فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب از موسيقی تا سكوت

نسخه الکترونیک کتاب از موسيقی تا سكوت به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب از موسيقی تا سكوت

بیش از نیم‌قرن است که دوستداران موسیقی ایران با نام بلند آوازه‌ی استاد حسن کسائی، موسیقیدان و نوازنده‌ی برجسته‌ی نی، آشنایند. او بازمانده‌ی نسلی از موسیقیدان‌های راهگشا و بدعت‌گذار نظیر: «آقاحسین‌قلی»، «درویش‌خان»، «وزیری» و «صبا» در مملکت ماست که در خدمت سنت گذشته نمانده، بلکه سنت گذشته را در خدمت هنر والاتری قرار داده است. به‌راستی کدام جان شیفته‌ای را سراغ داریم که از نوای نیِ آتشین او بی‌بهره مانده باشد؟
نوایی که از جدایی‌ها، غربت‌ها، اندوه‌ها و شادی‌های ملتی کهن حکایت می‌کند و نغمه‌های گمشده در قرون و اعصار این مرز و بوم را به گوش ما می‌رساند. به امید آن‌که نسل امروز و آینده، مشعلی را که استاد فرا راه هنر موسیقی این مرز و بوم افروخته است، پاس بدارند. این کتاب که بیانگر شمه‌ای از وجود هنری اوست به تمامی دوستداران راستین موسیقی ایران تقدیم می‌شود.

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.75 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۷۸ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب از موسيقی تا سكوت

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

سالشمار

۱۳۰۷: تولد در اصفهان (سوم مهرماه).
۱۳۱۲: شروع به خواندن آواز و تعلیم نزد تاج اصفهانی.
۱۳۱۳: بهره گیری از استادان طراز اوّل موسیقی نظیر ادیب خوانساری، اکبرخان نوروزی، غلامرضاخان سارنج، سیدحسین طاهرزاده و....
۱۳۱۴: شروع تحصیل در مدرسه پهلوی و در سال های بعد مدارس منیژه، شاه عباسی، علّیه، حکیم نظامی و دبیرستان ادب اصفهان.
۱۳۱۷: اولین ملاقات با ابوالحسن صبا و حسین تهرانی در تهران و خواندن آواز «ابوعطا» همراه ویلن استاد.
۱۳۱۹: علاقه به صدای نی و دمیدن در آن.
۱۳۲۱: بهره گیری از مهدی نوایی در مدتی کوتاه.
۱۳۲۲: اجرای اولین برنامه در رادیو ایران (قطعاتی در دستگاه «سه گاه» و چهارمضراب زنگ شتر صبا).
۱۳۲۴: اجرای دومین برنامه در رادیو ایران (در برنامه سولیست های خارج از کشور، روز دوشنبه و به جای ویلن ابوالحسن صبا).
۱۳۲۵: خرید دستگاه ریل گراندیک به منظور ضبط تکنوازی در منزل و ارسال آثار به رادیو تهران برای پخش هفتگی.
۱۳۳۱: اجرای کنسرت در شهرهای آبادان و خرمشهر به نفع بی بضاعت های ژاندارمری، همراه تاج اصفهانی و جلیل شهناز.
۱۳۳۳: شروع نوازندگی سه تار و بهره گیری از محضر ابوالحسن صبا.
۱۳۳۴: اقامت در تهران و شروع همکاری با برنامه های موسیقی رادیو ایران و ضبط آثار ماندگار به همراه خوانندگان و نوازندگان ممتاز. همچنین ضبط انبوه برنامه های خصوصی.
۱۳۳۵: اجرای کنسرت در وزارت امور خارجه به همراه محجوبی، مجد، تهرانی، تجویدی، بنان، پاشوکی و... به رهبری ابوالحسن صبا.
۱۳۴۰: همکاری با رادیو ارتش اصفهان، روزهای چهارشنبه به اتفاق تاج اصفهانی و جلیل شهناز.
۱۳۴۲: اجرای کنسرت به همراه جلیل شهناز، حسین تهرانی و حسین قوامی با حضور یهودی منوهین (در تهران).
۱۳۴۴: ازدواج.
۱۳۴۶: اجرای برنامه های متعدد در جشن هنر شیراز (حافظیه) تا سال ۱۳۵۶ و ملاقات با نوازندگان بزرگ جهان از جمله: راوی شانکار، شاران رانی، بسم اللّه خان، تران وانکه و....
شروع همکاری با رادیو اصفهان به صورت اجرای تکنوازی، همنوازی و آهنگسازی.
ریاست شورای موسیقی رادیو.
سرپرستی ارکستر رادیو اصفهان تا سال ۱۳۵۵.
۱۳۵۰: فعالیت و تدریس در «مرکز فرهنگی رادیو اصفهان» تا سال ۱۳۵۷.
۱۳۵۱: تدریس در دانشگاه فارابی اصفهان تا سال ۱۳۵۷.
۱۳۵۳: اجرا و ارائه یک دوره ردیف موسیقی ایرانی تحت عنوان «آشنایی با موسیقی اصیل ایرانی» با سه تار و آواز (رادیو اصفهان).
۱۳۵۴: ضبط یک صفحه دورو در مایه های شور و ماهور به همراه تنبک جهانگیر بهشتی (توسط کمپانی C.B.Sفرانسه) و انتشار در تمام نقاط جهان.
۱۳۵۵: برگزاری مراسم تجلیل در سالن شیر و خورشید اصفهان و اجرای قطعاتی به همراه تاج اصفهانی.
۱۳۵۸: اجرای آخرین برنامه رسمی در رادیو ایران.
۱۳۶۰: برکناری از صدا و سیما و قطع کلیه حقوق و مزایا.
۱۳۶۴: نایی در بند!
۱۳۶۹: سفر به کشورهای آلمان، انگلستان و فرانسه و شرکت در چند برنامه رادیویی.
۱۳۷۰: شرکت در جشنواره نی نوازان (تهران).
۱۳۷۵: سفر به کانادا و آمریکا به منظور مداوا.
۱۳۷۶: گرامیداشت توسط دوستداران موسیقی اصیل ایرانی در واشنگتن.
۱۳۷۸: دریافت نشان درجه یک فرهنگ و هنر به عنوان نفر اول در جامعه موسیقی کشور.
گرامیداشت توسط انجمن همیاری ایرانیان نیویورک (در اصفهان).
۱۳۷۹: برگزاری جشن هفتاد و دومین سالگرد تولد، توسط خانواده و دوستداران واقعی هنرموسیقی در شهر اصفهان.

