فیدیبو نماینده قانونی انتشارات مینوفر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب طراحی فضاهای آموزشی در اقلیم گرم و خشک

کتاب طراحی فضاهای آموزشی در اقلیم گرم و خشک
راهکارهایی برای ایجاد دانشکده‌‌های معماری

نسخه الکترونیک کتاب طراحی فضاهای آموزشی در اقلیم گرم و خشک به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۹۴۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب طراحی فضاهای آموزشی در اقلیم گرم و خشک

طراحی فضاهای خاص آموزش عالی در کشور کمتر مورد توجه قرار دارد. استفاده از درس­آموخته­های مناسب در این زمینه یکی از راهکارهای قابل توصیه برای بهبود فضاهای آموزشی در کشور است. سرمایه گذاری در این زمینه می تواند بازده مناسبی از جهات متفاوت داشته باشد. مهمترین وجه آن را می توان علاقه و افزایش خلاقیت افراد جامعه دانست که همگی به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم با دانشگاهیان و افراد دارای مدارج علمی مختلف در تماس هستند. زمانی که کیفیت یادگیری و قابلیت درک و تعمیم موضوعات تخصصی بین دانشجویان افزایش یابد امکان بهبود شرایط درک و شناخت محیط و زندگی با کیفیت بالاتر برای مردم جامعه فراهم خواهد شد. تمامی آنچه در دانشگاه­ها آموخته می شود به جامعه وارد شده و از این طریق کیفیتهای خاصی برای فضای جمعی به همراه دارد. در این کتاب با بررسی همه جنبه های طراحی فضاهای آموزشی با تاکید بر فضاهای آموزش عالی، سعی در شناسایی الزامات و تعیین چارچوبهای طراحی مناسب در این زمینه داریم.

ادامه...

بخشی از کتاب طراحی فضاهای آموزشی در اقلیم گرم و خشک

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



فصل اول: کلیات

مقدمه

در دورام معاصر، با افزایش فرد گرایی، توجه به محیط کالبدی به عنوان محمل انسان­های همجوار، در جهت نزدیک تر کردن آنها به یکدیگر و جبران بخشی از تعاملات اجتماعی از دست رفته جاری در بناها و بافت های معماری و شهری گذشته، اهمیت بیشتری یافته است. این یک واقعیت است، که تعامل اجتماعی و دلبستگی مردم با محیط های اجتماعی و ساخته شده، رابطه ای تنگاتنگ دارند(لنگ، ۱۳۶۸، ص ۱۷۹).
در بررسی که در نمونه فضاهای آموزشی انجام شده، به نظر می رسد توجه به فضاهای جمعی که بتواند برای تعاملات اجتماعی مخاطبین پاسخ مناسبی داشته باشد مانند بیشتر فضاها، در غالب فضاهای آموزشی نیز به دست فراموشی سپرده شده است. ارتقاء و تقویت هرچه بیشتر تعاملات بین فردی به ویژه در محیط­های آموزش معماری، ضروری و لازم به نظر می­رسد.
از عمده دلایل لزوم تاکید بر فضای آموزش معماری توجه به این نکته می باشد که خلق فضا همواره مقصود معماری بوده است و فضای آموزش معماری نیز یکی از راهبردهای رسیدن به این مقصود می­باشد و دو هدف را دنبال می­کند: ۱) تعلیم، ۲) تربیت معمار. از این رو، توجه به آن به دلیل میزان نقشی که در شکل­گیری شخصیت معمار به عنوان شکل­دهنده اصلی فضاهای معماری دارد، اهمیت می­یابد. غالب فضاهای جدید آموزشی، فاقد بستر مناسب برای چنین تعاملاتی­اند؛ و بخش مهمی از آموزش – چه در بعد اجتماعی و چه در بعد علمی – معماران به خاطر این غفلت از دست می­رود. فضاهای غیررسمی در دانشگاه می­توانند مناسب­ترین مکان، برای فراگیری باشد. بنابراین کالبد معماری فضاهای جمعی غیررسمی، نقش مهمی در تعاملات اجتماعی بین افراد، ایفا می­نمایند و این کالبد می­تواند، بر مبنای احکام صحیح معماری به نحوی برنامه­ریزی شود که احتمال روی دادن تعاملات اجتماعی دانشجویان را تقویت نماید. تاکید بر فضاهای غیر رسمی در دانشگاه، دلیل بر نادیده انگاشتن میزان اهمیت و جایگاه فضاهای رسمی آموزش نبوده؛ بلکه به عنوان یک امر بدیهی است؛ که برای طراحی آن باید بالترین حد استانداردها و ضوابط رعایت شود، و در بخش طراحی بدان می پردازیم، روش
به طور شیوه پژوهشی که در این راه پیموده شده شامل مطالعات کتابخانه ای و مشاهداتی است که حاصل سال های تحصیل در دو دانشکده معماری با کیفیت های متفاوت، می باشد.
بدیهی است، پرداختن به موضوع دانشکده معماری به عنوان یک پروژه عملکردی، از ابعاد مختلفی چه به لحاظ موضوع و چه به لحاظ سایت و.. قابل مطالعه و بررسی است؛ که مهمترین آن عبارتند از:
- بعد اقلیمی، توجه به اقلیم لازمه هر پروژه معماری است، و نیز واقع شدن در پروژه در یک قطب سرد و خشک اهمیت این موضوع را دو چندان می­نماید.
- بعد سایت،
۱- در مقیاس شهری قرارگیری سایت مورد نظر پروژه در سایت شهری، که به عنوان یک پاتوق شهری مطرح است.
۲- در مقیاس پردیس دانشگاهی بو علی سینا، به دلیل مجاورت با دانشگاه بوعلی سینای " نادر اردلان " در این سایت، به عنوان یک بنای مهم در سایت، به لحاظ معماری.

