فیدیبو نماینده قانونی نشر نویسه پارسی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب زبان‌شناسی بالینی فارسی و تکوین زبان

کتاب زبان‌شناسی بالینی فارسی و تکوین زبان
(ده مقاله پژوهشی)

نسخه الکترونیک کتاب زبان‌شناسی بالینی فارسی و تکوین زبان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۶,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب زبان‌شناسی بالینی فارسی و تکوین زبان

در مطالعات جدید خاستگاه تکوینی زبان و همبستگی آن با شناخت عمومی، چالش‌های فراوانی هم ازلحاظ نظری و هم در شیوه مطالعه آن در پیش روی پژوهشگران ‌زبان‌شناسی بالینی قرار دارد. یکی از چالش‌ها که کمتر به آن توجه شده، تغییرات ساختاری و عملکردی است که در جریان رشد عمومی و یادگیری زبان در مغز به‌عنوان یک نظام بیولوژیک پویا اتفاق می‌افتد. بررسی اختلال‌های شناختی و زبانی، چه در دوران رشد و چه درنتیجه آسیب‌های مغزی، از دیدگاه نوروساینس و همچنین شواهد تصویربرداری‌های مغزی درباره ماهیت تکوینی زبان در طول چند دهه گذشته نشان می‌دهد که بیشتر تحقیقات عصب‌شناختی زبان کلاسیک عمدتاً مبتنی‌بر نظریه‌های حوزه‌ای و غایت‌نگر کارکرد مغز بنا شده‌اند. به‌همین‌سبب، نه‌تنها این‌گونه نظریه‌پردازی‌ها در جهت شناسایی خاستگاه تکوین زبان، آگاهی، و شناخت راهگشا نبوده، بلکه ما را از مسیر شناسایی رابطه تکوینی زبان و شناخت دور کرده است.

ادامه...

بخشی از کتاب زبان‌شناسی بالینی فارسی و تکوین زبان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

ده مقاله ای که در این دفتر و در دو بخش گردآوری شده است به معرفی آزمون ها و شیوه های ارزیابی زبان شناسی بالینی فارسی و مبانی نظری عصب شناختی تکوین زبان و شناخت مربوط می شود. همه این مقاله ها پیش از این در مجله های مختلف به چاپ رسیده است، ولی به‎دلیل اهمیت توجه به شواهد و معیارهای معتبر یافته های زبان شناسی بالینی و همچنین اختلاف نظر در مبانی نظری تکوین زبان، و اینکه دردسترس بودن آزمون‎های معتبر زبان شناسی بالینی و نیز نظریه‎پردازی درباره مبانی تکوینی زبان و شناخت در یک مجموعه، نقد و بررسی نظریه های مختلف را برای دانشجویان علاقه مند آسان‎تر می‎کند. به همین سبب بر آن شدم که این مقالات را در یک دفتر گردآوری کنم. شواهد و معیارهای زبانی بالینی ارائه شده در این دفتر، برای ارزیابی شدت اختلال های زبانی و نوع آن ها، انتخاب روش‎های مناسب سنجش میزان اثربخشی توان‎بخشی، و کاربردهای پژوهشی و نظریه پردازی درباره مبانی تکوینی و عصب‎شناختی زبان ضروری هستند.
در چهار مقاله بخش نخست این دفتر، معیارهای «روایی و پایایی» سه آزمون موجود زبان شناسی بالینی زبان فارسی برای نخستین بار معرفی شده است. این سه مقاله به ارزیابی شدت و سطوح اختلال های اکتسابی زبان در بزرگسالانی که دچار نوعی ضایعه مغزی شده اند اختصاص یافته و یک مقاله هم به ارزیابی اختلال های رشدی زبانی در کودکانی می پردازد که در دوران رشد درمقایسه با همتایان سنی خود در یاگیری زبان دچار مشکل هستند. این مقاله ها حاصل همکاری های علمی مشترک با همکاران دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی است که طی سال های گذشته در فرایند تدوین آزمون های زبان شناسی بالینی فارسی افتخار همکاری با آن ها را داشته ام که در هر مقاله نام همکاران آمده است. (۱)
شش مقاله بخش دوم، از دیدگاه های مختلف زبان شناسی، عصب شناسی کلاسیک، و یافته های جدید نوروساینس، به روند تحول نظریه پردازی های تکوینی و عصب شناختی زبان و آگاهی می پردازند. این مقاله ها مروری است گذرا بر ناکارآمدی های نظریه های عصب شناسی کلاسیک و مبانی زبان شناسی نحوبنیان زبان شناسی زایشی – گشتاری در زمینه رابطه زبان و شناخت درمقایسه با یافته های جدید علوم عصب پایه.
در مطالعات جدید خاستگاه تکوینی زبان و همبستگی آن با شناخت عمومی، چالش های فراوانی هم ازلحاظ نظری و هم در شیوه مطالعه آن در پیش روی پژوهشگران زبان شناسی بالینی قرار دارد. یکی از چالش ها که کمتر به آن توجه شده، تغییرات ساختاری و عملکردی است که در جریان رشد عمومی و یادگیری زبان در مغز به عنوان یک نظام بیولوژیک پویا اتفاق می افتد. بررسی اختلال های شناختی و زبانی، چه در دوران رشد و چه درنتیجه آسیب های مغزی، از دیدگاه نوروساینس و همچنین شواهد تصویربرداری های مغزی درباره ماهیت تکوینی زبان در طول چند دهه گذشته نشان می دهد که بیشتر تحقیقات عصب شناختی زبان کلاسیک عمدتاً مبتنی بر نظریه های حوزه ای و غایت نگر کارکرد مغز بنا شده اند. به همین سبب، نه تنها این گونه نظریه پردازی ها در جهت شناسایی خاستگاه تکوین زبان، آگاهی، و شناخت راهگشا نبوده، بلکه ما را از مسیر شناسایی رابطه تکوینی زبان و شناخت دور کرده است. فرایند فراگیری زبان و رابطه آن با شناخت فرایندی تکوینی و نوخاسته است. بنابراین، زبان و شناخت در فرایند شکل گیری شناخت عمومی به صورت شبکه های نورورنی در همه سطوح مغز در هم تنیده می شوند؛ به همین سبب، پس از یادگیری زبان، فرایند های شناختی ازقبیل حافظه، توجه، و غیره را نمی توان مستقل از نقش زبان بررسی کرد.
ازآنجاکه هر نوع برنامه ریزی برای توان بخشی و بازتوانی برای مبتلایان به اختلال های زبانی، چه با منشا اکتسابی و چه با منشا رشدی، نیاز به ابزارهای معتبر برای ارزیابی دارد، مقاله های موجود در این دفتر، ازیک سو درجهت آگاهی رسانی نسبت به مبانی نظری تکوین زبان باتوجه به یافته های نوروساینس سودمند هستند، و ازسوی دیگر، با معرفی ابزارهای معتبر بالینی، راه دسترسی به یافته های معتبر بالینی را برای سنجش شدت اختلال های زبان برای اهداف توان بخشی هموارتر می کنند.
امید است مقاله های گردآوری شده در این دفتر برای برنامه ریزی های توان بخشی و بازتوانی برای مبتلایان به اختلال های زبانی، برای دانشجویان عزیز گفتاردرمانی و سایر پژوهشگران مفید باشد، و ایشان با نگاه انتقادی و با کاربرد آزمون ها و همچنین با مشاهدات بالینی خود، منت گذاشته و مرا از راهنمایی های خود بی نصیب نگذارند.
جا دارد از دقت و توجه خاص آقای محمدحسن ترابی در ویرایش مقاله ها و همچنین از آقای امیر احمدی، مدیر انتشارات نویسه پارسی، که در انتشار این دفتر همت کردند، سپاسگزاری کنم.