مقدمه

آن نایی افسونگر(بیژن ترقی)

هنری سرزمینِ نوربارانِ اصفهان که چلچراغ پرآذین و نگارین خطه ایران زمین است، نه همین با کتیبه ها، کاشی ها، مساجد و مناره های پر نقش و نگار، آینه بندی ها و منبّت کاری ها، ترنج ها و اسلیمی ها، چشم و چراغ این مرز و بوم است و از سرپنجه های توانا و گوهرآفرین هنرمندان آن سرزمین از هر طرف دری به بهشت برین می گشاید و از هر دریچه هنرمندی عالیقدر و توانا به کار نگارگری است،
که هنر موسیقی نیز در آن نزهتگاه پُر زیب و فر، انسجام و طراوت دیگری دارد، زیرا استادان و هنرمندان بزرگ و مشهور اصفهان در هریک از پدیده های هنری، سبک و روشی ویژه خود دارند که از اصالت و صلابت خاصی برخوردار است.
***
آن نوازنده عاشق را در نوجوانی شناختم. در اولین دیدار با رفتاری صمیمانه و محترمانه روبه رو شدم که هیچ از گمانم نمی گذشت که در زیر آن چهره جوان و نجیب، دریای موّاجی از هنر و استعداد و تسلط عمیق به نواها و نغمه هایی که در پس اعصار و قرون به فراموشی سپرده شده، نهفته باشد.
استاد حسن کسائی که به حق یکی از طلیعه داران برنامه گلها و موسیقی معاصر ایران است با شیوه ای که در نواختن نی از خود ابداع کرد و با تحوّلِ عظیم مبتکرانه و استادانه ای که در اجرای این ساز پدید آورد، توانست جان دیگری به تن موسیقی این کشور بدمد. نی اگر چه یکی از قدیم ترین سازهای ملّی وطن ماست، ولی هیچ گاه در میان سازهای زهی و مضرابی دارای چنین عظمت و حضور موثری نبوده که بتواند با زبان بی زبانی و محدودیت های اجرایی، چنین گرم و موثر، تغنیات و سروده های لطیف ما و موسیقی پردامنه مان را به گوش دلدادگان و شیفتگان عالم هنر برساند.
این نواهای مسحورکننده و مستی بخش، گویی از ماورای گردون به گوش جان او فرو می ریزد و از زیر پنجه های سحرانگیزش، نثار دل های مشتاق می گردد.

همچو چراغ می جهد نور دل از زبان او

این همه شور و حال و گرمی، اثر سوز درون و عشق و محبتی است که از نهانخانه دل و جان او زبانه می کشد.

