فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب پايه‌‌گذاران نثر جديد فارسی

نسخه الکترونیک کتاب پايه‌‌گذاران نثر جديد فارسی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب پايه‌‌گذاران نثر جديد فارسی

در میان کارهایی که در سال های اخیر در این زمینه، چه به زبان فارسی و چه به زبان‌های دیگر، پدید آمده، کوشش کامشاد در خور ادبیات ایران است. کامشاد سزاوار سپاس و ارج‌دانی است زیرا توانسته دوستانی در خارج برای ادبیات منثور فارسی فراهم آورد.
Mittellungen des Instituts fur Orientforsehung, vol.‎ XIV, No.‎ 2, 1968.‎

کتاب دکتر کامشاد که محتوی کتاب‌شناختی باارزشی است دانش‌پژوهان زبان فارسی را حتماً تشویق خواهد کرد بیش از پیش به این ادبیات توجه کنند.
The Times Literary Suppliment, March 24, 1966.‎

دکتر کامشاد خدمت ارزنده‌ای انجام داده، چون بررسی او کاری است ابتکاری و پیشگام. این نخستین اثر مشروح به انگیسی درباره‌ی نثر جدید فارسی است و برای هم دانشجویان و هم مدرسان ادبیات تطبیقی جالب توجه و سودمند خواهد بود.
Roman k.‎ Singh, Studies in Short Fiction (USA), June, 1968.‎

اثری ممتاز و قابل اعتماد... تصویر چشم‌گیری از ادبیات جدید فارسی به دست می‌دهد. در نوشته‌ی آموزنده‌ی کامشاد خبرگان نیز اطلاعاتی تازه می‌یابند. خواندن این کتاب را صمیمانه توصیه می‌کنم.
Jan Rypka, Orientalistische Literaturzeitung 64, Jahrgana 1969, No.‎3/4, Prague.‎

در میان نوشته‌های ایران‌شناسان شرق و غرب در زمینه‌ی نثرنویسی جدید فارسی، کتاب دکتر کامشاد... باشناختی درست از حیات اجتماعی، فرهنگی و ادبی ایران، شایان توجه کامل و ستایش ماست... این اثر (رساله‌ی دکترای نویسنده) در واقع نخستین بررسی جدی به قلم یک ایرانی در رشته‌ی ادبیات منثور معاصر کشورش است.
Franciszek Machalski, Pneglad Orientalistyerny Cracow.‎

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.43 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۱۶ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب پايه‌‌گذاران نثر جديد فارسی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

۲. قاجار و اصلاحات (۱۲۱۰ ــ ۱۳۴۴ ه. ق)