رضا نیلی پور
۲۰ شهریور ۱۳۹۷

بررسی اعتبار و روایی آزمون زبان پریشی فارسی(۲۸)

رضا نیلی پور(۲۹)، عباس پورشهباز(۳۰)، زهرا سادات قریشی(۳۱)، عاطفه یوسفی(۳۲)
چکیده
اهداف: تاکنون آزمون زبان پریشی فارسی به عنوان نخستین و پرکاربردترین آزمون مدون جهت سنجش و درمان اختلال های زبانی بیماران زبان پریش بزرگسال و تحقیقات زبان پریشی در زبان فارسی مورد استفاده قرار گرفته است. نسخه اولیه این آزمون براساس معیار های انطباق زبانی و فرهنگی برای گویندگان سالم فارسی زبان معیاریابی و تدوین شد و همین نسخه بالغ بر بیست سال است که در کلینیک های گفتاردرمانی مورد استفاده قرار می گیرد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی روایی و اعتبار این آزمون براساس نتایج به دست آمده از بیماران زبان پریش فارسی زبان است.
مواد و روش ها: در این پژوهش، ۵۷ بیمار بزرگسال فارسی زبان مبتلا به زبان پریشی (روان و ناروان) متعاقب ضایعه مغزی نیمکره چپ با دامنه سنی ۱۹-۸۳ سال به شیوه هدفمند بین سال های ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ از کلینیک های دانشگاهی و مراکز درمانی شهرهای تهران، مشهد، کرج، یزد، اصفهان، و شیراز انتخاب شدند. برای بررسی روایی ملاکی آزمون، نیم رخ زبانی به دست آمده از نتایج این آزمون با تشخیص گفتاردرمانگر جهت تعیین نوع زبان پریشی مقایسه گردید و اعتبار آزمون ازطریق محاسبه آلفای کرونباخ به دست آمد. درضمن، جهت بررسی روایی سازه آزمون، همبستگی بین مهارت های آزمون و خرده آزمون های تشکیل دهنده هر مهارت محاسبه شد.
یافته ها: براساس نتایج به دست آمده، اعتبار کل آزمون ۹۳/ ۰ به دست آمد. ازنظر ساختاری، بین مهارت های آزمون همبستگی معناداری وجود داشت(۰۵/ ۰>P و ۷۶/ ۰-۳/ ۰=R).همچنین، خرده آزمون های هر مهارت از همبستگی متوسط تا بالایی برخوردار بودند(۰۱ /۰>P و۸۳/ ۰-۳۶/ ۰=R). نتایج عملکرد انواع زبان پریشی در هریک از مهارت های زبانی، نشان دهنده انطباق نیم رخ های به دست آمده با تشخیص گفتاردرمانگران بود.
نتیجه گیری: باتوجه به روایی و اعتبار بالای این آزمون، می توان از آن به عنوان یک ابزار بالینی معیار در تشخیص افتراقی انواع زبان پریشی و بررسی شدت آسیب پذیری مهارت های زبانی در مطالعات زبان شناسی بالینی در بیماران بزرگسال فارسی زبان دارای ضایعه مغزی استفاده کرد.
کلید واژه ها: زبان پریشی، زبان فارسی، ضایعات مغزی، زبان شناسی بالینی، روایی، اعتبار.
Reliability and Validity of Persian Aphasia Battery
Reza Nilipour, PhD. Abbas Pour Shahbaz, PhD. Zahra Sadat Ghoreishi
PhD. Atefe Yousefi, MSc.

Abstract
Objectives: Persian Aphasia Battery (PAB) as the first clinical linguistic test has been widely used by clinicians to assess and rehabilitate aphasia and language impairments among adult Iranian brain damaged patients. The first version was provided based on linguistic and cultural adaptations on healthy Persian speaking adults and has been used by clinicians for more than 20 years. The purpose of this study is to report on validity and reliability of PAB based on results obtained from aphasic patients.
Methods and Materials: In this research we report on data obtained from 57 Persian speaking fluent and non-fluent aphasic patients with the age range of 19 to 83 who were recruited from clinics in Tehran, Mashad, Karaj, Yazd, Isfahan and Shiraz during 1385 to 1390 years through purposeful sampling system. The clinical language profiles of the patients were checked by experienced SLP for diagnosis. The internal consistency of the Battery, the sub-tests and items in each sub-test were assessed based on Alpha Cronbach index. The internal consistency of the structure of the Battery was based on the correlation between sub-tests and each language skill.
Results: Based on the results the overall measure of internal consistency of the Battery was 0.93 and the internal consistency of major language skills was significant (R=0. 3-0.76 & P<0.05). The sub-tests had high to medium internal consistency (R= 0.63-0.83 & P<0.01). The profiles of different language skills and sub-tests of PAB are consistent with diagnosis of aphasia type by expert SLP clinicians.
Conclusion: Based on the obtained validity and reliability measures, the Battery has high internal consistency and clinical utility and can be used for differential diagnosis and measuring severity of aphasia in clinical linguistic studies among adult Persian speaking brain damaged patients.
Keywords: Aphasia, Persian, Brain Injuries, Clinical Linguistics, Validity, Reliability.
۱. مقدمه
با نگاهی به منابع تخصصی زبان شناسی بالینی و متون زبان پریشی، می توان آزمون های زبانی بالینی متنوعی را پیدا کرد که برای هدف ها و کاربرد های پژوهشی و بالینی جهت ارزیابی، تشخیص و توان بخشی زبان های مختلف تدوین شده اند (گودگلس و کاپلان(۳۳)، ۱۹۷۲؛ کرتش(۳۴)، ۲۰۰۷). در زبان های غربی، نخستین مطالعات عصب شناسی زبان پس از جنگ جهانی اول با مطالعه اختلال های زبانی مجروحان جنگی آغاز شد. در ایران نیز تدوین آزمون های زبان پریشی برای بیماران فارسی زبان در سال های جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در دانشکده توان بخشی آغاز شد و به دنبال پژوهشی در این باره، نخستین آزمون زبان پریشی بومی ایران باعنوان آزمون زبان پریشی فارسی در سال ۱۳۷۲ طراحی و به وسیله انتشارات دانشگاه علوم پزشکی ایران چاپ شد و در اختیار علاقه مندان قرار گرفت (نیلی پور(۳۵)، ۱۹۹۳). در بحبوحه جنگ تحمیلی بود که آزمون زبان پریشی دوزبانه (BAT)(۳۶) نیز برای گویندگان دوزبانه ایرانی مانند آذری و کردی تدوین شد (پارادی، پریبخت(۳۷)، و نیلی پور، ۱۹۸۷؛ پارادی، نیلی پور، و دهقان(۳۸)، ۱۹۸۷). در ایران نیز براساس همین آزمون های بالینی، اولین مطالعات برروی مجروحان ایرانی جنگ تحمیلی که در اثر ضایعات کانونی مغز مانند ترکش دچار زبان پریشی شده بودند، صورت گرفت (نیلی پور، ۲۰۰۰) و نخستین گزارش های مدون درباره الگو های آسیب پذیری زبان فارسی در بیماران تک زبانه و دوزبانه ایرانی در مجله های معتبر بین المللی به چاپ رسید (نیلی پور، ۱۹۸۹؛ ۲۰۰۰؛ نیلی پور و عشایری، ۱۹۸۹؛ نیلی پور و رقیب دوست(۳۹)، ۲۰۰۱). بخشی از گزارش های مدون زبان پریشی که بااستفاده از این آزمون های زبان پریشی بومی انجام شده است، در پایگاه دادگان زبان شناسی بالینی زبان فارسی (PCLD.uswr.ir) باهدف دسترسی و آگاهی پژوهندگان علاقه مند به این حوزه ارائه شده است.
نسخه تجدیدنظرشده آزمون زبان پریشی زبان فارسی در سال ۱۳۹۰ با معیار های زبانی و فرهنگی گویندگان سالم فارسی زبان انطباق داده شد و در انتشارات دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی به چاپ رسید (نیلی پور، ۲۰۱۱). این آزمون در این مدت به عنوان ابزار ارزیابی و تشخیصی با اهداف بالینی و تحقیقاتی در بیماران زبان پریش فارسی زبان مورد استفاده قرار گرفته است. آزمون زبان پریشی فارسی ازنظر ساختار محتوایی مهارت های زبانی، براساس آزمون تشخیصی زبان پریشی بوستون (BDAE)(۴۰) و ازنظر شیوه امتیازدهی و تنظیم نیم رخ زبانی و معیار های تشخیصی- بالینی، براساس شیوه و معیار های آزمون زبان پریشی دوزبانه (BAT) تدوین شده است. گروه بالینی هدف این آزمون، بیماران بزرگسال فارسی زبان بودند که درنتیجه نوعی ضایعه مغزی دچار زبان پریشی شده اند. باتوجه به قابلیت این آزمون در تشخیص انواع زبان پریشی، تعیین مهارت های آسیب دیده زبانی، و کاربرد های بالینی و تحقیقاتی نسبتاً فراگیر آن، نیاز به گزارش اطلاعات روان سنجی(۴۱) و کارآیی بالینی بخش های مختلف آن در گروه جدیدی از بیماران زبان پریش احساس می شد. لذا این پژوهش باهدف بررسی روایی و اعتبار بخش های مختلف آزمون زبان پریشی زبان فارسی انجام شد.
۲. روش مطالعه
این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی و اعتبارسنجی بود که جمعیت مورد مطالعه آن را بیماران بزرگسال زبان پریش فارسی زبان تشکیل می دادند. نمونه گیری در این مطالعه به روش هدفمند از کلینیک های دانشگاهی و مراکز درمانی شهر های تهران، کرج، مشهد، یزد، اصفهان، و شیراز صورت پذیرفت. معیار های ورود بیماران به این مطالعه عبارت بود از تک زبانه و فارسی زبان بودن، راست دست بودن، تایید وجود زبان پریشی متعاقب ضایعه مغزی نیمکره چپ با تشخیص نورولوژیست، عدم وجود نقایص بینایی و شنوایی اصلاح نشده و باسواد بودن (سواد خواندن و نوشتن).
ابزار ارزیابی در این مطالعه آزمون زبان پریشی فارسی بود که ازنظر ساختار محتوایی و اجرایی دارای بخش های زیر است:
  • دفترچه راهنمای آزمون
  • پرسشنامه بالینی بیمار (مشخصات فردی و آسیب شناختی و تاریخچه پزشکی بیمار)
  • نمونه ای از نیم رخ زبانی بالینی نتایج اجرای آزمون
  • دفترچه آزمون: شامل ۲۱۷ گویه(۴۲) به همراه دستور اجرایی هریک از خرده آزمون ها
  • کارت های تصویری و نوشتاری برای اجرای خرده آزمون های مربوطه
  • اشیاء موردنیاز برای بعضی خرده آزمون ها
۳. سازه آزمون
سازه(۴۳) آزمون زبان پریشی فارسی از شش مهارت زبانی اصلی (توانایی بیان شفاهی، درک شفاهی، تکرار کردن، میزان واژگان قابل دسترس، توانایی خواندن و نوشتن) در قالب ۲۵ خرده آزمون و ۲۱۷ گویه مختلف تشکیل شده است. ساختار محتوایی مهارت های زبانی در خرده آزمون ها، و تعداد گویه های تشکیل دهنده هر خرده آزمون و رابطه هریک با مهارت های زبانی در پیوست ۱ آمده است.
شیوه امتیازدهی آزمون به این شکل است که برای هر گویه، امتیاز (۰) برای بدون پاسخ، (۱) برای پاسخ درست و نمره منفی (-) برای پاسخ غلط در نظر گرفته می شود. به این ترتیب، نیم رخ زبانی به شیوه کمّی برمبنای پاسخ های درست بیمار ترسیم می شود و نیم رخ زبانی به دست آمده می تواند مبنای تشخیص نشانگان(۴۴) زبان پریشی و شدت آسیب پذیری مهارت های زبانی مختلف قرار گیرد. ازسوی دیگر، به کمک تحلیل پاسخ های غلط، می توان خطا های بیمار را به صورت کیفی بررسی و در مراحل توان بخشی از آن ها استفاده کرد. علاوه بر نیم رخ زبانی، یکی از معیار های تشخیصی شدت زبان پریشی، تحلیل کمی و کیفی گفتار پیوسته بیمار است. به همین سبب، در دفترچه راهنمای آزمون، علاوه بر شرح ساختار، محتوا و شیوه اجرای آزمون، ملاک ها و شیوه ارزیابی کیفیت گفتار پیوسته برای محاسبه سرعت و روانی و سایر مشخصات گفتار بیمار براساس معیار های به دست آمده از گروه سالم، در جدول های جداگانه ای به تفکیک ارائه شده است (به صفحه ۳۳ تا ۴۰ دفترچه راهنمای آزمون نگاه کنید).
برای نمونه گیری هدفمند در این مطالعه، از بین ۱۱۷ بیمار مراجعه کننده به مراکز دانشگاهی و مراکز درمانی شهر های تهران، کرج، مشهد، یزد، اصفهان، و شیراز، ۵۷ بیمار (۳۴ مرد و ۲۳ زن) با میانگین سنی ۷/ ۵۲ سال و انحراف معیار ۰۹/ ۱۴ که شرایط ورود به پژوهش را داشتند، انتخاب شدند. این بیماران درزمان مراجعه به کلینیک و ارزیابی از هوشیاری کامل برای پاسخگویی به پرسش های درمانگران برخوردار بودند. اطلاعات دموگرافیک بیماران در جدول ۱ آمده است.

