فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب سینما‍‌سوزی در ایران

نسخه الکترونیک کتاب سینما‍‌سوزی در ایران به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب سینما‍‌سوزی در ایران

از زمان نخستین آتش‌سوزی سینما در تهران («تماشاخانۀ ناصریه»، متعلق به امیرخان جوانشیر، در رمضان ۱۳۲۷ق/ شهریور ۱۲۸۸ش) تا آتش‌سوزی‌های گستردۀ سینماها در ماه‌های منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ حدود هفتاد سال فاصله است. در این فاصله و در سال‌های بعد از آن سینماهای بسیاری طعمۀ حریق شدند که اغلب به‌عنوان حوادثی کمابیش‌ ساده و معمولی تلقی می‌شدند؛ اگرچه دست‌کم صاحبان سینماها را به خاک سیاه می‌نشاندند؛ گاهی هم مثل سال ۱۳۴۸ سینماسوزی‌هایی روی داد که ساده‌ گرفته نشدند. دلایل این آتش‌سوزی‌ها نه فقط در روایت‌های مطبوعات، بلکه حتی در گزارش‌های شرکت‌های بیمه، بازرسان ادارۀ آتش‌نشانی، سازمان دفاع غیرنظامی، وزارت فرهنگ و هنر، سندیکای سینماداران و مأموران سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک) نیز هیچ‌گاه دقیقاً روشن و فاش نشدند، و به‌صورت معما باقی ماندند. بعدها، با درگرفتن اعتصاب‌ها و تظاهرات بزرگِ عمومی در روزهای انقلاب ۱۳۵۷، شعلۀ خشم گروه‌هایی از مردم دامن سینماها را نیز گرفت و سوزاندن زنجیره‌ای تالارهای سینما به دست کسانی صورت ‌می‌گرفت که اغلب، تا چند صباحی پیش از آن، مشتری‌های همان سینماها بودند؛ اما در این میان سوزاندن «سینما رکس» آبادان، که به کشته شدن حدود چهار صد نفر منجر شد، و در نوع خود بی‌سابقه بود فاجعه‌ای ملی تلقی شد که نه کارگزاران نظام سلطنتی و نه نیروهای انقلابی هیچ‌کدام رسماً مسئولیت آن را به گردن نگرفتند. سوختن چهارصد انسان بی‌گناه، از زن و مرد و پیر و جوان، جنایتی بود هول‌آور که پس از گذشت چهار دهه پاره‌ای از جزییات آن هم‌چون رازی سر به مُهر باقی مانده است، و دهشتناک‌ترین حادثۀ سینماسوزی نه فقط در ایران بلکه در جهان محسوب می‌شود.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 5.16 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۴۰ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب سینما‍‌سوزی در ایران

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

نخستین آتش سوزی ها

در ماه رمضان ۱۳۲۷ق/ شهریور ۱۲۸۸ش یکی از شاگردان روسی خان (ایوانف یا فئودورویچ گرجی)، از اولین موسسان سینما در ایران، به نام امیرخان جوانشیر با افتتاح «تماشاخانه ناصریه» تلاش کرد پایِ شاگردان مدارس را به سالن سینما باز کند. («ایران نو»، شماره ۲۳، دوشنبه ۴ رمضان ۱۳۲۷ ق، ص ۱) از نشانه ها چنین برمی آید که محمدعلی جمال زاده برای تماشای فیلم به این سالن هم رفته بوده است : «در سال ۱۳۲۷ قمری در خیابان ناصریه(۱) ، روبه روی درِ مدرسه دارالفنون ، جنب عکاس خانه عبدالـله قاجار، سینمایی دایر شده بود. روزی من به اتفاق یکی از دوستانم به این سینما رفتیم . دالان درازی بود و ده پانزده متری طول داشت، و پرده در انتهای دالان بود. در دو طرف دیوار نیمکت های چوبی بود و حدود شصت هفتاد نفری مرد جوان نشسته بودند. روی پرده منفصل فیلم نشان داده می شد. من و دوست جوانم که وارد شدیم ، یک واگن خط آهن دودکنان از روبه رو به تماشاگران نزدیک می شد و مدام بزرگ تر و مهیب تر می شد؛ خیلی ترسیدیم . دادوبیداد بلند شد و شکر خدا معلوم شد که خطری ما را تهدید نمی کند.» (نک: بهارلو، عباس، «روزشمار سینمای ایران از آغاز تا انقراض قاجاریه»، فرهنگستان هنر، ۱۳۸۹، ص ۸۶)
