Loading

چند لحظه ...
کتاب حق ذاتی

کتاب حق ذاتی
سه‌گانه‌‌‌‌‌ی جنگ گناه - کتاب اول

نسخه الکترونیک کتاب حق ذاتی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۷,۴۵۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب حق ذاتی

بخش بزرگی از تغییری که در الدیزیان رخ داده بود را می‌شد به زنی که پشت سرش می راند، نسبت داد. وقتی به لیلیا گوش می داد، همه چیز منطقی بود. همه چیز به نظر ممکن می‌آمد. الدیزیان از او سپاسگذار بود، نه فقط به خاطر حضورش، بلکه به خاطر دانش و تجربه‌اش. او دنیای بیرون از سرام را می‌شناخت، مخصوصاً گودال‌ها و تله‌های دیگر را. او همچنین آرزوی مردم را برای پیروی نکردن از فرقه‌های فاسدی مثل کلیسای جامع و معبد درک می‌کرد. مردم دیگر نمی‌خواستند بازیچه دسیسه‌های گوناگون قبایل جادوگر باشند. با وجود لیلیا در کنارش، الدیزیان احساس می‌کرد می تواند هر کاری بکند. برای همه اینها برنامه‌ریزی کرده بود. حداقل در ذهنش. به سمت شهر وسیع بتاز و به میدان بزرگ عمومی برو، جایی که بسیاری از ظاهراً-پیامبرها، برای موعظه کردن آنجا می آمدند. اما در جایی که به آنها به چشم مشتی احمق یا دیوانه نگاه می­شد، وضع برای الدیزیان فرق داشت. او می‌توانست راه و هدیه‌اش را به مردم نشان بدهد. مردم می‌توانستند ببینند که او یک شارلاتان و حقه باز نیست. وقتی که اولین شنونده‌اش حقیقت را می‌دید، داستان مانند آتشی سرکش همه جا پخش می‌شد. به سمت راستش نگاه کرد، جایی که برادرش مرکب را می‌راند. مندلن مانند دیگران به مسیر روبه‌رویش خیره شده بود اما الدیزیان می‌دانست برادرش تنها شخص در گروه بود که کاری که او قصد انجامش را داشت، تحسین نمی‌کرد. مندلن از آغاز مردد بود و مدام برای احتیاط، تردیدهایش را مطرح می‌کرد. اما لیلیا با واژه­های محکمش به آن تردیدها پاسخ داده بود. احتیاط و تردید تنها به کسانی که به استعداد الدیزیان حسادت می‌کردند، فرصت حرکت می‌داد و اگر این‌طور می‌شد، افراد بی‌گناه بیشتری زجر می‌کشیدند، مانند اتفاقی که برای زن نجیب‌زاده و خانواده‌اش افتاده بود. نه، الدیزیان در هدفش مطلقاً تردید نداشت. او برادرش را دوست داشت اما اگر مندلن باز هم از دیدن چیزها آن‌طور که بودند سر باز می‌زد، الدیزیان باید به شکلی با او برخورد می‌کرد. اصلاً ظاهر خوبی نداشت که کسی از خون خودش، در کاری که در پیش داشت چیزی کمتر از یک معتقد مطلق به نظر برسد. کشاورز اخم کرد. اینها دیگر چه افکاری بودند؟ برادرش همه چیز او بود! تنها حضور مندلن بود که هنگام از دست دادن خانواده‌اش، جلوی دیوانه شدنش را گرفته بود. شرمندگی الدیزیان را پر کرد. او نمی‌توانست زندگیِ بدون برادرش را تصور کند... فرزند بزرگ‌تر دیومد به خودش اطمینان داد، اون به زودی درک می‌کنه، مندلن به زودی درک می‌کنه... باید درک می‌کرد. آن روز و روز بعدش را بدون دیدن هیچ انسانی به سمت مقصدشان سپری کردند. برای الدیزیان، هرچه بیشتر به شهر نزدیک می‌شدند، زندگی در سرام بیشتر و بیشتر شبیه یک رؤیای بد می‌شد. آکیلیوس برای شناسایی منطقه جلو رفت، کاری که به نظر الدیزیان (با وجود قدرت او) لازم نبود اما مخالفتی هم نکرد. کماندار، زمانی که آنها چادرها را برپا کرده بودند، با دو خرگوش صحرایی بزرگ برای غذا برگشت.

ادامه...

مشخصات کتاب حق ذاتی

  • ناشر آذرباد
  • تاریخ نشر ۱۳۹۷/۰۱/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.17 مگابایت
  • تعداد صفحات ۴۱۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب حق ذاتی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب حق ذاتی

ترجمه ی کتاب و صد البته خود کتاب عالی بود. مجموعه کتاب های دیابلو (که فکر کنم بیشتر از ۸ یا ۹ جلد هستند) به نظرم یکی از بهترین دارک فانتزی های جهان هستش. لطفا دو جلد بعدی رو هم منتشر کنید. با تشکر
در ۲ سال پیش توسط واصف جهانگیری ( | )
اگر بتوانید دنیای کتابو تو ذهنتون مثل یه فیلم تصورش کنید تعجب می کنید که چرا از این شاهکار تابحال فیلم نساختن
در ۱ سال پیش توسط آیدین عزی ( | )
به نظرم اگه کسی به دنیای فانتزی علاقه داره بخونه واقعا قشنگه
در ۱۰ ماه پیش توسط moh...and ( | )
داستان بسیار خوبی داره
در ۱۲ ماه پیش توسط سیامک رهبری ( | )
دیابلو کتابیه که با خوندنش لذت فراوانی خواهید برد وتا مدتها به ان فکر خواهید کرد
در ۱ سال پیش توسط Hamid Afshar ( | )
  • ۱
  • ۲
  • بعدی ›
  • آخرین ››