فیدیبو نماینده قانونی گفتمان اندیشه‌ معاصر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب باستان‌شناس صبح

کتاب باستان‌شناس صبح

نسخه الکترونیک کتاب باستان‌شناس صبح به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب باستان‌شناس صبح

Fire Is Fire is Where flame lives! Cockleshell and cockle heart! Where man is most in woman lost! cockleshell and cockle heart! light is where the night is bare! cockleshell and cockle heart! love is dark and love is bleak. O! cockleshell, O! cockle heart! شعله شعله جایی است که شور زنده است! صدف و قلب صدف! جایی که مرد تمایلی به درگیری با زن ندارد! صدف و قلب صدف! نور جایی است که شب برهنه است! آه عشق، تاریک و غم انگیز! آه، صدف! قلب صدف!

ادامه...
  • ناشر گفتمان اندیشه‌ معاصر
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 0.35 مگابایت
  • تعداد صفحات ۷۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب باستان‌شناس صبح

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

تقدیم به پدرم
که افتخار و غرور من است
و مادرم
که رنج های تمام هستی در سینه اش پنهان است

درباره ی شاعر

چارلز اولسون، متولد ۲۷ دسامبر سال ۱۹۱۰ میلادی و دومین شاعر نوگرای آمریکایی، رابط بین چهره های پیش تر همچون " ازرا پوند " و " ویلیام کارلوس " و شاعران جدید آمریکایی است که شامل شاعران دانشکده های نیویورک، بلک مونتان، شاعران مکتب بیت و شاعران مکتب رنسانس سان فرانسیسکو هستند. بسیاری از گروه های پست مدرن، شاعران مکتب کلام هستند و اولسون به عنوان چهره ای اصلی، مسبوق به سابقه است.
اولسون خودش را شاعر یا نویسنده نمی داند، بلکه می گوید " من باستان شناس صبح هستم ".
چارلز اولسون از " کارل جوزف " و " ماری هاینز اولسون " متولد و در شهر " ورکستر " واقع در ایالت " ماساچوست " بزرگ شد. پدرش، پستچی بود. اولسون، تابستان ها را در " گلاکاستر " می گذراند، جایی که کانون نوشته های اوست. در دبیرستان، سخنرانی قهرمان بود آنقدر که برنده ی جایزه ی تور اروپا شد. ادبیات و مطالعات آمریکا می خواند و از دانشگاه " وسیلین " درجه ی کارشناسی و کارشناسی ارشد گرفت. او به مدت دو سال در دانشگاه " کلارک " زبان انگلیسی خواند و در سال ۱۹۳۶ وارد دانشگاه " هاروارد شد و در آن جا دوره ی دکترا را در رشته ی تمدن آمریکایی به پایان رساند اما موفق به دریافت این درجه نشد. سپس کمک هزینه ی تحصیلی " گاگنهیم " را دریافت کرد.
در سال ۱۹۴۱، اولسون به نیویورک سفر کرد و با " کنستانس کوونی ویلکوک " ازدواج کرد و صاحب فرزندی به نام " کاترین " شد.
او در آن سال ها، مدیر تبلیغات جبهه ی آزادی های مدنی آمریکا بود. یک سال بعد او و همسرش به " واشنگتن دی سی " مسافرت کردند و اولسون در بخش زبان خارجه ی دفتر اطلاعات جنگ مشغول به کار شد و بقیه ی سال های جنگ را در آن جا سپری کرد و سرانجام، معاون رئیس بخش شد (رئیس بخش بعدها، سناتور کالیفرنیا، آلان کرانستون بود). در سال ۱۹۴۴، اولسون در بخش زبان های خارجه ی کمیته ی ملی دموکراتیک مشغول به کار شد و در مبارزات انتخاباتی " دیلانو روزولت " مشارکت داشت و یک رالی مبارزاتی بزرگ در میدان " مدیسون گاردن" در شهر نیویورک به نام " همه برای روزولت " ترتیب داد. پس از مرگ روزولت و به دلیل ناراحتی از بالا رفتن " هری ترومن " و با افزایش سانسور در آزادی های اخبار، اولسون سیاست را رها کرد و به نوشتن پرداخت.
در سال ۱۹۴۵، به " کی وست " در شهر " فلوریدا " سفر کرد. از سال ۱۹۴۶ تا ۱۹۴۸، اولسون با " ازرا پوند " در بیمارستان روانپزشکی " سنت الیزابت " در " واشنگتن دی سی " ملاقات می کرد اما با گرایشات فاشیستی ازرا پوند به شدت مخالف بود. در سال ۱۹۵۱، اولسون از دانشکده ی پروفسور " بلک مونتان " در شمال کارولینا بازدید کرد و در آن جا در کنار هنرمندانی همچون " جان کیج " و " روبرت کریلی " کار و مطالعه می کرد. او قبل از جدایی کامل از همسر اولش با یکی از دانش آموزانش به نام " بتی کیاسر" ازدواج کرد و از او صاحب فرزندی به نام " چارلز پیتر اولسون " شد.
عقاید اولسون شدیدا در نسل شاعران پس از خود تاثیر گذاشته است، نویسندگانی مانند " دنیس لیوروفیچ "، " پاوول بلک بورن "، " اد دوورن " و " رابرت دانکن ".
اولسون نامه های شخصی فراوانی می نوشت و بسیاری از نویسندگان جوان را کمک و تشویق می کرد. او مجذوب نوشته های " مایان " بود و مدت کمی پس از مرگ مایانف، اولسون احتمال مشتق شدن زبان چینی و هند و اروپایی از یک منبع مشترک را بررسی کرد. در سال ۱۹۵۶ که دانشکده ی " بلک مونتان " بسته شد، اولسون در " گلاکاستر " مستقر شد و به عنوان استاد مهمان در دانشگاهی در " بوفالو" و در دانشگاه " کانکتیکات " تدریس می کرد.
سال های آخر عمر اولسون ترکیبی از انزوای بی نهایت وشوریدگی و کار دیوانه واراست. زندگی اولسون با اعتیاد به الکل آسیب دیده بود و مبتلا شدن به سرطان کبد باعث مرگ زودهنگام او شد.
زندگی اولسون در ۱۰ ژانویه ی سال ۱۹۷۰ به پایان رسید.