اما پاره ای از گزارش ها گویای آن است که در همان روزها خطرهای دیگری در کمین تماشاگران «سینماتوگراف» بود. اگر تصویر حرکت مهیب واگن بر خط آهن فقط تماشاگران را می ترساند، «سوختن فیلم های سینوماتوگراف»، که از جنس نیترات بودند، گاهی جان آن ها را تهدید می کرد؛ حتی در همین «تماشاخانه ناصریه». «پریشب در تماشاخانه سینوماتوگراف امیرخان در خیابان ناصریه چهار فیلم «عکس های متحرک» سینوماتوگراف بواسطه کند چرخاندن ماشین از اثر حرارت زیاد چراغ می سوزد. امیرخان می خواسته است خاموش کند که دست چپ او هم کمی می سوزد. قیمت این چهار فیلم به چهار صد تومان بالغ می شود.» («ایران نو»، شماره ۳۳، ۱۷ رمضان ۱۳۲۷ق، ص ۲) این نخستین گزارشی است که تا به امروز از سوختن یک سالن سینما به دست آمده است.
دوازده سال پس از این ماجرا، در روز شنبه ۷ شعبان ۱۳۳۹ق/ ۲۷ فروردین ۱۳۰۰ش، چند روز بعد از لغو حکومت نظامیِ حاصل از کودتای ۱۲۹۹ و تعیین ساعت های رفت وآمد در شهر، «سینما خورشید» در «گراند هتل» افتتاح شد. («ایران»، شماره ۸۷۰، ۲۵ حمل ۱۳۰۰ش، ص ۴) از قرائن این طور برمی آید که آتش سوزی در این سینما و سوختن پاره ای از فیلم های نیترات سبب شد که تجهیزات آن به طبقه فوقانی عمارت فاروس در خیابان لاله زار منتقل شود. متن اعلان فعالیت مجدد «سینما خورشید» در پنج شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۰۲ به این آتش سوزی اشاره دارد: «سینمای خورشید. در سالون عمارت فوقانی فاروس. خدمت آقایان محترم عرض می شود بعد از حریق نود هزار متر فیلم سینمای خورشید نتوانست از خدمت به معارف خودداری نماید لهذا مجدداً به زحمات زیاد فیلم های جدید وارد نمود. خواهشمندم تشریف فرما شده برای دیدن فیلم های جدیدالورود چون خیلی قابل توجه می باشند ـ رمان های تاریخی ـ درام های علمی و اخلاقی فیلم های جنگی بین المللی (بحری ـ تحت البحری ـ آسمان پیمایی) و درام های مضحک خنده دار شروع می شود از لیله جمعه اول مغرب و دو سیانس داده می شود برای اهل نظام و شاگردان مدارس تخفیف داده می شود ـ سینمای اخلاقی برای شاگردان مدارس بسیار نافع و مفید است چنانچه در تمام فرنگستان مرسوم است.» («ستاره ایران»، شماره ۱۱۴، ۱۱ دلو ۱۳۰۲ش، ص ۴)

یادداشت

