فیدیبو نماینده قانونی دانشگاه امام صادق (ع) و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ترجمه و تحرير کتاب فقه الإمام جعفرالصادق (ع)

کتاب ترجمه و تحرير کتاب فقه الإمام جعفرالصادق (ع)
(البیع تا پایان کتاب خیار التأخیر) - جلد اول

نسخه الکترونیک کتاب ترجمه و تحرير کتاب فقه الإمام جعفرالصادق (ع) به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۹۶۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب ترجمه و تحرير کتاب فقه الإمام جعفرالصادق (ع)

یکی از ویژگی‌ها و شاخصه‌های مهم مکتب تشیع پذیرش گستره اجتهاد در پرتو نصوص دینی است و در شرایط کنونی تکامل و گسترش رشته‌های مختلف علوم اسلامی از جمله دانش فقه در پرتو اجتهاد و تلاش دانشمندان و فقیهان بزرگ زمان‌شناسی صورت پذیرفته است. فقه اسلامی عهده‌دار استنباط احکام الهی و پاسخگویی به نیازهای بشری در زمینه قوانین و مقررات فردی و اجتماعی است. با توجه به میزان و ضرورت قانون برای تنظیم عادلانه روابط اجتماعی و نقشی که احکام الهی برگرفته از وحی در تأمین این ضرورت اجتماعی و حیاتی دارد می‌توان به ارزش، جایگاه و منزلت والای فقه اسلامی پی برد. عصر حاضر به جهت ظهور عقاید و مکاتب بشری تحولات چشمگیری داشته و نگاه نقادانه به دین و گسترش ارتباطات مسئولیت عالمان دینی را مضاعف نموده است. از آنجایی که پیشگامی در تحولات اجتماعی و پیش‌بینی رخدادها و ایجاد دگرگونی‌های مناسب برای اجرای هر چه بیشتر و بهتر احکام الهی از اهداف مهم دانش فقه محسوب می‌گردد ما را بر آن داشت تا کتاب ارزشمند فقه الإمام جعفرالصادق (ع) نوشته محقق برجسته شیعی استاد محمد جواد مغنیه را ترجمه و تحریر نماییم. این کتاب در سال ۱۳۸۴ق نگاشته شده است که اثری است ابتکاری و با اسلوب جدید در فقه اسلامی. مرحوم استاد محمد جواد مغنیه در مقدمه کتاب خود هدف نگارش را چنین بیان می‌کند: «این کتاب برای کسانی که شناختی از فقه جعفری ندارند ولی اشتیاق به شناخت آن دارند نوشته شده، و چون منابع موجود در فقه شیعی دارای عبارت‌های مشکل و غامض است که در عصر کنونی ممکن است خواننده نتواند با آن انس پیدا کند، این کتاب را بر اساس روایات متقن نگاشتم».

ادامه...

بخشی از کتاب ترجمه و تحرير کتاب فقه الإمام جعفرالصادق (ع)

