فیدیبو نماینده قانونی انتشارات روزنه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب دست چپم داره منو می‌کشه

کتاب دست چپم داره منو می‌کشه
آخرین‌ حرف‌های محکومان به اعدام

نسخه الکترونیک کتاب دست چپم داره منو می‌کشه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب دست چپم داره منو می‌کشه

آدمی که سال‌ها در انتظار مرگ بوده، وقتی لحظه محتوم فرا می‌رسد به چه می‌اندیشد؟ زندگی را و مرگ را چگونه می‌بیند؟ چه حرفی برای گفتن دارد؟ دنیا چگونه است وقتی انسان در سکرات مرگ، به مفهوم واقعی کلمه فرو می‌رود؟ وقتی نه بر اثر پیری و بیماری و تصادف، که هوشیار و از پیش‌تعیین شده در بستر مرگ قرار می‌گیرد؟ کتاب حاضر، حاصل گردآوری و ترجمه مجموعه‌ای از اسناد مرتبط با اعدام در گستره زمانی بیش از سه دهه است تا بیش از هر چیز به همین پرسش پاسخ دهد.

ادامه...
  • ناشر انتشارات روزنه
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 1.88 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۹۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب دست چپم داره منو می‌کشه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

هفت ضربه

۱. آدمی که سال ها در انتظار مرگ بوده، وقتی لحظه محتوم فرا می رسد به چه می اندیشد؟ زندگی را و مرگ را چگونه می بیند؟ چه حرفی برای گفتن دارد؟ دنیا چگونه است وقتی انسان در سکرات مرگ، به مفهوم واقعی کلمه فرو می رود؟ وقتی نه بر اثر پیری و بیماری و تصادف، که هوشیار و از پیش تعیین شده در بستر مرگ قرار می گیرد؟
کتاب حاضر، حاصل گردآوری و ترجمه مجموعه ای از اسناد مرتبط با اعدام در گستره زمانی بیش از سه دهه است تا بیش از هر چیز به همین پرسش پاسخ دهد.
۲. این کتاب، کلمه به کلمه بر اساس اسنادی که وب سایت رسمی دیوان عدالت کیفری تگزاس(۱) در اختیار همگان قرار داده، تدوین شده است. محکومان همگی در ایالات متحده آمریکا، یا در واقع معدود ایالاتی که هنوز مجازات اعدام در آنها اجرا می شود، با تزریق سم اعدام شده اند. تمرکز اصلی ما بر واپسین سخنان ثبت شده آنها بود، که پس از تزریق مواد تخدیری و پیش از تزریق سم کشنده (عموماً طی هفت دقیقه)، در پاسخ به این پرسش که «آیا حرفی برای گفتن داری» ابراز شده اند. با این حال شرحی از اتهامات را نیز بر اساس همان اسناد آورده ایم تا مخاطب بداند کلامی که می خواند را چه کسی و با چه سوابقی به زبان آورده است. بعضی اطلاعات فردی را که در اسناد ثبت شده بود، مثل مشخصات ظاهری فرد اعدام شده، حذف کردیم اما گزینه «نژاد» را آوردیم تا تلنگری باشد که هنوز در بعضی جاها برای دسته بندی «انسان ها» نیاز به ثبت آن است!
