فیدیبو نماینده قانونی دانشگاه امام صادق (ع) و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب بازتاب اندیشه سیاسی امام خمینی در وصیت­نامه شهدای دانشجو

کتاب بازتاب اندیشه سیاسی امام خمینی در وصیت­نامه شهدای دانشجو
ره

نسخه الکترونیک کتاب بازتاب اندیشه سیاسی امام خمینی در وصیت­نامه شهدای دانشجو به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب بازتاب اندیشه سیاسی امام خمینی در وصیت­نامه شهدای دانشجو

شهداء را می‌توان برترین شاگردان امام(ره) دانست که هر یک حداقل زاویه‌ای از شخصیت ایشان را برجسته ساخته‌اند. مفروض پژوهشگر آن است که از طریق تحلیل محتوای وصیت‌نامه‌ها و تحلیل نقاط مشترک آنها می‌توان به تصویری جامع و راهبردی از امام(ره)‌ دست یافت که نشان‌دهنده مؤلفه‌های اساسی این شخصیت است. نتایج تحقیق نیز مؤید همین نظر است و می‌توان وجوه اندیشه‌ای، عملی و راهبردی امام(ره) را در وصیت‌نامه‌های شهداء سراغ گرفت. مطالعه اثر حاضر از آن حیث که به احیاء وصیت‌نامه‌ها در حوزه تحلیل‌های علمی کمک می‌نماید؛ توصیه می‌شود. افزون بر این برای علاقه‌مندان به مطالعات انقلاب اسلامی و امام‌شناسی نیز مفید است.

ادامه...
  • ناشر دانشگاه امام صادق (ع)
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 11.63 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۰۴ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب بازتاب اندیشه سیاسی امام خمینی در وصیت­نامه شهدای دانشجو

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه: سرآمدی امام(ره) و فرزندان روح الله

دکتر اصغر افتخاری

با تامل در تاریخ تحولات بشری و بررسی اندیشه و عمل بزرگانی که توانسته اند به نوعی جریان های فکری یا سیاست های عملی را تحت تاثیر قرار دهند، می توان سه نوع از «راهبران» را شناسایی و از یکدیگر تمییز داد:
نخست: آنانی که در ساحت اندیشه و فلسفه نظری ظهوری تاثیرگذار داشته اند و از طریق تولید امواج فکری تازه، به نقد آموزه های مسلط و بنای پارادایم های نوین کمک نموده اند. این افراد گرچه به عمل سیاسی اقبالی نداشته اند، اما بنیان گذارهای اصلی الگوهای سیاسی ارزیابی می گردند.
دوم: آنانی که مرد میدان های عمل بوده اند و در پی تحقق ایده ها، آرمان ها و اهدافی بوده اند که صاحبان فکر و اندیشه (رهبران فکری) عرضه داشته اند. این گروه انقلابیون و مصلحان بنامی را شکل می دهند که در نقاط عطف تاریخ حضوری معنادار و پررنگ دارند.
سوم: کسانی که به مدد توان، تدبیر و تجربه ای که داشته اند، در مقام اداره امور برآمده اند و تلاش نموده اند تا آموزه های نوین و الگوهای عملی پیشنهادی، به الگویی مسلط (پارادایمی جدید) تبدیل شوند. این دسته از افراد مدیرانی کارآمد به شمار می آیند که قابلیت جمع بین فلسفه و عمل را به صورت توامان دارند.
اگرچه هر یک از گونه های بالا دارای ویژگی های شخصیتی متفاوتی هستند، اما آن چه در خصوص امام(ره) قابل توجه می نماید، جمع بین این سه بعد راهبردی است.
امام(ره)، مبتنی بر توفیق الهی ای که در تربیت ویژه ایشان تجلی یافته است، توانستند سه گام اصلی را طی حیات مبارکشان بردارند. بدین صورت که: با طرح نظریه ولایت مطلقه فقیه در عرصه حکومت داری، باب تازه ای را در نقد نظام های چپ و راست گشودند که در نهایت به طراحی الگوی سیاسی «جمهوری اسلامی» منتهی شد.
نکته قابل تامل آن است که امام(ره) به صرف طراحی فلسفه نوین حکومت بسنده ننمودند و الگوی پیشنهادی «جمهوری اسلامی» را در ساحت عمل سیاسی مطرح و راهبری نمودند.
از این منظر، تاریخ شاهد ظهور یک «انقلابی تمام عیار» است که بنیان های حکومت پهلوی را به چالش کشیده و نظامی تازه را به تایید الهی و حمایت مردمی استوار می سازد.
البته اگرچه برخی بر این گمان بودند که رسالت امام(ره) بعد از این دو مرحله به پایان می رسد و عملاً مدیران اجرائی، تصدی امور می نمایند؛ اما امام(ره) وجه مهمی از نظر ولایت فقیه را در دوره پس از استقرار جمهوری اسلامی به نمایش گذاردند که به نظر می رسد از اهمیتی مضاعف برخوردار است. از این منظر امام(ره) در نقش یک شخصیت راهبردی ظاهر می شوند که رسالت حفظ نظام، ارتقای جایگاه آن تا حد مطلوب و تبدیل شدن آن به یک «الگوی مسلط نوین» را دارد. در این ساحت است که «حکومت دینی» به عنوان راه کاری برای حل مسائل جوامع در جهان مدرن مطرح می شود.
با عنایت به تعبیر بالا مشخص می شود که شخصیت حضرت امام(ره) دارای ابعاد و ظرایف متعددی است که می توان مورد توجه تحلیل گران قرار گیرد.
ساحت فکری، علمی و راهبردی شخصیت امام(ره) از جمله موضوعات مهم روش شناختی است که طی سال های قبل پژوهشگران به آن عطف توجه نموده اند. از این میان می توان به تحلیل و شناخت شخصیت ها از ره گذر تحلیل اندیشه ها و تفاسیر شاگردان ایشان اشاره داشت که در اثر حاضر آمده است.
شهداء را می توان برترین شاگردان امام(ره) دانست که هر یک حداقل زاویه ای از شخصیت ایشان را برجسته ساخته اند. مفروض پژوهشگر آن است که از طریق تحلیل محتوای وصیت نامه ها و تحلیل نقاط مشترک آنها می توان به تصویری جامع و راهبردی از امام(ره) دست یافت که نشان دهنده مولفه های اساسی این شخصیت است. نتایج تحقیق نیز موید همین نظر است و می توان وجوه اندیشه ای، عملی و راهبردی امام(ره) را در وصیت نامه های شهداء سراغ گرفت. مطالعه اثر حاضر از آن حیث که به احیاء وصیت نامه ها در حوزه تحلیل های علمی کمک می نماید؛ توصیه می شود. افزون بر این برای علاقه مندان به مطالعات انقلاب اسلامی و امام شناسی نیز مفید است.
اگرچه آن چه ارایه شده مبتنی بر تعدادی اندک از وصیت نامه ها می باشد، اما از حیث روش شناختی و موضوعی یافته های محقق درخور توجه بوده و می توان آن را به عنوان الگویی جدید در پژوهش های انقلاب اسلامی و امام شناسی پیشنهاد داد. امید آنکه این رویکرد تحلیلی توسعه یافته و در آینده شاهد بهره برداری های کامل تر و جامع تری از وصیت نامه های شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی (بویژه شهدای دانشجو) باشید. (ان شاءالله)

