فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب رئیس‌جمهور ما

کتاب رئیس‌جمهور ما
هنرپیشۀ دغل و دوستانش

نسخه الکترونیک کتاب رئیس‌جمهور ما به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۴,۳۲۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب رئیس‌جمهور ما

شهروند: «قربان، اجازه بدهید به خاطر پشتیبانی‎تان در روز سوم آوریل از قداست زندگی بشری و زندگی آن‎ها که هنوز متولد نشده‌اند به شما تبریک بگویم. این کار، به‌خصوص با در نظر گرفتن نتایج انتخابات ماه نوامبر، شجاعت فراوانی می‌خواست.» دغل: «بله. سپاسگزارم. البته می‌شد عوام‌پسندانه عمل کرد و در برابر قداست زندگی بشری ایستاد. اما بی‌پرده بگویم، من ترجیح می‌دهم فقط یک دوره رئیس‌جمهور باشم و به اعتقادم عمل کنم تا این‌که، با اتخاذ موضع ساده‎ای مثل آن، دور دوم انتخابات را هم ببرم. خلاصه این‌که من طبق وجدانم عمل می‌کنم، درست مثل رأی‌دهندگانم.» شهروند: «همۀ ما وجدان شما را تحسین می‌کنیم قربان.» دغل: «متشکرم.»

ادامه...

