فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب شاه اسماعیل صفوی و تغییر مذهب

کتاب شاه اسماعیل صفوی و تغییر مذهب

نسخه الکترونیک کتاب شاه اسماعیل صفوی و تغییر مذهب به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب شاه اسماعیل صفوی و تغییر مذهب

مجموعه «تاریخ ایران: روایتی دیگر»، به دبیری بهزاد کریمی، شامل بررسی سیر تحولات تاریخ ایران است با نگاهی تازه و با اتکا بر منابع معتبر و روش‌های مقبول در پژوهش‌های تاریخی. ویژگی اصلی این مجموعه داشتن نگاهی همه‌جانبه، فرهنگی و انتقادی به رویدادهای تاریخ ایران در عرصه ایرانِ فرهنگی است و در تلاش است تاریخ را نه به قصد ماندن در گذشته و نه برای تفاخر و تحقیر در حال، بلکه برای ساختن آینده‌ای روشن روایت کند. جلد اول این مجموعه شاه اسماعیل صفوی و تغییر مذهب نوشته بهزاد کریمی، دبیر مجموعه، است. ایران معاصر به نحوی انکارناپذیر به لحاظ فرهنگی و سیاسی تحت تأثیر اقداماتی قرار دارد که پانصد سال پیش از این شاه اسماعیل اول صفوی انجام داده است. داوری درباره این پادشاه همچون دیگر پادشاهانی که بر این سرزمین تاختند یا آن‌ها که در جهت رفاه و آسایش مردم و پیشرفت سرزمین گام برداشتند آسان نخواهد بود. مؤلف تلاش کرده است با فراهم آوردن برخی از مهم‌ترین فرازهای زندگی شاه اسماعیل، آن هم با تأکید بر مسئله تغییر مذهب، زمینه را برای داوری در باب این شخصیت پیچیده و بحث‌برانگیز تاریخ ایران آماده سازد.

ادامه...
  • ناشر گروه انتشاراتی ققنوس
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 3.33 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۳۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب شاه اسماعیل صفوی و تغییر مذهب

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

تقدیم به پرفسور راجر سیوری (تولد ۱۹۲۵ م)،
صفویه شناس شهیر بریتانیایی

رویدادهای مهم دوره شاه اسماعیل

 






