فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب درمان طبیعی افسردگی

کتاب درمان طبیعی افسردگی

نسخه الکترونیک کتاب درمان طبیعی افسردگی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۵,۹۴۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب درمان طبیعی افسردگی

افسردگی‌ یکی‌ از واکنش‌های‌ طبیعی‌ انسان‌ است‌. در واقع‌، وقتی‌ شخصی‌ از داشتن‌ چیزهایی‌ که‌ «باید» داشته‌ باشد ناامید شود، دچار افسردگی‌ می‌شود. داروهای‌ ضدافسردگی‌ رایج‌ترین‌ روش‌های‌ درمانی‌ هستند. اما روش‌های‌ متعدد دیگری‌ نیز وجود دارد. مولف‌ در این‌ کتاب‌ می‌کوشد، در کنار معرفی‌ داروها، روش‌های‌ دیگری‌ نیز ــ از تغذیه‌ گرفته‌ تا ورزش‌ و روان‌درمانی‌ ــ ارائه‌ دهد که‌ استفاده‌ از آن‌ها بی‌خطرتر و طبیعی‌تر است‌. کتاب‌ به‌ زبانی‌ ساده‌ و همه‌فهم‌ نوشته‌ شده‌ و مولف‌ قلم‌ خوبی‌ دارد و به‌ خوبی‌ انواع‌ مختلف‌ افسردگی‌ را توصیف‌ کرده‌ است‌. افسردگی‌ یکی‌ از واکنش‌های‌ طبیعی‌ انسان‌ است‌. در واقع‌، وقتی‌ شخصی‌ از داشتن‌ چیزهایی‌ که‌ «باید» داشته‌ باشد ناامید شود، دچار افسردگی‌ می‌شود. داروهای‌ ضدافسردگی‌ رایج‌ترین‌ روش‌های‌ درمانی‌ هستند. اما روش‌های‌ متعدد دیگری‌ نیز وجود دارد. مولف‌ در این‌ کتاب‌ می‌کوشد، در کنار معرفی‌ داروها، روش‌های‌ دیگری‌ نیز ــ از تغذیه‌ گرفته‌ تا ورزش‌ و روان‌درمانی‌ ــ ارائه‌ دهد که‌ استفاده‌ از آن‌ها بی‌خطرتر و طبیعی‌تر است‌. کتاب‌ به‌ زبانی‌ ساده‌ و همه‌فهم‌ نوشته‌ شده‌ و مولف‌ قلم‌ خوبی‌ دارد و به‌ خوبی‌ انواع‌ مختلف‌ افسردگی‌ را توصیف‌ کرده‌ است‌.

ادامه...

بخشی از کتاب درمان طبیعی افسردگی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه

تعداد کتاب های خوبی که در مورد جزئیات ارتباط بین افسردگی و عوامل محیطی موثر نوشته شده است زیاد نیست. به نظر من، این کتاب یکی از بهترین آن هاست. نویسنده کتاب قلم خوبی دارد و به خوبی انواع مختلف افسردگی را توصیف کرده است. به علاوه از منابع متعددی استفاده کرده است.
این کتاب ساده است، اطلاعات مفیدی دارد و متعصبانه نگاشته نشده است. من برخورد متعادل با درمان های طبیعی و طبی را که در کتاب آمده است، می پسندم. خواندن این کتاب حتی برای پزشکان نیز مفید است، چرا که در این کتاب از مراجع علمی پزشکی استفاده شده است. داشتن این کتاب برای پزشکان خالی از فایده نیست.
درمان طبیعی افسردگی حاوی اطلاعات با ارزشی برای خوانندگان است، چه افسرده باشند، چه نباشند. همچنین کتاب خوبی برای دانشجویان پزشکی و روان شناسی است.

دکتر آبرام هوفر

من به شدت تحت تاثیر قرار گرفتم. سید بائومل اطلاعات زیادی را به طور ساده در این کتاب خلاصه کرده که خواندنش خالی از لطف نیست.
این کتاب هم برای کسانی که به حرفه پزشکی اشتغال دارند (به خصوص روانپزشکان) و هم برای عامه مردم مفید است. مراجعی که در این کتاب معرفی شده اند امکان تحقیق و پژوهش بیش تر را برای افرادی که تمایل به این کار دارند، فراهم می کند.