۳. اطلاعات جانبی را با جستجوهای بیشتر در میان آرشیو منابع آنلاین (از جمله وب سایت Murderpedia.org) و نیز کتاب بند اعدام زندان تگزاس؛ اعدام در عصر مدرن(۲) بدست آوردیم و با منبع اصلی مطابقت دادیم. افزون بر چند مورد از گزارش های مخدوش در منبع اصلی که جز با مراجعه به منابع کمکی کامل نمی شدند، هر کجا که فکر کردیم بهتر است چیزی در تکمیل یا توضیح بیفزاییم در پانویس ها یا پیوست آوردیم.
۴. گاهی محکوم به اعدام ترانه ای زمزمه کرده یا به موضوعی اشاره کرده یا بخشی از متون دینی را بر زبان آورده است که عموماً تنظیم کننده سند -که طبعاً یکی از کارکنان زندان بوده- اگر هم از منبع یا مرجع ضمیر آنها مطلع بوده، نیازی به درج ندیده است. کوشش ما بر این بود که با دقت در تغییر لحن و گاه نامفهومی و نامرتبط بودن بعضی کلمات و جملات، وجود پیوندهای میان متنی را حدس بزنیم و مرجع ارجاعات و منبع اقوال را بیابیم. آنگاه اگر ترجمه مصطلح و آشنایی از کلام مورد نظر–مثلاً متون دینی- در فارسی وجود داشت، آن را از بهترین منبع موجود نقل کردیم و در غیر این صورت –مثل شعرها- با لحن و وزنی نزدیک به متن اصلی ترجمه کردیم. گاه نیز فرد محتضر تحت تاثیر دارو حرف هایی گنگ و مبهم زده که به همان صورت ضبط شده و ما نیز سعی کردیم آن را منتقل کنیم.
۵. شرح اتهامات منجر به صدور حکم اعدام برای هر شخص پس از آخرین سخنانی که پیش از مرگ به زبان آورده، قرار گرفته است. با این ترتیب، آگاهی از جنایت انجام شده پس از خواندن سخنانِ عموماً احساسی، مهربانانه و تاثربرانگیزِ محکوم به اعدام، تکان دهنده تر است. قتل هایی برای بدست آوردن اندکی پول، قتل های سریالی، قتل های مرتبط با تجاوز و گاه کشتن کسانی که به متهم صرفاً نیکی کرده اند ممکن است مخاطب را دچار خشم و نفرت کند. اما نکته ای که به کرات در آخرین حرف های محکومان به اعدام، محکومانی که صرفاً چند دقیقه با مرگ فاصله دارند، تکرار می شود را نیز نباید از نظر دور داشت: آدمی که سال ها -گاه دهه ها- زندانی بوده و به کارهایی که کرده اندیشیده، می تواند آدمی باشد کاملاً متفاوت با جنایتکار گذشته. پشیمانی، آرامش و مهربانی تاثیرگذاری که در آخرین سخنان بعضی متهمان به چشم می خورد و کاملاً در تضاد با جنایتی است که انجام داده اند احتمالاً به همین دلیل است و شاید به نتیجه ای تلخ و تامل برانگیز منتهی شود: آدمی که اعدام می شود الزاماً همان آدمی نیست که جنایت مرتکب شده بود!
این امر، گذشته از بحث های درازدامن درباره مجازات اعدام که جای پرداختن به آنها اینجا نیست، می تواند راهگشای بحثی دیگر در حیطه اخلاق و حقوق باشد: فاصله صدور حکم با مجازات مرگ چقدر باید باشد؟ آیا رواست کسی که در دادگاه به اعدام محکوم شده سال ها در «انتظار مرگ» به سر برد؟ آنچنان که در گزارش پژوهشی پیوست در آخر کتاب آمده، این انتظار چنان تلخ و شکنجه مانند است که بسیاری از محکومان در بند اعدام (Death Row) نه فقط از درخواست تجدید نظر چشم می پوشند که خواهان تسریع در اجرای اعدام خود می شوند. بعید نیست وضعیت در سایر کشورهایی که مجازات اعدام همچنان در آنها برقرار است از این هم بدتر باشد.