یادداشت مترجم

چارلز اولسون، شاعر و مقاله نویسی مبدع بود که کارهایش بر تعداد زیادی از نویسندگان در طول سال های ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۰ تاثیر گذاشته است. در مقاله ی موثراش در خصوص شعر تصویری، اولسون مصر است که یک شعر، انرژی انتقال داده شده از جایی است که شاعر آن را از طریق خود شعر به تمام مسیرهای منتهی به خواننده، دریافت کرده است (او چندین دلیل برای این گفته ی خود می آورد). پس شعر باید خود به خود در همه ی نقاط، انرژی محور، یعنی هم ساخته ی انرژی و هم تخلیه ی انرژی باشد. در این راستا فرم تنها بسطی از محتوا است و فرم صحیح در شعری معین، تنها و منحصرا بسطی ممکن از محتوای فراروی است.
اولسون با گوش حرکت می کند و سطرهایش به شرط تنفس (موسیقی درونی) هستند. او معتقد است که دونیمه وجود دارد: سر که از طریق گوش به سمت هجا یا ضمیر (قلب) و از تنفس به سمت سطر پیش می رود. او می گوید، این ساختار، اتحاد ذهن و گوش را به وجود می آورد و هجا متولد می شود. هجا تنها و اولین فرزند شعر است. فرزند دیگر شعر، سطر است و سطر (اولسون قسم یاد می کند) که از تنفس می آید.
آن چه او سعی دارد بگوید این است که قلب نه تنها اساس و پایه ی وزن است، بلکه اساس مقیاس وزن برای همه ی افرادی است که به طریقی در آن ها تپش قلب، میزان شمار در کل سیستم بدن است. وقتی که اولسون می گوید: قلب از مسیر تنفس به سمت سطر می رود، سعی می کند بگوید که در سطر است که امتیاز دهی ریتمیک اصلی جای می گیرد.
پس قلب، لفظ اولیه ی احساس است. سر در تقابل با آن مشخص می شود و از سوی چیزی که می شنود متمایز می گردد. اولسون معتقد است که در هر شعر معینی همواره یک ادراک بایست به حس تبدیل شود. بنابراین همه ی قراردادهایی که منطق بر نحو تحمیل می کند بایست شکسته شود و بی سروصدا باز شود. درست مثل زمانی که سطرهای اولیه چیده می شوند.
اولسون شعر علمی را با فرم های بسته و به قول معروف تصنعی رد می کند. در " شعر تصویری " (۱۹۵۰)، اولسون به دنبال وزنی شاعرانه براساس دم و بازدم شاعر است و ساختاری باز را براساس صدا و ارتباط ادراک ها (شهود) به جای علم نحو و منطق و استدلال پایه ریزی می کند. او وزن شعر را نه براساس هجا، تاکید، گام یا سطر بلکه تنها از واحد دم و بازدم (تنفس) مورد نظر قرار می دهد. حضور شعر بر روی صفحه برای او، مرکز کاری است که یکباره و کاملا شنیداری و بصری شروع می شود. شعر " مرغ ماهی خوار " کاربردی از این مانیفست است. این شعر ابتدا در سال ۱۹۴۹ منتشر شده و سپس در کتاب " جهنم سرد در بیشه زار " (۱۹۵۳) جمع آوری شد.
