فیدیبو نماینده قانونی انتشارات شهرستان ادب و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب سفر بمباران و چند شعر دیگر

کتاب سفر بمباران و چند شعر دیگر

نسخه الکترونیک کتاب سفر بمباران و چند شعر دیگر به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب سفر بمباران و چند شعر دیگر

یخ کرده‌ام از داغی این زمستان و اذیتم‌ می‌کند این‌ هزار پا که‌ در گوشم دارد پاهایش‌ را می‌شمارد حسنی مبارک، ملک عبدالله، عبدالله دوم، روزنامه‌ی... اذیتم‌ می‌کند این‌ دریا که‌ سرشار است از خروش‌ عاشقانه‌ اما در گوش‌ همۀ‌ ماهی‌ها آب‌ رفته‌ است‌ اذیتم‌ می‌کند، اذیتم‌ می‌کند نه،‌ آدم‌ بشو نیست‌ این‌ آدم‌ که‌ سرش‌ شکل‌ زمین‌ است‌ مثل‌ زمین‌ می‌چرخد با آسیاب‌های‌ برقی‌ می‌چرخد با دامن‌ رقاصه‌ها، با رادارها می‌چرخد روی‌ شاخ‌ کلّه‌‌گُنده‌ها، روی‌ شاخ‌ گاو می‌چرخد زمین‌ می‌چرخد و می‌رقصاند زنان‌ را سکه‌ها را و گلوله‌ها را و مرا با زنان‌ و سکه‌ها و گلوله‌ها زمین‌ شکل‌ سر من‌ است‌ با پوشش‌ تُنُک‌ قطب‌ شمالش‌ با گدازه‌های‌ نهفته‌‌ در مغزش با دریاهای‌ روان‌ بر گونه‌هایش‌ با فریاد‌های‌ یخ‌بسته‌ در چانه‌اش‌ مثل‌ دل‌ من‌، مثل تو غزه!

ادامه...

بخشی از کتاب سفر بمباران و چند شعر دیگر

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

تقدیم به...

۱- آدم های مقطعه

C
D
DVD
LCD
LSD
LG
حروف قطعه قطعه نازل می شوند
حروف قطعه قطعه مان می کنند
ما آدم های مقطّعه ایم
محصول نسل جدید رایانه های Microsoft
و Ford خدای عصر جدید،
پیامبرانش را
با پیام های بازرگانی به سوی ما می فرستد:
«C
D
DVD
LCD
LSD
LG
ما شما را بیهوده زنده نمی گذاریم
شما زنده اید
تا با Liberal democracy تفاوت را احساس کنید
زندگی دکمه بازگشت ندارد
اما هرگاه میل مان بکشد
دکمه های مرگ تان را می فشاریم
پس آیا نشانه های ما را در هیروشیما نمی بینید؟
آیا عبرت نمی گیرید از ویتنام؟

از عراق و افغانستان؟

این است عطای Leviathan:
آزادی به قیمت امنیت
مغز در مقابل شکم
نفت در برابر غذا
ما شما را بیهوده زنده نمی گذاریم
شما زنده اید تا خرید کنید...»
...

بسم الله الرحمن الرحیم
اقتربت الساعئ و انشق القمر

می ترسم از امکانات مانیتورهای SAMSUNG
از قابلیت های گوشی های NOKIA
و دوربین های SONY
می ترسم از میزهای قشنگ
و مدیران خوش صحبت
از مجریان دل مرده در پخش های زنده
از پسران عصبی و تنها
و دختران با روابط عمومی بالا
من که بماند، پدرم هم می ترسد
C
D
DVD
LCD
LSD
LG
ما نسل آدم های مقطعه ایم، آقای مدیر!
با حرف های بریده بریده و سمینارهای ابتر
که جان می دهد برای Bluetooth شدن
و شاهکارمان مسئول روابط عمومی است
که SMSهای خوبی می فرستد
و استاد تشکیل ستاد خبری است
حتی وقتی همه می دانند
که هیچ خبری نیست!

به سم ضربه اسبان مجاهدان سوگند
می ترسم از PRIDE
از MAXIMA
از Elegance
از پرشیای جناب عالی در خیابان Jordan
و نمی ترسم از رزمناوهای امریکایی در خلیج فارس
از اتاق های جنگ باکم نیست
اما در اتاق شما حس خوبی ندارم!
وقتی چمران را چسبانده اید به سینه دیوار
و Che Govara در دانشگاه تهران سیگار می کشد
این طوری از عکس شهدا می ترسم
از شماره سریال مشاوران مذهبی
و از آدامس فروش ها و فاحشه های ونک و صادقیه
از همه این ها می ترسم آقای مدیر
اما از قطعنامه های شورای امنیت نمی ترسم
و از Cristian Amanpour
از آگهی های آیندگان و گاج
از فرم های کاریابی
از سریال های طنز نود قسمتی
از برنامه نود
و از پخش مستقیم لیگ های انگلیس و آلمان و ایتالیا می ترسم
وقتی غریبه ای با پرچم Nestle
در رگ های شما می دود
که در نمایشگاه ها و جشنواره ها
حرف های کارشناسی می زنید
اتوبوس ها در ترافیک جوش می آورند
از داغی صدای شما
که از لزوم نقد سازنده می گویید
ما روی موج رادیو جوان پیر می شویم
و در صف های ورزشگاه آزادی
واحد موسیقی را تعطیل کنید
و کنسرت های شجریان را
بگذارید به مدرسه برگردیم
و دسته جمعی سرود بخوانیم
واحد تئاتر را تعطیل کنید
و نمایش های مذهبی را
بگذارید به مسجدها برگردیم
و روضه بشنویم
آسمان به زمین می آید
اگر پای تلویزیون ها خوابمان نبرد؟

۲- زمستان تب کرده

یخ کرده ام از داغی این زمستان
و اذیتم می کند این هزار پا
که در گوشم دارد پاهایش را می شمارد
حسنی مبارک، ملک عبدالله، عبدالله دوم، روزنامه ی...
اذیتم می کند این دریا
که سرشار است از خروش عاشقانه
اما در گوش همه ماهی ها آب رفته است
اذیتم می کند، اذیتم می کند
نه، آدم بشو نیست این آدم
که سرش شکل زمین است
مثل زمین می چرخد
با آسیاب های برقی می چرخد
با دامن رقاصه ها، با رادارها می چرخد
روی شاخ کلّه گُنده ها، روی شاخ گاو می چرخد زمین
می چرخد و می رقصاند زنان را
سکه ها را و گلوله ها را
و مرا با زنان و سکه ها و گلوله ها
زمین شکل سر من است
با پوشش تُنُک قطب شمالش
با گدازه های نهفته در مغزش
با دریاهای روان بر گونه هایش
با فریاد های یخ بسته در چانه اش
مثل دل من ، مثل تو غزه!
بی تاب می شود زمین و می لرزد
با بمب ها می لرزد ، با گام های مجاهدان می گردد
به دنبال طبیبی دیگر
طبیبی که بتواند نسخه بنویسد:

«هر روز یک مرتبه عاشورا»

نظرات کاربران درباره کتاب سفر بمباران و چند شعر دیگر