حدیث عشق نداند کسی که در همه عمر
به سر نکوفته باشد در سرایی را

او هنگامی که گره از گره بند نای می گشاید و از نکهت نغمات بهشتی، زمین و زمان را عطرآگین می نماید، عقده های فروخورده عشاق را نیز با سرانگشت هنرمندانه خویش می گشاید.
اگر چه در گستره ادب این کشور، منظومه ای بدیع، عارفانه و پر اسرار به وسیله آن شاعر بزرگ و سوخته جان (حضرت مولوی) نگاشته شده و تفاسیر بسیاری به وسیله فضلا و فرهیختگان شعر و ادب در تحلیل آن مثنوی تحریر و نشر یافته، ولی به یقین هیچ نوازنده ای در طول زمان نتوانسته اسرار آن شکایت های جانسوزی که از زبان نی بیان شده و در دل این ساز نهفته مانده را بیان دارد، زیرا به نظر نگارنده، راز این شکایت ها و حکایت های مکتوم و عارفانه را جز از زبان نی کسائی نتوان شنید.

ز نی است مستی ما، نه ز می، بزن زمانی
که حریفِ خوش نفس بِه، ز شراب ارغوانی

شاید اکثر استادان موسیقی این کشور که در زمینه گردآوری آثار گذشتگان و تحقیق و تفحص در شناخت گذشته موسیقی و چگونگی سازها و نواها به مدارج استادی رسیده اند، معترف به این مطلب باشند که نقشی را که استاد کسائی در اعتلا و وسعت اجرایی این ساز داشته، بی نظیر، ابتکاری و بدون سابقه است، چنانکه قطعات ضربی و چهارمضراب هایی که خاص سازهای زهی است و تنها به وسیله آرشه قابل اجراست (مانند چهارمضراب های آرشه پران) که هیچ نوازنده ای در هیچ زمانی قادر به اجرای آن با نی نبوده، از ابتکارات درخشان و به یاد ماندنی استاد است که یکی دیگر از ابداعات ایشان در زمینه موسیقی است.
***
به طورکلی هنرمندان بزرگ جهان، آن زمان که با شهپر اندیشه در آسمان زلال و تابناک هنر به پروازند و با خلق زیبایی ها قصد آن دارند که رنگ زشتی ها را از روی زمین برگیرند، هنگامی که از سیر در عالم ملکوت به زیر می آیند و جهان را زندان تنگ نظری ها و حسادت ها و بی عدالتی ها می بینند، رفته رفته به خشم می آیند و با بی اعتمادی از اجتماع و مردم زمانه کناره می گیرند، نسبت به خود و آثار پُربار و ارزشمندی که به وجود آورده اند، بی اعتنا می شوند و گاه دیده شده که سال ها دچار خاموشی در کار هنری خویش شده اند و با آزردگی و بدبینی چشم از دیدار و معاشرت همگان پوشیده اند.

دردا و دریغا که ز آهنگ فروماند
در پرده شد آواز خوش پرده درِ ما

و این گناه بزرگی است به دوش بانیان فرهنگ هر کشور که خدمتگزاران و نام آوران سرزمین خود را از خاطر می برند و عطایا و آفرینش های بدیع و خلاّقه آنان را نادیده می انگارند. هرچند پرتو این انوار الهی پیوسته، فروزان و تابناک است.
حال اگر هنرمندی از نامرادی های زمانه به عالم خاموشی و کنج فراموشی رو کند، زمانه و دل های مشتاق هیچ گاه او و آثار ارزشمند او را از خاطر خود نخواهند برد و با نهایت افتخار، آغوش خود را به روی او می گشایند، تندخویی ها و آزردگی های او را به جان خریده و با گوهریان پاک سرشک، غبار اندوه از چهره اش فرو می شویند، چرا که اینان گوهرشناسان و سوختگان عالم عشقند، نه بالانشینان منصب و صدارت.

تشنگان گر آب جویند از جهان
آب هم جوید به عالم تشنگان

و اکنون که زمان آن رسیده تا برگزیدگان عالم هنر را به دیده تکریم بنگرند و درصدد گردآوری آثار ارزشمند و به یادماندنی آنان برآیند و افتخار دیگری بر افتخارات فرهنگی این مرز و بوم بیافزایند، بر عهده فرزندان ایشان است که هر چه زودتر به تدوین و گردآوری همه آثار آهنگین و دستاوردهای اصیل این هنرمند بزرگ همت گمارند که دانش پژوهان و مدرسین رشته موسیقی از آن همه پدیده های ناب و شورانگیز بی نصیب نمانند.
و این هم پیام آخرین مولانا جلال الدین بلخی برای استاد کسائی:

این صدا در کوه دل ها بانگ کیست؟
گه پُر است از بانگ این که، گه تهی است

هر کجا هست آن حکیم اوستاد
بانگ او زین کوه دل، خالی مباد

بهمن ۱۳۷۸ - تهران

مقاله

استاد حسن کسائی نامی جاویدان بر بلندای لوح همیشه ماندگار موسیقی ایران(علی تجویدی)

به طوری که در یادداشت های روزانه پدرم میرزا هادی خان (فرزند میرزا محمدعلی سلطان الکتاب اصفهانی، خوشنویس معروف زمان قاجاریه) نقل شده، پدرم به اتفاق عمویم میرزامهدی خان در سال ۱۲۹۲ از اصفهان به تهران می آیند و بالاخانه ای در «آب مَنگُل» تهران واقع در انتهای خیابان ری فعلی اجاره می کنند و چون حرفه هر دو نقاشی به سبک مینیاتور بوده، در مجمع الصنایع ــ نزدیک میدان ارک (پانزده خرداد فعلی) ــ مشغول کار می شوند. پدر و عمویم هردو ردیف آواز را از مرحوم سیدرحیم خواننده معروف اصفهانی که پسر عمه خودشان بود، فراگرفته بودند و در همان زمان با نایب اسدالله نوازنده نی و همشهری خود آشنایی و رفت وآمد داشتند. عموی من که حدود شش سال از پدرم بزرگ تر بود، مراوده بیشتری با نایب اسدالله داشت. ایشان تعریف می کرد که نایب گذشته از اینکه در نواختن نی، هنرمندی بی بدیل بود، ردیف های آواز را هم بهتر از هر کس دیگری می دانست. به یاد دارم روزی عبدالله خان دوامی، موسیقیدان معاصر، برایم نقل کرد که بیشتر ردیف های آوازی را از نایب اسدالله یاد گرفته است.
در همان اوان یعنی سال های ۱۲۹۳ و ۱۲۹۴ نایب اسدالله برای دیدن دوستان خود، چند هفته ای از اصفهان به تهران می آید. عمو و پدرم مشتاقانه به دیدار او می روند و شبی «نایب» را به خانه خود دعوت می کنند. همان طور که قبلاً اشاره شد، خانه مسکونی پدر و عمویم در بالاخانه ای قرار داشت که مجاور آن خانه، درختی در کوچه کاشته شده بود که اگر کسی بالای آن می رفت، می توانست به آسانی داخل اتاق مسکونی را ببیند. در آن شب، نایب اظهار تمایل می کند که قطعه ای با نی بنوازد. عمویم تعریف می کرد که رهگذری کنار درخت که می رسد، صدای نی، او را چنان مجذوب می کند که برای شنیدن و استفاده بیشتر، از درخت کنار منزل بالا می رود و در مجاور اتاق می نشیند. مدت ها نایب مشغول نواختن بوده و رهگذر که از خود بی خود شده بود، پس از مدتی تعادل خود را از دست می دهد و از بالای درخت به زمین سقوط می کند. بر اثر صدای شکستن شاخه ها و افتادن رهگذر، نایب اسدالله، عمو و پدرم بسیار متوحش می شوند و سراسیمه به کوچه می آیند. جوانی را مشاهده می کنند که بر اثر سقوط از بالای درخت، دست و پایش مجروح شده است. نایب از اینکه صدای نی او باعث بوجود آمدن چنین صحنه ای شده، بسیار ناراحت و متاثر می شود. نگارنده هر وقت به یاد این نقل قول از پدر و عمویم می افتم، آن منظره را پیش خود مجسم می نمایم و سعی می کنم بشنوم نایب اسدالله در آن نیمه شب چه نغماتی اجرا نموده که رهگذر مسحور و مدهوش از درخت به کف کوچه سقوط کرده است.
تا آنجا که از نقاشی های دوران گذشته معلوم می شود، نوازندگان نی، آن را به صورت مایل یا اُریب بر لب خود می گذاشته و در آن می دمیده اند، به غیر از نوازندگان اصفهان که سر نی را بین دو دندان پیش فک بالای دهان قرار می داده اند و پیشینه آن هم به درستی معلوم نیست. از جهت صدا دهندگی، با توسل به این گونه تکنیک، نوازنده نی، ضمن دمیدن در نی با حرکات لب های خود می تواند هنگام نوازندگی به راحتی ویبراسیون ها را روی نی پیاده کند.
به طور خلاصه از جهت سازشناسی، اشاره می کنم که سوراخ های نی، بیشتر بر اساس گام دیاتونیک تعبیه می شود و نی هر قدر کوتاه تر باشد، صدا دهندگی آن زیرتر (ذیل تر) و هر قدر طول نی بلندتر باشد، صدا دهندگی آن بم تر خواهد بود. نوازنده نی در صورتی که از تکنیک لازم برخوردار باشد و خصوصا شنوایی گوش او برای تشخیص پرده های موسیقی حساسیت لازم را داشته باشد، می تواند با کم و زیاد کردن فشار به هنگام دمیدن در ساز نی و همچنین با نحوه انگشت گذاری که مقطع انگشت، سوراخ های نی را گشاد یا تنگ می کند، اصوات لازم را از شش سوراخ نی استخراج نموده و با حرکات لب، ویبراسیون های لازم را به دست آورد. از این حیث نوازندگی نی کاری است بس دشوار.