دکتر ملوین ر. ورباخ

۲: الگویی از افسردگی

طی سال هایی که روی این کتاب کار می کردم، به طور مستمر و جدی در مورد افسردگی فکر کرده ام و بالاخره توانستم الگویی برای افسردگی بیابم که به نظر می رسد می تواند چگونگی ابتلای ما به افسردگی را توضیح دهد و بالطبع چگونگی از بین رفتن افسردگی را هم تفسیر کند. این مدل که مخلوطی از تئوری های شخصیِ من و سایر تئوری های رایج در مورد افسردگی است، به امتحانش می ارزد!
بر اساس این مدل، افسردگی به معنای کناره گیری از درگیری های زندگی همراه با احساس اندوه (احساس ناخوشایند) است که برای بروز آن وجود سه جزء لازم است.
جزء اول ناخشنودی است؛ احساس این که چیزی اشکال دارد. ما افسرده نخواهیم شد، مگر این که نکته ای در زندگیمان وجود داشته باشد که از وجودش راضی نباشیم و آن را به صورت دیگری آرزو کنیم؛ به عبارت دیگر مشکلی داشته باشیم.
به نظر من سه مشکل می تواند سبب افسردگی شود: مشکل در داشتن یا تجربه کردن (درد فقدان: «من نمی توانم این را تحمل بکنم»)؛ مشکل در عملکرد (شکست، گناه: «من نمی توانم خانواده ام را تامین کنم»)؛ و مشکلات مربوط به هویت و موجودیت (خجالت، تصویر منفی از خویشتن: «من خوب نیستم»).
جزء دوم ناامیدی از امکان حل مشکل است. ما هنگامی افسرده می شویم که احساس کنیم مشکلمان علت نامشخصی دارد، به طوری که برای حل مشکل هیچ کاری نمی توانیم بکنیم.
جزء سوم ناسازگاری است. ما توانایی زندگی کردن با این مشکل، کنار آمدن با آن یا نادیده گرفتن و جدایی از آن را نداریم. اگر هنگامی که ناامید می شویم، فقط بتوانیم بگوییم «باشد، می گذرد» و زندگیمان را ادامه دهیم، هیچ گاه افسرده نمی شویم.
در صورت بروز افسردگی، هر کدام از این شرایط روحی تا حدی مسئول این احساسند ولی از آن جا که وجود هر سه عامل برای ایجاد افسردگی الزامی است و نبود هر یک از آن ها مانع بروز افسردگی می شود، در نتیجه حذف یک یا چند جزء می تواند افسردگی را از بین ببرد. این همان هدفی است که با راهکارهای ضدافسردگی در این کتاب آن را دنبال می کنیم. در نتیجه:
  • با از بین بردن اختلالات زمینه ساز جسمی، از قبیل: کمبودهای تغذیه ای، اختلالات غدد درون ریز، عدم تعادل عصبی - شیمیایی می توانیم بعضی از عوامل معمول و مرموز ایجاد یا تداوم بروز مشکلات حل نشدنیمان مثل: تحلیل قوای جسمی، اختلال در توانایی حل مشکلات، کاهش پاسخ به محرک های لذتبخش و افزایش حساسیت به محرک های دردآور را حذف کنیم.
  • با شرکت کردن در فعالیت هایی که غذای روح و سلامت جسم را تامین می کنند - مثل: تغذیه خوب، استفاده از مکمل های مناسب، پرهیز از مواد سمی و حساسیت زا، فعالیت های بدنی و مراقبه(۱۴) - می توانیم «ماشین حل مسائل» را به حد مطلوب برسانیم و فشارها را بهتر و دلپذیرتر تحمل کنیم.
***
طرز استفاده از کتاب
در صفحات بعدی می خواهیم مواد و راهکارهای متعدد ضدافسردگی را مطرح کنیم. به تدریج هنگامی که به انتهای کتاب می رسید، بسیاری از آنچه وقتی برای نخستین بار آن را می خواندید واضح و معنی دار به نظر می رسید، محو یا فراموش خواهند شد. به همین دلیل پیشنهاد می کنم در حین خواندن کتاب یادداشت بردارید (غُرغُر نکنید!)، مبحث های مهم را علامت بزنید، حاشیه نویسی کنید و آنچه را که برای تسهیل درک اطلاعات لازم می دانید انجام دهید. هیچ چیزی را نباید حذف کنید. حتی یک امتیاز بیش تر یا کم تر یا حتی نظر ممتنع برای هریک از راهکارهای ضدافسردگی می تواند سبب شود که شما بعدها آسان تر به مباحث مورد نظرتان رجوع کنید. بهتر است که برای خودتان یک مقیاس امتیازبندی تعیین کنید مثلاً از ۵+ تا ۵ - و به هر فصل یا حداقل فصل هایی که به نظرتان ارزش بیش تری دارند امتیاز بدهید: یک بار به احتمال مفید بودن آن روش برای شما و دفعه بعد به میزان تمایلتان برای امتحان آن روش.
***
  • با درک بهتر افکار و احساس هایی که ناخشنودی، ناامیدی و غیرقابل انعطاف بودن ما را تقویت می کنند می توانیم آن ها را از نظر عقلانی، احساسی و تصورات تحت تاثیر قرار دهیم و از آن ها بگذریم. به این ترتیب می توانیم خود را از زندان افسردگی که در آن محبوس شده ایم، رها کنیم.
  • با فراگرفتن این نکته که چگونه با مشکلات ناامیدکننده مان خلاقانه و با راهکار مناسب مواجه شویم، گاهی واقعاً می توانیم مشکلات را حل کنیم.
حالا شروع کنیم.