اولسون معتقد است اگر فرد با طبیعت همراه شود، آن گونه که در نیرویی بزرگ تر سهیم و شریک باشد، آن گاه قادر به شنیدن خواهد بود و این شنیدن به او سهمی از حرف های رازگونه خواهد داد. صدا بعدی است که بسط می یابد. اما زبان یکی از مفتخرترین و گرانسرترین ویژگی ها است.
اولسون برمعلومات اصرار دارد و هجاهای استوار و شعری اش، سخت تر از راه رفتن نیستند. زیبایی شناسی اولسون متعلق به منابع آمریکایی قرن نوزدهم است. در این زیبایی شناسی، مفهوم نمی تواند انتزاعی باشد. زیبایی متعلق به زیبایی کمانداری است که هدف را نشانه گرفته است. سبک اولسون در زمان خود، سبکی مطلع است و اغلب شامل مجاورت یک تصویر بسیار انتزاعی با تصویری عملی و ظریف است.
محدوده ی کا راولسون به وسعت محدوده ی " ازرا پوند " است. او خود را تا حد زیادی مدیون " ازرا پوند"، " ویلیام کارلوس ویلیام " و " ادوارد دالبرگ " می داند. شعر اولسون، شعری ساده نیست. بیشتر آن ناقص و تجربی است اما دارای قدرت کوبیدن عقاید و گاهی مانند شعر " لاورنس " و با اصرار و سماجتی بی رحم است. شعر اولسون، یک صدای متعصب، تحریک پذیر و احساساتی از نوع دنیای مدرن است و حزن واندوه آن اغلب تا ابد در پی انسان است. شعر اولسون، یک صدای واضح نیست، بلکه صدایی توفانی است که با ابهامات خود همراه است.
شهرت اولسون به خاطر مجموعه ی منتخب اشعارش است که توسط " رابرت کرلی " جمع آوری و ویرایش شد. مجموعه ای شامل اشعار سختی مثل " مرغ ماهی خوار"، " درجهنم سرد، دربیشه زار "که به مسائل سیاسی، تاریخی، اجتماعی می پردازند. شعرهای کوتاه تر او مانند " تنها روباه قرمز، تنها کلاغ"، " عشق "، " زمستان پیش رو " مانیفستی حقیقی، اصل، صدایی قدرتمند و احساسی هستند. " نامه ی۲۷ " از اشعار برتر، نگرانی های اولسون در مورد زیبایی شناسی، تاریخ و موسیقی در شعررا نشان می دهد.
اولسون واژه ی پست مدرن را اولین بار در نامه ای به تاریخ آگوست سال ۱۹۵۱ به دوست شاعرش آورده است. برترین های اولسون در مفهوم، حماسه ای مکانی است از ماساچوست و به ویژه گلاکاستر یعنی جایی که اولسون در آن مستقر بود. شهر مجاور گلاکاستر، مکانی مهم در برترین اشعار است. اولسون عادت داشت ساعت ها روی کنده درختی در شهر " لاگ توون " می نشست و شعر می نوشت. کل مجموعه ی برترین اشعار واسطه ای از صدای ماکسیموس و تا حدی برمبنای " ماکسیموس تیار"، فیلسوف یونانی دوره گرد و تا حد زیادی بر محور خود اولسون است.
اولسون خود را شاعر یا نویسنده نمی داند و بارها گفته است که من " باستان شناس صبح " هستم.