معروف ترین نوازنده نی که مورد توجه ظلّ السلطان فرزند ناصرالدین شاه بوده، ابراهیم آقاباشی است. او در نوازندگی نی و خوانندگی از مهارت لازم برخوردار بوده است. از شاگردان وی می توان به سیدعبدالرحیم اصفهانی (پسر عمه پدرم) و استاد معروف، نایب اسدالله نوازنده نی اشاره نمود. پیران قوم اشاره به نوازنده دیگری می کنند به نام سلیمان اصفهانی که او را مربی آقاباشی دانسته اند (نقل از تاریخ موسیقی، جلد دوم، حسن مشحون، صفحه ۶۱۷).

آنچه مسلّم است نایب اسدالله معروف ترین و ماهرترین استاد نی در اواخر عصر قاجار بوده است و شادروان مهدی نوایی اصفهانی از دست پروردگان اوست و نیز استاد ارجمند آقای حسن کسائی که امروز به حق نامش بر بلندای لوح همیشه ماندگار موسیقی ایرانی ثبت و ضبط شده از دست پروردگان مهدی نوایی می باشد.
خوشبختانه در مجموعه «گنج سوخته» نمونه های ساز قدما از جمله تار میرزاعبدالله و میرزا حسینقلی و همچنین قطعاتی از نوازندگی نی نایب اسدالله به گوش می رسد، که بدون تردید نوازندگی نایب در صدر نوازندگی سایر استادان آن عصر بوده است. شیوایی و لطافت و ظرافت نی نایب اسدالله را امروز در نوازندگی استاد ارجمند آقای حسن کسائی می شنویم با این تفاوت که ابداعات و ابتکارات آقای استاد حسن کسائی مرتبه و مقام نوازندگی نی را به کمال رسانده و نوازندگان فعلی نی که همگی پیرو مکتب ایشان هستند، معترفند که استاد کسائی از جهت تکنیک نوازندگی، جاده را برای آنها صاف کرده است. این جمله ای است که بنده کرارا از نوازندگان نی شنیده ام.
جملاتی که استاد کسائی در نوازندگی به کار می گیرد از جهت مبادی آهنگسازی نیز بسیار قابل ارزش می باشد. نگارنده روی یکی از نواخته های ایشان، مطالعه لازم را به عمل آورده و آن را به خط موسیقی ثبت کرده ام و امیدوارم در آینده ای نه چندان دور آن را برای ارکستر بزرگ بنویسم. در پایان از درگاه خداوند متعال برای این استاد بی بدیل و دوست بسیار عزیزم سلامتی و موفقیت آرزو می کنم.

شهریور ۱۳۷۸ ــ تهران

آن فرهنگ موسیقایی(ساسان سپنتا)