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

ما مفتخریم که مذهب ما جعفری است، و فقه ما که دریایی بی پایان است یکی از آثار اوست (وصیت نامه امام خمینی(ره)).
یکی از ویژگی ها و شاخصه های مهم مکتب تشیع پذیرش گستره اجتهاد در پرتو نصوص دینی است و در شرایط کنونی تکامل و گسترش رشته های مختلف علوم اسلامی از جمله دانش فقه در پرتو اجتهاد و تلاش دانشمندان و فقیهان بزرگ زمان شناسی صورت پذیرفته است. فقه اسلامی عهده دار استنباط احکام الهی و پاسخگویی به نیازهای بشری در زمینه قوانین و مقررات فردی و اجتماعی است. با توجه به میزان و ضرورت قانون برای تنظیم عادلانه روابط اجتماعی و نقشی که احکام الهی برگرفته از وحی در تامین این ضرورت اجتماعی و حیاتی دارد می توان به ارزش، جایگاه و منزلت والای فقه اسلامی پی برد. عصر حاضر به جهت ظهور عقاید و مکاتب بشری تحولات چشمگیری داشته و نگاه نقادانه به دین و گسترش ارتباطات مسئولیت عالمان دینی را مضاعف نموده است.
از آنجایی که پیشگامی در تحولات اجتماعی و پیش بینی رخدادها و ایجاد دگرگونی های مناسب برای اجرای هر چه بیشتر و بهتر احکام الهی از اهداف مهم دانش فقه محسوب می گردد ما را بر آن داشت تا کتاب ارزشمند فقه الامام جعفرالصادق (ع) نوشته محقق برجسته شیعی استاد محمد جواد مغنیه را ترجمه و تحریر نماییم. این کتاب در سال ۱۳۸۴ق نگاشته شده است که اثری است ابتکاری و با اسلوب جدید در فقه اسلامی. مرحوم استاد محمد جواد مغنیه در مقدمه کتاب خود هدف نگارش را چنین بیان می کند:
«این کتاب برای کسانی که شناختی از فقه جعفری ندارند ولی اشتیاق به شناخت آن دارند نوشته شده، و چون منابع موجود در فقه شیعی دارای عبارت های مشکل و غامض است که در عصر کنونی ممکن است خواننده نتواند با آن انس پیدا کند، این کتاب را بر اساس روایات متقن نگاشتم».
شهید بزرگوار آیت الله العظمی سید محمدباقر صدر مقاله ای در معرفی این کتاب تحت عنوان «فهم و تفسیر اجتماعی نصوص دینی در فقه جعفری» می نگارد و در آن مقاله چنین می نویسد: «به نظرم این نخستین بار است که از یک فقیه اسلامی در مکتب امام صادق (ع) نظریه ای گسترده تر درباره عنصر فهم اجتماعی نصوص دینی می خوانم که در آن با ژرف نگری و باریک بینی میان مفهوم لغوی و لفظی نص، با مدلول اجتماعی آن تفاوت نهاده و حدود قانونی مدلول اجتماعی را روشن کرده است. اکنون برای نخستین بار ملاحظه می کنم که استاد بزرگ ما شیخ محمد جواد مغنیه با دست خویش فقه جعفری را به شکلی زیبا از نظر شیوه و تعبیر و بیان درآورده است».