وللّه الحمد
اصغر افتخاری
۱۴/ ۰۳/ ۱۳۹۲

پیشگفتار

«مکتب سیاسی ای که امام آن را مطرح و برای آن مجاهدت کرد و آن را تجسم و عینیت بخشید، برای بشریت و برای دنیا حرف تازه دارد و راه تازه پیشنهاد می کند. چیزهایی در این مکتب وجود دارد که بشریت تشنه آن هاست؛ لذا کهنه نمی شود». (بیانات مقام معظم رهبری در مراسم پانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) / چهارده خرداد ۱۳۸۳)
بحث از دین و رابطه آن با جامعه بشری از دیرباز در مکاتب و مشرب های فکری مختلف مطرح بوده است. هرچند اصطلاحاتی از قبیل سکولاریسم، عرف­گرایی، گیتی­گرایی و... حاصل قرن­های اخیر است، اما ریشه این تفکر را می­توان در دوره­های مختلف پیش از این نیز به وضوح مشاهده نمود. البته باید به این نکته نیز توجه نمود که هرچند بروز و ظهور اصلی نظریات غیردینی نمودن امور و نفی دخالت مفاهیم ماورایی، در عرصه سیاست است، اما این تفکر تمام پدیده­های علمی و عملی که به نوعی به اجتماع مربوط می­شود، را در برمی­گیرد.
در قرون اخیر بخصوص بعد از قرن نوزدهم میلادی، با رواج نظریه های سکولاریستی در غرب، بحث جدایی حوزه­های دین و سیاست از یکدیگر به شکل جدی­تری مطرح گردید و به تدریج از سوی بسیاری از اندیشمندان و سیاستمداران در ادیان، مکاتب و ممالک مختلف مورد پذیرش قرار گرفت. هرچند منحصر کردن علل رواج سکولاریسم به یک عامل خاص، می­تواند غیرعلمی و ناصواب باشد، اما شاید بتوان به لحاظ تاریخی، ریشه ترویج اندیشه جدا بودن حوزه دین از حوزه سیاست در دوران معاصر را در قرون میانه (وسطی) و عملکرد نامناسب کلیسای مسیحیت دانست. صرف نظر از شاخصه­های تاریخی و جامعه­شناختی این دوران که منجر به ظهور این پدیده گردید، همزمانی وقوع «انقلاب صنعتی» و «تحولات علمی» گسترده در اروپا با کنار نهادن دین از عرصه اجتماع، این تصور را به اذهان متبادر نمود که دخالت دین در امور سیاسی و اجتماعی مهم­ترین مانع در مسیر پیشرفت اروپا بوده است. این امر منجر به آن شد که بسیاری از نظریه پردازان دینی نیز – علی رغم تمام تعبدی که به دین خویش ابراز می نمودند- به این تفکر گرایش یابند که تفکیک حوزه­های دین و دولت امری معقول و پسندیده است که نه تنها دولتمردان از آن سود می­برد، بلکه برای دین­داران نیز بسیار نافع است و منجر به حفظ و تحکیم هر دو حوزه می­گردد.
در این میان اگرچه تلاش­های مادیّون غربی عامل مهمی در ترویج گیتی­گرایی در مکاتب و ممالک مختلف محسوب می­شود، اما نمی­توان از نقش پذیرش این اندیشه توسط اندیشه­وران دینی در گسترش آن نیز غافل بود. تسرّی تدریجی سکولاریسم در عرصه نظر و عمل موجب تبدیل آن به گفتمان غالب در بسیاری از جوامع گردید، به گونه­ای که دیگر نه سیاست ورزان خود را ملزم به بهره­گیری از آموزه­های دینی و ماورایی می دانستند و نه دین­پژوهان خود را موظف به تفکر در امور اجتماعی و سیاسی می­دیدند. در این میان، تفکر شیعی که بیش از هر مکتب و مذهب دیگری دارای جوهره­ سیاسی بود نیز به واسطه اینکه مدت مدیدی مورد سرکوب حکومت­های حاکم قرار گرفته بود، نه تنها فرصت چندانی برای تشکیل حکومت و اجرای ایده­های خویش نیافت بلکه فضای بسته حاکم موجب گردید به تدریج در اثر فشارهای وارده، اندیشه سیاسی شیعه از بحث­های نظری مربوط به تشکیل حکومت و دخالت دین در عرصه اجتماع نیز فاصله گرفته و این تصور را به ذهن متبادر نماید که علمای شیعه نیز در زمینه حکومت و اجتماع حرفی برای گفتن ندارند.
نکته قابل توجه اینکه هرچند در بادی امر، شرایط خاص زمانی و فشارهای وارده بر علمای شیعه موجب به حاشیه رانده شدن مباحث اجتماعی و سیاسی اسلام در اندیشه سیاسی شیعه گردید، اما تداوم این روند در طول قرون متوالی موجب به تدریج موجب شد این اضطرار، به نوعی اصالت یابد و مورد پذیرش برخی از دین­داران و حتی علمای شیعه قرار گیرد.
پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(ره) در سال ۱۳۵۷ ه ش (۱۹۷۹م) با توجه به اماره­هایی از جمله؛ برگرفته شدن ایدئولوژی قیام از آموزه­های دینی، انتخاب نوع نظام سیاسی آینده کشور مبتنی بر حضور گسترده دین در عرصه سیاست و اداره حکومت، راهبری نهضت توسط عالمی دینی و... از چند جهت دارای اهمیت فوق­العاده­ای بود.