استاد حسن کسائی در سال ۱۳۰۷ در شهر اصفهان متولد شد. پدر او حاج سیدمحمدجواد کسائی از بازرگانان اصفهان بود که در اثر علاقه به موسیقی، بسیاری از هنرمندان به منزل او رفت وآمد داشتند، هنرمندانی نظیر: سیدحسین طاهرزاده، اکبرخان نوروزی، غلامرضا سارنگ، اخوان شهناز، ادیب خوانساری، تاج اصفهانی و دوست و رفیق دیرین پدر او استاد ابوالحسن صبا.
حسن کسائی در چنین خانه ای با موسیقی اُنس و الفت گرفت و در دوران کودکی و نوجوانی با شنیدن ساز و آواز آنها در خواندن طبع آزمایی کرد. پدرش از تاج خواست که او را تعلیم آواز دهد و تاج به تدریج گوشه هایی از دستگاه های موسیقی ایرانی را به او یاد داد. علاوه بر آن غالبا صفحات موسیقی ایرانی را در آن هنگام می شنید. اکثر آن صفحه ها از نمونه های ماندگار موسیقی ایرانی ضبط شده بود که زمان پخش هر دو روی آن حدود شش دقیقه بود و چون محدودیت زمانی داشت، اجراکنندگان به هنگام ضبط، گلچینی از اجراهای ممتاز خود را عرضه می کردند. در میان آن صفحات، آثاری مانند صفحه مشهور همایون تاج، دشتی روح انگیز، صفحه هایی از آواز قمرالملوک وزیری، ادیب خوانساری، ظلّی و دیگران بود که هر کدام جزو آثار ممتاز و برخی شاهکارهای اجرایی موسیقی ایرانی محسوب می شوند.
در آن زمان کسائی دوران کودکی و نوجوانی خود را طی می کرد. به طور کلی در این دوره از زندگی، ذهن، جویایی بسیار دارد و اندام های بدن مستعد انعطاف پذیری و تمرین بیشتری برای شکل پذیری است. به همین مناسبت نوجوان و جوان بسته به استعداد خود، آمادگی زیادی برای دریافت و فراگیری نواختن ساز دارد. از همین سن است که کارآیی شخص به تدریج رشد پیدا می کند و پرورش می یابد. تاثیرات محیط خانوادگی و پرورشی در دوران جوانی بیش از هر دوره دیگر موثر است. شهر اصفهان در آن زمان دارای فرهنگ ادبی ـ هنری ویژه ای بود. اصفهانی با چهارباغ و زاینده رود و میدان نقش جهان و آسمان آبی و فضای سرسبز و نقش های دل پسند، کاشی های مُعرق هفت رنگِ آثار باستانی آن. اصفهانی با شاهکار آفرینی استاد علی اکبر اصفهانی در مسجدشاه و کتیبه های ثلث نفیس علی رضا عباسی و خط نستعلیق میرعماد قزوینی و نقاشی های دیواری رضا عباسی و معین مصور از دوره با شکوه صفوی و وارثان هنر آنان در اواخر قاجار و بعد چون: محمدباقر نقاش (سمیرمی)، حاج مصورالملکی و حاج میرزا آقاامامی. اصفهانی که هنوز میراث هنری مشاهیر موسیقی اش چون سیدعبدالرحیم اصفهانی، حبیب شاطرحاجی و سیدحسین طاهرزاده (هر سه در آواز)، نایب اسدالله (نی) و میرزا عبدالحسین صدر (صدرالمحدثین) خطیب خوش آواز و ممتاز، در آن شهر تجلی داشت. اصفهان با فضایی که نغمه های دلنشین تار اکبرخان نوروزی و آواز رسای تاج همراه با عطر گل های اقاقیای کنار زاینده رود مشام جان را معطر می کرد. اصفهانی با شاهنامه خوانی و نقّالی مرشد عباس بزرگ و مرشد عباس ضریری، با انجمن های شعر با شکوهش چون انجمن ادبی دانشکده و شاعرانی چون میرزا عباس خان شیدا و دست پروردگان او چون متین، صغیر و بصیر و ادیبانی چون محمدباقر الفت و جلال همایی.
باری در چنین فضایی، استعداد هنری و موسیقی در کسائی به عرصه ظهور می رسید و نغمه هایی را با صدای خوش می خواند و نزد استادانی چون تاج و ادیب خوانساری تعلیم می گرفت و با نغمه های دلنشینِ شیوه اصفهان، انس و الفت می یافت. در یک بعدازظهر پاییزی که حسن در حیاط خانه قدم می زد، صدای نی نوازنده ای از پشت دیوار خانه برخاست و او از خانه پا به کوچه نهاد، پیرمردی تنها به نواختن مشغول بود. پیرمرد پس از مدتی رفت، ولی صدای موثر نی او در خاطر کسائی نوجوان به جا ماند.