از زمان نخستین آتش سوزی سینما در تهران («تماشاخانه ناصریه»، متعلق به امیرخان جوانشیر، در رمضان ۱۳۲۷ق/ شهریور ۱۲۸۸ش) تا آتش سوزی های گسترده سینماها در ماه های منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ حدود هفتاد سال فاصله است. در این فاصله و در سال های بعد از آن سینماهای بسیاری طعمه حریق شدند که اغلب به عنوان حوادثی کمابیش ساده و معمولی تلقی می شدند؛ اگرچه دست کم صاحبان سینماها را به خاک سیاه می نشاندند؛ گاهی هم مثل سال ۱۳۴۸ سینماسوزی هایی روی داد که ساده گرفته نشدند. دلایل این آتش سوزی ها نه فقط در روایت های مطبوعات، بلکه حتی در گزارش های شرکت های بیمه، بازرسان اداره آتش نشانی، سازمان دفاع غیرنظامی، وزارت فرهنگ و هنر، سندیکای سینماداران و ماموران سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک) نیز هیچ گاه دقیقاً روشن و فاش نشدند، و به صورت معما باقی ماندند. بعدها، با درگرفتن اعتصاب ها و تظاهرات بزرگِ عمومی در روزهای انقلاب ۱۳۵۷، شعله خشم گروه هایی از مردم دامن سینماها را نیز گرفت و سوزاندن زنجیره ای تالارهای سینما به دست کسانی صورت می گرفت که اغلب، تا چند صباحی پیش از آن، مشتری های همان سینماها بودند؛ اما در این میان سوزاندن «سینما رکس» آبادان، که به کشته شدن حدود چهار صد نفر منجر شد، و در نوع خود بی سابقه بود فاجعه ای ملی تلقی شد که نه کارگزاران نظام سلطنتی و نه نیروهای انقلابی هیچ کدام رسماً مسئولیت آن را به گردن نگرفتند. سوختن چهارصد انسان بی گناه، از زن و مرد و پیر و جوان، جنایتی بود هول آور که پس از گذشت چهار دهه پاره ای از جزییات آن هم چون رازی سر به مُهر باقی مانده است، و دهشتناک ترین حادثه سینماسوزی نه فقط در ایران بلکه در جهان محسوب می شود.
در سال های بعد از انقلاب اگرچه از شدت آتش سوزی ها کاسته شده است هنوز سینماهایی، به ویژه آن ها که ساخت وساز قدیمی تر دارند و از تجهیزات ایمنی کافی برخوردار نیستند، کماکان طعمه حریق می شوند، و خبرشان در رسانه ها بازتاب می یابد یا در مواردی با سکوتِ ناراحتی روبه رو می شوند. دلایل آتش سوزی سینماها در سال های اخیر، در مقایسه با گذشته، تا حدی تفاوت دارد؛ اگرچه آن هاله ابهام در اخبار و گزارش های مربوط به آن ها نیز کم وبیش به چشم می خورد. هنوز آن چه ثبت و بازگو می شود متضمن همه حقیقت نیست و دودی که از این آتش سوزی ها برمی خیزد گویی تا صفحات اخبار و لابه لای سطور گزارش های مربوط به آتش سوزی ها نیز، قطع نظر از این که چه کسی آن ها را نقل و روایت کرده باشد، سرایت می کند و آن ها را از صافی و وضوح می اندازد.
این کتاب کوششی است برای ثبت و وارسی منشا یا علل این سینماسوزی ها، از لابه لای مجموعه ای از خبرها، گزارش های مطبوعات و اسنادی که بازرسان و ماموران سازمان ها و اداره های دولتی برای یافتن سرنخ های آن آتش سوزی ها و برآورد میزان خسارت ها تهیه و تنظیم کرده اند؛ گزارش هایی که گاهی وافی به مقصود هستند و گاهی سرپوشی جهت نادیده انگاشتن عامل اصلی پاره ای از سینماسوزی ها.
قرار بود مطالب این کتاب بخشی از محتوای پژوهشی باشد زیر عنوان «سالن های سینما در تهران» که سال ها است در تدارک تالیف آن هستم؛ اما سرهم کردن آن ها می توانست حجم و وزن آن پژوهش را از حد متعادل سنگین تر کند یا احیاناً از تمرکزِ وافی بر آن و شکافتن جنبه ها و ابعاد گوناگونش بکاهد؛ بنابراین در میانه کار بر آن شدم که بخش «سینماسوزی ها» را به صورت فعلی و به شکل مستقل منتشر کنم؛ اگرچه آن پژوهش به نوبت خود می تواند تکمله ای بر این کتاب باشد.