بر اساس اهمیت مفاد ذکر شده و به جهت ادای وظیفه به ساحت مقدس رئیس مکتب جعفری و با عنایت الهی تصمیم گرفتم به کمک جمعی از محققان و دانش آموختگان متخصص و متعهد به این مکتب در دانشگاه امام صادق (ع) پردیس خواهران ترجمه و تحریر این کتاب ارزشمند را آغاز نمایم، پس از اخذ آزمون و تلاش وافر جهت یافتن تیم علمی متخصص با توجهات خاص امام صادق (ع) کار ترجمه و تحریر این کتاب آغاز گردید و بیش از سه سال به طول انجامید. من و همکاران علمی ام در این پروژه ابتدا متن کتاب را با عنایت به این که این اثر فقه استدلالی است و مخاطب آن دانش پژوهان، دانشجویان و طلاب حوزه ها می باشند ترجمه کرده و سپس فتاوای حضرت امام خمینی(ره) از تحریرالوسیله که مرتبط با متن فوق بوده را همراه مواد قانونی در پاورقی همان صفحه مقایسه و مستندسازی نموده ایم.
البته شاید به نظر برسد که الحاق این حواشی بعضاً تکراری است و فایده ای بر آن مترتب نمی باشد اما لازم به ذکر است که در مواردی متن حواشی از متن نویسنده کتاب بسیار دقیق ترند لذا در این موارد توضیحات در پاورقی برای مخاطب راهگشا هستند.
علاوه بر این در صورت لزوم جملاتِ مبهم متن و اصطلاحات تخصصیِ فقهی و اصولی در پاورقی تعریف و تبیین شده است.
از آنجا که در این نوشتارترجمه متن عربی جزء لاینفک کتاب بوده است سعی کردیم در انتخاب شیوه ترجمه، سبکی را پی بگیریم که اثر حاضر هم به عنوان یک اثر مستقل از متن اصلی قابل استفاده باشد و هم راهنمای کسانی باشد که مایلند مباحث را از روی متن اصلی کتاب دنبال کرده و به طور نسبی تسلط خود را بر متون عربی افزایش دهند. از این رو در تنظیم مباحث از پاراگراف بندی متن اصلی پیروی کردیم و اگر متن اصلی دارای ایرادات نوشتاری و تایپی بوده سعی کردیم تا بدانجا که وفاداری به متن مخدوش نشود به تصحیح آن بپردازیم و از آنجا که ویرایش متن عربی کتاب خلاف اصل امانت داری است صرفاً اصلاحات لازم را در ترجمه اعمال نمودیم. همچنین به دلیل عدم ذکر صریح منابع احادیث و آراء فقها در متن اصلی کتاب و دشواری از امکان حصول اطمینان در انتساب دقیق عبارات به افراد، صرفاً با اعتماد به متن اولیه، عبارات معصومین: و فقها را در گیومه قرار دادیم.
نهایت توفیق اثر حاضر آن است که نظرات حضرت آیت الله خامنه ای (دام ظله العالی) که از جهت پاسخگویی به مسائل مستحدثه حائز اهمیت است، در موارد موجود، در آخر هر مبحث لحاظ گردیده است.
امید آن داریم با بهره گیری از مفاد این کتاب گامی در جهت اعتلای فقه غنی جعفری برداریم. لازم به ذکر است که اسامی اعضای تیم علمی در هر جلد به تفکیک ارائه گردیده است. تحریر این کتاب که حاوی ترجمه و مستندات فقهی ـ حقوقی در پاورقی است در ۹جلد تنظیم شده است. ومدت ۱۰ سال ترجمه وتحریر کل کتاب به طول انجامیده است. در خاتمه بر خود واجب می دانم از نظارت علمی ونظرات عالمانه استاد بزرگوارم جناب آقای دکتر سعید رجحان که نظارت علمی طرح را نیز برعهده داشتند تشکر وتقدیر ویژه نمایم و همچنین از مساعدت ها و پیشنهادهای ریاست محترم دانشگاه امام صادق (ع) پردیس خواهران سرکار حاجیه خانم مهدوی کنی و همه اساتید، محققان و مترجمان که یاریگر ما بودند تشکر نمایم.