۶. تاسف برانگیز است که در کشوری مثل ایالات متحده آمریکا ساختار حقوقی و جزایی به قدری معیوب است که افراد گاه با اتهاماتی مخدوش و در دادگاه هایی پرسش برانگیز به مجازات غیرقابل برگشت اعدام محکوم می شوند. گزارش اتهامات بعضی از محکومان به اعدام به هر آدم منصفی نشان می دهد که هر چند (عموماً، نه همیشه) قتلی انجام گرفته اما بدون سابقه یا نقشه قبلی بوده و گاه حتی مثل برخورد یک زندانی فراری با اسب پلیس که منجر به مرگ سوار شده (نگ. ص۱۶۰)، مشکل بتوان اتهام «قتل عمد» را برای توصیف واقعه به کار برد. گویی مسئله قضاوت از جنبه انسانی خارج و ماشینی شده است؛ ماشینی که، با چرخ دنده های قانونی اش، می تواند چنان از اخلاق و انصاف و وجدان انسانی تهی شود که در نمونه هایی حتی وقتی مدارکی مهم دال بر بی گناهی متهم یا خدشه بر اتهامات قبلی یافت می شوند به دلیلی چون پایان یافتن مهلت کوتاه فرجام خواهی بررسی نمی شوند، متهم در همان وضعیت سال ها در انتظار اعدام در بند اعدامیان(۳) به سر می برد و سرانجام هم بدون رسیدگی به مدارک جدید اعدام می شود(۴)!
۷. درد و رنج روانی و روحی محکوم به اعدام در روزها و ساعت های منتهی به اجرای حکم نه قابل اندازه گیری است و نه چشم پوشی؛ با این حال مدافعان استفاده از تزریق سم برای اعدام مدعی اند دست کم این روش نسبت به سایر روش ها (طناب، گیوتین، صندلی الکتریکی...) بهترین و کم دردترین روش برای پایان دادن به زندگی افراد است. در این روش یا ابتدا داروهایی به فرد تزریق می شوند که با از کار انداختن سیستم عصبی مانع احساس درد می شوند و سپس داروها/سموم کشنده تزریق می شوند؛ یا تزریق داروهای مسکن با دز بسیار بالا ابتدا باعث خواب آلودگی و بیهوشی و سپس از کار افتادن اعصاب و عروق و نهایتاً مرگ فرد محکوم می شود. مثلاً تزریق ۵۰۰ میلی گرم داروی میدازولام که در جراحی حدود ۴ میلیگرم آن برای بیهوشی تزریق می شود (یا تزریق مشابه وِکورُنیوم بروماید) باعث مرگی می شود که مدافعان این روش مدعی اند کاملاً بدون درد است. اما گذشته از آن که عدم توانایی حرکت و نشان دادن درد الزاماً به معنای عدم تحمل درد نیست(۵)، ثبت موارد ناموفقی از این کارکرد نشان داده است که تحت شرایطی گاه روند مرگ تدریجی محکوم به اعدام تا دو ساعت و با هوشیاری و درد بسیار همراه بوده است. تصاویر و فیلم های ضبط شده از بعضی از این وقایع در اینترنت قابل دسترسی و مشاهده اند که به هیچ وجه تماشای آنها را بنا به تجربه روانی بسیار مخربی که بر گردآورندگان/ مترجمان این کتاب گذاشت توصیه نمی کنیم. انسانیت و عواطف انسانی مرز نمی شناسد و شاید بیش از آنچه فکر می کنیم اعضای یک پیکریم.

