با وجود اینکه تغییرات سیاستهای بینالمللی پس از پایان جنگ سرد قابل توجه بوده، اما جای بحث نیست که ماهیت اروپا طی سالهای جنگ سرد تغییرات بنیادینی داشته است. در سال ۱۹۹۰ تصور میشد که سرعت اتحاد مجدد آلمان شرقی و غربی در آن زمان، نشاندهندهی عدم تعادل بخشهاست اما از نقطه نظر جنگ سرد، سرعت گسترش مستمر تعداد اعضای اتحادیهی اروپا و هم چنین ناتو، هر چند که با آهنگ و سرعت آهستهتری میباشد، بسیار حیرتآور است. ناحیهای که به رغم تنشزدائی، ظاهراً به دو اردوگاه مخالف - که به طور متقابل دارای روابط غیر دوستانه بودند- تقسیم شد؛ هم اکنون با سرعتی شگفتآور در حال به هم پیوستن و تبدیل شدن به یک جامعهی امن و اقتصادی میباشد. هر چند که اقدام عجولانهی یوگسلاوی و ناکارآمدی واکنش اروپا نسبت به بحران بوجود آمده، لکهی ننگی بر یک روند صلحآمیز بود؛ با این وجود، اروپای ظهور یافتهی جدید یک دستاورد مهم و فوقالعاده محسوب میشود.
نظریهپردازان در روابط بینالملل نسبت به چگونگی توضیح یا حتی توصیف ویژگیهای این دستاورد، به شدت دچار اختلاف نظر هستند، شاید هم جای تعجب نیست. واقعگرایان در جریان رویدادهای اروپا در جهانِ پس از جنگ سرد پیوسته در اشتباه بودهاند. آنها به طور گسترده، تصور میکردند که پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی، اروپا به منظور عمل کردن به عنوان یک عامل توازن، با ایالات متحده به صورت یکپارچه درخواهد آمد، و یا اینکه آلمان داوطلب شده و ایفاگر این نقش خواهد شد. واقعگرایان به طور کلی بر این باور بودند که در هر صورت، پیمان آتلانتیک به پایان خواهد رسید و ناتو منحل خواهد شد. اما هنگامی که ناتو مقاومت کرد، برخی واقعگرایان استدلال نمودند که «سازمانها» اهمیتی ندارند چرا که دارای تأثیرات غیر رسمی در رفتار کشورها نیستند، این در حالی است که دیگران معتقد بودند ایالات متحده، از طریق ناتو، در حال پیگیری یک استراتژی جهت ایجاد اطمینان خاطر مجدد به آمریکا و دلسرد کردن اروپائیها از توسعهی یک سیاست ضد تعادل، میباشد. اما پس از جنگ سرد، باز هم این واقعگرایان بودند که اظهار داشتند: با خنثی شدن تهدید اتحاد جماهیر شوروی، رقابتها و تلاشهای سابق مجدداً در اروپا سر بر میآورند و این قاره، بار دیگر بواسطهی یک معضل امنیتی به دردسر خواهد افتاد. در عمل، یک خط سیر بسیار متفاوت تحقق یافته است. ناتو با کمک اعضای خود به عنوان یک جامعهی امنیتی مجدداً پیکربندی شده، که به منظور جلوگیری از درگیری نظامی بین اعضای خود و پذیرفتن کشورهایی که در گذشته رابطهی غیر دوستانه داشته و اینک مایل به انتخاب و پذیرش یک هویت هماهنگ با سایر اعضای یک جامعهی امنیتی هستند، طراحی گردیده است. از این رو، میتوان نتیجه گرفت که ناتو از نقش سابق خود به عنوان یک سازمان مدافع گروهی که اتحادی علیه یک دشمن خارجی مشترک به وجود میآورد، فراتر رفته است.