اللّهم وفّقنا لما تحبّ و ترضی
دکتر فائزه عظیم زاده اردبیلی
پاییز ۱۳۹۴

سخن ناشر

«لقد منّ الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولاً من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین» (آل عمران، ۱۶۴)

حمد و ثنا خداوند بزرگ و ذات احدیت را که امتیاز و درجه عالمان و دانشمندان را در نزدیکی به جایگاه پر عظمت خویش قرار داد؛ همان که در این آیه شریف بر مومنان منت نهاد آن گاه که از نفس خودشان رسولی برانگیخت تا برای آنان آیات وحی بخواند و ایشان را بشارت و بیم دهد. به راستی مرتبت علم و دانش و فضل و معرفت در نزد خدا جایگاهی دارد که ذات احدیت به واسطه دهش آن به آدمی بر بشریت منت نهاده است.
«خداوند را شاکریم که در عصری که هنوز در برخی کشورهای جهان، زنان را واجد شرایط شرکت در محافل سیاسی، اجتماعی و علمی نمی دانند، خواهران گرامی ما در عرصه علم و تحقیق و پژوهش پیش می تازند و به جهت اراده استوار خویش، اندیشه ها را به تکاپو و قلم ها را به حرکت وا می دارند» (رئیس محترم دانشگاه امام صادق (ع) آیت الله مهدوی کنی).
این توفیق الهی است که یک مرکز داعیه دار علم و دانش بتواند در دستیابی به اهداف بلند خود، برنامه های خویش را بر مدار معرفت و دانایی قرار دهد؛ زیرا علم و معرفت از چنان قدر و منزلت و عظمتی برخوردار است که باید گام نهادن در مسیر آن را از الطاف الهی دانست. دانشگاه امام صادق (ع) ـ پردیس خواهران در طی سالیان گذشته افتخار این را داشته است که در این راستا هر چند مختصر و کوتاه گام هایی برداشته و افق بلندی را در چشم انداز علمی خود پیش رو دارد که البته برخی فعالیت ها به صورت راهبردی یعنی درازمدت و برخی فعالیت ها به صورت میان مدت و کوتاه مدت بوده است. از جمله فعالیت های این مرکز در بخش های علمی و آموزشی و پژوهشی، به انجام رسانیدن برخی طرح ها، پژوهش ها و انتشار آن در قالب کتاب می باشد که اهداف متعالی دانشگاه را در دستیابی به رویکردهای تعیین شده به پیش خواهد برد. در این راستا الگوی اسلامی ایرانی رشد و تعالی و پیشرفت در مسیر اهداف متعالی و بلند نظام جمهوری اسلامی، از رویکردهای نوینی است که در دستیابی به فعالیت های برنامه ای مورد توجه واقع می شود.
معاونت پژوهشی از زمان تشکیل تاکنون به این مهم توجه داشته و برنامه ها و فعالیت هایی را به انجام رسانیده است. این معاونت تلاش دارد با عمق بخشیدن به این فعالیت ها و تهیه و تنظیم برنامه های راهبردی در راستای محقق نمودن پژوهش هایی علمی، راهبردی و کاربردی دانشگاه گام هایی را بردارد؛ و مطابق با ساختار علمی دانشگاه به عنوان سازمانی دانش بنیان، برنامه محور، توسعه گرا و تحول مدار برای پاسخگویی به نیازهای رو به رشد جامعه فراگیران خود، تلاش دارد با نیازسنجی و پاسخگویی به مطالبات به پژوه های علمی خود به ویژه در شاخه های مطالعات زنان با گرایش های نسل جوان پاسخ دهد.
خوشبختانه این فعالیت مورد استقبال اساتید، دانشجویان و برخی محیط های علمی در استفاده و بهره برداری از برخی کتب چاپ شده بوده است. از کلیه کسانی که ما را در این مسیر یاری نموده اند تشکر و تقدیر نموده و از همه محققان و فرهیختگان گرامی جهت همکاری در امور علمی پژوهشی دعوت می نماییم.

اداره کل پژوهش
معاونت پژوهشی وفناوری

دانشگاه امام صادق (ع) پردیس خواهران

مقدمه

سپاس مخصوص خداوند جهانیان است و سلام و درود بر سرور دو جهان حضرت محمد و خاندان پاک و مطهرش باد.
و بعد:
جزء اول و دوم از کتاب فقه الامام جعفر الصادق (ع) شامل کل مباحث عبادات است [که عبارت اند از]: طهارت، صلاه، صوم، زکات، خمس، حج، جهاد و امر به معروف. در این دو جزء به بررسی همه ی جزئیات و مسائل مربوط با این عبادات پرداخته و هریک را به طور خلاصه و روشن، با استناد بر سخنان امام صادق (ع) و نظر اجماع فقهای شیعه ذکر کرده ام.
این جزء به طور کلی به بررسی عقد و موضوعات آن، متعاقدین و شروط آن ها و همچنین قواعد کلی که در عقود و معاملات خاص مبنای عمل است، می پردازد و به طور خاص انواع بیع و فروع آن و مباحث مرتبط با آن مانند [عقد] فضولی، خیارات، ربا و مسائل دیگر را موردبررسی قرار می دهد.
هر مسئله ای مستند بر سخنان امام صادق (ع) و اجماع فقهای مذهب جعفری و اصول و مبادی مورد اتفاق آنان، مطرح می شود.
درنتیجه غرض از نگارش این کتاب گردآوری همه ی نکات و بخش های فقه امام صادق (ع) و ارائه ی تالیف جدیدی از این موضوع است که از جهت ترتیب و هماهنگی موضوعات، روشنی مطالب و بیان آسان برای دوستداران آشنا با این موضوعات نو و جدید باشد.
در مقدمه جزء اول بیان کردم که: «چه بسا اجزاء این کتاب به چهار یا پنج جزء برسد» و اکنون در مقدمه جزء سوم می گویم: «چه بسا به شش یا هفت جزء برسد»... و نمی دانم آیا در مقدمه جزء چهارم و پنجم خواهم گفت: «چه بسا به هفت یا هشت جزء برسد [یا خیر؟]»... الله اعلم... اما آنچه می دانم این است که من هرچه بیشتر به ژرفای این دریا فرومی روم برایم روشن تر می شود که این دریا عمیق تر و بزرگ تر از آن است که با مقیاس مساحت اندازه گیری شود و با صفحات و مجلدات برآورد شود و تصور من از این دریا صرفاً دیدی کلی و خیالی باطل بوده است... با این وجود، این امر مهمی نیست و همه آرزوی من این است که خداوند سبحان تا پایان این راه به من توفیق دهد.