محمود فرجامی، فرزانه احمدی
تیرماه ۱۳۹۷

آخرین حرف های من برای رسانه ها؛

من، در این لحظه، از آن چیزی که قرار است بر سر جسمم بیاید هیچ ترسی ندارم. تمام ترس من از الله است، او تنها قدرتی است که در این لحظه تعیین می کند بمیرم یا زنده بمانم... به عنوان یک مسلمان، به من آموخته شده و باور دارم که تنها هدف این زندگی مادی، آماده شدن برای زندگی حقیقی است. از زمانی که مسلمان شده ام، تمام تلاشم این بوده طوری زندگی کنم که خدا از من راضی باشد.

شفاهی:

خیله خب؛ دوست تون دارم. اشهد ان لا اله الا الله، اشهد ان لا اله الا الله، اشهد ان محمد رسول الله، اشهد ان محمد رسول الله، شهادت می دهم که هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست. شهادت می دهم که محمد فرستاده ی خداست. انا لله و انا الیه راجعون. همه از خداییم و به سوی او باز می گردیم.
قوی باشین.

نام و نام خانوادگی متهم: چارلی بروکز
تاریخ تولد: ۱۹۴۲
سن (هنگام ارتکاب جرم): ۳۴
سن (هنگام تحویل شدن به بند اعدام): ۳۵
نژاد: سیاه پوست

بروکز(۶) به بهانه ی رانندگی آزمایشی از یک پارکینگ خودرویی را امانت گرفت و در طول این رانندگی شخصی از طرف پارکینگ او را همراهی می کرد. بروکز هم دست خود را هم سوار خودرو کرد و آنها با یکدیگر شخص ناظر را داخل صندوق عقب ماشین انداختند. به یک متل رفتند و در آنجا وی را از صندوق عقب خارج کرده، به اتاق آوردند و سپس به رخت آویز بسته و با نوار چسب پیچیدند؛ به سرش شلیک کردند و سپس از صحنه فرار کردند. این شلیک منجر به مرگ قربانی شد. وی در تاریخ ۷ دسامبر ۱۹۸۲ اعدام شد.
***
اون چیزی که قراره از این چند دقیقه حرف زدن در بیاد بیرون، چیز درستی نیست. به هر حال، ما به عنوان آدمیزاد اشتباهات و خطاهای زیادی می کنیم. این اعدام ها هم یکی از اون کارهای اشتباهه ولی به این معنی نیست که کل سیستم قضایی ایراد داره. به خاطر همین تموم کسانی که به نوعی در کشتن من دست دارند رو می بخشم. همین طور از تموم کسانی که در این سی و نه سال زندگی اذیتشون کردم می خوام و دعا می کنم منو ببخشند. همون طور که من تموم کسانی که به هر طریقی منو اذیت کردند رو بخشیدم و دعا می کنم و از خدا می خوام همه ی ما رو ببخشه و بیامرزه.
خطاب به عزیزانم: عشق همیشگیم برای شما و به دوستان صمیمی و نزدیکم: اینو خوب بدونین که همه تونو تک به تک دوست دارم. خدا همه ی شما رو بیامرزه و رحمت خدا همیشه به همراهتون. رونالد سی اُ برین
پی نوشت: در مدتی که اینجا بودم، تمام پرسنل زندان تگزاس با من خوش رفتاری کردند.

نام و نام خانوادگی متهم: رونالد کلارک اُ برین
تاریخ تولد: ۱۹۴۴
سن (هنگام ارتکاب جرم): -
سن (هنگام تحویل شدن به بند اعدام): ۳۱
نژاد: سفید

رونالد پسرش تیموتی اُ برین را از طریق مسموم کردن شکلات هالوین وی با سیانید کشت. وی در تاریخ ۳۰ مارس ۱۹۸۴ اعدام شد.
***
امیدوارم یه روزی به این عمل شیطانی [اعدام] که مثل آتیش زدن جادوگرها می مونه خوب فکر کنیم. می خوام همه بدونند که من هیچی از اونها به دل ندارم و همه شونو بخشیدم. امیدوارم همه کسانی هم که بهشون بدی کردم منو ببخشند. تموم روز دعا می کردم تا ناراحتی و دلخوری از قلب همسر کارل لوین پاک بشه چون این کدورتی که توی قلبش داره مثل هر گناه دیگری مطمئناً اونو به جهنم می فرسته. من برای تموم بدی هایی که در حق هر کسی کردم معذرت می خوام. امیدوارم همه هم من رو ببخشند. شارون از همه ی دوستام خداحافظی کن. می دونی کی ها منظور من هستند دیگه؛ چارلز باس و دیوید پاول... (جمله با سرفه و مرگ متهم ناتمام ماند).

نام و نام خانوادگی متهم: توماس بیرفوت
تاریخ تولد: ۱۹۴۵
سن (هنگام ارتکاب جرم): -
سن (هنگام تحویل شدن به بند اعدام): ۳۳
نژاد: سفید

مجرم، متهم به تیراندازی منجر به قتل افسر پلیس کارل لوین ۳۱ ساله از هارکر هیتس تگزاس است. بیرفوت، کارگر صنعت نفت در لیبریای لوئیزیانا به دلیل تجاوز به یک دختربچه سه ساله در نیومکزیکو تحت تعقیب بود و این افسر پلیس را کشت تا دستگیر نشود. وی در۳۰ اکتبر ۱۹۸۴ اعدام شد.
***
دعا می کنم خانواده ام در خوشی باشند و آمرزیده شوند، ممنونم.