جدول ۱. ویژگی های دموگرافیک بیماران زبان پریش



بیماران شرکت کننده در این مطالعه ازنظر علت شناسی در سه گروه سکته مغزی (۵۰ نفر)، ضربه مغزی (۴ نفر)، و سایر علل (۳ نفر)، و ازنظر جایگاه ضایعه مغزی در چهار گروه قشری قدامی(۴۵) (۸ /۳۰ درصد)، قشری خلفی(۴۶) (۳/ ۱۷ درصد)، قشر قدامی - خلفی(۴۷) (۵/ ۳۸ درصد)، و قشری - زیرقشری (۵ /۱۳ درصد) قرار داشتند. روند اجرای این پژوهش به این صورت بود که پس از احراز شرایط ورود به مطالعه، ابتدا پرسشنامه بالینی اطلاعات فردی بیماران تکمیل و سپس آزمون زبان پریشی اجرا می شد. داده های به دست آمده در این مطالعه ازطریق نرم افزار آماری SPSS نسخه ۲۱ تحلیل شد. تحلیل آماری این پژوهش در دو بخش انجام شد، در بخش اول اعتبار و روایی آزمون مورد تحلیل قرار گرفت و در ادامه عملکرد انواع بیماران زبان پریش برحسب نوع زبان پریشی(۴۸) و جایگاه ضایعه مغزی(۴۹) مورد ارزیابی قرار گرفت. اعتبار آزمون بااستفاده از آلفای کرونباخ(۵۰) محاسبه شد و جهت بررسی روایی آزمون، همبستگی مهارت ها و همبستگی خرده آزمون های هر مهارت بااستفاده از ضریب همبستگی پیرسون(۵۱) سنجیده شد. یکی دیگر از شواهد روایی ملاکی این آزمون، بررسی همخوانی تشخیص نوع زبان پریشی طبق نظر گفتاردرمانگر با نیم رخ به دست آمده در این آزمون و محل ضایعه مغزی بود که بااستفاده از ANOVA یک طرفه و کای اسکوئر(۵۲) بررسی شد. ازآنجاکه تعداد گویه ها در هر خرده آزمون متفاوت بود، به منظور مقایسه نمرات، در ابتدا نمرات خام تراز شد و سپس همه نمرات به میانگین ۵۰ و انحراف معیار ۱۰ تبدیل شد.
۴. یافته ها
همان طورکه در مقدمه هم به آن اشاره شد، ۲۱۷ گویه این آزمون در قالب ۶ مهارت زبانی تنظیم شده و متشکل از ۲۵ خرده آزمون است. در جدول ۱ برخی ویژگی های دموگرافیک بیماران شرکت کننده در این پژوهش آمده است. براساس تحلیل های آماری صورت گرفته، اعتبار کل آزمون و همسانی خرده آزمون ها ازطریق محاسبه آلفای کرونباخ ۹۳ /۰ به دست آمد. همچنین ضریب همسانی درونی هریک از مهارت ها و خرده آزمون ها محاسبه شد که نتایج آن در جدول های ۲ و ۳ ارائه شده است.

جدول ۲. ضریب همسانی درونی مهارت های زبانی آزمون زبان پریشی فارسی



جدول ۳. ضریب همسانی درونی خرده آزمون های آزمون زبان پریشی فارسی



نتایج ضریب همسانی درونی آزمون براساس آلفای کرونباخ در جدول ۳ نشان دهنده آن است که همه خرده آزمون ها از همسانی درونی بالایی برخوردار هستند، به طوری که درصورت حذف هریک از خرده آزمون ها، نمره آلفای کرونباخ (ضریب همسانی درونی) کاهش پیدا می کند (پاشاشریفی(۵۳)، ۲۰۱۰).
همچنین برای بررسی روایی سازه(۵۴) آزمون، همبستگی بین ۶ مهارت زبانی این آزمون محاسبه شد که نتایج آن در جدول ۴ گزارش شده است.