با پادشاهی خاندان قاجار عصر جدیدی در ایران شروع شد. پس از درگذشت کریم خان زند در ۱۱۹۳ ه. ق، پانزده سال درگیری و برادرکشی قدرتی را تضعیف کرد که وی در بخش بزرگی از قلمرو پیشین صفوی مستقر ساخته بود. آخرین پادشاه سلسله زند لطفعلی خان، شاهزاده دلاوری بود که در ۱۲۰۸ ه. ق از آقامحمدخان شکست خورد. اما فرمانروای قاجار خود را رسما پادشاه ننامید تا آنکه قسمت اعظم کشور را به اطاعت درآورد و احساس امنیت کرد. وی در ۱۲۱۰ ه. ق بر تخت نشست و تهران را پایتخت خود خواند. این خاندان جدید هم مانند پیشینیان صفوی ترک تبار بودند و کوشیدند دیوانی مشابه صفویان بنا کنند. از این رو از قدرت و اِعمال نفوذ بزرگان ایلی به تدریج کاسته شد و افرادی از طبقه های فرودست اما با فرهنگ توانستند به مقامات بالا برسند. جد و جهدی دانسته برای ایجاد حکومت نیرومند مرکزی به عمل آمد. تماس با غرب از سر گرفته شد. تجدید حیاتی آغاز شد که قطعا، دیر یا زود، بر ادبیات تاثیر می نهاد.
به گواهی سِر جان ملکم(۱۵)، که دوبار بین سال های ۱۸۰۰ تا ۱۸۱۰ میلادی (۱۲۱۴ تا ۱۲۲۵ ه. ق) سفیر و نماینده بریتانیا در ایران بود، نخستین پادشاه قاجار از طغیان لفاظی در مکالمات و مکاتبات دولتی متنفر بود. ملکم در کتابش، طرح هایی از ایران، شرح می دهد که چگونه آقامحمدخان «که سخت از هرگونه تکلف و زرق و برق بیزار بود، هنگامی که منشی هایش لب به تملق می گشودند... فریاد می زد به مضمون [ بپرداز] 'بدبخت'».(۱۶) به هرحال اگر احتمالاً اصلاحی هم در زمان آقامحمدخان در زبان دیوانی پدید آمده بود، در دوره جانشینش فتحعلی شاه که به انشای فاخر دلبستگی داشت متوقف ماند، به طوری که شیوه بیان متکلف نیم قرن دیگر برجا ماند. حتی رضاقلی خان هدایت در سفارت نامه خوارزم ــ شرح سفارت ۱۲۶۷ ـ ۱۲۶۸ او از جانب ناصرالدین شاه نزد خان خیوه ــ این سبک را ادامه داد. اما با وجود گزافه گویی های این پیر دانشور مشاهدات جغرافیایی و اجتماعی بسیار دقیق او، که در سفرنامه ای آموزنده به ثبت رسیده، نمایانگر حال و هوایی تازه است: نوعی سرزندگی فکری که در اصلاح سبک ادبی بازتاب یافته است.
علل عمده این اصلاح و تجدیدنظر را می توان به شرح زیر خلاصه کرد:
۱. پس از سقوط افغان ها و نادرشاه، مجموعه کتاب های صفویِ چپاول شده به دست افغان ها و نیز کتاب هایی که نادر از هند آورده بود به دست مردم افتاد. انتشار و مطالعه این متون بر افکار طبقه جوان تحصیل کرده اوایل عهد قاجار اثری نیرومند بر جای گذاشت.
۲. در پی پیروزی های آقامحمدخان و فتحعلی شاه و به ویژه در سلطنت طولانی ناصرالدین شاه، برخلاف دوره پرآشوب پس از زوال صفویه، دوره ای از صلح و آرامش پدید آمد. علاقه به دانش و فرهنگ تا حد زیادی در این محیط پرورش یافت.
۳. سیاست کلی پادشاهان قاجار کاهش دادن قدرت زمینداران بزرگ و خان های کوچک ــ که فرمان دولت در قلمرو آنان اعتباری نداشت ــ و ایجاد حکومتی مرکزی بود. درنتیجه این سیاست به مرور زمان طبقه دیوانی حرفه ای جدیدی به وجود آمد که از راه منشیگری و خدمت دولتی اعاشه معاش می کرد و فراغت داشت به علم و ادب بپردازد.
۴. بیشتر پادشاهان قاجار مشوق ادبیات و هنر بودند و شاعران و نویسندگان بسیاری را به دربار خود جلب کردند و رهبران دینی زمان نیز، نگران از جهالت توده ها، در ترغیب مردم به تحصیل و تنویر افکار سعی فراوان به کار بردند.
۵. تماس و رابطه سیاسی و بازرگانی با کشورهای اروپایی از ابتدای قرن نوزدهم (ربع نخست قرن سیزده قمری) از سر گرفته شد. با دلبستگی این قدرت ها به هند و رقابت انگلستان، روسیه و فرانسه با همدیگر، هیئت های اروپایی شروع به آمدن به دربار فتحعلی شاه کردند. نقشه های بلندپروازانه ناپلئون بناپارت هم ایران را به ویژه به درونِ مدار سیاست اروپایی کشانید. همان گونه که لُرد کرزن در مقدمه اش بر یکی از چاپ های سرگذشت حاجی بابای اصفهانی نوشت: «فرستادگان قدرت های بزرگ به دربار آن [ ایران] هجوم آوردند و در نمایش جلال و عظمت و گشاده دستی در اهدای تحف برای به دست آوردن مرحمت عالی سلطان، فتحعلی شاه، با هم به رقابت پرداختند».(۱۷)
