکم ها و استنتاج ها.(۶۵) کانت ساختار بالا را از آن رو به کار گرفت که بگوید: اگر مفهوم های فاهمه ناب را بر صورت های حس پذیری اعمال کنیم، اصول مستدل حکم را به وجود می آورند؛ اصولی که قلب متافیزیک انتقادی او را برمی سازند. اما استنتاج های قیاسی خرد ناب، بدون توجه به مرزهای حس پذیری، فقط به پندارهای متافیزیکی می انجامند. کانت در سه قسمت به درمان استنتاج های وهمی می پردازد: نخست «مغالطه های خرد ناب»، دوم «جدلی الطرفین های خرد ناب» و سوم «ایدئال خرد ناب» که به ترتیب استدلال های نادرست متافیزیکی را در باره سرشت روح، اندازه و خاستگاه کل جهان، و هستی خدا شرح می دهند. این تقسیم بندی نیز از پیشینیان کانت سرچشمه می گیرد: ولف و باومگارتن متافیزیک را به دو بخش تقسیم می کردند: «متافیزیک عام» یا «هستی شناسی» و «متافیزیک خاص». آن ها متافیزیک خاص را نیز سه قسمت می کردند: «روان شناسی عقلانی»،(۶۶) «کیهان شناسی عقلانی»(۶۷) و «یزدان شناسی عقلانی».(۶۸) کانت آموزه «تحلیل استعلایی» را جایگزین «هستی شناسی» آن ها کرد (نگاه کنید به ۳۰۳ B / ۲۴۷ A) و سپس نقدش را در باره آموزه های متافیزیک دگم باورانه با ویران کردن قسمت های سه گانه متافیزیک خاص نشان داد، یعنی روان شناسی، کیهان شناسی و یزدان شناسی که فقط بر خرد ناب استوار بودند.
در پایان، در بخش «آموزه روش»، کانت به نتیجه کارش در باره تخریب متافیزیک سنتی می اندیشد و برخی بخش های آن را بازسازی می کند. او این بخش را به چهار قسمت تقسیم می کند: «انضباط»،(۶۹) «قانون»،(۷۰) «معماری»(۷۱) و «تاریخ» خرد ناب. دو قسمت نخست مفصل تر از قسمت سوم و چهارم هستند. در قسمت «انضباط خرد ناب»، او میان ماهیت برهان ریاضی و استدلال فلسفی تفاوتی بزرگ می گذارد و در باره روش انتقادی یا استعلایی جدید خود تفسیری مهم پیش می نهد. در قسمت «قانون خرد ناب»، او با تمایز روش فلسفه نظری و فلسفه عملی، راهی برای فلسفه اخلاق آینده اش می گشاید و نخستین طرح کلی استدلالی را نشان می دهد که در هر سه نقدش به کار می برد. یعنی، خرد عملی می تواند باورهای متافیزیکی خدا، اختیار و نامیرایی روح را توجیه کند، درحالی که خرد نظری هرگز در باره چنین چیزهایی شناختی به دست نمی آورد. در دو قسمت پایانی بخش «آموزه روش»، «معماری خرد ناب» و «تاریخ خرد ناب»، او بار دیگر تفاوت روش فلسفه انتقادی خود را با دگم باوری، تجربه باوری و شکاکیت بیان و با اصطلاحاتی تاریخی و نظام مند در باره تفاوت هایشان بحث می کند. در واقع، هرچند کانت بررسی تاریخ فلسفه را شیوه ای علمی نمی داند، در چند ورق از قسمت «تاریخ خرد ناب»، مسئله را این گونه طرح می کند که تاریخ فلسفه مدرن عبارت است از استعلا [یا فراروی] از تجربه باوری و عقل باوری که با فلسفه انتقادی خود او اتفاق افتاده است. ما نیز امروزه همچنان به این الگو پایبندیم؛ هرچند باید میراث و پیروان فلسفه کانت را نیز در آن بگنجانیم.
اکنون، پس از بررسی سازمان نقد خرد ناب، شرحی کوتاه از محتوای آن پیش خواهیم نهاد.

نظرات کاربران درباره کتاب شرحی بر نقد خرد ناب و روند پیدایش آن