۱: طرحی کلی از افسردگی

افسردگی یک پاسخ طبیعی انسان است. در واقع وقتی شخص از داشتن چیزهایی که «باید» داشته باشد ناامید می شود، دچار افسردگی می شود که نوعی عقب نشینی است. مسائل بسیاری می توانند ما را به این بن بست بکشانند و بسیاری نیز می توانند برای گذر از آن مفید باشند.
داروهای ضدافسردگی، بارزترین روش های درمانی متداول هستند. اما در واقع روش های متعدد دیگری نیز وجود دارند. در این کتاب سعی می شود، در کنار داروها روش های دیگری را که استفاده از آن ها بی خطرتر و طبیعی تر است، از تغذیه گرفته تا ورزش و روان درمانی، بیابیم.
اما در ابتدا، در این فصل، نمایی کلی از افسردگی و در فصل بعدی نمونه ای از افسردگی ارایه می شود تا درک بهتری از افسردگی داشته باشیم.

افسردگی روحی مشابه سرماخوردگی جسمی

اغلب اوقات در مباحث روان شناسی و روانپزشکی از افسردگی به عنوان بیماری ای مشابه سرماخوردگی یاد می کنند. سیزده تا بیست درصد از ما حداقل یک بار دچار افسردگی شده ایم یا به عبارت بهتر حداقل حس کرده ایم که «اعصابمان خط خطی است!» حدود ۲ تا ۳/۵ درصد از ما دچار حالتی هستیم که روانپزشکان آن را افسردگی می نامند. گاه به قدری افسرده ایم که انگار از خود و جامعه جدا شده ایم، به حدی که عمق درد و دلتنگیمان قابل تصور نیست.
بیماری در ۲/۵ تا ۳ درصد دیگر افراد افسرده، تا این حد شدید نیست، ولی افسردگی خفیف (آنچه روانپزشکان کج خُلقی(۱) می نامندش)، سال ها مثل یک پرده سیاه در برابر زندگی آنان کشیده شده و سبب تحلیل رفتن عزت نفس، از بین رفتن خلاقیت ها و کم رنگ شدن لذت های زندگیشان شده است.
از سایر افرادی که دچار افسردگی هستند، بعضی دچار واکنش های افسردگی کوتاه و نسبتاً خفیفی در برابر شرایط ناخوشایند می شوند (اختلال انطباق(۲) از نوع افسرده). عده دیگری دچار افسردگی های کوتاه مدت راجعه می شوند که بیش از یک یا دو هفته طول نمی کشد. عده دیگری نیز در مرحله افسردگیِ اختلال دوقطبی یا اختلال خُلقی دوقطبی هستند. حدود یک درصد ما دچار اختلال دوقطبی (آنچه روانپزشکان امروزه آن را شیدایی - افسردگی(۳) می نامند) هستیم. در این بیماری شخص به طور راجعه و متناوب دچار افسردگی و مرحله مقابل آن یعنی شیدایی(۴) می شود. در مرحله شیدایی شخص دچار حالت سرخوشی، فعالیت بیش از اندازه، بزرگ منشی و بی پروایی می شود. کسانی که دچار اختلال ادواری(۵) هستند نیز به تناوب دچار افسردگی خفیف و شیدایی خفیف می شوند و بالاخره عده ای نیز با عوامل محیطی یا بیولوژیکی مشخصی دچار افسردگی می شوند. از جمله این ها می توان به افسردگی پیش از قاعدگی، افسردگی بعد از زایمان یا بعد از یائسگی و اختلالات خُلقی فصلی مثل افسردگی در زمستان یا شیدایی در تابستان اشاره کرد.
اغلب اوقات افسردگی با سایر اختلالات جسمی یا روانی همراه است. همراهی افسردگی با اختلالات دیگر اثرات متقابل زیادی دارد. به نظر می رسد هر اختلالی، بیماری دیگری را تغذیه می کند. اگر افسردگی یا شیدایی نتیجه مستقیم تاثیر یک عامل جسمی باشد، آن را اختلال خُلقی عضوی(۶) می نامند. با این حال، معمولاً مسائل جسمی فقط بروز افسردگی را جلو می اندازند.
انسان ها در تمام سنین - حتی بچه های کوچک نیز - افسرده می شوند. در میان بزرگسالان افسردگی در بین افراد جوان و کهنسال رایج تر است.
حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد زنان حداقل یک بار دچار افسردگی شدید می شوند، در حالی که این میزان در مردان حدود هشت تا دوازده درصد است. سایر انواع افسردگی هم در زنان بیش از مردان دیده می شود. تنها اختلال دوقطبی در بین زنان و مردان شیوعی یکسان دارد.