باید اذعان کنم که حوادث سینماسوزی ها در ایران بیش از مواردی است که در این کتاب به آن ها اشاره شده است. چه بسا نمونه ها و حوادث مورد اشاره به مراتب کم تر از نمونه ها و حوادث پیش آمده باشد. اصولاً نوشتن در این زمینه ها مخاطراتی دارد، زیرا کمبود منابع و پراکندگی اطلاعات، و شاید از همه مهم تر اخبار و گزارش های نامطمئن و ضدونقیض، ادعای روایت تمام وکمال را ناممکن می سازد؛ به ویژه که در مواردی پای منافع و مقاصد آشکار و پنهان نهادها و مقام های خاصی نیز در میان بوده باشد. باید بگویم که وقت بسیار من صرف مطالعه و وارسی گزارش ها و اظهارنظر ها یی شد که در نهایت پایه یا سندی برای احراز صحت آن ها یافت نشد و این شائبه را پیش می آورد که چه بسا به قصد برآشفتن، یا رد گم کردن، یا در خوش بینانه ترین حالت از سرِ ادای وظیفه به منظور خالی نبودن عریضه فراهم شده باشند. شاید چندان اغراق آمیز نباشد اگر گفته شود که برای مطالعه و وارسیِ موثرِ برخی گزارش ها توجه به رویدادهای بزرگ تر و درنظرگرفتن شواهد و قرائن دیگر، ازجمله حرکات بازی گران اصلی صحنه سیاست، نیز الزام آور است؛ بی آن که گزارشِ این کتاب مدعی جست وجو یا تحلیل در اوضاع سیاسی و اجتماعیِ زمینه سازِ حوادث آتش سوزی ها باشد؛ اما خواننده یا پژوهنده علاقه مند ناگزیر می بایست هر ملاحظه لازمی را در نظر بگیرد؛ به ویژه اگر بخواهد به روایتِ دست اولی از پهنا و عمق حادثه برسد؛ گیرم توازن و جامعیتِ لازم فضیلتی است که همواره دست رسی به آن میسر نیست.
در هر تحقیقی منابع یا مآخذ باارزشی هست که یافت نمی شوند یا عجالتاً خودشان را از نظر ما پنهان می کنند. این منابع یا مآخذ تا ابد دور از دست رس باقی نمی مانند و دیریازود در برابر جست وجو و شکیبایی ما تاب مقاومت از دست می دهند. این مسیری است که پیش پای هر محققی، کمابیش در هر زمینه ای، گسترده است؛ خواه سرانجام نتیجه را به صورت یک رای معین از کار دربیاورد یا درنیاورد. باید بگویم که نگارنده این دعوی را ندارد، و گزارش خود را بری از هرگونه تردید و تناقض نمی داند. با این حال امیدوار است که خوانندگان با مطالعه این کتاب با تصویر کمابیش زنده ای از رویدادهای ناخوشایند سینما سوزی در ایران مواجه شوند، تصویری که اگرچه همه جانبه و تمام وکمال نیست چه بسا بتواند پیچیدگی و آشفتگیِ گوشه هایی از صحنه های واقعی را ترسیم کند.
در پایان اشاره به دو نکته را هم ضروری می دانم: اول، به جز پاره ای غلط های مطبعه و املایی، رسم الخط اکثر سندها، نامه ها و گزارش های مطبوعات به سیاق اولیه و اصلی ثبت شده است؛ دوم، سینماها و خیابان ها در هر دوره ای با نام هایی که شناخته می شدند ثبت شده اند، و برای خواننده ای که این نام ها را به جا نمی آورد در پانویس نام های بعدی درج شده است.