فصل دوم: مبانی نظری و چارچوب تحقیق

مقدمه:

در این فصل به تبیین اهمیت ارتقاء تعاملات اجتماعی در محیط آموزش معماری می­پردازیم. در ابتدا با اشاره به معماری و جایگاه آن در حوزه هنر، به دانشجوی معماری، از دریچه هنرآموز نگریسته شده است. در ادامه به اهمیت و ابعاد مختلف تعاملات بین فردی و رابطه آن با انتقال دانش از طریق آموزش­های غیررسمی می­پردازیم. برای شناخت بستر این تعاملات اجتماعی دردانشگاه، تاثیر محیط آموزش بر آموزش­های غیررسمی و در رابطه با تعاملات اجتماعی، بررسی می­گردد.

۲- ۱ بخش اول: نگاهی بر جایگاه معماری و معماری در حوزه هنر

۲-۱-۱ معماری: هنر معنی دادن به فضا

برای معماری تعاریف متنوعی توسط افراد مختلف صورت گرفته است که هریک به نحوی برخی جنبه­ها را برجسته کرده و از باقی جنبه­های آن غفلت کرده است. در مقابل تعاریف مختلفی که از معماری شده، این تعریف که معماری را هنر معنی دادن به فضا می­داند، تعریف نسبتاً جامع و علمی است. زیرا علاوه بر ابعاد و مقاصد فیزیکی، تمامی ابعاد و جنبه های بیانی، فرهنگی، هنری و احساسی و بالاخره معنوی معماری را دربردارد. هر فرد و هر جامعه، بسته به ویژگی­ها و نیازهای خود به فضا معنی می­دهد. انسان در عین حال که با ساختن سرپناه، نیازها و مقاصد مادی و فیزیکی خود را برآورده می­سازد. تمامیت و یکپارگی عینی و ذهنی در معماری از جنبه ادراکی هم در فرایند طراحی و خلق، و هم از دیدگاه مشاهده کننده، امری حسی و زیبائی شناسانه است. [ نوحی،، ۱۳۷۹، ص ۹۲]

۲-۱-۲ انواع هنر

هنر انواع مختلف دارد. تقسیم بندی عمومی و کلی عبارت است؛ از هنرهای محض و هنرهای کاربردی: که تحت عناوین دیگری همچون هنرهای زیبا و صنایع هنری، هنرهای مطلق و نسبی، حقیقی و مفید، درجه اول و دوم و.. نیز بیان شده است. بعضی با جدا کردن معماری از این دسته بندی دوگانه، سه نوع هنر تشخیص داده­اند:
درجه اول، بینابینی (معماری) و درجه دوم..[ نوحی، ۱۳۷۹، ص۱۵۶]
طبق این طبقه بندی معماری نیز در شاخه­ای از هنر جای می­گیرد و معمار نیز به نوعی هنرمند تلقی خواهد شد. و از این به بعد تمام تعاریفی که راجع به هنر و هنرمند مطرح می­شود در واقع شامل معماری و معمار نیز خواهد شد.