زندگی نامه آیت الله محمدجواد مغنیه

محمدجواد مغنیه، فرزند شیخ محمود در سال ۱۳۲۲ ه.ق در روستای «طیردبا» لبنان به دنیا آمد. او هنوز چهار بهار را ندیده بود که مادرش را از دست داد.
پدرش پس از مرگ همسرش که از سلاله پاک سادات بود به همراه محمدجواد لبنان را به قصد عراق ترک کرد. محمدجواد در نجف خط و حساب و زبان فارسی را آموخت. شیخ محمود که از علمای معروف لبنان بود، بعد از چهار سال اقامت در نجف، به دعوت مردم منطقه عباسیه، به جبل عامل بازگشت. دیری نپایید که محمدجواد پدر خود را از دست داد. او بعد از پدر زندگی سختی را گذراند اما همواره تلاش می کرد روی پای خود بایستد.
محمدجواد تشنه فراگیری دانش بود ازاین رو تصمیم گرفت برای تحصیل علم به نجف برود. وی پیش از رفتن به نجف، کتاب «اجرومیه» و مقداری از «قطرالندی» را خوانده بود. لذا «قطرالندی» را پیش برادر خود تکمیل کرد و «اجرومیه» را برای بار دوم نزد سید محمدسعید فضل الله فراگرفت، همچنین منطق، مطول و مقداری از اصول را نزد این عالم بزرگوار خواند. سید محمدسعید فضل الله او را دوست می داشت و هنگامی که به او درس می داد از هیچ نکته ای فروگذار نمی کرد و تا زمانی که مطمئن نمی شد که محمدجواد درس را کامل فهمیده است درس بعدی را شروع نمی کرد.
وی جلد دوم کفایه الاصول و قسمتی از مکاسب را نزد آیت الله عظمی خویی خواند. و جلد دوم کفایه الاصول را برای بار دوم نزد مرحوم شیخ محمدحسین کربلایی فراگرفت و حدود شش سال شاگرد مرحوم سید حسین حمامی بود.
محمدجواد پس از مرگ برادرش، نجف را به سوی «معرکه» (یکی از روستاهای جبل عامل) ترک گفت. مردم آن دیار استقبال گرمی از او نمودند و تقاضا کردند که به جای برادرش منصب امامت جماعت را به عهده بگیرد. مغنیه قبول کرد و در کنار اقامه نماز جماعت به تدریس قرآن و معارف پرداخت. متاسفانه درس های مغنیه زود تعطیل شد؛ چون افرادی که پذیرفته بودند اجاره محل درس مغنیه را بپردازند از پرداخت بهای اجاره خودداری کردند. وی بعد از دو سال و نیم اقامت در معرکه، در سال ۱۳۵۸ ه.ق آنجا را به قصد روستای «طیر حرفا» ترک گفت و در آنجا به کشاورزی پرداخت و اندکی به وضعیت نابسامان اقتصادی خود سامان بخشید.
مغنیه برای این که بتواند از اوقات خود بهتر استفاده کند به وادی السروه (محلی در جنوب طیر حرفا) می رفت. آنجا بیشه زاری بود که از راهی سنگلاخ می گذشت و درختان تپه ای به ارتفاع حدود صد متر را احاطه کرده بودند که محل ساکتی بود و جز نوای پرندگان صدایی به گوش نمی رسید. مغنیه آنجا را «اطاق مطالعه» نام نهاد. قلم، کاغذ، کتاب، قوری و چای تنها همراهان او بودند. او در آنجا توانست کتاب های نیچه، شوپنهاور، ولز، تولستوی، عقاد، طه حسین و توفیق الحکیم را مطالعه کند و علاوه بر مطالعه، به نوشتن کتاب نیز می پرداخت؛ از آثار او که در این محل به نگارش درآمده، می توان به کتاب های کمیت و دعبل، الوضع الحاضر فیجب لعامل و تضحیه، اشاره کرد. مغنیه حدود ده سال در «طیر حرفا» به مطالعه و نوشتن کتاب پرداخت و در سال ۱۳۶۷ه.ق به بیروت رفت.