افسرده بودن

منفی گرایی انفعالی - ایستایی و در خود فرو رفتن - مشخصه اصلی افسردگی است. در افسردگی شدید، قلب شخص مثل یک حفره، خالی از احساسات و محرک های مثبت است. مثل این می ماند که روحتان را گم کرده باشید. در نوع روان پریشانه افسردگی اساسی(۷) این منفی گرایی به صورت هذیانی(۸) شکل می گیرد. شخص ثروتمند بر این باور است که ورشکسته شده است، فرد سالم گمان می کند در حال مرگ یا حتی مرده است، شخص پرهیزکار خودش را به خاطر گناهان نگفتنی مقصر می داند و حتی گاه حس می کند که خود شیطان است.
از نظر جسمی، منفی گرایی ناشی از افسردگی به شکل خستگی پذیری باعث بروز احساس دردهای جسمی و سبب تیرگی شعور می شود (به طوری که باعث می شود فرد میانسال، کهنسال به نظر برسد). کسانی که دچار افسردگی اساسی یا نوع روان پریشانه آن هستند سرعت حرف زدن، فکر کردن و حرکاتشان بسیار آهسته است و حتی ممکن است گاهی دچار فلج کاتاتونیک(۹) بشوند.
همچنین افسردگی با اختلالات نباتی(۱۰) همراه است: بی خوابی یا پرخوابی، بی اشتهایی یا پرخوری، اختلال عملکرد گوارشی (خشکی دهان، سوءهضم، یبوست) و کاهش میل جنسی.
در واقع تصویر مجازی احساس افسردگی، به صورت واقعی سبب بروز اختلال در کلیه اندام ها و دستگاه های بدن می شود. وقتی افسرده ایم از هر حیث افسرده شده ایم.
گاهی اوقات علایم افسردگی، الگوی مشخصی دارند. شایع ترین نوع افسردگی، نوع کلاسیک یا درون زا(۱۱) است. مشخصات این نوع عبارتند از بی خوابی نیمه شب یا بیدار شدن زودهنگام، بی اشتهایی و کاهش وزن و برداشت ناخوشایند از خویشتن. کسانی که به نوع شدید افسردگی کلاسیک دچارند - که تحت عنوان ملانکولی(۱۲) مطرح می شود - چنان در تیرگی مطلق گرفتار شده اند که گویی هیچ چیز مثبتی برایشان وجود ندارد. خُلق این افراد، که به طور مشخص صبح ها بدتر می شود خود به خود شب ها بهتر می شود.
در مقابل، افسردگی ناجور(۱۳)، با علایم بی خوابی سر شب، پرخوابی، پراشتهایی، تمایل به سرزنش افراد به جای ملامت خویشتن مشخص می شود. افراد مبتلا به این نوع افسردگی به آسانی تحت تاثیر شرایط قرار می گیرند و شب ها، احساس افسردگیشان بیش تر می شود.

تاریخچه طبیعی افسردگی

شاید خوش بینانه ترین نظری که می توان در مورد افسردگی گفت این باشد که دوره اش بالاخره به پایان می رسد. اما متاسفانه، افسردگی مجدداً بروز می کند، به خصوص اگر در افراد فامیل فرد مبتلا، سابقه اختلال خُلقی دوقطبی یا افسردگی اساسی وجود داشته باشد. گاهی اوقات نیز بیماری سیر مزمن دارد.
افسردگی اساسی، حتی بدون درمان، بعد از گذشت چندین ماه و حتی یک یا دو سال خودبخود بهبود می یابد، اگر چه در عده ای افسردگی خفیف سال ها طول می کشد.
افراد مبتلا به اختلال خُلقی دوقطبی، غالب اوقات نه افسرده اند و نه شیدا، بلکه در حالت حد واسطی قرار دارند. اما مبتلایانی که در طی سال چند مرتبه به طور متناوب دچار خُلق افسرده یا شیدا می شوند و نیز کسانی که دچار اختلال خُلقی ادواری اند مکرراً تغییر حالت می دهند.
اختلال خُلقی یا کج خُلقی، طبق تعریف سال ها طول می کشد. در واقع افراد مبتلا به این اختلال در تمام عمر یا اغلب اوقات حداقل به طور خفیف دچار افسردگی اند.

علل متعدد بیماری

تا مدتی پیش عقیده بر این بود که افسردگی، واکنش تشدیدیافته شخص در برابر مشکلات است. اما امروزه مشخص شده که افسردگی چیزی نیست به جز «نوعی عدم تعادل شیمیایی».
اما در واقع هیچ کدام از این نقطه نظرها کل ماجرا را دربر نمی گیرد. در روانپزشکی امروزی اتفاق نظر بر این است که افسردگی یک اختلال روان تنی است که علل متعددی (عوامل روانی - اجتماعی) مسبب آن است. به نظر می رسد همه این نکات نمایانگر این مطلب است که افسردگی نیز مثل سایر بیماری ها از قبیل بیماری های قلبی، سرطان و... می تواند به علل مختلف و با وجود عوامل زمینه ساز متفاوتی بروز کند. این عوامل در هر مقطعی از زندگی ممکن است وجود داشته باشند، از کروموزوم ها گرفته تا از هم پاشیدگی خانه و خانواده. فقدان چیزهای دوست داشتنی یا وارد آمدن ضربه های جسمی و روحی مطمئناً سبب افسردگی می گردند. همه اختلالات جسمی که سبب تحلیل نیروی بدنی، اشکال در خلاقیت، کاهش یا عدم احساس لذت و کاهش تحمل درد می شوند، می توانند به طور غیرمستقیم به بروز افسردگی منجر شوند. همان گونه که باورهای ذهنی (مثلاً شکست خوردگی، عدم اعتماد به نفس و کمال طلبی) می توانند شخص را به آسانی به دام افسردگی بیندازند، تفاوت های متابولیک ارثی (عدم تعادل شیمیایی) نیز توانایی زیست شیمیایی ما را برای سازگاری با شرایط کاهش می دهند.