سخن دبیر مجموعه

شاید بتوان «هویت یابی» را مهم ترین انگیزه برای مطالعه گذشته دانست. آدمیان علاقه مندند بدانند در انتهای کدام زنجیره حوادث قرار گرفته اند و محصولِ کدام شرایط تاریخی اند.
ایران با داشتن تاریخی بلند و پُرفراز و نشیب می تواند عناصر تاریخیِ بسیاری برای «هویت سازی» در اختیار ایرانیان قرار دهد. یک بررسی گذرا نشان می دهد پاسخ های مختلف و متفاوتی به این نیاز داده شده است. این پاسخ ها را می توان در دوره معاصر در سطوح مختلفی طبقه بندی کرد و در پیِ تحلیل مولفه های آن ها برآمد. بی تردید درک تاریخ بدون در نظر داشتنِ پیش فهم ها و پیش انگاشت ها غیرممکن است و از همین رو، در باب واقعه واحد تاریخی می توان برحسب عوامل مختلف به شکل های متفاوت داوری کرد. برخی در پیِ اثباتِ شکوه و عظمت ایران باستان و نفی اسلام و عربیت برآمده اند و بعضی دیگر اسلام را بر صدر نشانده اند. بسیاری از سودجویان نیز برای انتفاعِ مالی یا کسب شهرت، دست به کتاب سازی یازیده و صحیح و سقیم را در هم آمیخته اند.
بررسی اجمالی کلان روایتِ تاریخ نگارانه نوین در ایران موید سیطره نهاد سیاست بر دیگر اجزاء تاریخ ایران است. می توان این رویداد معرفت شناختی را محصول امری هستی شناختی در عرصه تاریخ ایران دانست و آن حاکمیت استبدادی نهاد سیاست و تفوّق آن بر دیگر عناصر جامعه ایرانی است. تلاش شرق شناسان و ایران شناسان خارجی نیز علی رغم دستاوردهای کم نظیرشان حاوی اشکالاتی است که با توجه به بیگانه بودن آن ها با جامعه ایران امری طبیعی به شمار می رود، و البته باید در نظر داشت که به هر حال نگاه آن ها به تاریخ ایران نگاه ناظر بیرونی است. به هر روی، نتیجه تکرار آشنای سلسله ها و شخصیت هاست در کتاب هایی جسته و گریخته؛ البته نمی توان از برخی تلاش های ارزشمند و پُرارج در حوزه تالیف و ترجمه کتاب های تاریخی یاد نکرد، اما بیشتر این آثار در چارچوب های غیرمنعطف آکادمیک و مبتنی بر روش شناسی های مختلف علمی نگاشته شده اند و به لحاظ نثر و روش برای مخاطبان غیرمتخصص چندان جالب توجه نیستند.
از همین رو بر آن شدیم، با نگاهی به ناکامی ها و کامیابی ها در عرصه نگارش و نشر آثار تاریخی برای مخاطبان غیرمتخصص، مجموعه ای جدید فراهم آوریم شامل بررسی سیر تحولات تاریخ ایران با نگاهی تازه و با اتکا بر منابع معتبر و روش های مقبول در پژوهش های تاریخی.
ویژگی اصلی تعریف شده برای این مجموعه که «تاریخ ایران، روایتی دیگر» نام گرفته، داشتن نگاهی همه جانبه، فرهنگی و انتقادی به رویدادهای تاریخ ایران در عرصه ایرانِ فرهنگی است. ما بر این باوریم خوانش درست تاریخ می تواند موجب تحکیم هویت ملّی، دوری از تندروی های قومیتی و مذهبی و سرانجام احتراز از یکسونگری های اسلامی/ باستانی شود. به منظور دستیابی به این اهداف، تلاش کرده ایم تاریخ را نه به قصد ماندن در گذشته و نه برای تفاخر و تحقیر در حال، بلکه برای ساختن آینده ای روشن روایت کنیم.

پیشگفتار

ایران معاصر به نحوی انکارناپذیر به لحاظ فرهنگی و سیاسی تحت تاثیر اقداماتی قرار دارد که پانصد سال پیش از این شاه اسماعیل اول صفوی انجام داده است. از همین رو، دامنه فعالیت های شاه اسماعیل تنها محدود و محصور به عصر صفویه نیست و نباید آن را با اقدامات رایجی از این دست که در طول تاریخ ایران مشابه فراوان دارد یکی دانست.