سرانجام هنگامی که پدر علاقه حسن را به نواختن نی دانست، او را به مهدی نوایی معرفی کرد. نوایی از شاگردان نایب اسدالله و مقیم اصفهان بود. او در دوره خود به شهرت رسیده بود و گاهی از اصفهان به تهران مسافرت می نمود و در رادیو که چند سالی از افتتاح آن می گذشت نوازندگی می کرد، همچنین چند صفحه گرامافون از نی او به یادگار مانده است. کسائی چند ماه نزد مهدی نوایی به آموختن نی پرداخت. همانگونه که یادآور شدم چون استاد ابوالحسن صبا با مرحوم حاج سید محمدجواد کسائی و برادر استاد کسائی، مرحوم رضا کسائی مراوده داشت، هنگام مسافرت به اصفهان در منزل ایشان اقامت می نمود. استاد کسائی در منزل پدر بیشتر با صبا آشنا شد و این آشنایی منجر به دوستی بین آنها گردید و کسائی توانست با تعلیمات صبا به فراگرفتن رموز نوازندگی بپردازد و از خرمن معلومات استاد خوشه ها بچیند و با شگردهایی از فنون صحیح نوازندگی آشنا شود. استاد کسائی توانست با پشتوانه تعلیماتی صبا و جویایی و کوشش شخصی خود در صداداری و شیوه نواختن نی به موفقیت های بی نظیری نایل آید و بر اثر برخورداری از استعداد ذاتی، سبک نواختن این ساز را با شیوه ای سنجیده، استادانه و دلنشین اعتلا بخشد.
کسائی در طول سال های متمادی با خوانندگان و نوازندگان مشهوری که همه در فن خود از نخبگان بودند، همکاری هنری داشت و از اولین برنامه های گلهای رادیو ایران، در آن شرکت می نمود و صدای نی دلنشین او همراه با آواز خوانندگانی چون ادیب خوانساری، غلامحسین بنان و حسین قوامی و برخی دیگر به گوش می رسید. برنامه های متعددی نیز از همنوازی او با تار دلنشین جلیل شهناز و آواز رسای تاج در رادیو اصفهان ضبط شد. استاد کسائی به نواختن سه تار تسلط دارد و به همراه این ساز است که خود امکان خواندن پیدا می کند. شاید علت انتخاب این ساز نیز همین بوده است.
چون ممکن است برخی مطالب در شرح حال استاد با سایر مقالات این مجموعه همپوشی پیدا کند، به این سبب به همین مختصر قناعت کرده و بقیه مطالب را در حد گنجایش حجم مقاله بیشتر به تحلیل شیوه اجرایی و ویژگی های نوازندگی و موسیقایی استاد کسائی اختصاص می دهم.
نوازندگان ممتاز و برجسته در هر کجای جهان که بوده اند، در مسیر دوران های مختلف کار هنری خود، همواره برای کشف و کسب کمال و خلوص در کار خود، کوشش و تلاش بی وقفه روا داشته اند. در شیوه نوازندگی آنان هر حرکتی با زیبایی و خلوص و هم آهنگی کامل جسم و فکر و روح انجام می گیرد و به تدریج پرتوهای درونی و معنوی آنان به کمال نزدیک می شود و ابعاد متعددی از منش و شیوه زندگی آنان در هنرشان تجلی می یابد. نظم و ترتیب و وجود آراستگی در پیشرفت هنری هنرمند نقش اساسی را ایفا می کند. مراقبت مداوم در هنگام کار و انضباط فردی و تعمق و اندیشه هنگام تمرین موسیقی مانند دو بالی است که هنرمند را در سطوح بالای معرفت هنری پرواز می دهد. هنر نوازندگی در مسیر طولانی و دلپسند خود یک فرآیند مداوم است که هیچ گاه نوازنده جویا و منصف را راضی نمی کند. به این مناسبت هنرمند در پی کمال بیشتر خواهد بود و پس از آنکه به اهدافی نایل آمد، باز هدفی بالاتر با شکوه و جذابیت در افق دید وی پدیدار می شود و هر قدر نوازنده با خلوص و صداقت به آن نزدیک تر شود، هدف به افق های دورتر می رود. به این علت است که هنرمند واقعی با عشق و علاقه ای عمیق برای احراز مهارت و حفظ آن و کارآیی و اعتلای هنر خود دائما در تکاپو است.
«نی» یکی از سازهای بادی و بومی ایران است که از نظر صدادهی و تعدد هارمنیک های صوتی، سازی غنی محسوب می شود و صدایی دلنشین و لطیف دارد. حاصل کردن صدای مطلوب و تُن درخشان و اجرای فواصل درست موسیقی در این ساز مستلزم مهارت و کارآیی بالا می باشد. این ساز دارای شش سوراخ است و باید با این شش سوراخ، تمام فواصل موسیقی ایرانی را در نوازندگی عرضه کرد، به همین مناسبت گاه باید برای نواختن یک صدا از یک پریود یا فیگور موسیقایی از گوشه های گوناگون آوازها و دستگاه های موسیقی ایرانی، با دو یا سه انگشت، نصف یا حدود یک چهارم سوراخ های نی را گرفت و با کم و زیاد کردن آن، صدای درست را از آن حاصل نمود.