۶. با کشیده شدن خط تلگراف به ایران در ۱۲۷۹ ه. ق (۱۸۶۲ م) و اتصال آن مآلاً به خط هندـ اروپا، ارتباط میان ایران و دنیای خارج افزایش یافت. این ارتباط ها و تماس های دیگر با اروپا به اشاعه تجدد در کشور یاری رسانید.
۷. شکست های پی درپی از روسیه و انعقاد عهدنامه های ننگ آور گلستان (۱۲۲۸ ه. ق / ۱۸۱۳ م) و ترکمن چای (۱۲۴۳ ه. ق / ۱۸۲۸ م) نیز چشم زمامداران ایران را گشود و آنها را در مقایسه با قدرت و تسلیحات جدید دولت های نیرومند همسایه متوجه ضعف کشور خود ساخت.
۸. سفرهای پادشاهان قاجار (ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه) به اروپا ــ اگرچه برای کشور بسیار گران تمام شد ــ تا اندازه ای بی ثمر نبود، چرا که این فرمانروایان خودکامه را متوجه عقب افتادگی مملکتشان و ضرورت اصلاحات اجتماعی کرد.
۹. صنعت چاپ در ۱۲۲۷ ه. ق به ایران آمد. بعدا شماری شاگرد برای تحصیل این فن به اروپا فرستاده شدند.
ورود نسبتا دیر چاپ به ایران، از لحاظ تاثیری که این امر بر سبک و چگونگی بیان ادبی نهاد، درخور ملاحظه است. در کشوری چون ایران که هنر خوشنویسی، از قرن سوم هجری، جزو عرف ادبیات بوده است، باب شدن چاپ تنها به معنای افزایش شمار کتاب های در دسترس نبود. ازجمله تغییرهای ظریفی که صنعت جدید همراه آورد دگرگونی در کیفیت ارتباط بود. خطاطی ایرانی و دست نوشته های زیبای نقش و نگاردار پیوسته ملازم سبک مورب و پُر زینت مکاتبات فارسی بوده اند (حتی فرمان های دولتی نیز با همان دقت متونِ سراپا ادبی تزئین می شدند). با رواج چاپ سنگی، هنر تزئین نوشته ها رو به کاستی گذاشت و نهضتی شروع شد که ارتباط کتبی را ساده تر و سرراست تر کرد. کتاب های چاپی و ایجاز پیام های تلگرافی هیچ کدام یار و یاور طبیعی خوشنویسی طراز بالا یا انتخاب واژه ها به خاطر همگونی مصوت ها یا زیبایی نثر موزون نبودند. کتاب ها کمتر تماشایی و بیشتر خواندنی و درضمن دست یافتنی شدند. عصر تولید فوری و پخش گسترده جزوه های اصلاح طلبان، چاپ و انتشار کتاب های درسی و ترجمه های آثار اروپایی فرا رسیده بود. همه این عوامل نقش بارزی در برانگیختن ذهن ترقی خواهان کشور بازی کرد و انقلاب آتی را پیش آورد.
۱۰. عامل مهم دیگر در بیداری ایران پدیدآمدن روزنامه ها بود. نخستین «کاغذ اخبار»ی که در سلطنت محمدشاه (۱۲۵۳ ه. ق) منتشر شد، ماهنامه بی نامی بود که نشان دولت را در صفحه اولش چاپ می کرد و عمر چندانی نداشت. سردبیر آن، میرزا صالح شیرازی، فن چاپ را در انگلستان فرا گرفته بود. بعدها، در زمان پادشاهی ناصرالدین شاه و تحت هدایت میرزا تقی خان امیرکبیر هفته نامه منظمی به نام روزنامه وقایع اتفاقیه (شماره اول ۵ ربیع الثانی ۱۲۶۷) در تهران انتشار یافت. ازجمله روزنامه های مهم سالیان نخست یکی هم قانون میرزا ملکم خان بود که در لندن منتشر می شد و در پیشبرد انقلاب در ایران به ویژه موثر بود.
۱۱. مرحله حساس دیگر در این تحول ایجاد مدرسه های نوین از روی نمونه های اروپایی و تدریس علوم و سایر موضوع های جدید بود. تاسیس مدرسه دولتی دارالفنون در تهران در ۱۲۶۸ ه. ق اهمیتی خاص داشت. در اینجا زیر نظر استادان اروپایی شمار زیادی از رهبران سیاسی پرآوازه سال های بعدی پرورش یافتند و کتاب های فنی و علمی زیادی از مآخذ فرنگی اقتباس یا ترجمه شدند. همزمان تعدادی محصل ایرانی هم با بورس دولتی برای اولین بار به اروپا رفتند و در بازگشت اندیشه های غربی را با خود آوردند که بی گمان تاثیر فراوان بر تجدید حیات ادبی کشور گذاشت.
۱۲. و نقطه اوج همه این تاثیرگذاری ها و به خودی خود بزرگ ترین عامل تجدد ایران، انقلاب مشروطیت ۱۳۲۳ ــ ۱۳۲۷ ه. ق بود. مشروح تاثیرات انقلاب بر جامعه و فرهنگ ایران در فصل های پنج و شش آمده است.