از تغییر مذهب و وحدت سرزمینی اغلب در حکم دو دستاورد بزرگ دوران شاه اسماعیل یاد می شود. شاه اسماعیل برای نخستین بار، پس از ورود اسلام به ایران، در اقدامی متهورانه تشیع امامی یا دوازده امامی را مذهب رسمی مملکت اعلام کرد و سرسختانه در صددِ گسترش این مذهب خاص در ایرانِ بیشتر سنی مذهب آن روزگار برآمد. این وحدت در مذهب، با وجود انتقادات فراوان از نحوه عمل و رفتار شاه اسماعیل، در بلندمدت زمینه ساز وحدتِ فرهنگی و سپس وحدت سیاسی شد؛ عنصری کمیاب که در زمانه گردنکشیِ حاکمان محلی در تاریخ ایرانِ پس از اسلام به بوته فراموشی سپرده شده بود. همچنین شاه اسماعیل تلاش کرد با نگاهی تاریخی به حوزه جغرافیا، قلمروِ تاریخی ایران باستان را احیا کند. شجاعت ها، جسارت ها و گاه تصمیم های فردیِ غیرعاقلانه در کنار سرسپردگی مطلقِ مریدان به او، دست کم تا پیش از واقعه هایله چالدران، این ناممکن را ممکن ساخت و برای نخستین بار پس از سقوط دولت ساسانی شاهد روی کار آمدن حکومتی ایرانی هستیم که بر گستره باستانی ایران فرمانروایی می کرد.
شاه اسماعیل همچنین موسس حکومتی شد که طولانی ترین دوره حکومت را در میان همتایان خویش در ایران دوره اسلامی دارد. این تداوم سیاسی همراه با دو عنصر پیشین و افزون بر آن تاکید بر عناصر ایرانی، ایران را هرچه بیشتر به شکل کنونی اش درآورد. حکومت شیعی صفویه در ایام حیات خویش، بحران ها و دوره های آرامش بسیاری را پشت سر گذاشت و عمر آن با اولین تکاپوهای معرفتی و تکنولوژیکی در غرب مقارن شد. ورود ایران به عرصه روابط بین الملل نخستین بار در زمان همین حکومت شکل گرفت و ایرانِ عهد شاه عباس به هماوردی با دولت های قدرتمند اروپایی برخاست. هنر و تمدن ایرانی در عصر این سلسله برای آخرین بار به اوج رسید و همچنین تشیع اثنی عشری از مذهبی منزوی و منفعل به مذهبی سیاسی و عملگرا تبدیل شد. همه این دستاوردها حاصل اعلان تغییر مذهب از سوی شاه اسماعیل و کوشش های خستگی ناپذیر او برای بازپس گیری سرزمین های پیشین ساسانیان بود.
بی تردید دامانِ شاه اسماعیل، همچون دیگر کُنشگرانِ عرصه سیاست در ایران، پالوده از خطا و اشتباه نبود. او در نیل به دو مقصود یادشده از هیچ چیز فروگذار نکرد. گاه اخلاق را زیر پا گذاشت و گاه حتی به مخالفت با شرع برخاست، گاه به قواعد دیپلماتیک وقعی ننهاد و گاه همچون کودکی شکست خورده در بازیِ کودکانه به کُنجی خزید و هیچ نگفت. اما این پادشاه با وجود کمی ها و کاستی ها قدم در مسیری گذاشت که می توان از آن به فرایندِ «هویت سازی» و «ملت سازی» تعبیر کرد.
داوری درباره این پادشاه همچون دیگر پادشاهانی که بر این سرزمین تاختند یا آن ها که در جهت رفاه و آسایش مردم و پیشرفت سرزمین گام برداشتند آسان نخواهد بود. مولف تلاش کرده است با فراهم آوردن برخی از مهم ترین فرازهای زندگی شاه اسماعیل، آن هم با تاکید بر مسئله تغییر مذهب، زمینه را برای داوری در باب این شخصیت پیچیده و بحث برانگیزِ تاریخ ایران آماده سازد. بی گمان نتایج این داوری ها همسان نیست، همچنان که روایت های تاریخی همسان نیستند و بنا بر علاقه و گرایش و گاه مذهبِ مخاطبان و خوانندگان گزینش، تفسیر و پسندیده می شوند.
حکومت صفویه از دلِ فرایندی طولانی بیرون آمد. در این فرایند، که دست کم از دوران یورش خانمان برانداز مغول به این سو شدت گرفت، نگره های صوفیانه و دنیاگریزانه تقویت شد و این نگره ها هرچه بیشتر با مذهب تشیع درآمیختند. طریقت صفوی، که شیخ صفی الدین اردبیلی آن را بنیاد گذاشت، در واقع محصول یک سلسله جنبش ها و نهضت های صوفیانه و مذهبی بود که رهبران هر کدام از آن ها در روزگار خویش کوشیدند همانند صفویه به تاج و تخت دست یابند، اما به دلایل مختلف از این کار بازماندند. فصل نخستین این کتاب به بررسی و مطالعه این جریان های ناکام می پردازد.