این انقلاب که برخلاف انقلاب­های بزرگ قرن، بر اساس ایدئولوژی الهی و دینی صورت گرفته بود، می­توانست به مثابه مثال نقضی باشد برای رد نظریات سیاسی رایج مبنی بر ناتوانی دین در بسیج توده­های مردم علیه حکام ستمگر. از دیگر سو، اداره نظام جدیدالتاسیس در ایران بر اساس مبانی دینی می­توانست نظریه ناکافی و ناکارآمد بودن آموزه­های دینی در اداره امور جوامع مدرن و پیچیده قرن بیستمی را به شدت به چالش بکشد. در مجموع می­توان گفت انقلاب اسلامی ایران در صورت موفقیت می­توانست گفتمان غالب موجود که تلاش فراوانی در به حاشیه راندن دین از عرصه اجتماع نموده بود را مورد خدشه قرار دهد و زمینه را برای ایجاد تحولات اندیشه­ای و سیاسی گسترده در سرتاسر عالم به وجود آورد. بنابراین، اهمیت آشنایی با اندیشه­های سیاسی امام خمینی(ره) وقتی بیشتر آشکار می­گردد که از تاثیرات آراء و عملکرد ایشان بر گفتمان غالب جهانی در عرصه رابطه دین و سیاست، آگاهی بیشتری حاصل گردد.
آن چه در این پژوهش مورد مداقه قرار می­گیرد سیری گذرا بر اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) و بررسی چگونگی تاثیرگذاری آن بر اندیشه سیاسی مردم در ایران، پس از پیروزی انقلاب اسلامی است. البته با توجه به گستردگی اقشار مختلف مردم، در این تحقیق تنها به میزان تاثیرپذیری اندیشه سیاسی شهدای دانشجو از اندیشه سیاسی امام راحل(ره) پرداخته می­شود.
در فصل اول از این پژوهش، مهم­ترین مولفه­های اندیسه سیاسی امام راحل(ره) احصاء شده و مورد بررسی و تبیین قرار گرفته است. برای احصاء مهم­ترین مولفه­های اندیشه سیاسی حضرت امام(ره) از روش تحلیل ثانویه آراء محققان مطرح در این حوزه استفاده شده است. برای این منظور، با بررسی نظریات هشت تن از پژوهشگران حوزه اندیشه امام(ره)، مهم­ترین مولفه­های اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) از دیدگاه هر یک از آنان احصاء شد و سپس نُه مولفه­ای که از فراوانی بیشتری برخوردار بودند به عنوان مهم­ترین مولفه­های اندیشه سیاسی امام(ره) استخراج گردیدند.
در فصل دوم، هر یک از مولفه­های احصاء شده از نگاه صاحب نظران، با بهره­گیری از سیره و سخنان حضرت امام(ره) مورد بررسی تفصیلی قرار گرفته است تا چند و چون آن بیش از پیش تبیین گردد؛ برای این منظور از مراجعه مستقیم به آثار ایشان استفاده گردیده است.
فصل سوم به احصاء و تبیین مولفه­های اندیشه سیاسی شهدای دانشجو می­پردازد. برای این امر، با بهره­گیری از روش «نمونه­گیری تصادفی» پنجاه وصیت­نامه از شهدای دانشجو انتخاب شده و با استفاده از روش «تحلیل محتوای کمی» مورد بررسی قرار گرفته است. در نهایت مولفه­هایی که از بیش از ده بار تکرار برخوردار بودند به عنوان مولفه­های اساسی اندیشه سیاسی شهدای دانشجو استخراج گردیده اند.
در نهایت، فصل چهارم اثر حاضر نیز اختصاص به تحلیل چگونگی بازتاب اندیشه سیاسی حضرت امام(ره) بر اندیشه شهدای دانشجو خواهد داشت. در این فصل تلاش می­شود با ارائه الگویی مناسب، چگونگی بازتاب مولفه­های اندیشه سیاسی امام راحل(ره) در وصیت­نامه شهدای دانشجو تبیین گردد.
در پایان بر خود لازم می­دانم از زحمات تمامی عزیزانی که به شکلی در پیشبرد این پژوهش بنده را یاری نمودند، تشکر نمایم. پدر و مادر عزیزم که طی این طریق، جز در سایه حمایت­های آنان میسر نبود. همسر گرامیم که با صبر و قناعت خویش مسیر تحقیق و پژوهش را برایم هموار نمود. جناب آقای دکتر سیدکاووس سیدامامی که نقش مهمی در انتخاب این موضوع داشتند. جناب آقای دکتر جلال درخشه که راهنمایی­هایشان راهگشای ادامه مسیر پژوهش بود. آقایان وحید یاوری، محمد جانی­پور و حمید خیرآبادی که بنده را در حل مشکلات روش­شناختی کار یاری رساندند و در نهایت جناب آقای دکتر اصغر افتخاری که از یک سو از مشاورات دلسوزانه ایشان در کل مسیر تحقیق بهره برده و از سوی دیگر مشوق اصلاح نهایی این پژوهش برای انتشار در جامعه علمی کشور بودند.
به امید اینکه آشنایی با اندیشه­های امام خمینی(ره) و وصایای گرانبار شهدای بصیر راه حق، هدایت­گر ما به سوی برقراری جامعه­ای محیای ظهور باشد.