جدول ۴. ماتریس همبستگی بین مهارت های آزمون زبان پریشی فارسی



** معناداری در سطح خطای ۰۱/ ۰>P
*معناداری در سطح خطای ۰۵/ ۰>P

همان طورکه در جدول ۴ مشاهده می شود، همبستگی مهارت تکرار و بیان شفاهی، خواندن و درک شفاهی بیش از ۷/ ۰ بوده که نشان دهنده همبستگی بالای این مهارت ها است (دامهولت و دامهولت(۵۵)، ۲۰۰۵).
همچنین برای بررسی روایی سازه، آزمون همبستگی خرده آزمون ها در هر مهارت مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد همبستگی خرده آزمون های درک شفاهی بین ۳۶ /۰ تا ۸۲/ ۰، همبستگی خرده آزمون های بیان شفاهی بین ۴۳ /۰ تا ۶۷ /۰، همبستگی خرده آزمون های خواندن بین ۴۸ /۰ تا ۸۳/ ۰ و همبستگی خرده آزمون های نوشتن بین ۴ /۰ تا ۷۱/ ۰ است. همچنین، میزان همبستگی خرده آزمون های تشکیل دهنده مهارت های واژگان و تکرار به ترتیب ۵۵ /۰ و۷۶ /۰ به دست آمد (۰۱ /۰>P).
باتوجه به آنکه تشخیص افتراقی انواع زبان پریشی یکی از قابلیت های آزمون زبان پریشی BDAE به شمار می رود و آزمون زبان پریشی فارسی نیز براساس ساختار آزمون BDAE طراحی شده است، تشخیص افتراقی انواع زبان پریشی یکی از اهداف اصلی آزمون زبان پریشی فارسی است؛ لذا در این پژوهش به بررسی همبستگی بین تشخیص گفتاردرمانگران و عملکرد بیماران در این آزمون پرداخته شد. در ادامه، نیم رخ زبانی حاصل از این آزمون در انواع زبان پریشی در جدول ۵ ارائه می شود.

جدول ۵. رابطه مهارت های زبانی و نوع زبان پریشی در بیماران



باتوجه به آنکه در اختلال زبان پریشی عموماً طیف گسترد ه ای از آسیب پذیری در انواع مهارت های زبانی دیده می شود، تشخیص نهایی نوع زبان پریشی برعهده آسیب شناس گفتار و زبان است. لذا برای بررسی همخوانی تشخیص نوع زبان پریشی براساس نظر گفتاردرمانگر باتوجه به نیم رخ به دست آمده در این آزمون، عملکرد انواع بیماران زبان پریش در مهارت های زبانی اندازه گیری شد که نتایج در جدول ۵ ارائه شده است.
همان طورکه در جدول ۵ ملاحظه می شود، رفتار بیماران در پاسخگویی به مهارت های زبانی در هر نوع از زبان پریشی از الگو های رایج در تشخیص انواع زبان پریشی تبعیت می کند. بیماران زبان پریش بروکا در درک نسبت به بیان شفاهی دارای میانگین بهتری بودند، درحالی که بیماران ورنیکه در مهارت بیان شفاهی نسبت به درک شفاهی میانگین بالاتری داشته اند و این در حالی است که بیماران گلوبال(۵۶) هم در درک و هم بیان دارای میانگین پایین تری بودند. درضمن، بیماران گروه آنومی(۵۷) در دستیابی واژگانی نسبت به درک و بیان شفاهی دارای عملکرد پایین تری بودند (گودگلس، کاپلان، و بارسی(۵۸)، ۲۰۰۱).
براساس یافته های علوم اعصاب، بین محل ضایعه و نوع زبان پریشی رابطه یک به یک وجود ندارد و آسیب پذیری زبان پس از ضایعه مغزی تابع قانون همه یا هیچ(۵۹) نیست؛ یافته های این مطالعه نیز این مسئله را تایید کرد. رابطه بین محل ضایعه و نوع زبان پریشی براساس یافته ها بررسی شد. همان طورکه در جدول ۶ مشاهده می شود، در گروه زبان پریشی بروکا، بیشترین ضایعه در بخش های قدامی و قدامی - خلفی به چشم می خورد، درحالی که در زبان پریشی ورنیکه، ضایعه عمدتاً در بخش های خلفی دیده می شود. ولی در گروه گلوبال، ضایعه بیشتر در بخش های قدامی - خلفی بوده است. در بیماران گروه آنومی می توان گفت محل ضایعه در بخش های مختلف مغز پراکنده می باشد. همچنین در زبان پریشی ترانس کورتیکال حرکتی(۶۰)، ضایعه عمدتاً در مناطق قدامی مغز به چشم می خورد.