یکی از بحث برانگیزترین مسائل درباره شاه اسماعیل و طریقت صفویه، تبار و مذهب آن هاست. با ملاحظه اقدام غریب شاه اسماعیل در رسمیت دادن به تشیع در زمانه ای که گفتمان غالبِ مذهبی سُنت بود، این پرسش مطرح می شود که در تبار و مذهب شاه اسماعیل چه عناصری وجود داشت که او را به سمت این اقدام سوق داد؟ تلاش برای بررسی آموزه های رایج یا جدید در این باره موضوع فصل دوم است.
تغییر مذهب قلبِ ماجرای شاه اسماعیل و این کتاب است، زیرا اقدامات شاه اسماعیل پیش و پس از تاج گذاری دایرمدارِ این محور بود؛ از سیاست داخلی گرفته تا روابط دیپلماتیک. از همین رو تلاش شده است تا جزئیات واقعه تغییر مذهب در ایرانِ آن زمان بر اساس منابع دست اول در فصل سوم مطالعه و بررسی، و در باب تمهیدات شاه اسماعیل در جهت گسترش معرفت شیعه اندیشیده شود.
شاه اسماعیل برای گسترش تشیع در سرزمینی که بیشتر مردم آن با سنت خو گرفته بودند، کاری سخت پیشِ رو داشت. او بایستی هم به لحاظ سیاسی و نظامی بر رقبا پیروز می شد و هم ایدئولوژی جدید تشیع را می پراکند. انجام دادن این هر دو خالی از خشونت و مهابت نبود. در فصل چهارم، ضمن بررسی نبردهای داخلی شاه اسماعیل، می کوشیم سلوک او را با مردم نواحی تصرف شده از حیثِ گسترش تشیع بررسی کنیم.
در روزگار شاه اسماعیل، همسایگان شرقی ایران از سال ها پیش از رسمی شدن تشیع دست اندازی هایی را به مرزهای ایران آغاز کرده بودند. در راس این حکومت ها، ازبکانِ مغول تبار بودند که افزون بر بدخواهی سیاسی در خصوص تشکیل یک حکومت مرکزی قوی در ایران، خصمِ شیعیان نیز به شمار می رفتند. ظهور شاه اسماعیل، بیش از پیش، ازبکان را رویاروی ایران قرار داد. فصل پنجم روایت این تقابلِ سیاسی، نظامی و معرفتی است.
در زمان تاج گذاری شاه اسماعیل در تبریز در ۹۰۷ ه.ق، مدت زیادی از تصرف قسطنطنیه به دست سلطان محمد فاتح عثمانی نمی گذشت. این واقعه خبر از ظهور یک امپراتوری بزرگ در غرب ایران می داد که به پایداری و سرسختی در برابر کفارِ مسیحی شهره بود و توانست تا عمق اروپا پیشروی کند. اساس این امپراتوری بر اندیشه خلافت اسلامی استوار بود و بعدها با تصرف حرمین شریفین هرچه بیشتر بر این عنصرِ مشروعیت آفرین تاکید کردند. تلاقی ظهور این امپراتوری با یک امپراتوری شیعه بی تردید زمینه ساز چالش های فراوان برای هر دو دولت بود. در فصل ششم به تاریخِ بغض آلود و خونبار این روابط در زمان شاه اسماعیل می پردازیم.
رویارویی حکومت نوظهور و نوپای صفویه با امپراتوری کارآزموده عثمانی برای ایران خالی از خطر نبود، به ویژه آن که پادشاه جوان ایران مغرور بود و بی اعتنا به مشاورانِ دلسوز و مجرب. شکست تلخ و تراژیکِ چالدران، که می توان آن را یکی از نقاط عطف تاریخ ایران دانست، موضوع اصلی فصل هفتم کتاب است.
در فصل آخر این اثر، ده سال پایانیِ زندگی شاه اسماعیل را با تاکید بر تکاپوهای دیپلماتیک ایران برای جبران شکست چالدران بررسی می کنیم. این بررسی ها نشان می دهد شاه اسماعیل نخستین پادشاه واقعگرایِ تاریخ ایران است که، اگرچه دیرهنگام، در صددِ تشکیل اتحادیه های فرامنطقه ای برآمد تا بتواند دشمن قهار و بزرگ منطقه ای خود، عثمانی، را مهار کند.