...و من­الله التوفیق و علیه التکلان
مجتبی باباخانی
بهار۱۳۹۴

سخن ناشر

«بسم اللّه الرحمن الرحیم»
وَلَقَدْ ءَاتَینَا داوُودَ وَ سُلَیمَنَ عِلْمًا و قَالا اْلْحَمْدُ لِلَّهِ اْلَّذِی فَضَّلَنَا عَلَی کَثِیرٍ مِنْ عِبَادِهِ اْلْمُوْمِنِینَ

(قرآن کریم. سوره مبارکه النمل. آیه شریفه۱۵)

فلسفه وجودی دانشگاه امام صادق(ع) که ازسوی ریاست دانشگاه به کرات مورد توجه قرار گرفته، تربیت نیروی انسانی ای متعهد، باتقوا و کارآمد در عرصه عمل و نظر است تا از این طریق دانشگاه بتواند نقش اساسی خود را در سطح راهبردی به انجام رساند.
از این حیث «تربیت» را می توان مقوله ای محوری یاد نمود که وظایف و کارویژه های دانشگاه، در چارچوب آن معنا می یابد؛ زیرا که «علم» بدون «تزکیه» بیش از آنکه ابزاری در مسیر تعالی و اصلاح امور جامعه باشد، عاملی مشکل ساز خواهد بود که سازمان و هویت جامعه را متاثر و دگرگون می سازد.
از سوی دیگر «سیاست ها» تابع اصول و مبادی علمی هستند و نمی توان منکر این تجربه تاریخی شد که استواری و کارآمدی سیاست ها در گرو انجام پژوهش های علمی و بهرمندی از نتایج آنهاست. ازاین منظر پیشگامان عرصه علم و پژوهش، راهبران اصلی جریان های فکری و اجرایی به حساب می آیند و نمی توان آینده درخشانی را بدون توانایی های علمی - پژوهشی رقم زد و سخن از «مرجعیت علمی» در واقع پاسخ گویی به این نیاز بنیادین است.

دانشگاه امام صادق(ع) درواقع یک الگوی عملی برای تحقق ایده دانشگاه اسلامی در شرایط جهان معاصر است. الگویی که هم اکنون ثمرات نیکوی آن در فضای ملی و بین المللی قابل مشاهده است. طبعاً آن چه حاصل آمده محصول نیت خالصانه و جهاد علمی مستمر مجموعه بنیانگذاران و دانش آموختگان این نهاد است که امید می رود با اتکاء به تاییدات الهی و تلاش همه جانبه اساتید، دانشجویان و مدیران دانشگاه، بتواند به مرجعی تمام عیار در گستره جهانی تبدیل گردد.

معاونت پژوهشی دانشگاه امام صادق(ع) باتوجه به شرایط، امکانات و نیازمندی جامعه در مقطع کنونی با طرحی جامع نسبت به معرفی دستاوردهای پژوهشی دانشگاه، ارزیابی سازمانی- کارکردی آن ها و بالاخره تحلیل شرایط آتی اقدام نموده که نتایج این پژوهش ها درقالب کتاب، گزارش، نشریات علمی و.... تقدیم علاقه مندان می گردد. هدف از این اقدام - ضمن قدردانی از تلاش خالصانه تمام کسانی که با آرمان و اندیشه ای بزرگ و ادعایی اندک در این راه گام نهادند- درک کاستی ها و اصلاح آنها است تا از این طریق زمینه پرورش نسل جوان و علاقه مند به طی این طریق نیز فراهم گردد؛ هدفی بزرگ که در نهایت مرجعیت مکتب علمی امام صادق(ع) را در گستره بین المللی به همراه خواهد داشت.(ان شاءالله)

وللّه الحمد
معاونت پژوهشی دانشگاه

۱. مولفه های بنیادین اندیشه سیاسی امام خمینی(رهاز نگاه صاحب نظران

کلیات

حضرت امام(ره) به عنوان ایدئولوگ بزرگی که از وی با عناوینی چون «بیدارگر شرق» یاد می شود، نقش بسزایی در تحول اندیشه های دینی، بخصوص اندیشه متفکران مسلمان در قرون اخیر ایفا نمود. بیرون کشیدن علمای دینی از کنج عزلت و وارد نمودن فقه، کلام و حتی عرفان اسلامی به عرصه های فعال اجتماعی از مهم ترین تحولاتی است که بر اساس اندیشه های بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران در نحوه نگاه به دین و آموزه های دینی ایجاد شده است. این تحولات در شرایطی صورت گرفته که با نهادینه شدن اندیشه های سکولاریستی غربی در دنیای جدید و پذیرش آن توسط غالب نظریه پردازان بزرگ عصر، کمتر اندیشمندی یا حتی کمتر عالم دینی قائل به امکان شکل گیری حکومتی بر اساس آموزه های دینی در دنیای مدرن بوده است.
بی تردید، شخصی که می تواند تاثیری اینچنین ژرف در اندیشه های متفکران معاصر خود و گفتمان حاکم بر عصر خویش بر جای گذارد و دین را به عرصه سیاست و اجتماع بازگرداند، باید از اصول و بنیادهای اندیشه ای استواری بخصوص در عالم سیاست و مسائل مرتبط با حکومت برخوردار باشد. لذا در این فصل تلاش خواهد شد اصول بنیادین اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) احصاء شده و تبیین گردد.
در سال های پس از رحلت حضرت امام(ره)، مقالات و کتب فراوانی در حوزه بررسی اندیشه سیاسی ایشان نگاشته شده و از زوایای گوناگونی به مولفه های اساسی و بنیادین اندیشه سیاسی ایشان پرداخته شده است. لذا برای احصاء مهم ترین مولفه های اندیشه سیاسی امام راحل(ره)، از «تحلیل ثانویه» آراء محققان این حوزه استفاده شده است. برای این امر، به آراء هشت تن از پژوهشگران مطرح در حوزه اندیشه امام(ره) که مولفه های اندیشه سیاسی ایشان را از نگاه خویش برشمرده اند مراجعه شده است و نُه مولفه ای که بیشترین فراوانی را در آراء این اندیشمندان داشته به عنوان مهم ترین مولفه های اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) از نگاه متخصصان امر انتخاب شده و مورد بررسی و تدقیق بیشتر در آراء و آثار حضرت امام(ره) قرار گرفته است.
در این قسمت، پس از نگاهی اجمالی به آثار برخی از اندیشمندانی که به احصاء مولفه های اندیشه سیاسی امام راحل(ره) پرداخته اند، مهم ترین مولفه هایی که مورد تاکید آنان قرار گرفته، در آراء حضرت امام(ره) به شکل تفصیلی تبیین خواهد شد.