عباس بهارلو
آذر ۱۳۹۶

آتش سوزی در سینما صنعتی

مهیب ترین آتش سوزیِ سال های سلطنت پهلوی اول در «سینما صنعتی» (خیابان لاله زار) رخ داد که در دوم اردی بهشت ۱۳۰۷ توسط کلنل علی نقی وزیری و با هم کاری خان بابا معتضدی در سالن مدرسه عالی موسیقی افتتاح شده بود و در روزهای شنبه، یک شنبه، سه شنبه و چهارشنبه برای بانوان فیلم نمایش می داد. «سینما صنعتی » با نمایش نخستین قسمت از سریال عقاب سیاه در ساعت شش ونیم بعدازظهر یک شنبه آغاز به کار کرد، و در هشتم مهر همان سال، هم زمان با نمایش فیلم دزد بغداد (رائول والش، ۱۹۲۴)، در ساعت هفت ونیم بعدازظهر طعمه حریق شد؛ اما به کسی آسیب نرسید. متعاقب این حادثه پاره ای از نویسندگان مطبوعات و دولت مردان از افتتاح سینمای مختلط زنانه و مردانه سخن گفتند، تا در صورت تکرار چنین حوادثی زنان به کمک مردان از مهلکه بگریزند. متن یکی از گزارش ها از این قرار است: «دیشب حریق خطرناکی در سالون مدرسه صنعتی در موقع نمایش سینما رخ داد، سالون سینما و تالار مجاور آن طعمه حریق گردید. نمایشاتی که در این سینما داده می شود مخصوص خواتین محترمه و فیلم های اخلاقی برای آشناشدن خانم ها به زندگی امروزه دنیا و تصفیه اخلاقشان نافع می باشد به معرض نمایش گذارده می شود. ساعت هفت ونیم بعدازظهر موقعی که سالون تئاتر پر از جمعیت تماشاچی بود به واسطه غفلتی که از طرف نشان دهنده فیلم می شود در نتیجه اصابت فیلم به جرقه که از ذغال های مثبت برای روشنایی بیرون میاید، فیلم که مستعد احتراق است آتش گرفته و به آن محوطه سرایت می نماید. در این موقع که دامنه حریق توسعه نیافته بود اگر کارکنان سینما سعی خود را در اطفاء مختصر حریق می نمودند شاید موفق می گردیدند، ولی وحشت و اضطرابی که در آن موقع خانم ها را فراگرفته و با عجله و شتابی هجوم به خارج شدن می نمایند سبب می شود که کارکنان سینما متوجه استخلاص خانم ها و اطفال خردسال آن ها گردیده و حریق یک مرتبه تمام فضای سالون را احاطه می کند. هراس و وحشت زن ها بیشتر شده و تاریکی سالون و پیدا کردن اقوام و اطفال منظره اسفناکی را تولید کرده هر یک از یک جهت نگران بوده و به اطراف می دویدند. چادر و اشیاء دستی عده در آن جا باقی ماند ولی خوشبختانه به خانم های تماشاچی تلفات و صدمه نرسید و فقط دو سه نفر از خانم ها دست و صورت آن ها کمی مجروح شد و مامورین نظمیه با کمال چالاکی در استخلاص زن ها جدیت کرده و درصدد اطفاء حریق برآمدند. سیم چراغ برق ناحیه لاله زار که بیم مخاطره می رفت فوراً قطع گردید و بر اثر اطلاعی که به بلدیه و قشون داده شده بود عده زیادی مامورین بلدیه و گردان مهندسی قشون در محل وقوع حریق با ادوات لازمه حاضر گردیده با کمک مامورین پلیس با کمال جدیت مشغول اطفای حریق شدند و ساعت هشت ونیم بعدازظهر با وجود عدم وسایل اطفائیه کامل موفق به خاموش کردن و جلوگیری از سرایت آن به عمارت مجاور شدند. در همان موقعی که حریق شدت داشت یک قسمت از کسبه خیابان لاله زار که عمارت مغازه آن ها منتهی به عمارت مدرسه صنعتی می شد دکاکین خود را تخلیه کرده بودند. از طرف بانک عثمانی نیز که در مجاورت حیاط مدرسه بود با لوله های آب مشغول اطفاء حریق بودند بیم سرایت حریق به اطراف می رفت و ممکن بود خطرات مهمی در بر داشته باشد ولی بر اثر جدیت تام مامورین از سرایت آن کاملاً جلوگیری شد. این گونه اتفاقات در دنیا نظایر بسیار دارد. حریق مهم تاتر مادرید، که بزرگترین