۱. زنجیره موعودگرایی

نهضت صفویه و اقدامات مذهبی شاه اسماعیل صفوی را نمی توان بدون شناخت زمینه تاریخی پیش از آن به طور کامل شناخت. در واقع، تاسیس سلسله صفویه در انتهای یک رشته حوادث و تلاش های تاریخی، و در چند زمینه مشخص از جمله موعودگرایی، غلو در مذهب یا تندروی های مذهبی، تصوف، تشیع و پادشاهی ایرانی شکل گرفت.
موعودگرایی اندیشه ای کهن در ایران و جهان است و بر اساس آن در پایان دوره های مشخص تاریخی یا در عصر پایان جهان، فردی ظهور می کند که ثروت و خوشبختی و صلح را برای همه آدمیان به ارمغان می آورد. اندیشه هایی همانند هزاره گرایی هم برآمده از همین قِسم باورها بود، اندیشه ای که بعدها خود را در قالب چند نهضت سیاسیِ بدعت گرایانه از جمله نقطویه نشان داد. از یاد نبریم که پس از فروپاشی خلافت عباسیان در مقام تنها مرجع رسمی مذهبی در جهان اسلام در نیمه سده هفتم ه.ق به دست مغولان، فرقه های مذهبی و طریقت های صوفیانه سرکوب شده در دوره عباسیان توانستند نفسی تازه کنند. تشیع دوازده امامی نیز از جمله این فرقه ها بود که بر نظریه غیبت استوار شده بود. باورمندان شیعی دوازده امامی هر گونه حرکت سیاسی از جمله شراکت در امر حکومت یا همکاری با حکومت های مستقر و حتی اجرای بعضی حدود شرعی را در زمان غیبت امام معصوم حرام می دانستند؛ اندیشه ای که هنوز هم در میان برخی گرایش های فقهی شیعه ادامه دارد. از همین رو تشیع دوازده امامی از زمان واقعه کربلا تا ظهور انقلابیِ شاه اسماعیل اول و تاسیس صفویه، عموماً در نهضت های سیاسی شرکت نجست و بر ایجاد یک دستگاه فقهی و کلامی متمرکز شد. به دلیل کانونی بودنِ باور غیبت در تشیع دوازده امامی می بینیم که اندیشه موعودگرایی ایران باستانی در طول زمان به نوعی در مهدویت شیعی ادغام می شود و صورتی تازه به خود می گیرد و همچنین آن را جانی تازه می بخشد. همین اندیشه مهدویت آن چنان که خواهیم دید شاه اسماعیل را در موقعیت امام غایب و جانشینانش را در مقام نایبان امام غایب قرار داد و به یکی از ارکان اساسی امپراتوری صفویه تبدیل شد.
غُلو یکی از زمینه های مهم و یاریگر شاه اسماعیل صفوی برای به دست آوردن قدرت سیاسی بود. غالیان یا غلوکنندگانِ مذاهب مختلف اسلامی قائل به اُلوهیتِ امامان معصوم (ع) به ویژه علی (ع) هستند. اینان همچنین به عقایدی همچون تناسخ یا حلول باور دارند و در بخش های اصلی کتاب خواهیم دید که شاه اسماعیل چگونه از این اندیشه ها برای تهییج سرسپردگان خویش استفاده کرد. این باورهای غالیانه از همان صدر تاریخ اسلام از جمله از زمان شهادت امام علی (ع) در میان برخی شیعیان به وجود آمد و در زنجیره طولانی یازده امام بعدی نیز شاهد تحولاتی در آن هستیم.