۱-۱.­ مهم ترین مولفه های اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) از نگاه «غلامرضا بهروزلک»

«غلامرضا بهروزلک» در مقاله ای مروری، به بررسی و احصاء مهم ترین مولفه های اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) با بهره گیری از بیانات حضرت آیت الله خامنه ای می پردازد. نویسنده در این مقاله تلاش نموده است ابتدا گزیده ای از عبارات رهبر معظم انقلاب درباره هر یک از مولفه های اندیشه سیاسی معمار کبیر انقلاب اسلامی ایران را ذکر کرده و در ادامه مستندات آن را از کلام امام خمینی(ره) ذکر نماید. بدین ترتیب می توان گفت مهم ترین مولفه هایی حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین اندیشه سیاسی امام راحل(ره) عنوان داشته اند، از نگاه آقای بهروزلک بدین شرح است:

۱-۱-۱. «پیوند معنویت و سیاست»: در مکتب سیاسی امام(ره)، معنویت با سیاست در هم تنیده است. در مکتب سیاسی امام(ره)، معنویت از سیاست جدا نیست؛ سیاست و عرفان، سیاست و اخلاق. امام(ره) که تجسم مکتب سیاسی خود بود، سیاست و معنویت را با هم داشت و همین را دنبال می کرد؛ حتّی در مبارزات سیاسی، کانون اصلی در رفتار امام(ره)، معنویت او بود. همه رفتارها و همه مواضع امام حول محور خدا و معنویت دور می زد. امام(ره) به اراده تشریعی پروردگار اعتقاد و به اراده تکوینی او اعتماد داشت و می دانست کسی که در راه تحقق شریعت الهی حرکت می کند، قوانین و سنت های آفرینش یاری دهنده اوست.
امام خمینی(ره) در نخستین نوشته های خویش بر مسئله پیوند دین و سیاست تاکید نموده اند. جدایی دین از سیاست از نظر ایشان فکری است که توسط ابتدا از سوی بنی امیه در صدر اسلام و سپس از سوی استعمارگران مطرح شده است. استعمارگران «تبلیغ کردند که اسلام دین جامعی نیست؛ دین زندگی نیست؛ برای جامعه نظامات و قوانین ندارد؛ طرز حکومت و قوانین حکومتی نیاورده است» (موسوی خمینی ۱۳۸۳: ۱۰). چنین شعاری از نظر امام خمینی(ره) شاخصه اسلام آمریکایی است. «...اسلام آمریکایی این بود که ملاها باید بروند درسشان را بخوانند چکار دارند به سیاست، با صراحت لهجه می گفتند...» (موسوی خمینی ۱۳۸۸، ج۱۷: ۵۳۳).

۲ -۱-۱. «اعتقاد راسخ و صادقانه به نقش مردم»: شاخص دوم، اعتقاد راسخ و صادقانه به نقش مردم است؛ هم کرامت انسان، هم تعیین کننده بودن اراده ی انسان. در مکتب سیاسی امام(ره)، هویت انسانی، هم ارزشمند و دارای کرامت است، هم قدرتمند و کارساز است. نتیجه ارزشمندی و کرامت داشتن این است که در اداره سرنوشت بشر و یک جامعه، آراء مردم باید نقش اساسی ایفا کند. لذا مردم سالاری در مکتب سیاسی امام بزرگوار ما - که از متن اسلام گرفته شده است - مردم سالاری حقیقی است؛ مثل مردم سالاری آمریکایی و امثال آن، شعار و فریب و اغواگری ذهن های مردم نیست. مردم با رای خود، با اراده خود، با خواست خود و با ایمان خود راه را انتخاب می کنند؛ مسوولانِ خود را هم انتخاب می کنند. از طرف دیگر امام(ره) با اتکاء به قدرت رای مردم معتقد بود که با اراده پولادین مردم می شود در مقابل همه قدرت های متجاوز جهانی ایستاد؛ و ایستاد.
بارزترین نمونه های سخنان امام خمینی(ره) را در باب نقش مردم می توان در گزاره معروف زیر دانست: «میزان رای ملت است» (موسوی خمینی ۱۳۸۸، ج۸: ۱۷۳). ایشان در جای دیگر ضمن تاکید بر ولایت فقیه اظهار داشته است
«... تولی امور مسلمین و تشکیل حکومت بستگی دارد به آرای اکثریت مسلمین که در قانون اساسی هم از آن یاد شده است و در صدر اسلام تعبیر می شده به بیعت با ولی مسلمین» (موسوی خمینی ۱۳۸۸، ج۲۰: ۴۵۹).

۳ -۱-۱. «رویکرد بین المللی و جهانی»: شاخص سوم از شاخص های مکتب سیاسی امام(ره)، نگاه بین المللی و جهانی این مکتب است. مخاطب امام(ره) در سخن و ایده سیاسی خود، بشریت است؛ نه فقط ملت ایران. ملت ایران این پیام را به گوش جان شنید، پایش ایستاد، برایش مبارزه کرد و توانست عزت و استقلال خود را به دست آورد؛ اما مخاطب این پیام، همه بشریت است. مکتب سیاسی امام(ره) این خیر و استقلال و عزت و ایمان را برای همه امت اسلامی و همه بشریت می خواهد؛ این رسالتی است بر دوش یک انسان مسلمان.
امام خمینی(ره) در موارد مکرر بر پیام انقلاب اسلامی برای تمامی جهان و نیز الگو بودن آن برای تمامی مردم ستمدیده تاکید کرده اند. در کلامی می فرمایند: «امید است انقلاب اسلامی ملت بزرگ ما و پیروزی عظیم آنان بر دشمنان اسلام و مملکت راهنمایی برای سایر ملل ستمدیده و تحت سلطه قرار گیرد و با اتحاد و همبستگی، شرّ همه سلطه گران و بخصوص آمریکا این دشمن بزرگ را از خود کوتاه نموده در تحت تعالیم مقدسه اسلام، عظمت از دست رفته خود را باز یابد» (موسوی خمینی ۱۳۸۸، ج۱۲: ۲۳۰). جای دیگری نیز بر الگو گیری دیگر مسلمانان از مردم ایران اشاره نموده است: «ملت های مسلمان باید از فداکاری مجاهدین ما در راه استقلال و آزادی و اهداف مقدسه اسلام بزرگ الگو بگیرند و با پیوستن به هم سد استعمار و استثمار را بشکنند، و به پیش به سوی آزادگی و زندگی انسانی بروند» (موسوی خمینی ۱۳۸۸، ج۱۰: ۴۲۱-۴۲۰).