۳. تجدید حیات نثرنویسی

نثر فارسی، به طوری که در صفحات پیش دیدیم، از زمان مغول به تدریج رو به انحطاط رفت. ولی در اوایل قرن نوزدهم (ربع نخست قرن سیزده هجری)، درنتیجه نفوذ عواملی که در بالا گفته شد و دوشادوش تحولات دیگر، تجدید حیات ادبی بزرگی نیز شروع شد. در زمینه ادبیات منثور اصلاحات نخستین در نامه نگاری دولتی صورت گرفت و مبتکر آن نهضت دو تن از بزرگ ترین نخست وزیران ایران بودند: قائم مقام فراهانی و میرزا تقی خان امیرکبیر. نوآوری های بعدی به همت دو چهره سیاسی و ادبی دیگر، میرزا ملکم خان و عبدالرحیم طالبوف، انجام پذیرفت.
قائم مقام فراهانی
میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی (۱۱۹۳ ــ ۱۲۵۱ ه. ق)، صدراعظم نامی محمدشاه قاجار، نثرنویس توانایی نیز بود.(۱۸) وی به فرمان شهریاری که صادقانه کمر به خدمتش بسته بود به قتل رسید. قائم مقام نه تنها اصلاحات زیادی در تشکیلات دیوانی انجام داد، بلکه نخستین کسی بود که انشای متکلف مکاتبات رسمی را پیراست. از آنجا که مقام والایی در محافل سیاسی و ادبی داشت، سبک او به زودی سرمشق اکثر معاصرانش شد. نوشته های او، به هرصورت، در مقایسه با معیارهای امروزی عاری از زوائد تزئینی نیست. درحقیقت، همان گونه که دکتر خانلری یادآور شده: «امروز که منشآت قائم مقام را می خوانیم باز الفاظ آن زائد بر معانی به نظر می رسد، زیرا که رهایی کامل از قیود آداب معمول به آن سرعت امکان نداشته است».(۱۹)
امیرکبیر
صدراعظمی بزرگ تر و مترقی تر میرزا تقی خان امیرکبیر بود که او هم، مانند استاد و راهنمای خود، سرنوشتی غم انگیز داشت و در ۱۲۶۸ ه. ق به طرز فجیعی جان سپرد. امیرکبیر که زیردست قائم مقام پرورش یافته بود، کار او را ادامه داد و سبک مکاتبات اداری را ساده تر کرد. دوران کوتاه ولی درخشان خدمت این وزیر توانا، و دستاوردهای چشمگیر آن، فصل درخور توجهی در تجدید حیات ایران به شمار می رود و نفوذ سبک صریح و بی پیرایه او، مانند بسیاری از اندیشه های مهم و طرح های تحقق نیافته اش، تا سال ها پس از مرگ نابهنگامش برجا ماند. تاثیر سبک و شیوه نگارش او در مکاتبه های دیوانی دوران ناصرالدین شاه، در آثار نویسندگان آن زمان آشکار است، و حتی در سفرنامه های پادشاهی که او را به قتل رساند.(۲۰)
میرزا ملکم خان
پس از دو وزیر نامدار، نوآور دیگری آمد که باید پیشگام راستین نثر جدید فارسی شمرده شود. ملکم خان از پدر و مادری ارمنی در ۱۲۴۹ ه. ق در اصفهان چشم به جهان گشود و در کودکی برای تحصیل به اروپا فرستاده شد. در بازگشت به ایران در دارالفنون به تدریس پرداخت و همزمان مترجم استادان فرنگی آن مدرسه بود. هدف عمده ملکم خان، با شناختی که از تمدن غرب داشت، تشویق زمامداران کشور به انجام اصلاحات ضروری در سازمان دولتی بود. رساله کتابچه غیبی (۱۲۷۵ ه. ق)، که اندکی پس از بازگشت از اروپا نوشت، در واقع رهنمودی به فرمانروایان برای اصلاح دستگاه حکومت بود. ملکم در سال های بعد محفلی به نام «فراموشخانه» ــ نوعی فراماسونری ــ تشکیل داد که شاگردانی از دارالفنون و جمعی از روشنفکران ناراضی آن زمان بدان پیوستند. سرانجام به سبب عقاید سیاسی اش او را به قسطنطنیه تبعید کردند و ملکم با اصلاح طلبان ایرانی تبعیدی در آنجا تماس گرفت. در مدت اقامتش در آن شهر چندین نمایشنامه و شماری جزوه سیاسی و اجتماعی نوشت. سه تا نمایشنامه از این مجموعه، که توصیفی هستند از زندگی و نهادهای ایرانی، و مضمون هایی عمدتا اجتماعی و سیاسی دارند، در ۱۳۴۰ ه. ق/ ۱۹۲۱ میلادی در برلین منتشر شدند: سرگذشت اشرف خان حاکم عربستان، حکومت زمان خان بروجردی و کربلا رفتن شاه قلی میرزا.(۲۱)
میرزا ملکم خان در ۱۲۸۷ ه. ق به تهران فرا خوانده شد و پس از ورود طرحی برای تشکیل مجلس ملی به شاه و صدراعظم ارائه کرد. درضمن لقب ناظم الملک به او داده شد و در مقام سفیر ایران به انگلستان رفت. ولی بار دیگر نظریات انتقادی اش او را از نظر انداخت و از سمتش برکنار شد. آنگاه روزنامه معروف خود، قانون، را در لندن منتشر کرد که با وجود ممنوعیت در ایران، به دست ایرانیان تحصیل کرده مترقی می رسید و با شور و شوق آن را می خواندند. پس از قتل ناصرالدین شاه، ملکم خان وزیرمختار ایران در رم شد و تا پایان عمر در این مقام باقی ماند.
