فیدیبو نماینده قانونی فیدیبو و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
میکروبوک آنچه با اطمینان می‌دانم

میکروبوک آنچه با اطمینان می‌دانم

نسخه الکترونیک میکروبوک آنچه با اطمینان می‌دانم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره میکروبوک آنچه با اطمینان می‌دانم

در این میکروبوک می‌خوانید: در مورد رژِیم‌های مسخره‌ای که اپرا امتحان کرده می‌خوانید؛ می‌خوانید که چرا دسته‌ کلید دوست‌پسرش را در چاه دستشویی انداخته؛ و داستان یک پدر روحانی و تاثیر عمیق او بر اپرا را می‌شنوید. میکروبو‌ک‌ ها خلاصه‌ ای کوتاه از کتاب‌ ها هستند که می توان آن ها را در مدت زمان کمی خواند و عادت به مطالعه روزانه را از طریق آن ها در خود شکل داد. برای تولید میکروبوک های فیدیبو همواره تلاش شده که کتاب ها از میان پرفروش ترین های بازار و در موضوعات مختلف انتخاب شوند تا بتوانند توجه مخاطبین بسیاری را به خود جلب کنند. هم چنین با دقت فراوان گزیده ای از محتوای اصلی کتاب گلچین شده، به گونه ای که به شالوده اصلی آن لطمه وارد نشود و هدف غایی نویسنده به خواننده به طور کامل منتقل گردد.گاهی از میکروبوک ها با عنوان کتابچه یا کتاب کوتاه یاد می‌شود. با دانلود میکرو بوک می توانید به صورت اجمالی در کمتر از ۲۰ دقیقه برترین کتاب های جهان را مطالعه کرده و لذت ببرید. سایت و اپلیکیشن فیدیبو با صدها نسخه صوتی و الکترونیکی از میکرو بوک ها، تجربه ای متفاوت از کتابخوانی را در اختیار شما قرار می‌دهد.

ادامه...
  • ناشر فیدیبو
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.18 مگابایت
  • تعداد صفحات ۰ صفحه

بخشی از میکروبوک آنچه با اطمینان می‌دانم

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



آنچه با اطمینان می دانم

اپرا وینفری

گروه مترجمان


حق انتشار الکترونیک برای فیدیبو محفوظ است

راز خوشبختی را از زبان یکی از بانفوذترین ستاره های دنیا بشنوید.

«آنچه با اطمینان می دانید چیست؟»

این سوالی بود که جن سیسکل، منتقد فیلم، در یکی از مصاحبه های اپرا از او پرسید. این سوال بعدا الهام بخش اپرا برای نوشتن مطلبی در اُ، مجله ی اُپرا و بعد پایه ای برای کتاب پرفروش او،«آنچه با اطمینان می دانم» شد. این میکروکتاب خواننده را به دوران کودکی و بزرگسالی اپرا برده و با فراز و نشیبش همراه می کند.
روشن است که سختی های بزرگ در زندگی افراد آثار بلندمدت به جا می گذارند. پس چطور می توان بعد از یک تجربه ی تلخ دوباره به زندگی برگشت؟ چطور می توان دوست داشتن خود را یاد گرفت؟
اپرا نه فقط به سختی های دوران کودکی اش غلبه کرد، بلکه آنها را تبدیل به نقاط قوت خود نمود. در این میکروکتاب کشف خواهید کرد که چطور می توان از تجربه های ناگوار زندگی راهی به سوی آینده ای بهتر ساخت.

در این میکروبوک می خوانید:

  • در مورد رژِیم های مسخره ای که اپرا امتحان کرده می خوانید؛
  • می خوانید که چرا دسته کلید دوست پسرش را در چاه دستشویی انداخته؛ و
  • داستان یک پدر روحانی و تاثیر عمیق او بر اپرا را می شنوید.

سختی های دوران کودکی اپرا به او انعطاف پذیری آموخت.

مردم اغلب بارداری را تجربه ای لذت بخش می دانند، اما در مورد مادر اپرا وضع کاملا برعکس بود. چون ازدواج نکرده بود، بارداری اش را تا روز تولد اپرا در ۱۹۵۳ پنهان کرد و در تمام این مدت احساس شرم و پشیمانی داشت.
شاید فکر کنید چنین شروع دردناکی در زندگی روح اپرای کوچک را به بند کشیده، اما این اتفاق در عمل او را قوی تر کرد.
او در کودکی و نوجوانی، سال ها قربانی تنهایی، سوءاستفاده و فقدان بود. وقتی در یکی از شوهای تلویزیونی اپرا وینفری مشاور حاضر در برنامه در مورد کودکی اش پرسید، چیزی که اپرا به یادآورد دختر کوچک تنهایی بود که پدربزرگ و مادربزرگی بی اعتنا بزرگش کردند.
متاسفانه در نوجوانی تنهایی و رنجش از این هم بیشتر شد. او از ده تا چهارده سالگی مورد آزار جنسی قرار گرفت و در نهایت باردار شد. او درست مثل مادرش به خاطر شرم قضیه را از همه مخفی نگه داشت. نوزادش در نهایت اندوه چند هفته بعد از تولد از دست رفت.
گرچه او سختی های هولناک و باورنکردنی در کودکی و نوجوانی تحمل کرده، معتقد است همین تجربیات تلخ بوده که در نهایت او را به موفقیتی چشمگیر رسانده است.
به نظر او، تنهایی همیشگی اش در دوران کودکی به او استقلال و اتکا به خود را آموخت؛ یاد گرفت که هیچکس قرار نیست از او مراقبت کند پس باید روی پای خودش بایستد. او همچنین آموخت که برای خودشحال بودن نباید به دیگران وابسته باشد؛ باید خود آن را به دست آورد.
اپرا معتقد است که با اراده و ذهن باز می توان به سخت ترین چالش های زندگی غلبه کرد و از آنها نقاط قوت ساخت.

