عادل فردوسی‌پور - پیگیر اخبار نباشید
Loading

چند لحظه ...
کتاب املت شیرین

کتاب املت شیرین

نسخه الکترونیک کتاب املت شیرین به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۳,۵۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب املت شیرین

مامان می‌گفت: «بچه‌ها، اونجا جمع نشید. پاپا برای خرده‌کاری به تمرکز حواس نیاز داره.» وقتی چشممان به اتاق جدید بچه افتاد، خیلی تعجب کردیم. رختشویخانه حالا شبیه یک قوطی پاستیل شده بود. روی دیوارها کاغذ دیواری صورتی قشنگ با حاشیه‌ی تقریباً صاف چسبیده بود و همه جای آن تابلو‌های کوچکی آویزان بود. پاپا که حسابی به خودش افتخار می‌کرد، اتاق را به ما نشان داد: «این هم از این! خب، نظرتون چی‌یه؟» مامان گفت: «عزیزم، غافلگیرکننده بود. اما حالا چرا همه چی صورتی‌یه؟ برای تصمیم‌گیری در مورد رنگ اتاق، کمی زود نیست؟» پاپا با قاطعیت گفت: «بچه حتماً دختره. با توجه به طرز قرار گرفتن‌اش، هیچ شکی در این مورد ندارم.» پاپا دکتر خیلی ماهری است. بعد پرسید: «خب، به نظرتون قشنگ نشده؟» گفتیم: «معرکه است!» پاپا با شکسته‌نفسی گفت: «کمدش رو هم خودم سوار کردم.» مامان گفت: «تو واقعاً به من اطمینان خاطر می‌دی. یک لحظه فکر کردم کمد از توی کامیون اثاث‌کشی سقوط کرده... این طبیعی‌یه که کشوی اون باز نمی‌شه؟» پاپا گفت: «این کمد سوئدی‌یه. مرگ نداره.» مامان جواب داد: «اوه جدا؟ اگه سوئدی‌یه که...» پاپا برای اینکه کارش را با نهایت دقت تمام کرده باشد، دریل حرفه‌ای آقای لوبیان را قرض گرفت. آقای لوبیان که همیشه آماده‌ی خدمت‌رسانی است، پرسید: «واقعاً نمی‌خواید کمکی به‌تون بدم؟» پاپا گفت: «فقط می‌خوام یه لوله‌ به دیوار نصب کنم. تا دو دقیقه‌ی دیگه اون رو براتون پس می‌آرم.» بعد روی یک نردبام کوچک رفت، شروع به سوراخ کردن دیوار کرد، اما ناگهان مته‌ی آن قفل شد و دریل خود به خود شروع به چرخیدن کرد، بی‌‌آن‌‌که پاپا بتواند آن را متوقف کند. در نتیجه، وقتی یکدفعه جریان برق قطع شد، مته به کاغذدیواری خانه‌ی همسایه رسیده بود. آقای لوبیان که مامان او را برای کمک صدا زده بود، گفت: «اعتصاب شده. دیگه نه برق داریم، نه آب و نه هیچ چیز دیگه‌ای!» پاپا در حالی که تکه‌گچی را از لابلای موهایش تکان می‌داد، دوباره پرسید: «اعتصاب؟» «بله. اعتصاب. مگه شما تلویزیون نگاه نمی‌کنید؟» آن ماه می‌۱۹۶۸، واقعاً ماه می‌عجیبی بود. تا به دنیا آمدن بچه پانزده روز باقی مانده بود. ساک وسایل بیمارستان آماده بود و روزنه‌ی گل و گشاد دریل توی دیوار اتاق بچه حسابی تعمیر شده بود. یک روز صبح که مامان به دفتر پست رفت تا بسته‌ی پستی لباس بچه‌ای را بگیرد که خانم وویرمو آن‌ها را بافته بود، موقع برگشتن دید همه‌ی ما هنوز توی خانه‌ایم. او که نمی‌توانست چیزی را که می‌دید، باور کند، پرسید: «شما هنوز مدرسه نرفته‌اید؟» ژان.آ گفت: «اعتصابه.» مامان دوباره پرسید: «اعتصاب؟»

ادامه...

مشخصات کتاب املت شیرین

بخشی از کتاب املت شیرین

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب املت شیرین

کتاب بامزه ایه شبیه مجموعه داستانهای نیکولا کوچولو، شاید برای گروه سنی ج نوشته شده ولی بزرگسالان هم میتونن ازش لذت ببرن. البته قیمت نسخه چاپیش ۸ تومنه و قیمت الکترونیکش به نظر باید کمتر باشه.
در ۲ سال پیش توسط zah...gar ( | )
بامزه است،شبیه داستانهای مانیلی عینکی. دوستش دارم.
در ۳ ماه پیش توسط آناهیتا م ( | )
تالا
در ۲ سال پیش توسط فرشید fd رسول. d ( | )
اا
در ۲ سال پیش توسط فرشید fd رسول. d ( | )