فیدیبو نماینده قانونی انتشارات آگاهان ایده و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب سحر از بسترم بوی گل آيو

کتاب سحر از بسترم بوی گل آيو
۱۵۰ دوبيتی باباطاهرعريان

نسخه الکترونیک کتاب سحر از بسترم بوی گل آيو به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۵,۴۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب سحر از بسترم بوی گل آيو

باباطاهر عریان، عارف و شاعر ایرانی سدۀ پنجم شمسی است. دوبیتیهای او ساده، بی تکلف، بدون تعقید و فارغ از ابهام بدیعی و ادبی اند و به دلیل صداقت، لطافت و زیبایی تأثیرگذارشان قرنها در ذهن و زبان مردم ماندگار شده اند. علاوه بر دوبیتیها، کتاب «اشارات» شامل سخنان کوتاه به زبان عربی از باباطاهر بر جا مانده است. مجموعۀ حاضر شامل ۱۵۰ دوبیتی سرودۀ باباطاهر است که برای آسانی دستیابی به ترتیب الفبای واژه های نخستین مصراع ضبط شده اند.

ادامه...

بخشی از کتاب سحر از بسترم بوی گل آيو

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

یادداشت

باباطاهر عریان، عارف و شاعر ایرانی سده پنجم شمسی است.
دوبیتیهای او ساده، بی تکلف، بدون تعقید و فارغ از ابهام بدیعی و ادبی اند و به دلیل صداقت، لطافت و زیبایی تاثیرگذارشان قرنها در ذهن و زبان مردم ماندگار شده اند.
علاوه بر دوبیتیها، کتاب «اشارات» شامل سخنان کوتاه به زبان عربی از باباطاهر بر جا مانده است.
مجموعه حاضر شامل ۱۵۰ دوبیتی(۱) سروده باباطاهر است که برای آسانی دستیابی به ترتیب الفبای واژه های نخستین مصراع ضبط شده اند.

۱۵۰ دوبیتی

باباطاهرعریان

۱

آلاله کوهسارونم تِه ای یار
وَنوشه جوکنارونم تِه ای یار

آلاله کوهسارون هفته ای بی
امید روزگارونم تِه ای یار

۲

از اون انگشت نمای روزگارم
که دورافتاده از یار و دیارم

بواجندم که تِه شوری ندیری
سراپا شور دیرم شر ندارم

۳

از اون روزی که مُویه آفریدی
به غیر از معصیت چیزی ندیدی

خداوندا به حق هشت و چارت(۲)
ز مُو بگذر، شتر دیدی ندیدی

۴

اگه آیی به جونت وانوازم
اگه نایی ز هجرونت گدازم

بوره دردی که دیری بر دلم نه
بسوزم تا بمیرم یا بسازم

۵

اگه جایت به چرخ چارمین بی
مُدومت گرگ مرگ اندر کمین بی

اگه صد سال در دنیا بمونی
در آخر منزلت زیر زمین بی

۶

اگه جسمم بسوزی، سوته خواهم
اگه چشمم بدوزی، دوته خواهم

اگه باغم بری تا گل بچینم
گلی همرنگ و هم بوی تِه خواهم

۷

اگه دردم یکی بودی، چه بودی؟
اگه غم اندکی بودی، چه بودی؟

به بالینم حبیبی یا طبیبی؟
از این هر دو یکی بودی، چه بودی؟

۸

اگه دستم رسه بر چرخ گردون
از او پرسم که این چونه و اون چون؟

یکی رُ داده ای صد گونه نعمت
یکی رُ قرص جو آلوده در خون

۹

اگه دل دلبره، دلبر کدومه؟
اگه دلبر دله، دل رُ چه نومه؟

دل و دلبر به هم آمیته وینم
نذونم دل که و دلبر کدومه!

۱۰

اگه زرین کلاهی، عاقبت هیچ
به تخت پادشاهی، عاقبت هیچ

اگه ملک سلیمونت بِوَخشن
در آخر، خاک راهی، عاقبت هیچ

۱۱

اگه شیری، اگه ببری، اگه گور
سرانجومت بُوِه جا در ته گور

دلا رحمی به جون خویشتن کن
که مورونت نهن خوان و کِرِن سور

۱۲

اگه مستون مستیم، از تِه ایمون
اگه بی پا و دستیم، از تِه ایمون

اگه گبریم و ترسا، ور مسلمون
ز هر ملت که هستیم، از تِه ایمون

۱۳

الف کز کاف و نونش سر به در کرد
همش هامون و کوهون لاژور کرد

اُ که اَد آفری گردون گردون
همی اِدسات و مُو انداژه بر کرد

۱۴

الهی آتش عشقم به جون زن
شرر زون شعله ام بر استخوون زن

چو شمعم بر فروز از آتش عشق
بر اون آتش دلم پروانه سون زن

۱۵

الهی ای فلک چون مُو زبون شی
به دل همچو دل مُو غرق خون شی

اگه تِه لحظه ای بی غم بِوینی
یقین ذونم کز این غم سرنگون شی

۱۶

الاهی دشمن تِه خسته وینم
به سینه ش خنجری تا دسته وینم

سر شُو آیوم احوالش بپرسم
سحر آیوم مزارش بسته وینم

۱۷

الاهی سوز عشقم بیشتر کِه
دل ریشم ز دردش ریشتر کِه

از این غم ار دمی فارغ نشینم
به جونم صدهزارون نیشتر کِه

۱۸

با تِه هرکس که قربش بیشتر بی
دلش از درد هجرون ریشتر بی
اگر یک بار مژگون تِه وینم
به جونم صدهزارون نیشتر بی

۱۹

باهار آیو به صحرا و در و دشت
جوونی هم باهاری بی و بگذشت

سر قبر جوونا لاله رویه
دمی که مهوشون آیون به گلگشت

۲۰

بشم واشم از این عالم به در شم
بشم از چین و ماچین دورتر شم

پی دلدار پیغومی فرستم
که این دوری بسه یا دورتر شم؟

۲۱

بلا بی دل، بلا بی دل، بلا بی
گنه چشمون کره، دل مبتلا بی

اگه چشمون نکردی دیده بونی
چه ذونه دل که خوبون در کجا بی؟

۲۲

بلا رمزی ز بالای تِه باشه
جنون سرّی ز سودای تِه باشه

به صورت آفرینم این گمون بی
که پنهون در تماشای تِه باشه

۲۳

بلا مردم مکان دلبرم بی
سخنهای خوشش تاج سرم بی

اگه شاهم بوخشه ملک شیراز
سی مُو بهتر که دلبر در برم بی

۲۴

بمیرم تا تِه چشم تر نوینی
شرار آه پر آذر نوینی

چنون از آتش عشقت بسوزم
که جز مشتی ز خاکستر نوینی

نظرات کاربران درباره کتاب سحر از بسترم بوی گل آيو