جدول ۶. رابطه محل ضایعه و نوع زبان پریشی



۵. بحث
آسیب شناسان گفتار و زبان و محققان حوزه عصب زبان شناسی و آفازیولوژی در زبان انگلیسی و بسیاری از زبان های غربی، برای ارزیابی های بالینی اختلال های گفتار و زبان و تحقیقات بالینی و توان بخشی، به آزمون های معتبر جامع و تخصصی مختلفی دسترسی دارند، درحالی که در بعضی از زبان ها تعداد آزمون های معیار بسیار ناچیز است (سپرین و رایسر(۶۱)، ۲۰۰۳). به طورکلی، دو رویکرد عمده برای تدوین آزمون زبان پریشی در زبان های مختلف وجود دارد. رویکرد اول، ترجمه یکی از آزمون های معتبر زبان انگلیسی یا آلمانی است که دارای ساختار محتوایی مناسبی باشد و رویکرد دوم تدوین آزمون استاندارد برای زبان هدف با رعایت اصول روان سنجی می باشد. در رویکرد اول، اگر صرفاً ترجمه آزمون به زبان هدف صورت بگیرد، آزمون ترجمه شده عموماً از حساسیت و کارآیی بالینی مناسبی برای تشخیص و توان بخشی برخوردار نیست و لذا لازم است پس از رعایت اصول انطباق زبانی و فرهنگی در افراد سالم، برای بالا بردن کارآیی بالینی، آزمون روایی و اعتبار آن نیز در بیماران دارای ضایعه مغزی برای هر زبان محاسبه شود. همان طورکه در مقاله مروری ایوانوا و هالول(۶۲) (۲۰۱۳) اشاره شده است، BDAE یکی از آزمون های معتبر زبان شناسی بالینی در زبان انگلیسی است که نسخه ترجمه شده آن در بسیاری از زبان های غیرانگلیسی نیز مورد استفاده قرار می گیرد (ایوانوا و هالول، ۲۰۱۳؛ هوبر، پوئک، ونیگر، و ویلمز(۶۳)، ۱۹۸۳). ازاین رو، آزمون زبان پریشی فارسی با الگوگیری از ساختار آزمایه های آزمون BDAE و شیوه امتیاز دادن به پرسش‍ها در آزمون دوزبانه زبان پریشی BAT (پارادی، پریبخت، و نیلی پور، ۱۹۸۷) تدوین شد. آزمون BDAE براساس تحقیقات بالینی زبان پریشی و عصب زبان شناسی در مرکز پزشکی بیمارستان بوستون تدوین شده است. آزمون دوزبانه زبان پریشی BAT نیز برای بیش از ۶۰ زبان مختلف ازجمله برای زبان های فارسی، آذری، و کردی طراحی شده است. آزمون زبان پریشی فارسی با الگوگیری از آزمون BDAE ازنظر فرهنگی و ساختاری بر زبان فارسی انطباق داده شد، ولی برای شیوه امتیاز دادن به گویه ها و تهیه نیم رخ اختلال های زبانی از روش آزمون دوزبانه زبان پریشی (BAT) استفاده شده است. پس از طراحی سازه نسخه فارسی، روایی و اعتبار آن در بیماران زبان پریش فارسی زبان بررسی و محاسبه شد.
در نسخه بالینی آزمون زبان پریشی فارسی، پایایی آزمون برای بیماران زبان پریش در دوره مزمن (۶ ماه بعد از سکته) به روش بررسی همسانی درونی محاسبه شد و نتایج به دست آمده حاکی از پایایی خوبی بود. یافته های این مطالعه حاکی از آن بود که این آزمون برای تشخیص افتراقی اختلال های زبان پریشی بیماران بزرگسال فارسی زبان دارای ضایعه مغزی برای کاربرد های بالینی و توان بخشی از کارآیی بالینی و اعتبار کافی برخوردار است. ازسوی دیگر، اعتبار این آزمون درسطح خرده آزمون ها و همچنین در سطح مهارت های زبانی قابل قبول بوده و می توان از این آزمون به عنوان یک ابزار بالینی برای ارزیابی و تشخیص زبان پریشی استفاده کرد.
همان طورکه در نتایج این پژوهش ملاحظه شد، مهارت های زبانی در خرده آزمون ها ازنظر ساختاری از همبستگی معناداری برخوردار بود. نتایج نشان داد که همه خرده آزمون های هر مهارت ازنظر تشخیصی از همبستگی متوسط تا بالایی برخوردار هستند. این مسئله که اساس ساخت این آزمون بوده است، شاهد دیگری برای روایی سازه آزمون محسوب می شود.
نتایج ارزیابی بیماران مورد بررسی در این مطالعه نشان داد که نوع و میزان اختلال زبان پریشی در بیماران دارای ضایعه در مناطق مختلف مغزی (قدامی، خلفی، و قدامی - خلفی) یکسان نیست (جدول ۵). این یافته پژوهشی با ادعای همبستگی نتایج آزمون با مناطق آسیب دیده مغزی همخوانی دارد (سبوردون، ساول، و پوریش(۶۴)، ۲۰۰۷). نتایج عملکرد انواع بیماران زبان پریش در هریک از مهارت های زبانی نشان دهنده انطباق نیم رخ های به دست آمده با تشخیص گفتاردرمانگران مجرب دررابطه با تعیین نوع زبان پریشی بود که به نوعی کارآیی بالینی این ابزار را نشان می دهد.
نکته ای که باید درخصوص ملاک های تشخیصی انواع زبان پریشی به آن توجه داشت این است که برخلاف ادعاهای منابع عصب شناسی و آفازیولوژی کلاسیک، آسیب پذیری زبان و تشخیص افتراقی انواع زبان پریشی ناشی از ضایعه مغزی براساس قاعده همه یا هیچ آسیب پذیری بیان یا درک زبان و یا معیار های منطقه بندی کانونی مغز برای مناطق بروکا و ورنیکه تعیین نمی شود، بلکه براساس یافته های نوروساینس، باتوجه به اینکه زبان به صورت شبکه های نورونی در مناطق گسترده ای از مغز بازنمایی می شود، آسیب پذیری آن هم پس از ضایعات کانونی به صورت نسبی است (نیلی پور، ۲۰۱۴). علاوه براین، هر نوع نشانگان زبان پریشی، خود از تنوع نسبتاً زیادی برخوردار است. لذا، در تشخیص نوع زبان پریشی، علاوه بر نیم رخ زبانی، باید به تابلوی بالینی(۶۵)، علائم همراه، و ارزیابی نمونه گفتار پیوسته بیمار نیز توجه کرد.
باتوجه به کارآیی بالینی آزمون موجود و نمونه گیری بیماران که معرف جمعیت بالینی متنوعی ازنظر ویژگی های جمعیت شناختی و جغرافیایی و تنوع ضایعات کانونی نیز هست، می توان اذعان داشت نتایج به دست آمده از آن می تواند به جمعیت هدف بزرگسالان فارسی زبان تعمیم پیدا کند. ازسوی دیگر، باتوجه به اعتبار و روایی بالای آزمون، این ابزار بالینی برای توان بخشی سالمندان جمعیت هدف قابل استفاده است. ضمناً لازم است نتایج ارزیابی های این آزمون در آینده برای بالا بردن بیشتر کارآیی بالینی آن مدّنظر قرار گیرد.
یکی از محدودیت های آزمون های زبان پریشی موجود که این آزمون نیز از آن مستثنی نیست، تمرکز این آزمون ها بر سنجش مهارت های زبانی آسیب دیده و سالم بیماران است. نتیجه این رویکرد در آزمون سازی این است که بخشی از مهارت های ارتباط غیرکلامی کمتر مورد توجه قرار می گیرد. در تحقیقات آینده باید بیشتر به این بخش از مهارت ها نیزپرداخته شود.
۶. نتیجه گیری نهایی
آزمون زبان پریشی فارسی موجود که از سازه های دو آزمون معتبر BDAE و BAT برگرفته شده است، بیش از دو دهه سابقه کاربرد بالینی در بیماران ایرانی فارسی زبان دارد. عمده ترین نتیجه این پژوهش این است که این آزمون به سبب روایی و اعتبار مناسب از کارآیی بالینی و تحقیقاتی برای تشخیص افتراقی انواع زبان پریشی در بیماران فارسی زبان برخوردار است. علاوه براین، نتایج نشان داد نیم رخ زبانی حاصل از اجرای این آزمون برای تشخیص انواع زبان پریشی، با الگوی رایج بالینی انواع زبان پریشی در ادبیات زبان شناسی بالینی منطبق است. این امر نشانه دیگری از کارآیی بالینی این آزمون برای تشخیص انواع زبان پریشی است. پیشنهاد می شود از این ابزار برای تشخیص افتراقی زبان پریشی در سایر بیماران دارای اختلال زبانی مانند مبتلایان به آلزایمر نیز استفاده شود. همچنین می توان از نسخه کوتاه شده این آزمون برای غربالگری بیماران دارای ضایعه مغزی در پژوهش های آتی استفاده کرد.
۷. تشکر و قدردانی
از صندوق حمایت از پژوهشگران کشور که با حمایت مالی خود به نویسنده نخست ما را در انجام این پژوهش یاری نمودند سپاسگزاریم. همچنین در انجام این پژوهش از همکاری صمیمانه کادر علمی و بالینی و دانشجویان گروه گفتاردرمانی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، و همکاری گروه گفتاردرمانی دانشکده علوم توان بخشی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، شیراز، مشهد، یزد، و کرج برخوردار شدیم. بدین وسیله مراتب سپاس و قدردانی خود را از ایشان و بیماران شرکت کننده در این پژوهش اعلام می داریم.
۸. فهرست منابع
Domholdt, E., & Domholdt, E. (2005). Rehabilitation research: principles and applications (3rd ed.). St. Louis, Mo.: Elsevier Saunders.
Goodglass, H., & Caplan. E. (1972). The boston diagnostic aphasia examination. Philadelphia: LEA.
Goodglass, H., Caplan, E., & Barresi, B. (2001). The Assessment of Aphasia and Related Disorders (3rd ed.). Philadelphia: Lippincott Williams & Wilkins.
Huber, W., Poeck, K., Weniger, D., & Willmes, K. (1983). Der Aachener Aphasia Test. Verlag fur Psychologie Hogrefe; Gottingen.
Ivanova, M. V., & Hallowell, B. (2013). A tutorial on aphasia test development in any language: Key substantive and psychometric considerations. Aphasiology, 27(8), 891–920.
Kertesz, A. (2007). Western aphasia battery - revised (WAB-R): Examiner’s manual. PsychCorp. Harcort Assessment Incorporation.
Nilipour, R. (1988). Bilingual aphasia in Iran: A preliminary report. Journal of Neurolinguistics, 3(2), 185-232.
Nilipour, R. (1989). Task-specific agrammatism in a Farsi-English bilingual patient. Journal of Neurolinguistics, 4(2), 243-253.
Nilipour, R. (1993). Persian Aphasia Battery (PAB). Tehran: Iran University of Medical Sciences publisher.
Nilipour, R. (2000). Agrammatic language: Two cases from Persian. Aphasiology, 14(12), 1205-1242.
Nilipour, R. (2011). Persian aphasia test (Revised version). Tehran: University of Social Welfare & Rehabilitation Sciences Press.
Nilipour, R. (2014). Linguistics & language pathology (2nd ed.). Tehran: Hermes.
Nilipour, R., & Ashayeri, H. (1989). Alternating antagonism between two languages with successive recovery of a third in a trilingual aphasic patient. Brain and Language, 36(1), 23-48.
Nilipour, R., & Raghibdoust, S. (2001). Manifestations of aphasia in Persian. Journal of Neurolinguistics, 14(2), 209-30.
Nilipour. R, & Paradis, M. (1995). Breakdown of functional categories in three Farsi-English bilingual aphasic patients. In M. Paradis (Ed.), Aspects of bilingual aphasia (pp. 123-138). Oxford: Pergamon Press.
Paradis, M., Nilipour, R., & Dehghan, Y. (1987). Bilingual aphasia test (Azari version). Hilsdale. NJ. Lawrence Earlbaum Associates.
Paradis, M., Nilipour, R., & Maniei, M. (1987). Bilingual aphasia test (Kurdish version). Hilsdale. NJ. Lawrence Earlbaum Associates. US Febiger.
Paradis, M., Paribakhat, T., & Nilipour, R. (1987). Bilingual aphasia test (Farsi version). Hilsdale. NJ. Lawrence Earlbaum Associates.
Pasha-Sharifi, H. (2010). Psychometric Foundations and Psychological Testing (13th ed.). Tehran: Roshd.
Sbordone, R. J., Saul, R. E., & Purisch, R. D. (2007). Neuropsychology for psychologists, health care professionals, and attorneys (3rd ed.). Florida: CRC Press.
Spreen, O., & Risser, A. H. (2003). Assessment of aphasia. Oxford: Oxford University Press.
پیوست ۱
جدول همبستگی سازه های آزمون با مهارت های زبانی مختلف درکی و بیانی



بخش نخست: زبان شناسی بالینی:ارزیابی اختلال های اکتسابی و رشدی زبان فارسی

بررسی اعتبار و روایی آزمون تصویری نامیدن اسم پدیده ها در زبان فارسی(۲)