هنگام انقلاب مشروطیت ملکم هنوز زنده بود، ولی پیر و رنجورتر از آنکه خود به صحنه آید و در جنبش شرکت جوید. با این حال صدای او ــ خواستار پادشاهی مشروطه و حقوق فردی ــ در سخنرانی های یک یک مشروطه خواهان شنیده می شد و بذری که او افشاند بعدها به صورت قوانین و موازینی که از تصویب مجلس اول گذشت به ثمر نشست.
ملکم خان مقاله نویس پُرکاری بود و بیشتر درباره مطالب سیاسی یا اجتماعی مهم روز می نوشت. سبک او بیشتر از نویسندگان اروپایی اثر پذیرفته بود تا از نثرنویسان قدیمی ایران، و ویژگی اصلی آن بحث و گفت وگو بود، که این برای نسل جوان پدیده ای جدید و دلنشین در ادبیات به شمار می رفت. در نوشته های او گه گاه اشتباه های دستوری و تناقض های فکری دیده می شد، اما سادگی و روانی سبک، توام با تازگی مطلب، خوانندگان وقت را به هیجان می آورد. آثار او نه تنها در برانگیختن جنبش مشروطیت موثر بود بلکه سرمشقی پیش روی نویسندگان جوان نهاد. پس از پیروزی مشروطه خواهان، جمعی از نویسندگان مترقی جوان، به ویژه روزنامه نگاران، سبک او را الگوی بیان گیرا قرار دادند.
ملکم خان فزون بر افکار انتقادی اجتماعی و سیاسی اش، یکی از مدافعان پرشور اصلاح خط فارسی هم بود و چندین کتاب و جزوه به الفبایی که خود ابداع کرده بود منتشر کرد. خدمت دیگر او به زبان فارسی اصطلاحات جدیدی است که در نوشته هایش به کار برد. این اصطلاح ها اغلب بی اندازه دقیق و گویا بودند و به زبان جاری راه یافتند. در واقع، بسیاری از اصطلاح های جدید دوایر دولتی ما عینا همان یا اشتقاقی از اصطلاح هایی هستند که ملکم خان نخست در روزنامه یا در رساله های گوناگون خود به کار برد.
عبدالرحیم طالبوف
نخستین نویسنده ای که ایرانیان را با علوم جدید آشنا کرد عبدالرحیم نجارزاده، معروف به طالبوف (۱۲۵۰ ــ ۱۳۲۹ ه. ق) بود که بعدها خود را طالب زاده خواند و پسوند فارسی را جانشین روسی کرد. وی در تبریز به دنیا آمد ولی بیشتر عمر خود را در قفقاز گذراند و در آنجا به کسب و کار و نیز تحصیل ادبیات و علوم طبیعی پرداخت. کتاب های او عموما به زبان ساده و خواندنی نوشته شده اند و رشته وسیعی از موضوع های اخلاقی و علمی را دربرمی گیرند. شهرت ادبی او بیشتر ناشی از آخرین اثر مهمش، مسالک المحسنین (قاهره، ۱۹۰۵) است که یکی از موفقیت های ممتاز ادبی عصر به شمار می رود. این کتاب، با آنکه سفری خیالی در قلمرو علوم جدید محسوب می شود، به صورت داستانی یکپارچه نوشته شده و سرشار از توصیف های زنده رسوم و عادات مردم طبقات مختلف است. ازجمله کارهای دیگر او پندنامه مارکوس قیصر روم و هیئت فلاماریون ــ هردو ترجمه از روسی ــ مسائل الحیات، نخبه سپهری یا تاریخ نبوی (ترجمه)، سیاست طالبی، ایضاحات در خصوص آزادی و دو جلد سفینه طالبی یا کتاب احمد را باید نام برد. همه اینها در زمان خود شهرتی قابل ملاحظه یافتند. کتاب احمد نوعی راهنمای کودکان به علوم جدید و به شکل گفت وگوی پدری با پسرش است. در این اثر و نیز در مسائل الحیات و ایضاحات در خصوص آزادی، که در واقع دنباله کتاب احمد به شمار می روند، نویسنده قوانین فیزیک، شیمی، زیست شناسی و اختراعات جدید، مفهوم آزادی، دموکراسی، استقلال و جز آن را، به زبان ساده و روزمره، توضیح می دهد و می کوشد ذهن خوانندگانش را روشن سازد و ضرورت اصلاحات اجتماعی و فرهنگی را در کشور تلویحا بگوید.
نوشته های طالبوف را برخی از علمای دینی تبریز مطرود دانستند، نویسنده را ملحد خواندند و خواندن کتاب هایش را تحریم کردند. با این همه، نویسنده چنان احترام و شهرتی در ایران به دست آورده بود که پس از اعلام مشروطیت، مردم تبریز، غیابی او را به نمایندگی خود در مجلس اول برگزیدند. وی این افتخار را پذیرفت، اما به لحاظ سالخوردگی و دل آزردگی های گذشته اش هیچ گاه به تهران نرفت.(۲۲)