درمان افسردگی

افسردگی قابل درمان است. درمان پذیر بودن افسردگی به مراتب بیش از آن است که ما هنگام اسارت در چنگال بیماری تصور می کنیم. دو روش درمانی اصلی وجود دارد:
روش اول مبتنی بر تشخیص و درمان اختصاصی علل دخیل در بیماری است. لازم نیست برای درمان، تک تک علت ها را از بین برد. ما انسان ها بر اساس غریزه می خواهیم بر ایستایی و رکود ناشی از افسردگی غلبه کنیم، در نتیجه از بین بردن هر عامل زمینه ساز می تواند در پیروزی بر بیماری موثر باشد.
روش درمانی دیگر، استفاده از روش های درمانی ضدافسردگی از جمله داروها، مکمل های غذایی، ورزش و روان درمانی است. درمان های ضدافسردگی علل کلی افسردگی از قبیل کاهش اعتماد به نفس و تحلیل زیست شیمیایی را هدف قرار می دهد و کمک می کند تا وضعیت روانی و جسمی که در اثر افسردگی دچار اختلال شده اند، به وضعیت طبیعی برسند.
منطق حکم می کند که به کار گرفتن توام هر دو نوع روش درمانی، احتمال حصول بهبودی طولانی مدت و رضایت بخش را افزایش می دهد و این چیزی است که در این کتاب آن را فرا می گیریم.

۳: افسردگی خُلقی یا بیماری طبی؟

از آن جا که همه بیماری ها می توانند سبب بروز افسردگی شوند، برای تشخیص افسردگی باید به دنبال سایر علل باشید.

زیگموند فروید

چند سال پیش، محققینی در مرکز پزشکی دانشگاه تگزاس تصمیم گرفتند، روش بدیعی را در مورد صد بیمار روانی که به هر نوع کمکی احتیاج داشتند بررسی کنند. بسیاری از این بیماران در یک بیمارستان روانی ایالتی بستری بودند. بیماران تحت کنترل به مرکز روانی هوستون منتقل شدند. روش طبی جدید در واقع یک روش بسیار قدیمی بود: معاینه دقیق بدنی و بررسی کامل بیمار.
طبق نتایج حاصله، روشی که به کار رفته بود، روش انحرافی نبود. از صد بیمار، بجز بیست نفر، بقیه مبتلا به نوعی بیماری جسمی ناشناخته بودند. تقریباً در نیمی از بیماران (سیزده نفر از سی نفر)، بیماری به طور کامل یا نسبی عامل بروز حالت افسردگی بود. طبق گزارش روانپزشک محقق دکتر سی. دبلیو. هال(۱۵) و همکارانش، از ۴۶ بیمار، در ۲۸ نفر با شروع درمان بیماری، علایم روانی نیز به وضوح و به شکل کامل بهبود یافتند. بقیه آن ها هم نسبتاً بهتر شده بودند. این نخستین تحقیق نبود که نشان داد تعداد زیادی از بیمارانی که در گروه بیماران روانی جا داده می شوند از بیماری های ناشناخته جسمی رنج می برند و مطمئناً آخرین هم نخواهد بود. بیش از صد وضعیت جسمی وجود دارند که معمولاً در حالت خفیف و بدون ایجاد علامت بالینی می توانند سبب بروز افسردگی یا جلو افتادن بروز آن یا حتی سایر نشانگان روانی شوند. از اوایل قرن بیستم، تحقیقات متعددی روی هزاران بیمار روانی انجام شده است که بیانگر همین مطلب بوده اند، ولی همچنان توسط پزشکان نادیده گرفته می شوند.
فقط بیماران روانی بستری نیستند که بیماری جسمیشان ندیده گرفته شده است، بلکه در بیماران سرپایی نیز همین طور است. وقتی دکتر هال و همکارانش، ۶۵۸ مورد بیمار جدید یک کلینیک سرپایی روانی را بررسی کردند، تقریباً ده درصد موارد «یک مسئله طبی داشتند که به نظر می رسید به طور قطعی یا احتمالی سبب علایم روانیشان شده باشد».بیماران مبتلا به افسردگی مضطرب(۱۶) (کج خُلقی) بدحال ترین گروه بودند.
در یک بررسی جامع که در بیمارستان سلطنتی اوتاوا انجام شد، روانپزشکی به نام ِاروین کوریانی(۱۷)، ۲۰۹۰ بیمار روانی سرپایی را مورد مطالعه قرار داد. حدود نصف بیماران حداقل یک بیماری جسمی جدی داشتند. طبق گزارش او، «اغلب این بیماری های جسمی (۶۹ درصد) به طور واضح در وضعیت روانی بیمار دخیل بوده اند.»در واقع از هر پنج نفر، یک مورد (هجده درصد) فقط به دلیل بیماری جسمی دچار اختلال روانی شده بود. به طور معمول، پزشکانی که این بیماران را به مرکز روانی ارجاع داده بودند سی تا پنجاه درصد موارد این اختلالات را نادیده گرفته بودند.
امروز تخمین زده می شود که حدود یک سوم تا نصف بیماران افسرده دچار یک اختلال جسمی هستند که علت اولیه افسردگی یا عاملی اساسی در بروز آن است. حدود پنجاه درصد مواقع، درمان این اختلال جسمی سبب رفع افسردگی می شود. معمولاً مبتلایان خود از ابتلا به بیماری بی اطلاع هستند.
متاسفانه به رغم وجود تمام این شواهد و به رغم هشدارهایی که در تمام کتاب های پزشکی در مورد معاینه دقیق بیماران روانی آمده است، بسیاری از پزشکان هنوز هم شرایط جسمی بیمارانی را که دچار اختلال روانی شده اند، نادیده می گیرند. حتی بیماران بستری در بیمارستان های روانی هم گاه از نظر جسمی به طور کامل بررسی نمی شوند، حتی وقتی معاینات جسمانی انجام می شوند، غالباً فقط یک مرتبه و به صورت شتاب زده است. بر اساس مطالعات انجام شده «احساس عدم امنیت خاطر» ناشی از عملکرد بد دستگاه پزشکی است.