۲-۱-۳ زبان هنر

محتوای بعضی دروس معماری کاملا علمی، بعضی کاملا فنی و تجربی و بعضی هنری و آمیخته با علوم انسانی است. رشته­های مختلف، کم و بیش از این جنبه­های گوناگون برخوردارند. اما؛ اهمیت کمی و کیفی این حوزه­های سه­گانه یا چهارگانه آموزشی و تناسب آنها در مقایسه با یکدیگر در رشته­های مختلف هنری بر حسب میزان کاربردی بودن آن رشته، متفاوت است. کوشش­های زیادی در همه جای جهان برای تاسیس دستگاه­های علمی به منظور کشف ماهیت، منشا و چگونگی آفرینش پدیده­های هنری و قانونمند کردن خلاقیت­های هنری، آموزش هنر و نقد آثار هنری، به عمل آمده است. با این حال، هنوز خلاقیت هنری و جنبه­های متعدد آن تحت قواعد و اسلوب­های علمی درنیامده و ماهیت هنر و تمامیت خلاقیت هنری همچنان امری حسی و عاطفی تلقی می­شود. یکی از حوزه­هایی که در آن پیشرفت زیادی صورت گرفته و در راستای این پژوهش است، عبارت است از ساختارها و نظام آموزش هنر و مدیریت آنها؛ که ویژگی­های آن عدم اتکا به یک فرد همواره ثابت به عنوان استاد، مدیر یا متولی مادام العمر، جایگزینی روابط دموکراتیک به جای روابط استبدادی و گسترش مبادلات و قابلیت گفتگو است.

۲-۱-۴ ویژگی محیط هنری

محیط هنری، محیط خشک و بسته فنی یا عملی بر نمی­تابد؛ محیط­هایی که هر کس در کلاس، آزمایشگاه و کارگاه خاص خود، صرفاً با نظر و توجه به مسائل حوزه تخصصی خود و منفک از سایر امور و بدون ورود در امور اجتماعی بتواند به بحث و پژوهش­های علمی و فنی بپردازد. لازمه محیط هنری فعال و پویا اینست، که؛ بحث­های گسترده و عمیقی مرتبط با سایر امور اجتماعی در آن جریان داشته باشد یا دست کم منع و ممیزی برای آن وجود نداشته باشد. مدارس هنری و آموزش هنر، گریزی از فضای باز و فراگیر ندارند.

۲-۱-۵ شکل کلی فضای معماری

معماری، تنها هنری است که ما را در بر گرفته است. انسان­ها بیش از آن که بر فضا تاثیر بگذارند، از آن تاثیر می­گیرند. از این رو شکل کلی فضای معماری اهمیتی خاص دارد. فضایی نا منظم و تکراری، بی­نظمی و ناهنجاری را القاء می­کند و یک ساختمان حجیم، قدرت و پول را به رخ می­کشد. فضایی هندسی و منظم نظم را القاء می­کنند. در گذشته فضای هندسی در معماری، آنچنان اهمیت داشته است؛ که مهندس باشی با بهره­گیری از علم هندسه و نجوم، فرای حضور معمار و ناظر، وظیفه طراحی بسیاری از عناصر از جمله شکل کلی فضای معماری را به عهده داشته است. روش معماران گذشته ایرانی در خصوص آن بوده است تا از جذابیت فرم کاسته شود و به غنای فضا افزوده شود.
امروز واژه انسان استاد آموز جای خود را به انسان خودآموز و مسئولیت پذیر داده است. از این رو الگو و روشی که بدان نیاز داریم، نگارشی جدید و بهبود یافته نسبت به الگو های قدیمی نمی­باشد بلکه نیاز، مفهومی کاملاً متفاوت از آموزش خواهد بود و البته نظریاتی فراتر از تئوری، هدف؛ ایجاد فضائی بهینه در امر آموزش و یاد گیری می­باشد. ماهیت فضاهای آموزشی، لازمه سرمشقی منحصر بفرد برای پژوهش و ایجاد کنش و واکنش صحیح جهت آموزش و پرورش است. به شرط آنکه تعاملی صحیح و مستمر مابین سه اصل آموزش و پرورش، دانش آموز و فضای آموزشی بر قرار باشد.

۲-۱-۶ ویژگی شخصیتی و تربیتی هنرمند

برای معمار به عنوان هنرمند، تاکنون ویژگی های زیادی تعریف شده است اما یکی از این ویژگی­ها، ضرورت برخورداری دانشجویان و اساتید رشته های هنری، از شخصیتی چند بعدی و صاحب نظر در جنبه های متنوع زندگی فردی و اجتماعی است.