تئاترهای اروپا است همچنین حریق سینمای شام و بغداد هنوز فراموش نگردیده و قارئین محترم از خطرات بزرگ و تلفات بیشمار آن مستحضر هستند. تنها در تئاتر مادرید از زیر خرابه های عمارت بیش از یکصد جنازه بیرون آوردند و چندین صد نفر مجروح گردیدند. اگرچه وضعیت عمارت تئاتر مدرسه صنعتی با تاترهای خارجه ابداً طرف مقایسه نیست ولی جای خوشوقتی است که در این جا با عدم وسایل تلفات وارد نیامد. یک تفاوت فاحش دیگر بین تاتر مدرسه صنعتی و تاترهای اروپائی می باشد که در چنین مواقع خطیر کمک بزرگی باستخلاص خانواده ها می نماید و آن بودن مردها با زن ها است که علاوه بر قوت قلب زن که از شدت اضطراب او می کاهد، حقیقتاً کمک موثری برای استخلاص او می باشد و متاسفانه هنوز این منظور کاملاً در مملکت ما عملی نشده است . کسانی که دیشب از خیابان لاله زار عبور کرده و منظره فجیع درب مدرسه را دیده باشند البته فوق العاده متاثر گردیده اند. این تاثر بواسطه وحشت فوق العاده زن ها بوده ، در دنبال کسان و اطفال خود با حال تاثرانگیزی می دویدند درحالی که اگر مردان و کسان آن ها در معیت زن و بچه خود بودند، قطعاً این وحشت و اضطراب در آن ها تولید نمی گردید. موضوع دیگر عدم وسایل اطفائیه است . واقعاً فکر کنیم ما هیچ وسایل اطفائیه نداریم . ما یک اداره مخصوص اطفائیه می خواهیم، برای این که به مجرد وقوع حریق و صدا کردن زنگ تلفون آن اداره سوت اتومبیل های اطفائیه هم از طرفی بلند شود. متاسفانه تاکنون در این قسمت توجهی نشده است و مامورین نظمیه باید با نبودن وسایل کافی خود را در خطر حریق بیندازند. علی ای حال امیدواریم اداره محترم بلدیه زودتر در صدد تهیه وسایل کافی برای اطفاء حریق و تهیه چند دستگاه اتومبیل های اطفائیه و اداره و بودجه مخصوصی برای این منظور برآید که از مشقت کارکنان و مامورین فعلی اطفائیه و خطرات آن کاسته شود و همانطور که ما طالب کسب تمدن جدید دنیا هستیم باید لوازم آن را نیز از هر حیث فراهم کنیم و نیز انتظار داریم تعطیلی سینمای مزبور دوامی نکرده و هر چه زودتر عمارت مذکور ساختمان یا عمارات دیگر تعیین و این موسسه مفید دائر گردد.» («اطلاعات»، شماره ۵۹۴، ۹ مهر ۱۳۰۷، ص ۱) در گزارش دیگری نیز تاکید شده است: «در این حادثه فجیع وقتی انسان منظره رقت خیز فرار مضطرب و ترسناک خواتین محترمه و اطفال معصوم را به خاطر می آورد بی اختیار به این نکته متذکر می شود که چه عیب داشت اگر شوهران و برادران و اقربای آن ها نیز در آن موقع با آن ها همراه بودند و با رقت قلب که مخصوص جنس مرد است از وحشت زدگی آن ها جلوگیری و آنان را به اثبات و خونسردی و مقاومت با خطر توصیه و در استخلاص آن ها کمک می نمود.» («ناهید»، شماره ۲۱، ۱۰ مهر ۱۳۰۷، ص ۳)
گزارش سرتیپ محمد درگاهی به شماره ۱۳۲۷۴ از اداره کل تشکیلات مملکتی به وزارت داخلی در ۹ مهر ماه درباره «آتش گرفتن فیلم در سالن سینمای زنانه معروف به سینمای صنعتی» گویای آن است که با «جدیت و مراقبت هایی که به عمل آمد به فاصله دو ساعت تمام اثاثیه را خارج و حریق را منتفی نموده سه چهار نفر زن و مالک سینما مصادف با شعله آتش شده قدری دست و لباس آن ها سوخته و یک نفر زن که وحشت نموده و از فشار زن ها از پله ها پرت شده پایش شکسته است. خسارت وارده گر چه هنوز بطور قطع معین نشده ولی تقریباً در حدود ده هزار تومان می شود و مقداری کیف و اثاثیه نیز در سالن سینما باقی مانده بود که جمع آوری» شده است.