بخش یکم

۱. پیش زمینه تاریخی

زبان فارسی، به شکل نوشتاری نه گفتاری کنونی آن، حدود دو قرن پس از ظهور اسلام و غلبه اعراب بر ایران در نیمه نخست قرن هفتم میلادی (حدود ۲۰ قبل از هجرت تا ۳۰ هجری قمری) به وجود آمد. زبان گفت وگوی کشور پیش از آن گویش های پهلوی بود که یکی از آنها زبان رسمی دربار ساسانی و موبدان زرتشتی شد. از ادبیات پیش از دوران اسلامی آنچه مانده «ناچیز» نیست.
فارسی جدیدی که پس از فتح اعراب تکوین یافت و از قرن نهم زبان ادبی بزرگی شد تا به امروز بسیار اندک تغییر کرده است. شعر فارسی به ویژه بیش از یک هزار سال تداوم داشته است؛ این در باره زبان تکلم نیز صدق می کند. اما نثرنویسی دگرگونی فراوان به خود دیده است. برای فهم شیوه های امروزی نثر فارسی باید نگاهی اگرچه به اجمال به این پیشینه انداخت. در تاریخ طولانی نثر فارسی تا پیش از آغاز مرحله جدید چهار دوره مختلف را می توان برشمرد:
۱. دوره سامانی (۲۶۱ ــ ۳۸۹ ه.ق)، که ویژگی آن نثر ساده، رسا و موجز و نسبتا شبیه زبان تحصیل کردگان و فرهیختگان امروزی بود؛
۲. دوره غزنوی، سلجوقی و خوارزمی (۳۸۹ ــ ۶۲۸ ه.ق)، که با وجود تداوم سبک پیشین، کاربردِ بیشتر و بیشتر ترکیبات عربی زبان را مکلف ساخت؛
۳. دوره مغول و تیموری (۶۲۸ ــ ۹۱۶ ه.ق)، که تاریخ نویسی به اوج رسید ولی نثرنویسی به طورکلی تنزل کرد؛
۴. دوره صفوی (۹۱۶ ــ ۱۱۴۸ ه.ق)، که منشآت پُر آرایه ترکی و عربی زده مذهبی رونق یافت.
دوره سامانیان
زبان مردم ایران تا مدتی بعد از حمله عرب ها همان گویش های پیش از اسلام بود. ولی هرچه بر شمار ایرانیان مسلمان افزوده شد، عربی، که باید شعائر دینی و غالب امور دولتی و بازرگانی خود را بدان انجام می دادند، بیشتر تداول یافت. به علاوه عربی ــ برعکس خط پیچیده پهلوی، که خواندن و نوشتنش دشوار بود ــ الفبایی خوانا و مناسب داشت و پذیرای تاملات ادبی و علمی بود. درنتیجه، در دوره نخست اسلامی، عربی وسیله اصلی نگارش شد و هیچ اثر فارسی ارزنده نثری از این زمان باقی نمانده است.
نهضتی سیاسی و ادبی تقریبا در همین زمان در عهد پادشاهی دودمان های نیمه مستقل طاهری، صفاری و بیش از همه سامانی آغاز شد. سبک نثرنویسی این دوره بسیار ساده، رسا و هدفمند است. به هماهنگ کردن و به اصطلاح سجع دادن عبارات ــ که در قرن های بعدی، به طوری که خواهیم دید، فراوان باب شد ــ توجه خاصی نشان داده نمی شود. تکرار واژه ها و حتی جمله ها عیب به شمار نمی رود. جمله ها کوتاه و دقیق اند و از اصطلاحات رسمی، علمی و دینی که بگذریم واژه عربی بسیار کم دارند.(۶) به طورکلی سعی اصلی نویسندگان ظاهرا آن است که مطالبشان را همه فهم کنند، از این رو لغات و اصطلاحاتی به کار می برند که معاصرانشان با آنها کاملاً آشنایند.(۷)
دوره غزنویان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان
این دوره، که شامل متجاوز از دویست سال می شود، از حیث شمار شاعران، نویسندگان و دانشمندانی که به وجود آورد و نیز به سبب کثرت کار ایشان، یکی از درخشان ترین دوره ها در تاریخ ایران است. نوشته های نثر این زمان نیز به همین منوال پاره ای از مهم ترین متن های کهن فارسی را دربرمی گیرند.