معاینه بدنی کامل برای افسردگی

معاینه کامل هر بیمار مبتلا به افسردگی شامل سه جزء است: شرح حال و تاریخچه، معاینه بالینی و بررسی های آزمایشگاهی.

تاریخچه

«در بسیاری از بیماری ها با یک شرح حال دقیق، قبل از انجام معاینات جسمانی و آزمایش های لازم می توان بیماری را تشخیص داد.» پزشک معالج باید حدود ده تا بیست دقیقه وقت صرف گفتگو با بیمار کند و در مورد جزئیات علایم بالینی، سابقه بیماری، شغل، وضعیت زندگی و هر چیز دیگری که در تشخیص علت افسردگی اهمیت داشته باشد، سوال نماید.

معاینه بالینی

برخی از پزشکان وقتی در تاریخچه بیمار هیچ نکته مشکوکی وجود نداشته باشد، معاینه بالینی را انجام نمی دهند. اما این روشی نادرست است. در یک بررسی در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی پس از معاینه بالینی ۷۵ بیمار روانی بستری، یافته هایی غیرطبیعی به دست آمد که در تاریخچه بیمار مطرح نشده بودند؛ این یافته ها منجر به تشخیص بیماری جسمی زمینه ساز افسردگی در نوزده درصد بیماران گردید.
معاینه بالینی شتاب زده و غیردقیق مشکلاتی را به دنبال خواهد داشت. در بررسی هایی که در تگزاس انجام شده بود، در معاینات سرسری حدود بیست درصد بیماری ها تشخیص داده نشده بودند که با معاینات دقیق تشخیص بیماری ممکن شد. معاینه جسمانی مناسب معمولاً حدود پانزده تا بیست دقیقه طول می کشد.

بررسی های آزمایشگاهی

با بررسی های آزمایشگاهی می توان تشخیص هایی را که در حین گرفتن شرح حال بیمار و معاینه بالینی مطرح شده اند، ثابت کرد. البته گاهی نیز اختلالات خفیفی در بررسی های آزمایشگاهی دیده می شوند که با تشخیص کلی بیماری همخوانی ندارند.
در بعضی مطالعات میزان مفید بودن تست های آزمایشگاهی به صورت درصد بیان شده است.در بالاترین رده این فهرست بررسی های زیست شیمیایی خون قرار دارد که سطح چند ماده مهم را در خون اندازه گیری می کند؛ مثل سطح مواد معدنی، هورمون ها، پادتن ها و... در مطالعه ای که در تگزاس انجام شده است، تنها با آزمایش خون و تجزیه آن بیش از نیمی از بیماری هایی که علت بروز اختلالات روانی یا دست کم زمینه ساز بروز این علایم بوده اند، تشخیص داده شده اند. اگر به تجزیه شیمیایی خون شمارش کامل گویچه ها را اضافه کنیم، این میزان به ۷۷ درصد می رسد. از سایر بررسی های تکمیلی که در تعداد کم تری از بیماران انجام می شود، می توان به تجزیه ادرار، نوار قلب و نوار مغز تحت شرایط بی خوابی اشاره کرد.
دکتر هال و همکارانش انجام این آزمایش ها را در مورد کلیه بیماران روانی توصیه کرده اند. تعداد دیگری از پزشکان با این کار موافقند ولی پیشنهاد می کنند که آزمایش های اضافی دیگری مثل بررسی هورمون های تیروئیدی برای تشخیص موارد خفیف کم کاری تیروئید (فصل ۵) یا کمبودهای تغذیه ای (فصل ۱۲) به این بررسی ها اضافه شوند. سی تی اسکن مغز، اگر چه گران قیمت است، ولی تنها وسیله تشخیص تومورهای مغزی است که می توانند سال ها فقط با علایم روانی تظاهر یابند. در صورت لزوم آزمایش های دیگر را هم می توان درخواست کرد، مثل: تجزیه خون، ادرار یا مو برای جستجوی مواد شیمیایی سمی و اندازه گیری سطح خونی مس و سرولوپلاسمین(۱۸) برای تشخیص بیماری ویلسون.(۱۹) این آزمایش در بیمارانی که قبل از سی سالگی دچار افسردگی شده اند، الزامی است.