Atlanta

Atlanta ran swift course
the inward tender of her foot
fire upon my source
Leda lay beside the sea
made Michelangelo of me
Her draiad eyes, naiad arms
Ended the body of
a boy's alarms.

آتلانتا

آتلانتا (۱) با جریانی جلد می دوید،
خواهش درونی پاهاش
آتشی بر آغاز من
لیدا در کنار دریا دراز کشیده بود
از من " میکل آنژ " می ساخت
و چشم های وحشی و آغوش همچون نیلوفر آبی اش
پیکر هراس های مرد را فرو می ریخت.

Only the red fox, only the crow

You who come after us
You who can live when we are not
Make much of love
You to whom the spring can return
When we will merely correlate
Enjoy the envy
In this blind glance
You who shall have the earth,
And one another,
The government of noon,
Do not fail us, dance
You shall not know, but you
Remember this; the two-edged worth
Of loveliness
The night's for talking and for kissing
And when, on summer field
Two horses run for joy
Like figures on a beach
Your mind will find us,
As we have found,
Whithin its reach.
This, then, under the leaves
Or under snow,
You who come after us,
We send you for envoy:
Make most of love.

تنها روباه قرمز، تنها کلاغ

شمایی که پس از ما می آیید
شمایی که می توانید باشید
آن زمان که ما نمی توانیم
بسیار عشق بورزید
شمایی که بهارتان خواهد گشت
آن زمان که ما تنها با کرم ها می خوابیم
حسرت بار است
با نگاهی کور.
شمایی که زمین را خواهید داشت
و یکدیگر را
و حکومت نیم روز را
همچون ما مغلوب نشوید، بسیار برقصید
شمایی که نبایست بدانید، اما
این را به یاد بیاورید
بهای دو دم زیبایی را
شب برای اختلاط و بوسیدن است
و آن زمان بر زمین تابستان
دو اسب با شادی تمام می تازند
چون پیکرهایی بر ساحل
ذهن تان به ما خواهد رسید
آن گونه که ما یافتیم
به قدر وسعت آن.
آن گاه
زیر برگ ها
زیر برف ها
شمایی که پس از ما می آیید
شما را رسول می فرستیم
بسیار عشق بورزید.

A fish is the flower of water

You who follow Henry Thoreau
Beware
For bear to drive life into a corner
And think to trap her
She will slip away like any girl
Men curiously without appetite
Want wild muskrat meat.

گل قرمز آب، ماهی است

شمایی که " هنری تروو (۲) " را دنبال می کنید
زنهار
بپرهیزید
از راندن زندگی
به گوشه ای
فکر کنید به گرفتن او
او که چون دختران
لیز می خورد
مردان بی اشتها
از سر کنجکاوی
به دنبال گوشت موش آبی می روند.

Epigraph to call me Ismael

O father, father
Gone amoong
O eeys that loke
Loke, father:
Your sone!

کتیبه ای بر " مرا اسماعیل بنامید "

آه پدر، پدر
میان خودمان باشد
آه، چشمان در آن راه باریک
راه باریک، پدر:
پسرت را دریاب!

نظرات کاربران درباره کتاب باستان‌شناس صبح