در این دوره دو سبک، هریک با وجوه ویژه خود، به چشم می خورد. یکی سبک سامانی که در بالا شرح داده شد. این سبک در ابتدای دوره جدید تغییر چندانی نیافت، زیرا دربار سلطان محمود غزنوی (۳۸۹ ــ ۴۲۱ ه.ق) دانسته الگوهای جاافتاده پیشینیانِ سامانی را تقلید می کرد. استعمال فارسی در کارهای دولتی تشویق می شد؛ نوشته های دینی و نظری صوفیان به این زبان به قلم می آمد و کتاب های تاریخ نویسان نثر فاخر فارسی را بسی رونق داد.(۸) اما رفته رفته که روابط دوستانه غزنویان با خلافت بغداد رو به بهبود نهاد، زبان عربی دوباره تحکیم بخشیده شد. مکاتبات رسمی باز به عربی انجام گرفت. دانشمندان بغداد به خراسان و مراکز غزنوی در شمال شرقی ایران آمدند و دانش های جدید فراوانی با خود آوردند که ریشه در یونان و شرق مدیترانه داشت و پس از ترجمه به عربی در مدارس بغداد، برجا مانده بود. بدین ترتیب نویسندگان به مرور از شیوه سخن عربی تاثیر پذیرفتند و به کاربرد لغات سرشار آن زبان پرداختند. سادگیِ بیان سال های نخست چنان از میان رفت که در نیمه قرن ششم هجری، دبیر سلطان سنجر (۵۱۱ ــ ۵۵۲ ه. ق)، منتجب الدین بدیع جوینی در کتابش، عَتَبهُ الکتَبه، نویسندگان را به خویشتن داری از سجع و قافیه دادن کلمات و عبارات خواند.
جمله ها هم طولانی و هم پُر از تمثیل، نقل قول، لطیفه و روایت های مغلق شد. عبارت های اصطلاحی، ضرب المثل ها، تعبیرهای رایج زمان و قطعات شعر بی پروا به کار رفت و درضمن شماری واژه عربی ـ فارسی جدید هم پدید آمد که زبان را غنی تر و انعطاف پذیرتر ساخت.
در مقایسه با دوران پیش و معیارهای امروزین، نثر فارسی در اواخر این دوره رو به انحطاط گذاشت. عادت تقلید از سبک مسجع و موزون مصنفان عرب به اکثر نویسندگان ایرانی هم سرایت کرد و زیبایی و خودجوشی فارسی آسیب دید.(۹) نثری متکلف و بسیار تصنعی، سرشار از بازی با کلمات، عبارات متقارن، واژگان مترادف، لُغَزْ و حتی ترکیب های عربی تا نیمه قرن هجدهم دوام آورد. در خلال سالیان، فزونش اغراق ها به حد لاطائلات رسید و شیوه نگارشی تقریبا غیرقابل فهم به بار آمد. به هر تقدیر، این دو سبک، سبک سامانی و سبک عربی، الگوی پابرجای نثرنویسی فارسی شدند و نویسندگان از دیرباز تا به امروز این یا آن یا آمیزه ای از هردو را برای تالیفات خود برگزیده اند.
دوره مغولان و تیموریان
تهاجم مغول به ایران وحشت و ویرانی به ایران آورد و کمابیش به همه شاخه های فرهنگ زیان رساند. با وجود این، میراث ادبی دوره پیش چنان ریشه دوانیده بود که تا زمانی نسبتا طولانی بسیاری از شکل های نثرنویسی قرن هفتم استوار ماند؛ از این گذشته بی توجهی تاتارهای بی دین به نهادهای اسلامی، توام با سرنگونی خلافت، نفوذ نویسندگان عربی را کاهش داد، که این خود موهبتی نامنتظر برای زبان فارسی بود.(۱۰) دامنه رهایی زبان فارسی را از استیلای فرهنگ عربی می توان در آزمایش های بسیار گوناگون و روی هم رفته موفق ادبیات نثر این زمان مشاهده کرد. از یک طرف به کتابی برمی خوریم چون تاریخ وصاف که سرشار است از گزافه گویی های مبتذل، القاب توخالی، لفاظی های اغراق آمیز و آن قدر عناصر خارجی که «در بسیاری از موارد بجز روابط همه الفاظ را از زبان تازی گرفته اند».(۱۱) از طرف دیگر نثر فارسیِ گلستان سعدی را می توان نمونه کامل و والای شفافیت بیان در دوران پس از اسلام شمرد.
از آنجا که ایلخان های مغول علاقه ای وافر به ثبت و ضبط لشکرکشی ها و فتوحات خود داشتند، شمار قابل ملاحظه ای تاریخ نویس در این دوره پدید آمد. کتاب های بسیار اینها و ارزش نوشته هایشان، در گفته نسبتا مبالغه آمیز ملک الشعرای بهار خلاصه شده است: «ایران بلکه عالم اسلام در هیچ دوره زیادتر و بهتر از این دوره از عهده این فن [ تاریخ نگاری] برنیامده است».(۱۲)