تصوف نیز در ایران سابقه ای طولانی دارد و طریقت های مختلف صوفیانه به ویژه از زمان ورود اسلام به ایران یا در دوره اوج آن پس از حمله خانمان برانداز مغول در ایران گسترش یافتند. صوفیان تلاش می کنند با تزکیه نفس، رعایت آدابی خاص و ریاضت کشیدن های فراوان به حقیقتِ هستی دست پیدا کنند. درباره ریشه های فکری تصوف آرای مختلفی صادر شده است. برخی آن را اندیشه ای مبتنی بر بودیسم هندی می دانند و بعضی دیگر آن را زاییده گنوستیسیسم(۱) مسیحی. بسیاری هم بر این باورند که تصوف ریشه در اندیشه های ایران باستان و ایران اسلامی دارد و ارتباطی با بودیسم و مسیحیت ندارد. به هر روی، تصوف که یکی از قوی ترین جریان های فکری و اجتماعی در ایران پس از اسلام بوده، در بیشتر موارد باعث انفعال شده و در برخی موارد ضمن عجین شدن با امر سیاسی و قدرت به موتور محرکه حرکت های انقلابی بدل شده است. صوفیان به دنیاگریزی تمایل دارند و دخالت در امور دنیوی را آفتِ طریقت می دانند. یکی از مهم ترین عناصر موجود در طریقت که شاه اسماعیل بعدها از آن به نفع خویش سود جُست، سرسپردگی مطلق مرید در برابر مراد یا پیر طریقت بود. همچنین نباید از یاد ببریم که از سده هشتم ه.ق به بعد، تشیع هرچه بیشتر به تصوف نزدیک و با آن آمیخته شد به طوری که تفکیک بین باورهای شیعیانه و صوفیانه بسیار غیرممکن به نظر می رسد. این فرایند به تشیع رنگ و لعابی صوفیانه و به تصوف رنگی شیعیانه بخشید و این استحاله در تاسیس یک حکومت شیعه در ایران به ویژه در عصر صفویه بسیار موثر افتاد. تشکیل پادشاهی صفویه البته در ادامه اندیشه های ایرانشهری یا ایرانِ باستان ممکن شد. گذار از نهضت به یک ساختار سیاسی متمرکز تنها در چارچوب پذیرفته شده پادشاهی ایرانی امکان پذیر بود و شاه اسماعیل و جانشینان او به خوبی از این باورها بهره برداری کردند. در پادشاهی ایرانی، فردی ایرانی از تبار پادشاهی با داشتن شرایط خاص و با حمایت الهی قدرت را به دست می گیرد. قدرت در پادشاهی ایرانی به صورت وراثتی در بیشتر مواقع به پسر ارشد پادشاه منتقل می شد.
پیش از به قدرت رسیدن شاه اسماعیل در تبریز در سال ۹۰۷ ه.ق و پس از ایلغار مغول، ما شاهد چند خیزش مهم بدعت گرایانه هستیم که می توان آن ها را کوشش چند فرقه مذهبی یا طریقت صوفیانه دانست که اگرچه بر زمینه های فکری یادشده بالیدند، به دلایل مختلف ناکام ماندند. نگاه طولی به این کوشش ها می تواند حرکت فرجامین و کامیاب شاه اسماعیل را در تاسیس حکومت صفویه هرچه بهتر توضیح دهد. در این جا با انتخاب جنبش ها و افکار شاخصِ بدعت گرایانه در صددیم ظهور اسماعیل را در چارچوب تداوم فرایندی طولانی و در واقع در انتهای آن قرار دهیم.