نام و نام خانوادگی متهم: دُویل اسکیلرن
تاریخ تولد: ۱۹۳۶
سن (هنگام ارتکاب جرم): ۳۸
سن (هنگام تحویل شدن به بند اعدام): ۳۹
نژاد: سفیدپوست

اسکیلرن به دلیل تیرانداری منجر به قتل افسر پلیس مواد مخدر تگزاس، پاتریک آلن رندل در حین خرید مواد مخدر نزدیک شهر جرج وست به اعدام محکوم شد. وی در تاریخ ۱۶ ژانویه ۱۹۸۵ اعدام شد.
***
پدر آسمانی، برای این لحظه ازت ممنونم، برای اون لحظه هایی که با تو گذروندم، به خاطر هم نشینی و مصاحبت با تو؛ موهبتی که خانواده ی مسیحیت به من هدیه کرد.
(در اینجا استفان شاهدان را به نام صدا کرد)، بگذارید روح مقدس تان جاری شود همان طور که باران عشق تان بر من بارید. اینها رو [ماموران مجری اعدام] ببخشید چون نمی دونند دارند چی کار می کنند، همون طور که می دونم منو بخشیدید، همون طور که من اونها رو بخشیدم. عیسی مسیح، من روحم رو برای تو وقف کردم، تو رو ستایش می کنم و از تو ممنونم.

نام و نام خانوادگی متهم: استفان پیتر مورین
تاریخ تولد: ۱۹۵۱
سن (هنگام ارتکاب جرم): ۳۰
سن (هنگام تحویل شدن به بند اعدام): ۳۱
نژاد: سفید

مورین به دلیل قتل کری ماری اسکات ۲۱ ساله در ۱۱ دسامبر ۱۹۸۱ به اعدام محکوم شده است. بنا به گفته ی پلیس قربانی بر اثر تیراندازی در یک تلاش مسلحانه برای سرقت بیرون از رستورانی در سن آنتونیو به قتل رسیده است.
***
هیچ خدایی جز الله نیست. همه از اوییم و به سوی او باز می گردیم. می خوام حرفمو ادامه بدم و به خواهران و برادرانم بگم قوی باشین.

نام و نام خانوادگی متهم: چارلز میلتون
تاریخ تولد: ۱۹۵۱
سن (هنگام ارتکاب جرم): ۲۵
سن (هنگام تحویل شدن به بند اعدام): ۲۸
نژاد: سیاه پوست

برای سرقت و قتل مناری دنتون، صاحب یک فروشگاه کوچک خواروبارفروشی به اعدام محکوم شد. میلتون به همسر قربانی، لئونارد دنتون هم تیراندازی کرد اما وی جان سالم به در برد تا برعلیه چارلز میلتون اقامه دعوی کند. وی در تاریخ ۲۵ مه ۱۹۸۵ اعدام شد.
از پدر والش به خاطر کمک های معنویش تشکر می کنم. همین طور از باب رِی و استیو بلو به خاطر اینکه رفاقت رو در حق من تموم کردند. چیزی که می خوام بدونین اینه که مردم منو یه قاتل بی عاطفه می دونن چون به مردی شلیک کردم که اول اون به من شلیک کرده بود. تنها چیزی که به خاطرش محکوم شدم این بود که من یه مکزیکی بودم و اون یه افسر پلیس بود. مردم یک عالمه سروصدا علیه من راه انداختند و امشب زندگی من رو می گیرند. مردمی که هیچ وقت علیه اون افسر پلیسی که یک پسر ۱۳ ساله رو که با دست های بسته روی صندلی پشت ماشین پلیس نشسته بود کشت، اعتراضی نکردند. مردمی که هیچ وقت برای زندگی افسر پلیس هوستون که خوزه کمپو تورس رو کتک زد و بدنش رو توی رودخانه انداخت، سر و صدایی راه ننداختند. شما اسم اینو می ذارین عدالت برای همه. این عدالت شماست. اینه عدالت برای همه توی امریکا. زندگی یک مکزیکی هیچ ارزشی نداره. وقتی یک پلیس کسی رو می کشه معلق می شه یا عفو مشروط می گیره. ولی وقتی که یک مکزیکی یک افسر پلیس رو می کشه این می شه نتیجه ش. از اون طرف، شما به من می گین قاتل بی عاطفه. من کسی رو به تخت نبستم. من از پشت درهای بسته زهر به خون کسی تزریق نکردم. شما به این می گین عدالت. من به این کار و به شماها می گم یک مشت قاتل بی عاطفه. اینو از سر دلخوری و رنجش یا عصبانیت نمی گم. دارم اینو با صداقت می گم. امیدوارم خدا منو به خاطر تموم گناهانم ببخشه. امیدوارم خدا همون قدرکه با من مهربونه، با این جماعت هم مهربون باشه. من آماده ام نگهبان.