۲-۲ شناخت ابعاد آموزش و یادگیری

۲-۲-۱ آموختن (محل آموختن)

"لوئی کان" آشکارا گفته است که آرزوهای سه گانه انسان عبارتند از: شوق به آموختن و کسب آگاهی، شوق به ارتباط با دیگران و شوق بهرهمندی از زندگی.
تمایل به آموختن نیاز به آن دارد؛ که انسان با هر چیزی که، وجود دارد تماس برقرار کند.
هر موجودی دارای خصوصیات اصلی و اولیه خود است. هر آنچه طبیعت خلق می­کند یا انسان می­سازد؛ شوق به بودن دارد. بنابراین طبق نظریه لوئی کان تمایل به کسب آگاهی و آموختن از میل به آزمودن همان اشتیاق سرچشمه می­گیرد. [ جور گولا، ۱۳۷۷]
تمام مکان­هایی که انسان برای تامین خواسته خود در فراگیری، از آنها استفاده می­کند، مدرسه نام دارد و این مکان­ها، تنها برای یادگیری و آموختن عقاید و نظریات نمی­باشند بلکه برای فهم و ادراک دلایل وجود هر چیز و مناسبت­های دو جانبه و روابط بین انسان و طبیعت نیز مورد استفاده قرار می­گیرند.
علاقه مندی به آموختن، سرچشمه تمام آداب و رسوم است و ما به مدرسه، همانند مکانی می­نگریم که در آن آموزش داده می­شود. اما آموزش، از آن هنگام آعاز شد، که انسانی پای یک درخت بدون آنکه از معلم بودن خود آگاهی داشته باشد.

۲-۲-۲ تعریف دانش و دانشگاه

از لحاظ لغوی باید بین دانش و علم تفاوت قائل شد. از نظر رابطه منطقی می­توان گفت؛ که دانش (معادل Knowledge در فلسفه و شناخت شناسی حوزه زبان انگلیسی)، مجموعه جامع­تر و کلی­تری نسبت به علم (فقط معادل Science) بوده و علم می­تواند به نحوی زیر مجموعه دانش به عنوان تمامی آگاهی­های انسانی تلقی شود.
صاحب نظران دانش را به دو دسته دانش صریح و دانش ضمنی تقسیم می کنند. به عبارت دیگر، دانش صریح یا آشکار دانشی است که به آسانی قابل انتقال می باشد و می توان آن را به کمک یک سری از نشانه­ها مثل حروف، اعداد و... در قالب نوشته، صدا، تصویر، عکس، نرم افزار، پدیده­ها و... مدون و کدگذاری کرد؛ به همین دلیل به اشتراک­گذاری دانش صریح به راحتی امکان پذیر است.
در مقابل، دانش ضمنی شخصی بوده و فرموله کردن آن بسیار مشکل است. این نوع از دانش که از طریق تسهیم تجربیات یا مشاهده و تقلید اکتساب می­شود ریشه در اعمال، رویه ها، تعهدات، ارزش­ها و احساسات افراد داشته؛ قابل کدگذاری نبوده؛ و به سادگی از طریق زبان بیان نمی شود.
دانش ضمنی و صریح مکمل یکدیگرند؛ این بدین معناست که؛ برای ایجاد دانش جدید به اشتراک گذاری هر دوی آنها ضروری است. در چرخه به اشتراک گذاری، دانش ضمنی، می­تواند به دانش صریح، یا دانش صریح به دانش ضمنی تبدیل گردد. همچنین دانش ضمنی به دانش ضمنی دیگری، و دانش صریح به دانش صریح دیگری تبدیل گردد. می­توانیم دانشگاه را به عنوان یکی از بسترهای کسب دانش ضمنی مورد مطالعه قرار دهیم.