پیامد فجایع مغول ــ کشتارهای دسته جمعیِ اهل فضل، آتش زدن کتابخانه ها، ویران کردن مسجدها و جز اینها ــ در اواخر این دوره نمایان شد. در زمان تیموریان تنگ نظری، بی سلیقگی و انحطاط شدیدی در اخلاق همگانی در سراسر کشور پدیدار گردید و تحقیق و تتبع و سنت های ادبی گذشته تا اندازه زیادی از میان رفت. آثار نثر این دوران که اکثرا به زبان معمولی، مصنوعی و یکنواخت به قلم آمده است(۱۳)، نه آسانی، سادگی و دقت نوشته های پیشین را دارند و نه وقار و غنای سبک های بعدی را. عناصر مغولی جایگزین بسیاری از واژه های دلنشین فارسی و امثال و اصطلاحات شده اند. کتاب های تاریخ، با همه کثرت و وفور، چنان انباشته از مجامله و چاپلوسی از ارباب قدرت اند که دشوار بتوان دروغ و راست را از هم تمیز داد، و سرانجام کتب علمی این دوره، به جز شمار اندکی از آنها که در سال های آخر حکومت تیموری به سبک فنی نوشته شده، بقیه به زبان کلیشه ایِ کارهای علمی و سنتی اند.
دوره صفویان
این دوره بزرگ در زمینه ادبیات، چه نظم و چه نثر، از بسیاری جهات به نحو بارزی فقیر بود. دلیل عمده این پدیده، به گفته محمد قزوینی، آن بود که پادشاهان سلسله صفوی «قسمت اعظم قوای خود را صرف تبلیغ آیین تشیع و تشویق علمای متبحر در اصول و فقه شیعی می کردند».(۱۴)
نثر فارسی در این دوره دچار آشفتگی بی سابقه ای شد. رساله های دینی، که پیکر اصلی ادبیات صفوی را تشکیل می دهند، یا برای مردم عامی به شیوه ای خام و بی روح (و پُر از ترکیبات دستور زبان عربی) نوشته شده، یا نگاشته علمای شیعی اند که از جبل عامل (در لبنان کنونی) آمده، سواد فارسی چندانی نداشتند و به سبک معرب چیز می نوشتند. در هردو حال آثار اینها عموما آکنده از وراجی و فضل فروشی است، چون صرفا برای تظاهر و کسب شهرت در مقام مروج دیانت نگاشته شده اند، و در این حالت اصولاً دشوار بتوان آنها را نثر فارسی انگاشت.
پیغام ها و مکاتبه های درباری و نیز کتاب های تاریخ اکثرا تصنعی اند. چاپلوسی، ظاهرسازی و ترفندهای زبانی در آنها فراوان یافت می شود، از ذوق و متانت خبری نیست. جمله های دراز و ملال آور و پر از لغات مغولی تقریبا در هر خط دیده را می آزارند؛ استعاره های دور از ذهن، مترادف های بی شمار و تصنعات ناپخته، غالبا با لعابی از رگه های عربی، اجزای سازنده نثر این زمان اند.
پس از سقوط صفویه، در عهد سلطنت نادرشاه و دودمان زودگذر زند، نیز بهبود چشمگیری حاصل نشد و نویسندگان عموما به همان راه پیشینیان صفوی رفتند. انحطاط نثر فارسی را در این سال های محنت بار می توان به روشنی در اثری چون دُرّه نادره دید که در خلال صفحات آن میرزا مهدی خان استرابادی، منشی نادرشاه، به توصیف فتوحات جنگی او می پردازد. این کتابِ به غایت متکلف، از لحاظ سبک مصنوع، القاب مهجور و ظرایف غلوآمیز در نثر فارسی بی همتاست.
شاید یگانه مزیت نثرنویسی دوره صفوی انتشار شماری کتاب داستانی بود: ازجمله چهار اثر که از سانسکریت و لهجه های محلی هندی به فارسی برگردانده شدند: رزم نامه، راماین، مهابهاراتا و سوکه شَپتاتی. داستان آخری را ضیاء نخشبی در ۷۳۰ ه. ق با عنوان طوطی نامه به فارسی درآورده بود و بار دیگر در ۱۲۰۸ ه. ق محمد خداداد قادری آن را کوتاه و ساده کرد. این داستان ها به زبانی نسبتا ساده، روان و شیوا نوشته شده اند و خواندن آنها آسان و دلنشین است. این ادبیات «عامه پسند» را می توان به حق پیش درآمد روندهای معاصر در ادبیات فارسی خواند؛ بعضی از این قصه ها نسل اندر نسل در ایران خوانده و نقل شده اند و هنوز هم خواستار دارند: اسکندرنامه، رموز حمزه، حسین کرد و نوش آفرین از نمونه های بارز آنهاست.

نظرات کاربران درباره کتاب پايه‌‌گذاران نثر جديد فارسی

کتاب خیلی خوبیه ممنون فیدیبوجان
در 1 هفته پیش توسط