۴ -۱-۱. «پاسداری از ارزش­ها و ولایت فقیه»: شاخص مهم دیگر مکتب سیاسی امام بزرگوار ما پاسداری از ارزش­هاست، که مظهر آن را امام بزرگوار در تبیین مسئله ولایت فقیه روشن کردند. از اول انقلاب اسلامی و پیروزی انقلاب و تشکیل نظام اسلامی، بسیاری سعی کرده اند مسئله ولایت فقیه را نادرست، بد و برخلاف واقع معرفی کنند؛ برداشت های خلاف واقع و دروغ و خواسته ها و توقعات غیرمنطبق با متن نظام سیاسی اسلام و فکر سیاسی امام بزرگوار. ولایت فقیه در کانون تفکر سیاسی امام خمینی(ره) قرار دارد. از نظر ایشان «ولایت فقیه از موضوعاتی است که تصور آنها موجب تصدیق می شود، و چندان به برهان احتیاج ندارد. به این معنی که هر کس عقاید و احکام اسلام را، حتی اجمالاً، دریافته باشد چون به ولایت فقیه برسد و آن را به تصور آورد، بی درنگ تصدیق خواهد کرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد شناخت» (موسوی خمینی ۱۳۸۳: ۹). شاید بتوان مهم ترین توصیه امام خمینی(ره) را در پاسداری از این ارزش در کلام معروف وی بدانیم که فرمودند: «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به این مملکت نرسد».

۵ -۱-۱. «عدالت اجتماعی»: عدالت اجتماعی یکی از مهمترین و اصلی ترین خطوط در مکتب سیاسی امام بزرگوار ماست. در همه برنامه های حکومت - در قانون گذاری، در اجرا، در قضا - باید عدالت اجتماعی و پُر کردن شکاف های طبقاتی، مورد نظر و هدف باشد. این که ما بگوییم کشور را ثروتمند می کنیم - یعنی تولید ناخالص ملی را بالا می بریم - اما ثروت ها در گوشه ای به نفع یک عده انبار شود و عده کثیری هم از مردم دستشان خالی باشد، با مکتب سیاسی امام نمی سازد.
امام خمینی(ره) هدف اساسی خود را برقراری عدالت اسلامی معرفی کرده اند. «عدالت اسلامی را می خواهیم در این مملکت برقرار کنیم... یک همچو اسلامی که عدالت باشد در آن، اسلامی که در آن ظلم هیچ نباشد، اسلامی که آن شخص اولش با آن فرد آخر همه در سِواء در مقابل قانون باشند» (موسوی خمینی ۱۳۸۸، ج۹: ۴۲۵-۴۲۴). در جای دیگر فرموده اند: «حکومت اسلامی، جمهوری اسلامی، عدل اسلامی را مستقر کنید. با عدل اسلامی همه و همه در آزادی و استقلال و رفاه خواهند بود» (موسوی خمینی ۱۳۸۸، ج۷: ۱۱۵).

۲- ۱. مهم ترین مولفه های اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) از نگاه «نجف لک زایی»

از دیگر اندیشمندانی که در حوزه اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) به نظریه پردازی پرداخته، حجه الاسلام «نجف لک­زایی» است. وی معتقد است اندیشه سیاسی امام(ره)، دارای اصول ثابتی است که برای فهم بنیادهای اندیشه ایشان باید به بررسی این مولفه ها در اندیشه ایشان پرداخت؛ لذا در این باره می گوید: «اندیشه سیاسی منطقی و کارآمد، اندیشه ای است که ضمن دارا بودن اصول ثابت، از انعطاف نیز برخوردار باشد. با توجه به اینکه مشکلات انسان در عرصه سیاست و زندگی و در بستر زمان، نو می شود، می بایست اندیشمند و متفکر سیاسی، متناسب با شرایط و امکانات به تعیین اهداف معقول و تعیین مکانیزم های رسیدن به آن اهداف بپردازد». ایشان معتقد است که «بخش هایی از آرا، افکار و اندیشه های امام(ره) بر حسب مقتضیات زمان و مکان و شرایط و امکانات و... دچار تغییراتی شده اند، اما نکته حائز اهمیت این است که این تغییرات در دایره اصول ثابتی اتفاق افتاده اند»؛ لذا می کوشد به برشماری اصول ثابت موجود در اندیشه سیاسی امام راحل(ره) بپردازد:

۱-۲-۱. «اصل تکلیف»؛ تکلیف­گرایی و عمل بر اساس تکلیف و وظیفه شرعی و حتی تغییر رفتار به سبب تغییر وظیفه، جایگاه مهمی در فهم اندیشه و عمل سیاسی حضرت امام دارد. ایشان خود تصریح کرده اند که تمامی رفتارهای ایشان بر اساس تکلیف بوده است: «ما بنا داریم به تکلیف عمل کنیم» (موسوی خمینی ۱۳۸۸، ج۱۲: ۳۲۲).
۲-۲ -۱. «اصل مصلحت اسلام و مسلمین»؛ حضرت امام، بارها تاکید کردند که اگر مصلحت اسلام یا مسلمین را در عمل خاصی دیدند، اقدام می کنند.
۳- ۲ -۱. «اصل مصلحت مسلمانان»؛ اصل حفظ مصلحت جامعه، مصالح کشور و اسلام و در کل، حذف و دفع مفاسد، مورد اهتمام حضرت امام و متجلی در اندیشه سیاسی ایشان بوده است.
۴ -۲ -۱. «اصل دعوت و گسترش اسلام»؛ به نظر می رسد می توان تمامی اقدامات امام را با همین اصل توضیح داد.
۵ -۲ -۱. «اصل نفی سبیل»؛ مهم ترین موضع گیری امام در نفی سلطه خارجی علیه تصویب کاپیتولاسیون بود که سرانجام منجر به تبعید ایشان از ایران شد.
۶- ۲ -۱. «اصل تقدم اهم بر مهم»؛ اساسی ترین امر مهم که حضرت امام تقدیم آن را بر سایر امور، پیوسته یادآوری می فرمودند، حفظ نظام اسلامی در پرتو حفظ وحدت تمامی اقشار جامعه بوده است.
۷ -۲- ۱. «اصل عمل به قدر مقدور»؛ روشن است که قدرت، شرط تکلیف است: لایکلف الله نفساً الّا وسعها. اقدامات امام در چارچوب گفتمان اصلاح و گذر از این گفتمان ها به گفتمان انقلاب، با توجه به اصل عمل به قدر مقدور به خوبی قابل توضیح و فهم است.
۸- ۲ -۱. «اصل عدالت»؛ عدالت در سطوح مختلف، اصلی پذیرفته شده و لازم الرعایه است. تاکید عدالت اجتماعی در فرمایشات امام، جایگاه بسیار مهمی دارد.
۹ -۲ -۱. «اصل ضرورت حکومت»؛ ضرورت تشکیل حکومت اسلامی برای ایجاد نظم و امنیت در جامعه و اجرای احکام اسلام از مهم ترین شاخصه های مکتب سیاسی امام(ره) می باشد.
۱۰ -۲- ۱. «اصل ولایت الهی»؛ ولایت خداوند بر کل عالم هستی و تمام مخلوقات را می توان از دیگر شاخصه های مهم اندیشه سیاسی امام راحل(ره) دانست.
۱۱ -۲ -۱. «اصل تدریج»؛ اصل تدریجی بودن امور در اندیشه امام مورد تاکید قرار گرفته است؛ به گونه ای که ایشان در جایی به تدریجی بودن امور از نظر قرآن استدلال کرده است: «در قرآن هم کارها به تدریج انجام گرفته است» (موسوی خمینی ۱۳۸۸، ج۱۹: ۴۵).
۱۲ -۲ -۱. «اصل در نظر گرفتن مقتضیات زمان و مکان»؛ بحث زمان و مکان و شرایط و مناسبات اجتماعی، از عوامل تاثیرگذار بر اندیشه امام بوده است. ایشان در این رابطه می فرمایند: «زمان و مکان، دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند» (موسوی خمینی ۱۳۸۸، ج۲۱: ۲۸۹).
۱۳ -۲- ۱. از همه مهم تر، «اصل اجتهاد» که در واقع، اصل مادر و حاکم و جهت دهنده به همه اصول یادشده است. همچنین ممکن است اصول دیگری نیز وجود داشته باشند.

بنابراین با توجه به مباحث ذکر شده، می توان نتیجه گرفت که اندیشه اصلی امام(ره) در باب حکومت دینی، تاسیس حکومت ولی فقیه عادل جامع الشرایط است؛ چرا که امام(ره) بر این مطلب حتی در کشف اسرار هم به صریح ترین وجه تاکید کرده بود؛ به این تعبیر که: «هر چه برای پیغمبر از لازم بودن اطاعت و ولایت و حکومت ثابت است برای آنها [یعنی فقها] هم ثابت است» (موسوی خمینی بی­تا: ۱۸۸). این اندیشه، امام(ره) را در ردیف اندیشه پردازان انقلابی قرار می دهد.
به هر حال می توان امیدوار بود که برخی از مسلمانان در پرتو اندیشه های اصلاحی امام(ره) به سوی اندیشه های انقلابی حرکت کنند. غفلت از اندیشه های اصلاحی، ما را به اندیشه های انقلابی نخواهد رساند. راه ورود به اندیشه های انقلابی، گام زدن به طور همزمان در اندیشه های اصلاحی است. کاری که امام خمینی(ره) هم در عمل سیاسی و هم در اندیشه سیاسی خویش، تواماً آن را به کار بست.

۳ -۱. مهم ترین مولفه های اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) از نگاه «علی دارابی»

«علی دارابی» در بررسی ابعاد شخصیتی حضرت امام(ره) معتقد است که ایشان «سه جلوه از رهبری را در یک انقلاب توامان داشت؛ فرماندهی کل قوا، رهبری سیاسی و نظریه‎پردازی». از نگاه وی، محکمات اندیشه امام خمینی(ره) که نقش اصلی را در قرائت جدید از اسلام سیاسی و مبارز داشت و ایشان در پرتو آن توانست روحانیت را به صحنه کشانده و با تکیه بر «ایدئولوژی اسلام» و «مشارکت مردم» بزرگترین انقلاب قرن بیستم را به پیروزی برساند را می توان در مولفه های زیر جستجو نمود:

۱-۳-۱. «مردم»؛ محوری‎ترین پایه و بنیاد اندیشه امام خمینی(ره) بود، لذا مردمی کردن مبارزه در دوران رژیم ستم‎شاهی یک راهبرد حیاتی برای ایشان بود. امام(ره) اعتقاد داشت: «قدرت منهای ملت یک قدرت پوسیده است» و حکومت «بدون رضایت مردم هیچ اساسی ندارد» و بر همین اساس بود که گفت: «میزان رای ملت است» (موسوی خمینی ۱۳۸۸، ج۸: ۱۷۳).
۲ -۳ -۱. «جمهوری اسلامی»؛ بهترین مدل برای اداره کشور است. امام اعتقاد داشت: که «حکومت اسلامی حکومتی است بر پایه قوانین اسلامی» (موسوی خمینی ۱۳۸۸، ج۵: ۳۹۸) و «با استبداد جمع نمی شود» (موسوی خمینی ۱۳۸۸، ج۴: ۱۴۷). از دیدگاه امام(ره) «حفظ نظام جمهوری اسلامی اوجب واجبات» است. حضرت امام(ره) بر این‎ باور بود که «دموکراسی اسلام، کامل تر از دموکراسی غرب است» (موسوی خمینی ۱۳۸۸، ج۴: ۳۱۴). جامعیت دین اسلام و توانایی آن برای اداره امور یک اصل بود.
۳-۳ -۱. «ولایت فقیه»؛ بزرگترین پشتوانه برای کشور و مردم است. بر پایه اندیشه امام(ره) «ولایت فقیه چیزی است که خدا درست کرده است و همان ولایت رسول ا... است». به بیان دیگر ولایت فقیه در اندیشه امام(ره) گویای آن است که ولایت فقیه را «ولایت بر امور» می‎داند که «نگذارد این‎ امور از مجاری خودش بیرون برود» (موسوی خمینی ۱۳۸۸، ج۱۰: ۳۱۱). ایشان تاکید داشت که پشتیبانی از ولایت فقیه موجب مصون ماندن کشور از آسیب‎هاست. و بر همین اساس فرمود: «اصل ولایت فقیه مترقی‎ترین اصل قانون اساسی است».
۴- ۳- ۱. «استکبارستیزی»؛ در سپهر اندیشه‎های امام(ره) جای دارد. ایشان بارها تاکید داشت که «آمریکا... دشمن شماره اول بشر و ماست» (موسوی خمینی ۱۳۸۸، ج۱۰: ۳۷۳) و با راهبرد حمایت از مستضعفان و محرومان در عالم تصریح داشت که «تا مبارزه در هر جای جهان علیه مستکبرین هست ما هستیم» (موسوی خمینی ۱۳۸۸، ج۱۲: ۱۴۸). واقعیت آن است که انقلاب اسلامی در سایه رهبری امام(ره) و مقام معظم رهبری ابهت و هیمنه پوشالی آمریکا در جهان را شکست و امروزه مقابله و مبارزه با استیلا و لشکرکشی آمریکا و تلاش آن برای حاکمیت تک‎صدایی در جهان در سرتاسر عالم به یک جنبش تبدیل شده است.
۵ -۳ -۱. «حمایت از فلسطین»؛ یک راهبرد استراتژیک و تغییرناپذیر در جمهوری اسلامی نشات گرفته از اندیشه و سیره عملی حضرت امام خمینی(ره) است. ایشان با اعلام «روز جهانی قدس» در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان همه مسلمانان را در حمایت از قدس و فلسطین و مخالفت با صهیونیسم بین‎الملل فراخواند. امام راحل(ره) روز جهانی قدس را «روز رسول اکرم(ص) و روز مسلمانان» نامید و با این‎ اقدام، حمایت از فلسطین به‎گونه‎ای گسترش یافت که دیگر یک مطالبه عربی یا اسلامی نیست، بلکه یک مطالبه جهانی است.
۶ -۳- ۱. «اسلام سیاسی»؛ در کانون اندیشه‎های امام(ره) است. ایشان در یک آرایش و صف‎بندی از اسلام آمریکایی در برابر اسلام ناب محمدی(ص) یاد کرد.
حضرت امام(ره) همواره تاکید داشت که «اسلام دین سیاست است قبل از اینکه دین معنویات باشد» (موسوی خمینی ۱۳۸۸، ج۶: ۴۶۷) و جدایی دین از سیاست را «تبلیغات استعماری» می‎دانست که هدف آن‎ها «بازداشتن مسلمانان از دخالت در سرنوشت خویش» بود. «آزادی، استقلال، قانون‎گرایی، مردم‎سالاری» از مولفه‎های مهم اسلام سیاسی در اندیشه امام(ره) بود. ایشان بر این‎ باور بود که تکیه بر فقه سنتی مبتنی بر مقتضیات زمان و مکان اجتهاد پویای شیعی قادر به پاسخگویی همه نیازها در همه عصر‎هاست.
۷- ۳- ۱. «حفظ شان و نهاد مرجعیت و روحانیت»؛ از محکمات اندیشه امام(ره) بود. ایشان اصلی‎ترین دلیل مخالفت خود با مشروطه را از آن حیث می‎دانست که «روحانیت کنار زده شد» و در اندیشه سیاسی امام(ره) مشروطه مشروعه شیخ فضل‎ا... نوری، از جایگاه ویژه‎ای برخوردار بود.
حضرت امام(ره) تاکید داشت که «کشور بدون روحانیت» همانند «کشور بدون طبیب» است و همواره از خطر اختلاف «حوزه و دانشگاه» به عنوان یک نقشه شیطانی یاد می‎کرد و بر هماهنگی و وحدت این‎ دو نهاد علمی، آموزشی، انسان ساز و مولد تاکید داشت.
۸- ۳ -۱. «خدمت بی‎منت به مردم»؛ راهبرد کارگزاران نظام جمهوری اسلامی است. امام راحل(ره) بارها تاکید داشت، اگر به او «خدمتگزار» بگویند بهتر است تا «رهبر» بگویند. این‎ تصریح معروف امام(ره) را نبایستی فراموش کرد که «دولت‎ها خدمتگزار مردم هستند، نه فرمان‎فرما» (موسوی خمینی ۱۳۸۸، ج۹: ۱۸) و همواره بر رعایت حق، عدالت، قانون، و حقوق مردم تاکید داشت. بر این‎ اساس است که به‎دست‎گیری قدرت توسط کارگزاران برای اقامه حق و عدل و خدمت به مردم دارای ارزش است.
۹- ۳- ۱. «ما می‎توانیم»: حضرت امام(ره) فعل توانستن را در میان ملت صرف کرد و در یک هم‎افزایی امت و امام، جامعه عقب‎مانده دوران ستم‎شاهی را به رشد و توسعه بالایی رساند.
امام(ره) استاد «ممکن کردن ناممکن‎ها» بود و جوانان ما چه زیبا از امام خود آموختند که چگونه در عرصه‎های مختلف به رسالت خود عمل کنند و چه بسیار دستاورهای علمی، فناوری، توسعه‎ای، که امروز بدان دست یافته‎ایم، مرهون همین رویکرد نگاه به درون امام است.

نظرات کاربران درباره کتاب بازتاب اندیشه سیاسی امام خمینی در وصیت­نامه شهدای دانشجو