شیخ محمدجواد در سال ۱۳۶۷ ه.ق به منصب قضاوت نشست و سال بعد، مشاور عالی و از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۵ رئیس دادگستری شیعیان لبنان شد. بعد از این که از ریاست عزل شد تا سال ۱۳۷۸ ه.ق به عنوان مشاور باقی ماند. او در مدتی که در دادگستری بود، سعی کرد به عدالت رفتار کند. برای مثال در سال ۱۳۷۶ ه.ق وزیر کشاورزی (کاظم الخلیل) به او گفت: «خواسته من را انجام بده تا در ریاست ابقا شوی». مغنیه جواب داد: «ثابت ماندن دینم مهم است. کرسی ریاست سایه ای رفتنی است».
مغنیه در طول عمر خود به کشورهای مختلف سفر کرد. می توان به سفر او به سوریه، مصر، ایران، بحرین و دیدار از عربستان برای ادای فریضه حج اشاره کرد. همه این سفرها قبل از نگارش تفسیر «الکاشف» بود.
او می نویسد: «بعد از این که تفسیر کاشف را نوشتم، با خود گفتم دیگر، دست به قلم نخواهم زد. از این به بعد راحت زندگی می کنم و به سیاحت می پردازم. دوستی که احوال مرا می دانست، گفت: محال است قلم را بر زمین بگذاری، نوشتن از آنجایی که نمی دانی به سراغت خواهد آمد». محمدجواد مغنیه مدتی را در مصر گذراند اما اوضاع جنگ مصر و اسرائیل او را بر آن داشت تا به وطن خود بازگردد.
به عقیده بعضی، مغنیه مجدِّد فقهاست؛ به عبارت دیگر او انسانی است که با زمان به جلو گام برمی داشت. او به این واقعیت رسیده بود که زندگی در حال دگرگونی است و یکی از صفات حیات و زمان تغییر است و اسلام برخی از مسائل عصر جدید را می پذیرد و برخی را رد می کند.
کتاب های او مملو از نصوص صریح و روشن است. لذا آنچه از مسائل زندگی امروزه را که با شرع مقدس و سنت رسول خدا و فقه و احادیث اهل بیت تباین و تضاد دارد و در میان مردم رواج داده شده، رد کرده است.
سرانجام علامه استاد شیخ محمدجواد مغنیه پس از عمری تلاش صادقانه در راه اعتلای اسلام عزیز و تلاش بی وقفه برای نزدیکی بین مذاهب پنج گانه، ساعت ده شب نوزده محرم الحرام سال ۱۴۰۰ در سن ۷۶ سالگی به رحمت ایزدی پیوست. وی دو سال پیش از آن، به بیماری قلبی مبتلا شده بود. هنگامی که پیکر پاک این عالم ربانی را به نجف اشرف انتقال دادند، بسیاری از عالمان دینی و اقشار مختلف مردم، در تشییع جنازه او شرکت کردند و بازار نجف به طور کلی بسته شد. پس از تشییع، آیت الله العظمی خویی ; بر او نماز گزارد و در یکی از حجره های حرم مطهر علوی به خاک سپرده شد. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

