فیدیبو نماینده قانونی متخصصان و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب اولین باران پاییزی

کتاب اولین باران پاییزی

نسخه الکترونیک کتاب اولین باران پاییزی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۳۴۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب اولین باران پاییزی

آمد از سمتِ عاشقانه ی شب آمد از کور سوی امید شاید از یک دعای اشک آلود شاید از لابلای شعر و غزل شاید از حرف های مانده به دل آمد عاشق کند مرا برود اینک این من که مانده ام در خویش اینک او با رهِ سفر درپیش

  • ناشر متخصصان
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.26 مگابایت
  • تعداد صفحات ۹۵ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب اولین باران پاییزی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



آدم

آدم است دیگر
به وقت جوانی دلش می لرزد
به روزگار پیری، دست هایش
و درد این که تا مرگ با خود می کشد
این وجودِ لرزان را

آرامش نیمه شب

آرامش نیمه شب را
گاهی صدای قطار بر هم می زند
گاهی زوزه ی سگ های بی خانمان
و گاهی سکوت
و من در بهتِ راز مگوی پدرم
خواب را تمنا میکنم
نمی آید
پدر می گفت:
تا رستگاریمان یک نفس مانده بود!!
سیبی از شاخه های تمنا
گندمی از خوشه های خواهش
و شاید بوسه ای به رسمِ عاشقی
همین گناه شیرین، ما را بس
از خانه رانده شدیم
عشق تنها گناهمان بود
و هزاران هزار سال
به جستجوی راه خانه گذشت
عشق خاصیت خاک است
و خاک سرای جاودانه ی عاشق

آمد عاشق کند مرا برود

آمد از سمتِ عاشقانه ی شب
آمد از کور سوی امید
شاید از یک دعای اشک آلود
شاید از لابلای شعر و غزل
شاید از حرف های مانده به دل
آمد عاشق کند مرا برود
اینک این من که مانده ام در خویش
اینک او با رهِ سفر درپیش

از مرگ می ترسم

از مرگ می ترسم
نه از آن روی که گنهکارم به آیین آدمیان
که خوب می دانم زمین آبستن گناه است
و آدم ها
در صندوقچه ی دل هایشان آنقدر گناه اندوخته اند
که من هیچم هیچ
از مرگ می ترسم
از آن جهت که اگر بیاید
چه فرصت های با تو بودن را از دست داده ام

اعجاز پاییز

عصر پاییزی و باران
موی پریشان تو را می خواهد
و دل آشفته ی شیدای مرا
و نفس های عاشقانه ای
که در بارش باران خیس می شوند
باران ببارد
دست های تو باشد
و دست های لبریز تمنای من
همین سهم خوشبختی
از اعجاز پاییز مرا کافیست

اولین باران پاییزی ۱

اولین باران پاییزی
بوی پیراهن تو را دارد
دست های مرا بگیر و بیا
تا سکوت خیابان خیس را بهم بزنیم
و زیر باران مهربان پاییزی
عاشقانه قدم بزنیم

اولین باران پاییزی ۲

اولین باران پاییزی
نم نم احساس و شوق ناودان پیر
رد پایی مانده بر سطح خیابان های بی عابر
لحظه ی یک حس خوب و پاک دامنگیر

اولین باران پاییزی
داغ بوسه بر خیال گونه هایی سرد
خواهشِ سرخ انارِ باغِ تنهایی
نغمه ی غمبار یک دیوانه ی شبگرد

اولین باران پاییزی
سرفه ی تلخ مترسک های بی جالیز
بغض سرد سارهای بی پناه شهر
رقص روح برگ ها در خلسه ی پاییز

اولین باران پاییزی
خاطراتی کهنه در قابی دل آزرده
قصه ی حال ِ پریشانِ دلِ گنجشک های خیس
بارش اندوه از بغضی ترک خورده

اولین باران پاییزی
لذت آواز تنهایی درون کوچه ی متروک شب اندود
تارهای شب تنیده بر تن احساس
سیم های لخت و انبوه کلاغ پیر عشق آلود

اولین باران پاییزی
عطر یادت در هوای سینه ام جاری
دست در دست خیالت می روم بی چتر
زندگی یعنی همین که دوستم داری

ایمان

آیه های چشم هایت کافی بود
برای ایمان من
به خدایی که خواب مرا
از خیال تو لبریز کرده است

نظرات کاربران درباره کتاب اولین باران پاییزی