نام و نام خانوادگی متهم: هنری پورتر
تاریخ تولد: ۱۹۴۱
سن (هنگام ارتکاب جرم): ۳۴
سن (هنگام تحویل شدن به بند اعدام): ۳۵
نژاد: مکزیکی/امریکایی

مجرم به دلیل ارتکاب به تیراندازی منجر به قتل یک افسر پلیس به نام هنری پی. میل لوکس در ۲۹ نوامبر ۱۹۷۵ به اعدام محکوم شد. این افسر پلیس، هنری پورتر را متوقف کرده و به ظن ارتکاب سه سرقت مسلحانه او را مورد بازرسی قرار داده بود. وی در ۹ جولای ۱۹۸۵ اعدام شد.
***
حقمه. با همه از طرف من خداحافظی کنید.

نام و نام خانوادگی متهم: چارلز ویلیام باس
تاریخ تولد: ۱۹۵۷
سن (هنگام تحویل شدن به بند اعدام): ۲۳
نژاد: سفید

در ۱۶ آگوست ۱۹۷۹، باس از یک استراحتگاه سرقت کرد و گریخت. بعد از یک و نیم مایل دور شدن از محل سرقت، به طور تصادفی از دو افسر پلیس راهنمایی و رانندگی به خاطر تخلف در رانندگی دستور ایست گرفت. یکی از افسران، بیکر، به هنگام صحبت با وی متوجه شد جیب هایش از پول خرد و اسکناس پر است. باس با اسلحه اتوماتیک خود به شکم بیکر و سپس به همکار او شلیک کرد. آنگاه دوباره به بیکر که روی زمین افتاده بود شلیک کرد و گریخت. چهار روز بعد دستگیر شد و بیکر هم بر اثر شلیک وی درگذشت. مجرم در تاریخ ۱۲ آوریل ۱۹۸۶ اعدام شد.
***
(زمانی که پدرِ محکوم به اعدام به عنوان شاهد وارد اتاق اعدام شد، پینکرتون خطاب به وی گفت:) به خاطر من قوی باش. می خوام بدونی من با خودم و خدای خودم در صلح و آرامشم. (سپس به درگاه الله، خدای دین اسلام دعا کرد) شهادت می دهم که هیچ خدایی جز الله نیست. تو را می ستایم، از تو طلب بخشش می کنم و به سوی تو باز می گردم. دوستت دارم پدر.

نام و نام خانوادگی متهم: جی کلی پینکرتون
تاریخ تولد: ۱۹۶۲
سن (هنگام ارتکاب جرم): ۱۷
سن (هنگام تحویل شدن به بند اعدام): ۱۹
نژاد: سفید

قاتل(۷) به دلیل قتل سارا دن لارنس در جریان یک سرقت به قصد تجاوز درتاریخ ۲۶ اکتبر ۱۹۷۹ به اعدام محکوم شد. بیش از سی ضربه چاقو به بدن و صورت قربانی وارد شده بود. همچنین مجرم به دلیل چاقو زدن منجر به مرگ شری ولچ، کارمند یک فروشگاه مبلمان در آماریلو به مرگ محکوم شد. به خانم ولچ بیش از سی ضربه چاقو وارد شده و مورد تعرض جنسی قرار گرفته بود. پینکرتون در تاریخ ۱۵ می ۱۹۸۶ اعدام شد.
***

نظرات کاربران درباره کتاب دست چپم داره منو می‌کشه