کتاب مکاسب

در میان تالیفات قدیمی و کتب جدیدالتالیف فقهای مذهب جعفری، منبعی علمی تر و پرمحتواتر از کتاب متاجر، معروف به مکاسب شیخ مرتضی انصاری درباره ی این جزء نیافتم، توان علمی بی حدوحصر و زندگی ایشان در دوره ای پس از فقهای بزرگ این امکان را برای وی فراهم کرده است که با اشراف به نظرات ایشان، درباره ی آنان به قضاوت بنشیند و پس از ارزیابی این آراء و نظرات براساس صحیح ترین و دقیق ترین معیارها و افزودن حجم زیادی از مطالب جدید به آن، موضوعات مذکور را در قالب کتاب الرسائل در باب [علم] اصول و در باب [علم] فقه ارائه کند. مکاسب کتابی است که در میان کتبی که درباره ی این موضوع در تاریخ علم فقه نوشته شده، ازنظر ریشه یابی قواعد اصلی و دربردارندگی نظرات چهره های شاخص این علم و تحقیق و دقت نظری که در ارائه ی آن ها مبذول داشته شده، بی مانند است.
این همان رازی است که مراجع و اساتید بزرگ در حوزه نجف اشرف را از زمان نگارش این کتاب بر آن داشت تا تصمیم بگیرند که مکاسب در حوزه تدریس بشود. این کتاب آخرین کتاب از سری کتاب هایی است که در حوزه تدریس می شود؛ زیرا دانشجو باید قبل از شروع [فراگیری] این کتاب آمادگی لازم برای درک نظریات اصلی موجود در آن را در باب اصول احکام و قواعدی که زیربنای اصلی اجتهاد و استنباط است، کسب کند.
پس عجیب نیست که علما به کتاب مکاسب اهمیت داده و شروح و تعلیقات زیادی بر آن نگاشته و درباره آن مجلدات بسیاری تالیف کرده اند. حاشیه سید کاظم خراسانی، صاحب کفایه الاصول که جهت تدریس مقرر شده، حاشیه میرزا حسین نائینی معروف به تقریرات خوانساری، شاگرد مولف که به قلم خود بر این کتاب حاشیه نوشته [و ازاین رو به نام وی معروف شده است]، و تعلیق سید محسن حکیم صاحب مستمسک و حاشیه شیخ محمدحسین اصفهانی... که از بزرگان مراجع در زمان خود بوده اند ازجمله این شروح اند من به این شروح و تعلیقات مراجعه کرده ام و برای فهم مطالب شیخ انصاری از آن ها کمک گرفته ام، که در مورد ایشان یکی از بزرگان فرمودند: «وظیفه ما این است که تلاش خود را به­کار گیریم تا اقوال این بزرگوار را بفهمیم».
من هر آنچه در توانم بود، برای درک اقوال و مقاصد ایشان، و سپس خلاصه کردن و تهذیب و تنقیح (ویرایش) بخش های زیادی از آن به­کار گرفتم تا درک و دریافت آن برای علاقه مندان آسان شود؛ و سعی و تلاش من در ایام بررسی این کتاب و مداومت در مراجعه و بحث و تالیف طی ده ها سال، راه را برای آشنایی با مقاصد شیخ هموار کرد و اسرار کتاب مکاسب را روشن نمود و اگر آن تلاش ها نبود، در مراجعه به این کتاب همچون کسی بودم که راه را گم کرده است و نمی داند ساحل سلامت کجاست.
البته من ـ با وجود سعی و تلاش گذشته و حالم ـ ادعا نمی کنم، شناختم نسبت به آرای این شیخ شناخت حقیقی بوده است [بلکه] آنچه عرضه داشته و به او نسبت داده ام، [صرفاً] تصویری است براساس شناخت و برداشت من از این نظرات، نه براساس شناختِ واقعیِ حقیقت و واقعیت آن.