۲-۲-۳ یادگیری از طریق آموزش

یادگیری را می­توان به راه­های گوناگونی تعریف کرد؛ کسب اطلاعات و اندیشه­های تازه، عادت­های مختلف، مهارت­های متنوع و راه­های گوناگون حل مسئله، همچنین یادگیری را می­توان به صورت کسب رفتار و اعمال پسندیده، یا حتی کسب رفتار ناپسند تعریف کرد. [سیف، ۱۳۷۹]
فرایندی که طی آن، آموزش دهنده اندوخته­ها و دانش و تجربه خود را به متعلم یا آموزش گیرنده انتقال می­دهد، آموزش نامیده می­شود. که از لحاظ میزان آگاهی آموزش دهنده و آموزش­گیرنده از فرآیند آموزش می­توان آموزش­ها را بر دو نوع تقسیم بندی نمود:

۲-۲-۳-۱ آموزش رسمی:

فرایندی است که طی آن، آموزش­دهنده و آموزش­گیرنده به صورت ناآگاهانه و غیرارادی در فرایند آموزش مشارکت دارند. یعنی آموزش دهنده نمی­داند که در حال آموزش دادن است و متعلم نیز متوجه نیست که در حال آموزش دیدن است. بنابراین؛ آموزش دهنده در یاد دادن و متعلم در یادگیری، مختار نبوده و هر یک به صورت غیر ارادی نقش خود را ایفا می کنند. هر وقت که صحبت از آموزش و لزوم توجه به آن به میان می آید، تمامی توجه ها به آموزش رسمی معطوف می شود در حالی که بخش اعظمی از آموزش ها از نوع غیر رسمی بوده و بدون آن که متوجه آنها باشیم طی یک فرایند بی سروصدا و خزنده در محیط کار و زندگی ما شکل می­گیرد. بنابراین این نوع از آموزش می­تواند، به طور ویژه، در مورد انتقال دانش ضمنی قابل طرح باشد.

۲-۲-۴ دانشگاه نامرئی:

یکی از کارکردهای خاص آموزش عالی تولید و مصرف اطلاعات می­باشد و ارتباطات علمی نقش اساسی در چنین فرایندی ایفا می­کنند، چنان که صاحب نظران، ارتباطات علمی را اساس علم توصیف می­کنند. بنابراین می­توان گفت که، هیچ نوع آموزشی بدون برقراری ارتباط محقق نمی­شود. محققان علم سنجی، ارتباطات علمی رسمی را از طریق بررسی میزان استنادهای بروندادهای علمی اعم از کتاب­ها، مجلات و مانند آن تحلیل و ارزیابی می­کنند. با وجود این نوع خاصی از ارتباطات نیز وجود دارد، که فاقد نمود خارجی از جمله استنادهاست و آموزش­ها و یادگیری غیررسمی نیز مرهون چنین ارتباطاتی می­باشد. این نوع ارتباطات غیررسمی در تولید علم، منجر به تشکیل مجموعه­ای غیررسمی در میان دانشمندان می­شود که صاحب­نظران آن را دانشگاه نامرئی می­نامند. [ زوارقی، ۱۳۸۷] در میان تعابیر مختلفی که از دانشگاه نامرئی وجود دارد؛ پرایس معتقد است در چنین مجموعه­ای افراد به طور معقول با یکدیگر در حال تماس هستند و قدرت هم رایزنی و نفوذ بر یکدیگر را دارند. در واقع تعامل و ارتباطات بین افراد شاید از اصلی­ترین شروط هر نوع آموزشی محسوب می­گردد اما این ارتباطات یا به بیان دیگر تعاملات بین فردی در مبحث آموزش­های غیررسمی حائز اهمیت بیشتری شده که به طور اختصاصی از آنها تحت عنوان ارتباطات و تعاملات غیررسمی بین افراد نام برده می­شود. این به نوبه خود اهمیت ارتقاء تعاملات اجتماعی و بین فردی را در محیط­های آموزشی نمایان می­سازد. با توجه به اهمیت این نوع آموزش در مبحث آموزش معماری بر لزوم تقویت این نوع رفتارها در این نوع فضاهای آموزشی تاکید می­شود.

۲-۳ تعاملات اجتماعی و محیط

ابتدا با نگاهی اجمالی به قابلیت محیط به تبیین این رابطه با محیط آموزش معماری- به عنوان یک مسئله مهم آموزشیمسئله می پردازیم. در نهایت در پی یافتن این مکان در فضاهای معماری، از پس تمامی این مباحث نظری مطرح شده، بر خواهیم آمد.

۲-۳-۱ تعاملات بین فردی:

"لوئی کان" آرزوها و آمال بشر را از ابتدا، آرزوی آموختن، زندگی کردن، ملاقات کردن، پرسش و بیان کردن(گفتگو) می داند. [ نوربرگ شولتز، ۱۳۸۲،ص۱۲۹]

نظرات کاربران درباره کتاب طراحی فضاهای آموزشی در اقلیم گرم و خشک