از آنجا که بررسی و تحلیل فیلم میتواند در شناخت لایههای پنهان گفتمان حاکم بر فیلم مؤثر واقع گردد تا دیدگاه نویسنده را بهتر به مخاطب انتقال دهد، همچنین بررسی شخصیتهای فیلم نیز در شناسایی مؤثرتر هدف فیلم به میزان زیادی تأثیرگذار است. تا کنون در ایران پژوهشهای ارزشمندی در زمینه تحلیل گفتمان انتقادیصورت گرفته است و مؤلفان کتاب حاضر نیز در راستای همان پژوهشها اقدام به بررسی فیلمنامه «هیس! دخترها فریاد نمیزنند» نمودهاند تا از آن طریق بتوانند صحهای دیگر بر میزان کارآمدی این رویکرد و به خصوص نظریه فرکلاف گذارده و دلیل و شاهد جدید و متفاوتی بر این مهم بیافزایند و مشخص گردد که شخصیتپردازی افراد تا چه میزان تحت تأثیر دیدگاه نویسنده است. بنابراین، نگارش این کتاب دارای اهمیت میباشد.