بخشی از کتاب رئیس‌جمهور ما

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



دغل شهروند مسئله دار را آرام می کند‍‍

شهروند: «قربان، اجازه بدهید به خاطر پشتیبانی‎تان در روز سوم آوریل از قداست زندگی بشری و زندگی آن‎ها که هنوز متولد نشده اند به شما تبریک بگویم. این کار، به خصوص با در نظر گرفتن نتایج انتخابات ماه نوامبر، شجاعت فراوانی می خواست.»
دغل: «بله. سپاسگزارم. البته می شد عوام پسندانه عمل کرد و در برابر قداست زندگی بشری ایستاد. اما بی پرده بگویم، من ترجیح می دهم فقط یک دوره رئیس جمهور باشم و به اعتقادم عمل کنم تا این که، با اتخاذ موضع ساده‎ای مثل آن، دور دوم انتخابات را هم ببرم. خلاصه این که من طبق وجدانم عمل می کنم، درست مثل رای دهندگانم.»
شهروند: «همه ما وجدان شما را تحسین می کنیم قربان.»
دغل: «متشکرم.»
شهروند: «نمی دانم می‎توانم درباره ستوان کالِی(۱) و محکومیتش در قتل بیست و دو روستایی ویتنامی اهل مای لای(۲) سوالی از شما بکنم یا خیر؟»
دغل: «البته. شما حتماً این سوال را به عنوان نمونه دیگری از امتناع من از انجام کارهای عوام پسند مطرح می کنید.»
شهروند: «چطور قربان؟»
دغل: «خب، بعد از برپایی اعتراض عمومی علیه آن محکومیت، عوامانه بود که بخواهم در مقام فرمانده کل قوا بیست و دو شهروند غیرنظامی را به جرم توطئه در قتل ستوان کالِی محکوم کنم. عوامانه و عوام پسند، اما اگر روزنامه های خودتان را بخوانید، می بینید که من زیر بار نرفتم و فقط به مرور موضوع جنایت او، و نه آن ها، بسنده کردم. گفتم که ترجیح می دهم فقط یک دوره رئیس جمهور باشم؛ و شاید بهتر باشد حالا که حرف ویتنام به میان آمد، موضوعی را کاملاً روشن کنم. من به هیچ وجه قصد دخالت در امور داخلی کشور دیگری را ندارم. اگر رئیس جمهور تیو،(۳) طبق بعضی از قوانین ویتنام که با نیاپرستی ارتباط نزدیک دارد، بخواهد و دلیل کافی داشته باشد که بعد از مرگشان به مسئله آن بیست و دو روستایی اهل مای لای بپردازد، به خودش مربوط است؛ اما به شما اطمینان می دهم که من به هیچ وجه قصد دخالت در نحوه عملکرد سیستم قضایی ویتنام را ندارم. به نظرم رئیس جمهور تیو و مقامات شایسته و منتخب سایگون بتوانند به تنهایی در وزارت دادگستری 'رفع و رجوعش' کنند.»
شهروند: «قربان، سوالی مرا آزار می دهد، از آن‎جا که من هم مانند شما به قداست زندگی بشری اعتقاد دارم...»
دغل: «درود بر شما. شرط می بندم یکی از دلباختگان راگبی هم هستید.»
شهروند: «بله قربان، متشکرم... اما از آن‎جا که من نیز در مورد نازادگان احساسی همچون شما دارم، با این احتمال که شاید ستوان کالِی مرتکب سقط جنین شده باشد، مشکل جدی پیدا می کنم. من از گفتن این حرف بیزارم آقای رئیس جمهور، اما وقتی فکرش را می کنم که شاید یکی از آن بیست و دو نفری که ستوان کالِی کشته زنی حامله بوده سخت عذاب می کشم.»
دغل: «خواهش می کنم یک دقیقه صبر کنید. ما در دادگاه‎های این کشور سنتی داریم که تا وقتی گناه کسی ثابت نشده او کاملاً بی گناه است. در مای لای نوزادان و زنانی از سنین متفاوت حضور داشتند ولی من تا به حال حتی یک مدرک کوچک نیافته ام که در آن گودال زن حامله ای به قتل رسیده باشد.»
شهروند: «ولی قربان اگر و فقط اگر یکی از آن ها زن حامله ای بوده باشد، چه؟ فرض کنید در بازبینی قضایی این موضوع ثابت شود. از آن‎جا که شما به قداست زندگی بشری و زندگی نازادگان معتقدید، آیا در استیناف ستوان کالِی پیش داوری نخواهید کرد؟ از آن جا که مخالف سقط جنینم باید اعتراف کنم تاثیر عمیقی در من می گذاشت.»
دغل: «خب، این اعتراف را به حساب پاکدلی شما می گذاریم اما من در مقام وکیلی مجرب باید، بدون گرفتار شدن در هزارتوی احساسات، قضیه را بررسی کنم. اول باید پرسید آیا ستوان از حاملگی اطلاع داشته؟ پر واضح است که اگر ظاهر زن چیزی نشان نمی داده، در کمال انصاف باید پذیرفت که روح ستوان از این جریان بی‎خبر بوده و بنابراین به هیچ وجه مرتکب سقط جنین نشده.»
شهروند: «اگر خود زن به او گفته بود، چه؟»
دغل: «سوال خوبی است. شاید واقعاً سعی خودش را کرده باشد؛ ولی ستوان کالِی آمریکایی است و فقط انگلیسی حرف می زند، در حالی که یک روستا یی اهل مای لای ویتنامی است و فقط به زبان ویتنامی اختلاط می کند. بنابراین به هیچ وجه امکان ارتباط کلامی نبوده و در مورد زبان اشاره هم باید بگویم هرگز نمی‎توان مردی را به دلیل درک نکردن اشارات زنی عصبی ــ اگر نگوییم آشفته ــ به دار آویخت.»
شهروند: «نه، این منصفانه نیست.»
دغل: «خلاصه اگر حاملگی محرز نبوده، نمی شود گفت ستوان کالِی در شکل غیرقابل قبولی از کنترل جمعیت مشارکت داشته. بنابراین آنچه او انجام داده با اعتقاد شخصی من به قداست زندگی بشری و زندگی نازادگان سازگار است.»
شهروند: «ولی قربان اگر محرز بود، چه؟»