مهم ترین منبع

به این ترتیب مکاسب شیخ انصاری به جز فصول ضابط التعبیر عن القصد؛ مرابحه و توابع آن، سلم، صرف، ربا، بیع الثمار و اقاله از مهم ترین منابع این کتاب می باشد؛ زیرا شیخ به این بخش ها نپرداخته است، لذا در این مباحث به کتاب جواهر، حدائق، مسالک، مفتاح الکرامه و غیره تکیه کردم، خصوصاً کتاب جواهر آن هم به دلیل جایگاه علمی آن و اعتماد همه فقها به آن کتاب و نویسنده اش و هرکه در صفحات پیش رو مرا دنبال کند درمی یابد که اکثر مسائل را به منابع آن اسناد داده ام.

حدیث و روایت

در عرف فقها، حدیث به فرمایشات رسول اعظم (ص) اختصاص دارد و به همین دلیل از گفتار امام صادق (ع) و بقیه ائمه اهل بیت اطهار: تعبیر به حدیث نکرده ام و بر آن ها لفظ روایت را اطلاق نمودم؛ زیرا بنا بر عقیده ما ائمه از جدشان (ع) روایت می کنند و صاحب نظر نیستند؛ و فقها هم به همین دلیل غالباً بر گفته امام لفظ «خبر» را اطلاق می کنند. البته تفاوت بین ائمه اطهار، خاندان پیامبر (ص) زمانی که از جدشان روایت می کنند با دیگران این است که وجود دروغ و اشتباه در روایت برای غیر ائمه: ممکن است اما برای ایشان امکان ندارد و این همان معنای عصمت امام(۲) در عقیده شیعه امامیه است(۳).

نکته باقیمانده

[در این کتاب] بسیار می گویم: صاحب جواهر یا دیگر مولفین می گویند، بدون اینکه به شماره صفحه و تاریخ چاپ کتابشان اشاره کنم و سرّ آن این است که کتابی که از آن نقل می کنم، باوجوداینکه بیش از یک بار به چاپ رسیده، اما شماره ی صفحه و تاریخ چاپ در آن ذکر نشده است. حتی برخی کتاب ها با وجود ضخامت و بزرگی دربردارنده اسم کتاب و مولف نیستند مانند کتاب مستند نراقی و همچنین کتاب شرح الارشاد اردبیلی در برخی از چاپ هایشان... اما ـ به گمان من ـ دلیل آن این است که مولف زمانی که آن را نگاشته نام خود و نام کتاب را در اول و آخر کتاب ذکر ننموده و گمان نمی کرده کتابش چاپ و منتشر شود و پس از آن نسخه بردار آمده و مطابق اصل کتاب از آن نسخه برداری نموده و صاحب چاپخانه هم مطابق آن نسخه چاپ نموده بدون اینکه هیچ یک از آن ها به این نکته توجه کنند.
درهرصورت، ترتیب ابواب فقه برای اهل آن آشناست و مسائل هر بابی در ذیل آن باب مندرج است. پس چنانچه خواننده کارشناسی بخواهد به کتابی که از آن نقل قول کردم مراجعه کند، اهمال در ذکر شماره ی صفحه مانع خواست او نمی شود، البته به شرط آنکه صبور و شکیبا باشد.
و از خداوند سبحان درخواست می کنم که این سعی و تلاش را وسیله ای برای کسب رضایتش قرار دهد که او مرا کفایت می کند و چه وکیل خوبی است و درود خداوند بر حضرت محمد و خاندان مطهرش باد.

نظرات کاربران درباره کتاب ترجمه و تحرير کتاب فقه الإمام جعفرالصادق (ع)