فیدیبو نماینده قانونی متخصصان و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب تو و تو

کتاب تو و تو

نسخه الکترونیک کتاب تو و تو به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۹۴۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب تو و تو

نه پایان میابی و نه باز شروع خواهی شد تنها تکراری و تکرار تکراری بی انتها در هر سوی عالم که همگی جمع شده درون یک تکه جای زنگ زده به نام قلب!!

  • ناشر متخصصان
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.18 مگابایت
  • تعداد صفحات ۹۱ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب تو و تو

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



من در من

استراحت گاهِ آن روزِ به شب برده منم انگار
خاطره، از پسِ هر خاطرِ بی سایه، منم انگار
خاص و عامِ عاشق و معشوقِ هر خانه منم انگار
هر باد دل انگیز سحر بر دید مژگانت منم انگار
آن صدای نفسِ تو زیرِ آوارِ نگاه من، منم انگار
آن فلسفه ی بی منطقِ من از برای ترک تو
ای کاش نبود، اما
این بار منم
منم این بار...!

امیدی هست... روزی...

ما همان شاخه ی خشکیده ی بیدِ هزار دستِ خمیم
مانند همه خم شده ایم اما
از درون غنچه و برگ خواهیم زد
روزی خواهد رسید که باز سر می کشیم بین هر دستِ خمِ مجنونِ بی سر...

حتی مردنم با توست

من به اندازه ی خود مُردم و اندازه یِ تو زنده شدم...!

هنوز نرفته ای انگار

هنوز نرفته ای برای من...
هنوز نگاهت نگرانم می کند!
انگار زنده می شود چهره ی تو در عکسَت!
انگار دلم را زیر و رو کرده اند بعد از این همه وقت و زمان!
قرار بود از یاد روی اما به یاد آمدی باز...
ای تنها ترین صدایِ آوازِ دلِ من!

تو کجایی

اکنون کجاست آنکه نورِ تپشِ قلبم بود؟!
بی توجه به خودم
تو مرا پس زدی و من هنوز،
به فکر راه عاشقی با تو، جان می دهم هر روز و هر روز...

تو، خوبیِ من

بعد از این همه که می گذرد
همچنان هستی در من
همچنان هر شب در تک تک زلف هایت غرقم
ای همه ی خوبی من
در دلم جاودانه ای تو...

نیست کسی؟

نیست کسی؟
راهی نشانم دهد
راهی که او نباشد در میانش
راهی که صدای او نپیچد در کوهستانش
راهی که خورشیدش، نور چشمانش نباشد
ماهش، چهره اش نباشد
دشت هایش، موهایش نباشد
راهی که در آن قلبم دل نباشد
راهی که همه اش راه باشد
گرم باشد
تنها برای رفتن
برای نبودن!

زندگی پس از عشق

از آن جایی که عشق آدم را مست می کند
از چاله های دنیا بیرون می کشد
و رنگ خاکستری زندگی را می گیرد؛
اما به محض نبودنش، زندگی
مانند بادکنکی که به سوزنی خورده می ترکد!!
درون بادکنک پر از خاطره است
پر از گریه و نفس های بجا مانده در سینه
رنگش
این بار خاکستری نیست
سیاه است
سیاهی مطلق!
و تمام آنچه درونش بوده حالا به تک تک ثانیه های زندگی پاشیده است!!

وقتی رفت

به یاد دارم در ساعات اولیه در جانم بالا و پایین می پرید
به روز که رسید انگار شروع کرده بود به قدم زدن و له کردن خودش درون من
به هفته رسید؛ نشست و با کارد و چنگال درونم را تکه تکه می کرد
شد یک ماه
حالا به روحم رسیده...
غلت می زند در من!
او که جان و زندگی من است،
چه می کند با من...؟

زندگی بی تو

یه روز معمولی بود
ساعت ۷-۸ عصر
یه تقویم جلوی چشمام
بار ها نگاهش کرده بودم
با اعدادی که هر دفعه بزرگ تر به نظر میومدن
به اطرافم نگاه کردم
یه اسکان چای که ۲-۳ روز روی میز مونده بود
عینکم که شکسته بود
بوی روغن نعنایی که روی زمین ریخته بود به مشام می رسید
بُهت زده به ساعت نگاه کردم
رفتم توی بالکن
اون ملافه های سفید همسایه که همیشه روی بند بودن پشت سر دو تا کاج قدیمی که از بین نرده ها خیلی خوب معلوم بودن
واسه یه دقیقه چشمامو بستم
تابستون بود ولی چقد سردم بود
یچیزی توی گلوم بود
خیلی وقت بود توی گلوم حسش می کردم
شاید مریض شده بودم
نمیدونم
برام مهم نبود
فقط می خواستم نسیم خنکی که به سمتم میاد رو روی صورتم حس کنم
بعد چند لحظه نسیمو حس نکردم
دیگه بوی روغن نعنا نمیومد
من رفته بودم!!
تقویم همون اعداد رو نشون می دادن
اما هنوز سردم بود...

هنوز زنده نشده ام

این که به کجا می روم دیگر اهمیت ندارد
روزی با تمام خیالات و درد ها و آرزو های پوچ و محال
به عقب نگاهی می اندازم
همان جایی که قلبم را جا گذاشتم
میان سنگ و چوب خرد شده...
اما باز هم
تصویرش پیداست
مدت ها گذشته و من
هنوز زنده نشدم...

نظرات کاربران درباره کتاب تو و تو