اپرا در خود دنبال عشق می گردد، نه دیگران.

شوی اپرا قبلا شامل بخشی بود که به موضوع خیانت مردان متاهل می پرداخت. او بعد از صحبت با این مردان به این نتیجه رسید که دلیل خیانت همه ی آنها یک چیز است: آنها کنار معشوقه شان احساس محبوب و خاص بودن می کردند، نه کنار همسرشان. اما در جای اشتباهی به دنبال عشق می گشتند.
اپرا در آغاز معتقد بود که عشق و احساسات خوب وابسته به آن لزوما از رابطه با کسی دیگر به دست می آیند. عزت نفس او در بیست و چندسالگی همیشه وابسته به این بود که آیا مردی او را دوست دارد یا نه و چقدر دوست دارد. درست مثل مردان خیانتکار آن برنامه، او هم در جای اشتباهی به دنبال عشق می گشت. با وجود موفقیت در زمینه های دیگر زندگی به خصوص شغلی، حس می کرد اگر موردعلاقه ی مردی نباشد، هیچ است. نیاز او به عشق و توجه از طرف یک مرد تا آنجا پیش رفت که برای جلوگیری از رفتن دوست پسرش، دسته کلید او را در دستشویی انداخت.
واقعیت این است که به جای وابستگی به دیگران، باید روی خودمان به عنوان منبع عشق و عزت و نفس تمرکز کنیم.
اپرا معتقد است ما قدرت محبت ورزیدن و توجه کردن به خود را داریم. حقیقت این است که هیچکس دیگر نمی تواند احساس ما را نسبت به خودمان تغییر دهد یا ارزش فردی و عزت نفسمان را بالا ببرد. ما مسئول زندگی خود هستیم و این یعنی مسئول دوست داشتن خود هم هستیم و باید خود را متقاعد کنیم که مهم و ارزشمندیم.
این در عمل یعنی نباید منتظر شریکی باشیم که به ما احساس خاص بودن بدهد. بلکه باید به چشم به درونمان داشته و دوست داشتن خود را یاد بگیریم. فراموش نکنیم ما قادریم خود را آنطور که لایقش هستیم، دوست بداریم.

برای اپرا کلید دوست داشتن بدن نیروی قدردانی است.

قدرت قدردانی مفهومی است که اپرا همیشه به آن اعتقاد داشته. او به مدت یک دهه، هر روز پنج چیزی که به خاطرش قدردان بود را در دفترش یادداشت می کرد. اما او هم مثل همه ی ما گاهی نمی توانست چیزی برای قدردان بودن پیدا کند و در عوض روی چیزهایی که نداشت تمرکز می کرد. یکی از چیزهایی که او با آن مشکل داشت بدنش بود.
او به مدت بیست سال با مشکل چاقی و اضافه وزن درگیر بود و رژیم های متعدد و بعضا مسخره ای را هم امتحان کرد: رژیم تخم مرغ، رژیم سوپ کلم و حتی رژیم هات داگ. از اینکه بدن سالمی داشت راضی و قدردان نبود و به جایش روی قسمت هایی که به نظر مشکل دار بودند تمرکز می کرد. آیا کالری زیادی مصرف می کرد؟ آیا به اندازه ی کافی باشگاه می رفت؟ آیا می توانست فلان لباس را بپوشد؟
اما بعد از سال ها آزمون و خطای رژیم های مختلف، مشکلات مربوط به پرخوری احساسی و معضل اعتماد به نفس، اتفاقی افتاد که نگاه اپرا را به بدنش تغییر داد.
یک روز عصر که روی تخت دراز کشیده بود حس کرد قلبش تند می زند. این تپش قلب شش ماه ادامه پیدا کرد و پزشکان نتوانستند علت مشخصی برای آن پیدا کنند. این مشکل اپرا را متوجه ارزش سلامتی کرد. باید قدر سلامتی اش را می دانست و با خوردن غذاهای سالم و ورزش آن را تقویت می کرد اما به جایش فقط روی سایز لباس و ظاهر بدنش تمرکز کرده بود.
از آن روز به بعد با خود عهد کرد که قدردان بدن، سلامتی و زندگی اش باشد و دست از توجه وسواس گونه به معیارهای زیبایی بردارد. با این دیدگاه جدید، توانست به تصویر خود در آینه لبخند بزند.

نظرات کاربران درباره میکروبوک آنچه با اطمینان می‌دانم

من کتاب اصلی از انتشارات قطره رو خوندن و این کتاب بینظیررررر بود و حتما توصیه میکنم بخونیدش عاشقش شدم بوی زندگی میداد
در 2 ماه پیش توسط myn...116