پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
کتاب برگزیده

کتاب برگزیده
مجموعه‌ی انتخاب - کتاب دوم

نسخه الکترونیک کتاب برگزیده به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

درباره کتاب برگزیده

صبح روز بعد، سر میز صبحانه زیر چشمی مکسون را تماشا می‎کردم. در این فکر بودم که چقدر از مردمی که در جنوب خلع رتبه شده‎اند، خبر دارد. فقط یک‌بار نگاهی گذرا به من انداخت اما به‌نظر نمی‎رسید به من بیشتر از چیزهای اطرافم توجهی داشته باشد. هرگاه معذب می‎شدم، دستم را به‌طرف مچ دست دیگرم می‎بردم، جایی‌که دکمه طلایی اسپن را با نوار ظریفی تبدیل به دستبند کرده بودم. تمام وقتی‌که آنجا بودم، فکرم پیش اسپن بود. وقتی صبحانه تمام شد، شاه از جا برخاست و ما همه به سوی او برگشتیم. - حالا که تعداد شما خیلی کم شده، فکر کردم بهتر است فرداشب قبل از اخبار شما رو به صرف چای دعوت کنم. از آنجا که یکی از شما عروس جدید ما خواهید شد، ملکه و من دوست داریم فرصت بیشتری برای صحبت با شما داشته باشیم تا از علایق و افکار شما آگاهی پیدا کنیم. کمی نگران شدم. ارتباط با ملکه راحت بود اما از احساسم نسبت به پادشاه اطمینان نداشتم. درحالی‌که باقی دخترها با اشتیاق او را تماشا می‎کردند، من لیوان آب میوه‎ام را سر کشیدم. - لطفاً یک ساعت قبل از ضبط اخبار در سالن استراحت طبقه‎ی اول باشید. اگه با آنجا آشنایی ندارید، جای نگرانی نیست. درها را باز می‎گذاریم و موزیک اجرا می‎شود تا راه را پیدا کنید. قبل از اینکه ما را ببینید، صدا را می‎شنوید. حرفش را با خنده‌ای کوتاه تمام کرد و دیگران نیز با خنده‎های آرام پاسخش را دادند. کمی بعد، دخترها راه‌شان را به‌سمت سالن بانوان پیش گرفتند. با خودم آه کشیدم. گاهی آن سالن با همه‎ی عظمتش، به من احساس ترس از فضاهای بسته می‎داد. معمولاً سعی می‎کردم با دیگران اختلاط کنم یا وقتم را به مطالعه بگذرانم. بخت با سلست یار بود، خودم را جلوی تلویزیون نگه داشتم و تمام توجه‌ام را معطوف آن کردم. البته گفتنش راحت بود. به‌نظر می‎رسید دخترها امروز خیلی خوش‌صحبت شده بودند. کریس با نیش باز گفت: - یعنی شاه چی می‎خواد در مورد ما بدونه؟ الیس نظر داد: - فقط باید هر چی سیلویا در مورد وقار و ادب یادمون داده به‌خاطر داشته باشیم. صدای سلست بلند شد: - امیدوارم ندیمه‎هایم لباس مناسبی برای فرداشب داشته باشن. نمی‎خوام مجبور بشم با همون ریخت‌وقیافه‌ی هالووین برم. بعضی وقت‌ها خیلی گیج و گم می‎شن. ناتالی مشتاقانه گفت: - کاشکی شاه ریشش رو بلند می‎ذاشت. به‌نظرم خوش قیافه‎تر می‎شد. از سر شانه‎ام نگاه کردم و دیدم با دست روی چانه خودش خط ریشی خیالی را رسم می‎کند. کریس قبل از عوض‌کردن بحث، با مهربانی حرف او را تأیید کرد: - آره، می‎تونم تصورش کنم.

ادامه...

مشخصات کتاب برگزیده

  • ناشر آذرباد
  • تاریخ نشر ۱۳۹۵/۱۰/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.62 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۷۷ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب برگزیده

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب برگزیده

خیلی خوبه 👌🏻
در ۲ سال پیش توسط 990...301 ( | )
ولی در کل واسه دورشدن از‌این دنیای پرهیاهو ایده خوبیه👌
در ۲ سال پیش توسط f hmi ( | )
خیلی خوبه ولی چرا بوسیدن رو مینویسه ابراز علاقه خیلی این تیکه رو مخمه خیلی هم سانسور شده
در ۱۲ ماه پیش توسط 930...488 ( | )
یکم ترجمه اش رو مخم بود چون همش میگفت ابراز علاقه .ولی سانسورش کم بود جوری بود که می‌فهمیدی که چه اتفاقی افتاده
در ۴ ماه پیش توسط rojan s ( | )
هنوز نخوندمش امیدوارم مثل جلد ۱ خوب باشه
در ۱ سال پیش توسط 903...167 ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵
  • بعدی ›
  • آخرین ››