«سینما صنعتی» اگر چه دوباره راه اندازی نشد، کش مکش های بین مالک سینما، حاجی ربیع آقا تبریزی، و کلنل علی نقی وزیری، تا ماه ها بعد ادامه داشت. مالک که ملک اش را در ازای ماهی یکصد تومان اجاره داده بود در دادخواستی به وزارت عدلیه مدعی شد که قرار نبوده «خانه ای که برای سکونت شخصی ساخته شده محل سینما» شود و «به موجب تصدیق متخصصین فنی عمارت مسکونی قابل برای سینما نیست و اگر خسارتی وارد شود بر عهده مسبب خسارت است». از طرف دیگر وزیری ادعا کرد که برای نمایش فیلم در «سینما صنعتی» از ماه ها قبل از آتش سوزی اعلان های تبلیغی منتشر می کرده و مالک از نوع فعالیت او مطلع بوده و اگر مخالفتی داشته «همان موقع می بایست اخطار» می کرد. هم چنین به ادعای او: «عمارت محل مدرسه عالی موسیقی دارای سالون و سن می باشد و برای کار گذاشتن ماشین سینما مبلغ زیادی از خود خرج آن و استحکام آن نموده است» و «عمارت واقع در خیابان لاله زار که محل مدرسه عالی موسیقی بوده قبل از آن در اجاره کلوب روس ها بوده و نمایش سینما می داده اند».
حاجی ربیع آقا تبریزی هم چنین مدعی شده بود که از همان روزهایی که علی نقی وزیری در ملک او مدرسه عالی موسیقی دایر کرده بود به وی تذکر داده بود که «ایاب و ذهاب اشخاص متعدد در خانه موجب حدوث خسارات فوق العاده و تخریب عمارات و ابنیه بوده و بر خلاف نظر این جانب است تا اخیراً مکشوف می گردد که عمارات در معرض حریق واقع شده... در علت و جهت آن که استعلام می گردد معلوم می شود که مستاجر برای بدست آوردن منفعتی... سینمای موسوم به صنعتی در آنجا» راه اندازی کرده است. حکم نهایی وزارت عدلیه در ۵ مهر ۱۳۰۹ صادر و تاکید شد: خانه هایی را که محل سکونت و زندگی هستند نمی توان به مکانی برای سینما بدل کرد.
پس از آتش سوزی «سینما صنعتی» بلدیه پایتخت در اول آبان ۱۳۰۷ از نمایندگان سینماها التزام گرفت که براساس دستورهای زیر عمل کنند: «۱. بین چهار تا هشت عدد لوله های گازدار ضدحریق و نیز ظروف بزرگ آب و آلات لازمه دیگر اطفائیه حریق همیشه در هر اتاق دستگاه نمایش حاضر باشد؛ ۲. درِ اطاق دستگاه نمایش از خارج به داخل و درِ ورودی سالن از داخل به خارج باز شود؛ ۳. فقط به اندازه کفایت همان شب در اطاق دستگاه فیلم حاضر باشد؛ ۴. یک صندوق آهنی برای گذاشتن فیلم در اطاق دستگاه حاضر باشد.»

نظرات کاربران درباره کتاب سینما‍‌سوزی در ایران