حروفیه

تقریباً تمام جنبش های بدعت گرایانه در ایران از دوره ظهور سیاسی اسماعیلیه در سده های نخستین اسلامی ــ که می توان آن را سرآغاز حقیقی باطنی گری یا تاویل در اسلام و به ویژه تشیع به حساب آورد ــ تا سده دهم ه .ق و برپایی حکومت صفویه از یک الگوی مشخص فکری پیروی می کردند. عناصر اصلی این الگو عبارت بود از تجدید دَوری زمان، ظهور یک شخصیت مقدس و مسیحایی و تفسیر باطنی یا همان تاویل متن مقدس.
بازی با حروف و اعداد را می توان ادامه تاویل دانست. تاویل گرایان بسیار علاقه مند بودند که از پوسته ظاهری متون و حروف و اعداد عبور کنند و آنچه را حقیقت یا بطن می دانستند آشکار کنند. بازی با حروف در اسلام به صورت مشخص از سده دوم ه .ق آغاز شد. گویا فردی به نام ابومحمد سهل بن هارون نخستین شخصی بود که در این راه قدم گذاشت و درباره حروف عربی صحبت کرد. او دریافت که تعداد حروف عربی مساویِ ۲۸ منزل یا موقعیت ماه در یک گردش است، طولانی ترین کلمه عربی از ۷ حرف که تعداد سیارات است تجاوز نمی کند و حروف افزوده بر ریشه افعال برابر ۱۲ برج است. نگاه تاویلی به حروف پس از او نیز ادامه یافت. کِندی، ابوزید بلخی، ابن سینا و غزالی از جمله مشاهیری بودند که درباره خواص حروف از جمله حروف مُقطّعه قرآن سخن گفتند و این دانش به تدریج وارد تصوف و به یکی از اجزای جدایی ناپذیر آن تبدیل شد. برای مثال، ابن عربی از بزرگ ترین نظریه پردازان دنیای تصوف، در زمینه حروف و اسرار آن ها اندیشه های جدیدی مطرح کرده است.



برگی از جاودان نامه کبیر ، اثر اصلی فضل الله استرآبادیِ حروفی، که هماکنون در کتابخانه مجلس نگهداری میشود.

اندیشه های مربوط به حروف تداوم یافت تا زمانی که فضل الله استرآبادی، موسس فرقه حروفیه، در سده هشتم ه.ق و در زمانه یورش تیمور به ایران آن ها را به کمال رساند. او عقاید بسیار پیچیده ای درباره حروف داشت و برای نخستین بار چیزهایی را از حروف درک و بیان کرد که شاید کسی جز خود او نمی توانست از پسِ آن برآید. او در پانزده سالگی تعبیر خواب را آغاز کرد و به مرتبه ای رسید که او را «صاحب تاویل» نامیدند. همچنین او در بین مردم به دلیل آن که در عمرش نه از طعام کسی چشیده و نه هدیه ای پذیرفته بود، به «حلال خور» مشهور شد. او به تدریج تا سال ۷۸۶ ه.ق مریدانی به دور خود جمع کرد و در این سال به طور پنهانی اعلام مهدویت کرد. ادعای اصلی فضل الله بر این پایه بود که او همانند آدم، عیسی و محمد (ص) خلیفه خداست و تمام آرمان های تصوف و تشیع در او جمع شده است. استرآبادی بسیار سفر کرد تا عقاید خویش را منتشر کند. به دلیل این تبلیغات دامنه دار، جلسات محاکمه متعددی علیه او در برخی شهرها تشکیل شد، اما به لطف قدرت کلام خویش از آن ها جان سالم به در برد. مریدانِ رو به افزایش او که جذب اندیشه های مهدی گرایانه شده بودند خیلی زود با توده مردم که باورهای حروفی را کفر می دانستند درگیر شدند و بی نظمی و آشوبِ پدیدآمده منجر به تعقیب فضل الله و پیروانش شد. او ابتدا به شروان نزد میرانشاه، پسر تیمور، پناه برد، اما به دستور تیمور و به دست میرانشاه در ۸۰۴ ه.ق کشته شد. از فضل الله استرآبادی چند کتاب باقی مانده است: جاودان نامه، محبت نامه، عرش نامه و نوم نامه الهی. اندیشه های حروفی با مرگ فضل الله پایان نیافت و بر جنبش های فکری بعد از او اثرگذار بود.

نظرات کاربران درباره کتاب شاه اسماعیل صفوی و تغییر مذهب