دغل: «خب، آن وقت ما، در مقام وکلایی کارکشته، باید سوال دیگری می کردیم. مثلاً: آیا ستوان از حاملگی اطمینان داشته یا در تب و تاب آن لحظه او را با زنی فربه اشتباه گرفته؟ مایه افتخار ماست که میداندار آن صبح دوشنبه مای لای بوده ایم اما یادتان باشد در مای‎لای جنگ بود و نمی‎توان از افسری که مشتی شهروند غیرمسلح را از گوشه و کنار جمع کرده انتظار داشت یک زن چاق و معمولی ویتنامی را از زنی که در دوران میانی یا حتی پایانی بارداری به سر می برده تشخیص دهد. لااقل اگر حامله ها مثلاً لباس مخصوص بارداری می پوشیدند، کمک بزرگی به بچه های ما می کرد؛ اما در آن روستا زن ها چنین لباسی نمی پوشند و همه با پیژامه رفت و آمد می کنند. با این وضعیت، تشخیص مردها از زن ها تقریباً غیرممکن است، چه رسد به تشخیص زن حامله. بی شک در این گونه مواقع، آشفتگی بر همه چیز حاکم است و سگ صاحبش را نمی شناسد ــ و این یکی از مصایب جنگ هایی از این دست به شمار می رود. من دقیقاً اطلاع دارم که ما به آب و آتش می‎زنیم تا لباس آزاد آمریکایی را به آن روستاها ببریم و به زن ها بپوشانیم که در مواقع قتل عام برای نظامیانمان قابل شناسایی باشند؛ اما می دانید که این مردم رسم و رسوم خودشان را دارند و حاضر نیستند تن به کاری بدهند که آشکارا به نفعشان تمام می شود. البته ما هم مجبورشان نمی کنیم. اصلاً به همین دلیل در ویتنام هستیم تا به این مردم حق انتخاب شیوه زندگی را بر اساس آداب و رسوم و اعتقاداتشان عطا کنیم.»
شهروند: «به عبارت دیگر، اگر ستوان کالِی فقط فرض کرده باشد که او زنی چاق بوده و با همین فرضیه کشته باشدش، با اعتقاد شما به قداست زندگی بشری و زندگی نازادگان سازگاری دارد.»
دغل: «دقیقاً همین طور است. اگر به من ثابت شود که ستوان فقط احتمال کمی اضافه وزن داده، به شما قول صددرصد می دهم که در استیناف او تعصبی به خرج نخواهم داد.»
شهروند: «ولی قربان، فرض کنید و فقط فرض کنید او از حاملگی زن اطلاع داشته.»
دغل: «خب، حالا دیگر به اصل قضیه رسیده ایم، نه؟»
شهروند: «متاسفانه همین طور است قربان.»
دغل: «بسیار خب، پس حالا به مسئله 'سقط جنین عندالمطالبه'(۴) می رسیم که بی هیچ تردیدی از نظر من و بر اساس باورهای شخصی و مذهبی‎ام پذیرفتنی نیست.»
شهروند: «سقط جنین عندالمطالبه؟!»
دغل: «اگر این زن ویتنامی خودش را برای سقط جنین به ستوان کالِی نشان داده باشد... بیایید در بحثمان این گونه فرض کنیم که او یکی از آن دخترهای دَدَری بوده که همیشه از خانه بیرون می زنند و خوش می گذرانند و بعد هم زیر بار عواقبش نمی روند؛ متاسفانه آن ها هم مثل ما از این وصله های ناجور دارند: ناهنجارها، ولگردها، لگوری ها. همان اقلیت کوچکی که بقیه را هم بدنام می کنند... ولی اگر این زن برای سقط جنین خود را به ستوان کالِی نشان داده باشد، با نامه ای که به فرض کسی برای او به انگلیسی نوشته و مثلاً ستوان، در گرماگرم آن لحظه، سقط جنین را در جریان مرگ زن مشاهده کرده باشد...»
شهروند: «بله، به نظرم تا این جایش را با شما موافقم.»
دغل: «خب، می خواهم بدانم آیا زن هم ــ اگر نگوییم بیشتر ــ به همان اندازه ستوان مجرم نبوده؟ فقط می خواهم بدانم آیا این موضوع اصلاً برای دادگاه های سایگون مطرح نیست؟ بیایید کاملاً بی‎پرده حرف بزنیم: آدم اگر به دنبال سقط جنین نباشد که نمی میرد. اگر خود را در شرایط دشوار سقط جنین قرار ندهد که نمی میرد. این کاملاً روشن است.»
شهروند: «موافقم قربان.»
دغل: «بنابراین حتی اگر ستوان در 'سقط جنین عندالمطالبه' مشارکت کرده باشد ــ من دقیقاً در جایگاه یک وکیل حرف می زنم ــ باید عوامل تخفیف جرم فراوانی را در نظر بگیرید، نه این‎که تلاش کنید تحت شرایط جنگی یک عمل جراحی را به نمایش بگذارید. به نظرم برای کارهایی کوچک‎تر از این از جراحان بسیاری تقدیر شده است.»
شهروند: «چرا تقدیر شده؟»
دغل: «به خاطر شهامتشان.»
شهروند: «اما... اما آقای رئیس جمهور، اگر 'سقط جنین عندالمطالبه' نبود، چه؟ اگر ستوان کالِی این عمل را بدون تمایل، تقاضا یا خواسته زن انجام داده بود؟»
دغل: «منظورتان شکل آشکار کنترل جمعیت است؟»
شهروند: «خب، شاید بهتر باشد بگوییم شکل آشکار آدم‎کشی.»
دغل: «(اندیشناک) البته سوال شما بسیار مبهم است. چیزی که ما وکلا آن را نمونه فرضی می خوانیم، درست است؟ اگر یادتان باشد، ما فقط فرض می کنیم که یک زن حامله در آن گودال بوده. حالا فرض کنید اصلاً زن حامله ای آن‎جا نبوده که در واقع همه مدارک و شواهد پرونده هم این موضوع را ثابت می کند. بنابراین ما گرفتار بحث آکادمیک می شویم.»
شهروند: «بله قربان، اگر این طور فرض کنیم، درگیر بحث آکادمیک می شویم.»
دغل: «و البته هیچ به این معنا نیست که من ارزش بالایی برای آن قایل نیستم. حالا دیگر وقت بیشتری به بررسی پرونده ستوان کالِی اختصاص خواهم داد تا ببینم کوچک ترین مدرکی دال بر حاملگی یکی از آن بیست و دو زنِ گودالِ مای لای وجود دارد یا نه؛ و اگر باشد ــ اگر چیزی در پرونده ستوان بیابم که با اعتقاد شخصی ام به قداست زندگی بشری و زندگی نازادگان سازگار نباشد ــ از خودم در مقام قاضی، سلب صلاحیت خواهم کرد و پرونده را به معاون رئیس جمهور ارجاع خواهم داد.»
شهروند: «از شما ممنونم آقای رئیس جمهور. به نظرم، با دانستن این موضوع، همه ما امشب راحت تر بخوابیم.»

این کتاب ترجمه ای است از:
Our Gang
Starring Tricky and His Friends
Philip Roth
Random House, Inc, 1972

نظرات کاربران درباره کتاب رئیس‌جمهور ما

کتاب در مورد کدام رئس جمهور آمریکا هس؟
در 2 ماه پیش توسط abb...odi