رضا نیلی پور(۳)، عباس پورشهباز(۴)، زهراسادات قریشی(۵)، عاطفه یوسفی(۶)
چکیده
اهداف: اختلال نامیدن یکی از شایع ترین اختلال های زبانی در بیماران زبان پریش و آلزایمر محسوب می شود. آزمون تصویری نامیدن اسم پدیده ها که در سال ۱۳۸۴ با الگوگیری از آزمون آرمسترانگ (۱۹۹۶) ساخته شد، تاکنون مورد استفاده محققان و درمانگران زبان فارسی قرار گرفته است. در مقاله حاضر اعتبار و روایی این آزمون براساس نتایج به دست آمده از بیماران مبتلا به زبان پریشی و آلزایمر گزارش شده است.
مواد و روش ها: در این مطالعه که از نوع توصیفی - تحلیلی و اعتبارسنجی می باشد، ۵۹ بیمار زبان پریش و ۱۰ بیمار مبتلا به آلزایمر فارسی زبان با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. جهت بررسی اعتبار آزمون، ضریب همسانی درونی (آلفای کرونباخ) و ضریب پایایی آزمون - بازآزمون محاسبه شد. جهت بررسی روایی آزمون، همبستگی نمره این آزمون با خرده آزمون دیدن و نامیدن آزمون زبان پریشی فارسی (نیلی پور، b۲۰۱۲) محاسبه شد. همچنین مقایسه عملکرد بیماران زبان پریش و آلزایمر به این آزمون به عنوان شاهد دیگری از روایی و کارایی بالینی آزمون گزارش شد.
یافته ها: در بررسی اعتبار آزمون، ضریب همسانی درونی برابر ۹۶ /۰ و ضریب آزمون - بازآزمون ۸۷/ ۰ به دست آمد(۰۱/ ۰ >P). همبستگی نمره این آزمون با خرده آزمون دیدن و نامیدن آزمون زبان پریشی فارسی ۵۸ /۰ به دست آمد(۰۱ /۰ > P). براساس یافته ها، مبتلایان به آلزایمر درمقایسه با بیماران زبان پریش به طور معنی داری به راهنمایی معنایی بیشتر از راهنمایی آوایی پاسخ دادند.
بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان داد آزمون تصویری نامیدن اسم پدیده ها از ویژگی های روان سنجی مناسبی برای ارزیابی بالینی اختلال نامیدن در بیماران زبان پریش و آلزایمر برخوردار است. ازسوی دیگر، یافته های مربوط به تفاوت عملکرد بیماران زبان پریش و مبتلایان به آلزایمر، کارآیی تمایز تشخیصی براساس نوع راهنمایی ارائه شده را تایید کرد.
کلید واژه ها: آزمون تصویری نامیدن اسم پدیده ها، زبان پریشی، آلزایمر، روان سنجی، زبان فارسی.

Measures of Reliability and Validity of Object Picture Naming Battery in Persian

Abstract
Objectives: Different patterns of word retrieval and naming deficits are observed among aphasics and Alzheimer patients in clinical settings. The Persian Object Picture Naming Battery (Nilipour, 1384) as a clinical linguistic battery to measure naming deficits in Persian speaking patients was first developed based on the format of Armstrong Naming Battery (Armstrong, 1996) and has been used by clinicians for some time. In this paper, we report on measures of reliability and validity of this battery based on the results obtained from Persian speaking aphasic and Alzheimer patients.
Methods: In this descriptive analytic study, we are reporting on reliability and validity of Persian Object Picture Naming Battery based on the data taken from 59 aphasics and 10 Alzheimer patients referred to different clinics. The validity of this battery is reported based on internal consistency and the test retest results. The reliability of the battery and the subtests were also measured. The differential diagnosis of aphasic and Alzheimer patients to different patterns of naming is also reported as another evidence of validity of the battery.
Results: Based on the results, the internal consistency of the test was 0.96 and the test re-test correlation coefficient was 0.87 (p > 0.01). The correlation between the scores of this battery and naming sub-test of Persian Aphasia Battery (PAB) was 0.58 (p >0.01). Based on the results, Alzheimer patients’ responses to semantic cueing was significantly better than semantic cueing as compared to aphasic patients.
Discussion: The overall results indicate that Persian Object Picture Naming Battery has appropriate validity and reliability as a clinical tool to measure naming deficits in Persian speaking aphasic and Alzheimer patients. It can also differentiate different patterns of naming deficits in aphasics and Alzheimer patients using phonological and semantic cueing.
۱. مقدمه
مشکلات دسترسی و به یاد آوردن نام پدیده ها در بیماران زبان پریش و آلزایمر یکی از شایع ترین اختلال های زبانی است که درمانگران در کلینیک های گفتاردرمانی برای ارزیابی و تشخیص با آن روبه رو می شوند. ازاین رو، نگاهی به منابع آسیب شناسی و عصب شناسی زبان ما را با مقاله ها و گزارش های مستندی روبه رو می سازد که باتکیه بر شواهد پژوهشی در زبان های غربی به بررسی انواع اختلال نامیدن در بیماری های عصب زاد(۷) پرداخته اند. بسیاری از این مقاله های علمی نتیجه فرضیه آزمایی ها درباره رابطه زبان و مغز در بیماران زبان پریش و یا بیماری های عصب زاد پیش رونده مانند آلزایمر است که به کمک آزمون های معیار و معتبر زبانی بالینی موجود در زبان های بیگانه، ارزیابی و گزارش شده است (باتروورث، هووارد، مکلافلین(۸)، ۱۹۸۴؛ گرارد، لامبون رالف، پترسون، پرت، و هاجیز(۹)، ۲۰۰۵؛ آلبانیز(۱۰)، ۲۰۰۷). لذا ضرورت طراحی و تدوین آزمون های معتبر تخصصی نامیدن برای ارزیابی، تشخیص و درمان اختلال نامیدن در بیماران فارسی زبان از اهمیت خاصی برخوردار است.
آزمون تصویری نامیدن اسم پدیده ها به عنوان نخستین آزمون تصویری نامیدن در زبان فارسی در سال ۱۳۸۴ با الگوگیری از آزمون انگلیسی نامیدن آرمسترانگ (آرمسترانگ(۱۱)، ۱۹۹۶) تدوین شد. علت انتخاب این آزمون، کارآیی تشخیص افتراقی(۱۲) این آزمون در بررسی الگوهای متفاوت آسیب پذیری نامیدن بین بیماران زبان پریش(۱۳) و آلزایمر بااستفاده از دو نوع راهنمایی آوایی(۱۴) و معنایی(۱۵) ازیک سو و تعیین سازوکار های آسیب دیده واژه یابی در انواع زبان پریشی ازسوی دیگر می باشد.
گروه هدف این آزمون، بیماران بزرگسال فارسی زبان مبتلا به زبان پریشی و آلزایمر بودند. این آزمون در ابتدا حاصل یک طرح پژوهشی در گروه پژوهشی گفتار و زبان دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی بود که برای انطباق زبانی و فرهنگی برروی ۴۰ نفر بزرگسال فارسی زبان سالم اجرا شد و پس از تدوین، نسخه اولیه آن در سال ۱۳۸۴ در انتشارات این دانشگاه به چاپ رسید (نیلی پور(۱۶)، ۲۰۰۶). در ویراست دوم آزمون تصویری نامیدن فارسی (نیلی پور، a۲۰۱۲) که در سال ۱۳۹۰ به چاپ رسید، علاوه بر تجدیدنظر در بخشی از آزمون، یافته های مربوط به برخی از پژوهش های صورت گرفته برروی بیماران زبان پریش و آلزایمر فارسی زبان که بااستفاده از این آزمون انجام شده بود نیز گزارش گردید و به بعضی از کارآیی های بالینی آن اشاره شد (نیلی پور، رضایی، میثمی، و عباسیان بیدگلی(۱۷)، ۲۰۱۲؛ یادگاری، فروغیان، و شیرین آبادی(۱۸)، ۲۰۰۸).
باتوجه به شیوع بالای اختلال نامیدن در طیف وسیعی از انواع اختلالات عصب زاد مانند زبان پریشی و آلزایمر ازیک سو و کاربرد تحقیقاتی و بالینی آزمون تصویری فارسی نامیدن در بیماران مبتلا به انواع اختلالات نامیدن ازسوی دیگر، ضرورت به کارگیری ابزاری روا و پایا جهت سنجش اختلال نامیدن در این بیماران احساس شد. ازآنجاکه تاکنون گزارش مستندی از اطلاعات مربوط به خصوصیات روان سنجی آزمون تصویری فارسی نامیدن ارائه نشده است، پژوهش حاضر باهدف بررسی و گزارش اعتبار و روایی این آزمون در بیماران مبتلا به زبان پریشی و آلزایمر صورت گرفت.
۲. روش­ مطالعه
این مطالعه از نوع توصیفی - تحلیلی و اعتبارسنجی بوده و بیماران زبان پریش و مبتلا به آلزایمر فارسی زبان، جمعیت مورد مطالعه این پژوهش را تشکیل دادند. نمونه های این مطالعه به صورت دردسترس از کلینیک های خصوصی و دانشگاهی شهرهای تهران، مشهد، کرج، یزد، اصفهان، و شیراز و انجمن آلزایمر انتخاب شدند. در مطالعه حاضر، ۳۶ مرد و ۲۳ زن زبان پریش فارسی زبان با دامنه سنی ۱۹ تا ۸۳ سال که به طور متوسط ۳۰ ماه از زمان ضایعه شان گذشته بود و ۵ مرد و ۵ زن مبتلا به آلزایمر با دامنه سنی ۶۱ تا ۸۵ سال شرکت کردند (برای مقایسه مبتلایان به آلزایمر و زبان پریش نگاه کنید به مطالعه یادگاری و همکاران [ ۲۰۰۸ ]). برای تحلیل داده ها در این مطالعه از برنامه SPSS ویرایش ۲۱ استفاده گردید. اعتبارسنجی آزمون ازطریق ضریب همسانی درونی (آلفای کرونباخ) و ضریب پایایی آزمون - بازآزمون(۱۹) صورت گرفت. همبستگی نمرات در اجرای آزمون - بازآزمون بااستفاده از ضریب همبستگی پیرسون سنجیده شد. جهت بررسی روایی آزمون، همبستگی نمره این آزمون با خرده آزمون دیدن و نامیدن در آزمون زبان پریشی(نیلی پور، b۲۰۱۲) محاسبه شد. همچنین بررسی عملکرد بیماران زبان پریش و آلزایمر در این آزمون برای تشخیص افتراقی مبتلایان به آلزایمر از بیماران زبان پریش به عنوان شاهد دیگری از روایی آزمون مورد بررسی قرار گرفت (یادگاری و همکاران، ۲۰۰۸).
در جدول ۱ برخی ویژگی های دموگرافیک بیماران شرکت کننده در پژوهش آمده است.