به چه کسی باید مراجعه کرد

وقتی افسرده اید، هر پزشکی نمی تواند با گرفتن شرح حال دقیق یا معاینه بالینی کامل به شما کمک کند. کسانی که برای این کار آمادگی کافی و تجهیزات لازم را دارند شامل روانپزشکان، روانپزشکان زیستی و متخصصین رفتاری هستند. همچنین مراجعه به بخش روانپزشکی بیمارستان های آموزشی یا پزشک متخصص داخلی که در زمینه بیماری های روانی تجربه کافی داشته باشد، مفید است.

آنچه معاینات کامل طبی می توانند آشکار سازند

من در این جا فقط به طور سطحی و گذرا در مورد اطلاعاتی بحث می کنم که بررسی طبی کامل می تواند در مورد علت (یا علل) افسردگی شما بدهد.
دکتر می پرسد: شما چند سال دارید؟ هر چه سنتان بیش تر باشد، بیش تر در معرض افسردگی ناشی از بیماری های جسمی هستید. با وجود این، یکی از مولفان معتقد است: «در صورت شروع علایم روانی در شخص بالای چهل سال، باید علت این علایم، اختلالات عضوی درنظر گرفته شود، مگر خلاف آن ثابت شود.»
آیا سابقه ابتلا به بیماری خاصی را دارید؟ اگر به تازگی دچار سکته مغزی در نیمکره راست مغز شده اید، احتمالاً به همین علت دچار افسردگی با منشا عضوی هستید. حتی یک ضربه به سر؛ به خصوص اگر سبب سقوط شده باشد؛ می تواند زمینه ساز بروز نشانگان افسردگی هفته ها یا ماه ها بعد از ضربه باشد. زیرا این ضربه ممکن است. سبب خونریزی شود و لخته خون روی مغز (هماتوم زیر پرده مغز)(۲۰) فشار بیاورد.
آیا قبل از این تحت عمل جراحی دستگاه گوارش قرار گرفته اید؟ اگر پاسخ مثبت است، سوءجذب می تواند سبب کمبودهای تغذیه ای و در نتیجه افسردگی شود.
آیا در فامیل شما سابقه بیماری ارثی وجود داشته است؟ افسردگی ممکن است از علایم اولیه بیماری قند (دیابت)، کم کاری تیروئید، کم خونی بدخیم(۲۱)، لوپوس(۲۲)، داءالرقص هانتینگتون(۲۳)، بیماری سلیاک(۲۴) یا پورفیری(۲۵) باشد.
علایم بیماریتان چیست؟ آیا احساس ضعف می کنید؟ اگر این احساس ضعف، بیش از خستگی معمولی باشد، احتمال وجود بیماری جسمی را مطرح می کند. حتی نشانگان خستگی مزمن - یک اختلال افسردگی و دردناک - که با ضعف عضلانی شدید همراه است، معمولاً متعاقب یک عفونت ویروسی خفیف و مزمن به خصوص به وسیله ویروس اپشتین - بار(۲۶) ایجاد می شود. البته علایم مشابهی ممکن است قبل یا بعد از بسیاری از عفونت ها از قبیل مونونوکلئوز، تب مالت (ناشی از مصرف شیر غیرپاستوریزه)، سل، هپاتیت عفونی، عفونت ویروسی مغز (انسفالیت)، سیفیلیس و ایدز بروز کنند.نشانگان خستگی مزمن ممکن است ناشی از مسمومیت های شیمیایی، کمبودهای تغذیه ای، حساسیت های مختلف، بیماری های غدد درون ریز یا سایر بیماری ها باشد.
آیا دچار ناتوانی جنسی شده اید؟ ممکن است بر اثر افسردگی باشد. البته ممکن است ناشی از یک بیماری جسمی باشد که علاوه بر افسردگی سبب ناتوانی جنسی نیز شده است؛ بیماری هایی از قبیل: اسکلروز مولتیپل(۲۷)، کم خونی، واکنش در برابر داروهای مختلف یا دیالیز و (به خصوص) بیماری قند.
عطش شدید یا سطح بالای کلسیم خون ممکن است تنها علامت نوعی بیماری غدد درون ریز یعنی پرکاری غده پاراتیروئید (هیپر پاراتیروئیدیسم)(۲۸) باشد. این بیماری سال ها قبل از تشخیص می تواند سبب افسردگی یا اختلالات ذهنی شود.
تغییر رنگ خود به خودی پوست و برنزه شدن آن بدون قرار گرفتن در معرض آفتاب یا چراغ های مخصوص سالن های آرایش، علامت مهمی از بیماری آدیسون(۲۹) است. این بیماری ناشی از نارسایی غده فوق کلیوی است و با افسردگی همراه است. تیرگی پوست معمولاً در چین های کف دست، اطراف هاله پستان ها یا مناطقی از بدن که تحت فشار لباس یا زیورآلات هستند، بارزتر است. یکی دیگر از علایم ویژه و منحصر به فرد سکسکه است.
صورت گرد، رویش موهای صورت (در خانم ها)، چاقی غیرطبیعی و یک برجستگی در پشت گردن(۳۰)، همگی علایم وجود تومور مترشحه استروئید است که نشانگان کوشینگ(۳۱) نامیده می شود. نشانگان کوشینگ در ابتدا غالباً سبب می شود شخص جسور، دچار حالت تهاجمی و گاهی شیدایی شود، اما به تدریج حدود یک سوم مبتلایان دچار افسردگی عمیقی می شوند که گاه حتی با خودکشی همراه است.
بثورات روی صورت که در اصطلاح بثورات پروانه ای(۳۲) نامیده می شوند و روی بینی و گونه ها گسترش می یابند، در واقع امضای بیماری لوپوس اریتماتوز(۳۳) است. این بیماری نوعی اختلال خودایمنی است که معمولاً خانم های جوان را مبتلا می کند. این بیماری سبب درد مفاصل و انواع علایم روانی می شود.
درد شدید قسمت فوقانی شکم که به پشت تیر می کشد می تواند ناشی از تومور بدخیم و نادر لوزالمعده باشد. مبتلایان معمولاً پنجاه تا هفتاد ساله اند و به شدت افسرده به نظر می رسند. سایر علایم عبارتند از کاهش شدید وزن، بی خوابی غیرقابل کنترل، سابقه بیماری قند یا الکلیسم و هراس از ابتلا به یک بیماری مرگبار.
خواب رفتن دست وپاها و احساس گزگز و مورمور شدن می تواند ناشی از آسیب های عصبی متعاقب مسمومیت شیمیایی یا کمبودهای ویتامینی باشد.
شنیدن صداهای مختلف ممکن است فقط ذهنی باشد، اما اگر چیزی را می بینید، می بویید یا حس می کنید، تقریباً همیشه مشکلی در قعر وجود خود دارید. نوعی از صرع که آن را صرع موضعی کمپلکس(۳۴) می نامند، یک علت این توهم هاست. صرع لوب تمپورال یکی از انواع برجسته این صرع هاست. در این نوع صرع به جای حرکات تشنجی، حمله صرع به صورت اختلالات حسی، عاطفی، فکری یا تکانه ای است - بوییدن بوهایی که واقعاً وجود ندارند، احساس های بی ربط یا تکانه هایی که از جایی منشا نمی گیرند و حتی تجربه دِژا وو(۳۵) و ژامِه وو(۳۶) (احساس این که شما جایی را که پیش از این هیچ گاه آن جا نبوده اید یا قبلاً ندیده اید می شناسید). بسیاری از افراد مبتلا به صرع به جریان های صوفیانه عرفانی یا فلسفی می پیوندند و به نظر می رسد که دچار اختلالات متعدد شخصیتی هستند.تعدادی از آن ها با روش های غیرمتعارف خودکشی می کنند و غالباً به طور اشتباه برای آن ها تشخیص افسردگی مطرح می شود. در بررسی تگزاس که توسط هال و همکارانش انجام شد، از سی بیمار افسرده سه نفر دچار صرع موضعی پیچیده بودند. بهترین روش تشخیصی گرفتن نوار مغز با استفاده از هادی بینی - حلقی(۳۷) بعد از یک شب بی خوابی است.
حرکات لرزشی یا عدم هماهنگی حرکات در یک فرد جوان ممکن است علامتی زودرس از بیماری ویلسون باشد. این بیماری، نوعی اختلال ژنتیکی است که سبب می شود مس در مغز و سایر اندام ها جمع شود. معمولاً این علایم به اشتباه روانی تشخیص داده می شوند. یک علامت خوب تشخیصی، وجود حلقه ای قهوه ای رنگ در اطراف قرنیه چشم است.
شخص مسنی که افسرده است و هنگام راه رفتن پایش را روی زمین می کشد، ممکن است دچار نوعی بیماری مغزی باشد که اصطلاحاً آن را هیدروسفالی با فشار طبیعی(۳۸) می نامند؛ این بیماری با جراحی قابل درمان است.
اگر سفیدی چشم هایتان را هاله ای آبی رنگ پوشانده است، ممکن است دچار افسردگی ناشی از کمبود آهن باشید.
حملات هراس(۳۹) شامل تپش قلب شدید، لرز و تعریق در بسیاری از بیماران افسرده دیده می شود. این حملات ممکن است یک علت جسمی مثل کاهش واکنشی قند خون(۴۰) یا فئوکروموستیوم(۴۱) داشته باشد. فئوکروموستیوم توموری است که سبب می شود مقدار زیادی «آدرنالین» یا اصطلاحاً «هورمون های جنگ و گریز»(۴۲) در خون آزاد شود. این حملات معمولاً به دنبال عطسه، اصلاح صورت، غرغره کردن و خندیدن بروز می کنند. این هورمون ها، علاوه بر علایم فوق، ممکن است سبب افسردگی شدید بشوند.

نظرات کاربران درباره کتاب درمان طبیعی افسردگی

خجالت نمی کشید یک پاراگراف رو چهار بار کپی کردین
در 2 ماه پیش توسط محسن رحمانی