جدول ۱. ویژگی های دموگرافیک بیماران



تعداد بیماران زبان پریش شرکت کننده در این مطالعه به شرحی که در جدول ۲ آمده است، ازنظر علت شناسی در سه گروه سکته مغزی، ضربه و سایر علل و ازنظر نوع زبان پریشی به دو گروه روان و ناروان تقسیم شدند. لازم به ذکر است تشخیص نوع زبان پریشی توسط دو آسیب شناس گفتار و زبان و پس از اجرای آزمون های زبان پریشی فارسی انجام شد.

جدول ۲. اطلاعات بالینی بیماران زبان پریش



آزمون تصویری نامیدن زبان فارسی برای سنجش توانایی نامیدن نام پدیده ها در مواجهه و تشخیص افتراقی توانایی نامیدن بین بیماران مبتلا به زبان پریشی و آلزایمر طراحی و تدوین شده است. این آزمون دارای ۵۰ تصویر از سه مقوله مختلف آشنا، شامل ۱۲ حیوان، ۱۱ پدیده طبیعی، و ۲۷ پدیده دست ساز است که از بین ۶۵ مقوله آشنا در زبان فارسی انتخاب شده اند. ملاک های این انتخاب براساس متغیرهایی همچون میزان توافق نامیدن، توافق نام با تصویر، و میزان آشنایی بود که داده های آن از نتایج یک نظرخواهی از ۶۶ فرد سالم در سه گروه سنی ۲۰ تا ۳۰، ۳۰ تا ۴۰، و ۴۰ تا ۵۰ سال به دست آمد (پیوست ۱) (نیلی پور، a۲۰۱۲). واژه های آزمون از میان مورد توافق ترین و آشنا ترین واژه های نتایج نظرخواهی انتخاب شدند (پیوست ۱). پس از انتخاب نهایی ۵۰ واژه آزمون تصویری، بسامد هریک از واژه ها براساس پیکره متنی زبان فارسی امروز (محسنی و بی جن خان(۲۰)، ۲۰۱۲) مشخص شد که در پیوست ۱ آمده است.
روش اجرای آزمون تصویری نامیدن زبان فارسی بدین صورت است که در ابتدا نام تک تک تصویرها به ترتیبی که در جدول آمده اند از بیمار پرسیده می شود. درصورت عدم موفقیت بیمار در نامیدن تصویر پس از ۱۰ ثانیه، ابتدا راهنمایی معنایی ارائه می شود. اگر در این مرحله نیز بیمار به نام صحیح تصویر دست نیابد، راهنمایی آوایی به او ارائه می گردد. پاسخ های بیمار در هر مورد در جدول پاسخ ها در محل مناسب ثبت و در پایان جمع بندی می شود. راهنمایی آوایی براساس شیوه تولید واج نخست هر واژه ارائه می شود؛ شیوه راهنمایی معنایی هر واژه در جدول پاسخ نامه در زیر هر واژه در داخل پرانتز آمده است.
در پایان، باتوجه به نوع پاسخ ها و راهنمایی ارائه شده به بیمار، جدول پاسخ ها تکمیل می گردد و از جمع بندی پاسخ ها می توان در تشخیص افتراقی اختلال بین بیماران زبان پریش و آلزایمر استفاده کرد.
۳. یافته ها
براساس تحلیل های صورت گرفته از داده های به دست آمده از پاسخگویان، اعتبار کل آزمون ازطریق آلفای کرونباخ ۹۶ /۰ به دست آمد. آزمون در ۲۰ بیمار زبان پریش به فاصله یک هفته بعد اجرا گردید و پایایی آزمون ازطریق روش آزمون - بازآزمون محاسبه شد. همبستگی نمرات کل در اجرای آزمون - بازآزمون معادل ۸۷/ ۰ به دست آمد(۰۱/ ۰ >P).
جهت بررسی روایی ملاکی(۲۱) آزمون، همبستگی نمره این آزمون با خرده آزمون دیدن و نامیدن در آزمون زبان پریشی فارسی محاسبه شد که همبستگی به دست آمده در این مورد معنی دار و معادل ۵۸/ ۰ بود (۰۱/ ۰ >P).
ازآنجاکه آزمون کولموگراف اسمیرنوف(۲۲) توزیع نرمال داده ها را تایید کرد، برای مقایسه میانگین نمرات بین گروه های زبان پریش روان، ناروان و آلزایمر، در نوع پاسخگویی به شیوه بدون راهنمایی و همراه با راهنمایی آوایی و یا معنایی، از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه استفاده شد که نتایج این بررسی در جدول ۳ آمده است.

جدول ۳. تحلیل واریانس یک متغیره مربوط به عملکرد بیماران زبان پریش روان، ناروان و آلزایمر در آزمون نامیدن



تفاوت عملکردی بیماران در دو گروه زبان پریش و آلزایمر و نیز در داخل هر گروه در شیوه پاسخگویی به صورت بدون راهنمایی و یا با راهنمایی معنایی و یا آوایی را می توان در یک نگاه کلی در نمودار ۱ مشاهده نمود.



نمودار ۱. وضعیت پاسخگویی بیماران زبان پریش و آلزایمری در آزمون نامیدن

همان طورکه از نتایج داده ها در جدول ۴ و نمودار ۱ پیدا است، عملکرد مبتلایان به آلزایمر در پاسخگویی به آزمون تصویری نامیدن با بیماران زبان پریش در هر سه نوع پاسخگویی متفاوت بوده است. ضمناً، مبتلایان به آلزایمر به راهنمایی معنایی و بیماران زبان پریش به راهنمایی آوایی بهتر پاسخ دادند که این یافته شاهد دیگری از روایی آزمون در تشخیص افتراقی اختلال نامیدن بیماران مبتلا به آلزایمر از بیماران زبان پریش است.
در مرحله بعد، برای مقایسه بررسی پاسخ های بین گروهی برحسب نوع پاسخگویی به شیوه های بدون راهنمایی و با راهنمایی، از آزمون تعقیبی توکی(۲۳) استفاده شد که نتایج این تحلیل در جدول ۴ ارائه شده است.

جدول ۴. مقایسه عملکرد بیماران زبان پریش روان، ناروان و آلزایمر در آزمون نامیدن


* معناداری در سطح خطای ۰۵/ ۰ >P

مقایسه تحلیل نتایج پاسخگویی بین گروهی در جدول ۴ نشان می دهد که به طورکلی در بیماران زبان پریش، راهنمایی آوایی بیش از راهنمایی معنایی در پاسخگویی موثر بوده است، اما بیماران گروه آلزایمر بیشتر از راهنمایی معنایی استفاده کرده اند. ضمناً، بین پاسخ های دو گروه زبان پریش و آلزایمر، در پاسخ های بدون راهنمایی تفاوت عملکردی معناداری وجود داشت. در مقایسه مهارت نامیدن با راهنمایی آوایی بین گروه آلزایمر و بیماران زبان پریش (ناروان و روان) مشخص شد که بین دو گروه تفاوت معنادار وجود دارد، به طوری که میزان استفاده از راهنمایی آوایی در گروه زبان پریش(روان و ناروان) بیش از گروه آلزایمری بود. همچنین، در گروه زبان پریش نیز بین دو گروه روان و ناروان در میزان استفاده از راهنمایی آوایی تفاوت معنادار وجود داشت، به طوری که بیماران زبان پریش روان بیش از بیماران زبان پریش ناروان از راهنمایی آوایی استفاده کردند. ولی در میزان بهره مندی از راهنمایی معنایی تفاوت معناداری بین هیچ یک از گروه ها مشاهده نشد.
۴. بحث
باتوجه به نتایج به دست آمده، این آزمون از ویژگی های روان سنجی و کارآیی بالینی مناسبی برای بررسی اختلال نامیدن در بیماران مبتلا به زبان پریشی و آلزایمر برخوردار است و می تواند به عنوان ابزار بالینی و تحقیقاتی مورد استفاده قرار گیرد. نکته مهم در این آزمون، لحاظ کردن تاثیر راهنمایی آوایی و معنایی برای تشخیص انواع اختلالات نامیدن و دسترسی به واژگان موردنظر است (آرمسترانگ، ۱۹۹۶). باتوجه به اینکه فقط تعداد پاسخ های صحیح و غلط بیماران پس از ارزیابی برای تعیین شدت و تشخیص افتراقی نوع اختلال نامیدن بین بیماران کافی نیست، لازم است ملاک های دقیق تری برای پاسخ های بیماران زبان پریش و آلزایمر تعیین شود (آلبانیز، ۲۰۰۷؛ باتروورث و همکاران، ۱۹۸۴). یکی از ملاک های پیشنهادی برای تشخیص افتراقی انواع اختلالات نامیدن بین بیماران مختلف، استفاده از شیوه های تسهیل و راهنمایی در بازیابی واژه ها است. تمایز استفاده از پاسخ ها با راهنمایی معنایی و راهنمایی آوایی برای شناسایی شدت و نوع آسیب پذیری مسیر حافظه معنایی و آوایی در منابع پیشنهاد (فانگ و همکاران(۲۴)، ۲۰۰۱؛ گرارد و همکاران، ۲۰۰۵) و استفاده از آن برای تشخیص افتراقی اختلال نامیدن در پژوهش های مختلف نیز گزارش شده است (آلبانیز، ۲۰۰۷). به طورکلی، یافته های این پژوهش نشان داد که مبتلایان به آلزایمر از راهنمایی معنایی بیش از راهنمایی آوایی بهره می برند (مهری، جهانی، عالمی، و آرامی پور(۲۵)، ۲۰۰۷)، درحالی که در مطالعه آرمسترانگ، مبتلایان به آلزایمر در پاسخگویی به راهنمایی معنایی و آوایی رفتار مشابهی داشتند (کی و الیس(۲۶)، ۱۹۸۷؛ مارگولین، پیت، فریدریک، و الیا(۲۷)، ۱۹۹۰).
همچنین مشخص شد بیماران زبان پریش بیشتر از راهنمایی آوایی بهره می گیرند که این یافته با تحقیقات قبلی مانند نتایج آزمون آرمسترانگ همسو است (مهری و همکاران، ۲۰۰۷؛ آرمسترانگ، ۱۹۹۶). براساس نتایج به دست آمده از این پژوهش، تفاوت بین دو گروه زبان پریش و آلزایمر در میزان استفاده از راهنمایی آوایی معنادار بود (یادگاری و همکاران، ۲۰۰۸). علت این امر را می توان به ماهیت اختلال در بیماران زبان پریش و مبتلایان به آلزایمر نسبت داد. آلزایمر به عنوان یک اختلال شناختی در نظر گرفته می شود و لذا راهنمایی معنایی در این بیماران در نقش تسهیل کننده دستیابی به مفاهیم شناختی می تواند در فرآیند دسترسی به نام ها راهگشا باشد. درصورتی که در بیماران زبان پریش خفیف، عموماً شناخت بیمار آسیب کمتری دیده است. همان طورکه نتایج این پژوهش نشان داد، عملکرد بیماران زبان پریش روان در میزان استفاده از راهنمایی آوایی به طور معناداری از بیماران زبان پریش ناروان بهتر بود.
۵. نتیجه گیری نهایی
باتوجه به نتایج روان سنجی به دست آمده از آزمون تصویری نامیدن اسم پدیده ها، به نظر می رسد این آزمون می تواند به عنوان یک آزمون روا و پایا برای بررسی اختلال نامیدن در بیماران زبان پریش و مبتلایان به آلزایمر مورد استفاده قرار گیرد. ازسوی دیگر، یافته های مربوط به تفاوت عملکرد بیماران زبان پریش و آلزایمر ازنظر توانایی پاسخگویی و نیز میزان بهره مندی از راهنمایی­های آوایی و معنایی ارائه شده در این آزمون از یافته های تحقیقات قبلی حمایت کرد (یادگاری و همکاران، ۲۰۰۸؛ نیلی پور و همکاران، ۲۰۱۲) و کاربرد بالینی این آزمون در تشخیص افتراقی نوع اختلال نامیدن و شدت آن و همچنین ارزیابی نتایج درمان ازطریق مقایسه نتایج ارزیابی پیش و پس از درمان توصیه می شود.
۶. منابع
Albanese, E. (2007). The "hidden" semantic category dissociation in mild-moderate Alzheimer's disease patients. Neuropsychologia, 45(4), 639-43.
Armstrong, L. (1996). Armstrong Naming Test. London: Whurr.
Butterworth, B., Howard, D., & Mcloughlin, P. (1984). The semantic deficit in aphasia: The relationship between semantic errors in auditory comprehension and picture naming. Neuropsychologia, 22(4), 409-26.
Fung, T. D., Chertkow, H., Murtha, S., Whatmough, C., Péloquin, L., Whitehead, V., & Templeman, F. D. (2001). The spectrum of category effects in object and action knowledge in dementia of the Alzheimer's type. Neuropsychology, 15(3), 371-79.
Garrard, P., Lambon Ralph, M. A., Patterson, K., Pratt, K. H., & Hodges, J. R. (2005). Semantic feature knowledge and picture naming in dementia of Alzheimer's type: a new approach. Brain and Language, 93(1): 79-94.
Kay, J., & Ellis, A. (1987). A cognitive neuropsychological case study of anomia: Implications for psychological models of word retrieval. Brain, 110(3), 613-29.
Margolin, D. I, Pate D. S., Friedrich, F. J., & Elia, E. (1990). Dysnomia in dementia and in stroke patients: Different underlying cognitive deficits. Journal of Clinical and Experimental Neuropsychology, 12(4), 597-612.
Mehri, A., Jahani, Y., Alemi, R., & Aramipour, E. (2007). Investigation of usage of semantic and phonological cues in naming of fluent aphasia and Alzheimer disease. Audiology, 16(2), 51-6.
Mohseni, M., & Bijankhan, M. (2012). A frequency dictionary of contemporary Persian language. Tehran: Tehran University Press.
Nilipour, R. (2006). Persian Aphasia naming test. Tehran: University of Social Welfare and Rehabilitation Sciences Press.
Nilipour, R. (2012a). Persian aphasia naming test. (2nd ed.). Tehran: University of Social Welfare and Rehabilitation Sciences Press.
Nilipour, R. (2012b). Persian aphasia battery (PAB). (2nd ed.). Tehran: University of Social Welfare and Rehabilitation Sciences Press.
Nilipour, R., Rezai, H., Meysami, N., & Abasiyan Bidgoli, S. (2012). Neuropsychological double dissociation between linguistic levels: Clinical linguistic evidence from Iranian aphasic patients. Basic and Clinical Neuroscience, 3(3), 5-15.
Yadegari, F., Foroughan, M., & Shirinbayan, P. (2008). Picture naming of patients with alzheimer’disease, aphasia and the healthy elderly. Middle East Journal of Age and Aging, 5(5).
پیوست ۱
جدول میانگین توافق با تصویر و میزان آشنایی در سه گروه سنی سالم







*توافق نامیدن نشانگر درصد افرادی است که روی اسم تصویر توافق داشته اند.
**توافق با تصویر نشان می دهد که تصویر آزمون تا چه اندازه با تصویر ذهنی فرد از شیء موردنظر مطابقت دارد (ا = کمترین توافق و ۵ = بیشترین توافق).
***میزان آشنایی پاسخگویان با شیء موردنظر نیز براساس مقیاس ۱ = بسیار آشنا و ۵ = بسیار ناآشنا تعیین گردیده است.

نظرات کاربران درباره کتاب زبان‌شناسی بالینی فارسی و تکوین زبان