یکی از ویژگی های بارز نوازندگی استاد کسائی در نی، احراز تُن شفاف و مطلوب در محدوده بم و زیر این ساز است. تُن صدای نی استاد در اجرای ملودی های مختلف در محدوده بم این ساز، گرم و دارای هارمنیک های مطلوب و غنی است. به هنگام نواختن این ساز در محدوده بم نسبت به محدوده های زیر و غیث نیاز به نفس و بازدم بیشتری است، معهذا نواختن استاد کسائی در بخش بم از پشتوانه بازدم کافی برخوردار است و ملودی های اجراشده دارای استواری و پایداری و نُت های «لگاتو» نیز واجد کشش مطلوب است. تُن صدای نی در این بخش، غنی، گرم و استوار است. صدا در قسمت های بم از قوّت و حجم صوتی کافی برخوردار است، درحالی که ایشان در قسمت های محدوده اوج، غیث و پس غیث ضمن حفظ توازن صدا با قسمت های بم، جمله های موسیقایی را معمولاً با شدت صوتی کمتری می نوازند و این کاهش حجم صوتی در بخش صداهای زیر و غیث، ظرافت و شیرینی خاصی به صدای ساز می بخشد. اجراهای ایشان در این بخش در صداهای «استاکاتو» (مقطّع) حتی با سرعت زیاد شامل فواصل درست است. دقت در اجرای صحیح هر صدا که مستلزم درک درست ذهنی و گوش حساس و تسلّط کافی بر اعصاب و اندام های بدن، به ویژه دست ها و انگشت ها می باشد یکی دیگر از ویژگی های نوازندگی استاد کسائی به شمار می آید. نوازندگانی که این صفت را به حد لازم ندارند، برای یافتن صدای مقصود، سعی می کنند با اجرای نوعی «گلیساندو» و صوت های لغزشی تدریجا به صدای مورد نظر نزدیک شوند، درحالی که استاد با در نظر داشتن تداعی ذهنی صدای «درست»، صدای مورد نظر را با اعتماد به نفس به طور قاطع اجرا می کنند و این امتیاز نه فقط در صداهای صعودی و نزولی ملودی بلکه در اجرای فاصله های ساختاری بعضی گوشه های دستگاه های موسیقی ایرانی مانند صداهای فاصله دار آغازی گوشه «حجاز» یا «گبری» در ابوعطا یا «حسینی» در شور یا در فاصله های انتهای پریود نهایی قطعه که بر صدای اکتاو بالای نُت ایست یا نُت شاهد فضای تُنال قطعه مربوطه فرود می آید، به خوبی ملاحظه می شود. گذشته از آن در نواخته های استاد، قوی یا ضعیف کردن تدریجی صدا («کرشاندو» و «دکرشاندو») در جاهای مطلوب به نحو استادانه ای که مستلزم کنترل کامل حجم موثر هوای بازدم در نفس است، مورد استفاده قرار می گیرد.
نگارنده این مقاله، نمونه های مختلف از اجراهای استاد کسائی را با دستگاه های الکترواکوستیک آزمایشگاه «آواشناسی» مورد سنجش و بررسی قرار داده است. فواصل اجراشده توسط استاد دقیقا با معیارهای درست و خوش ساخت موسیقی اصیل ایرانی منطبق است. چون یادآوری توصیفات آزمایش ها و نکات فنی و بررسی های تطبیقی و سنجش هایی از نمونه ساز استادان: محمدصادق خان سرورالملک، حبیب سماع حضور، آقا حسینقلی و نایب اسدالله ضبط بر دستگاه «حافظ الاصوات» که حدود چهل سال پیش نگارنده بازیافت صوتی و استخراج نموده، از حوصله این مقاله خارج است، علاقمندان می توانند به مقاله «بررسی های آزمایشگاهی جدید در مورد گام موسیقی ایران» به قلم نگارنده در فصلنامه ماهور، سال اوّل، شماره ۱، پاییز ۱۳۷۷ رجوع کنند.
استاد کسائی در نوازندگی نی به اجرای «ویبراتو»های سریع و ارتعاش زیاد معتقد نیستند. استاد ابوالحسن صبا نیز به هنگام تعلیم ویلن، نگارنده را از اجرای ویبراتو سریع پرهیز می دادند و آن را مخصوص شیوه کلاسیک غرب می دانستند، گرچه خود استاد صبا مدت ها برای فراگیری تکنیک ویلن نزد «سرژخوتسیف» استاد مهاجر از روسیه در تهران کار کرده بود، ولی ویبراتو سریع را مناسب حال موسیقی ایرانی نمی دانستند. ویبراتوهای اجرایی استاد کسائی در نی با معیار معمول در قطعات اجرایی نایب اسدالله و ابوالحسن صبا هم آهنگی دارد که لحن خوش ساخت و الگوهای مطلوب بیانی موسیقی ایرانی را عرضه می دارد.
یکی دیگر از ویژگی های نی استاد کسائی استفاده از سکوت در فواصل مطلوب و مناسب جمله های کوتاه و بلند اجرایی است. چه بسا یک سکوت مناسب با طول زمان مطلوب بعد از یک فیگور یا پریود موسیقایی، بیش از بهم پیوسته زدن آنها موثر و جاذب است. در تکلّم و خطابه هم، چنین است، آنچنان که استاد سخن، سعدی گوید:

صدف وار گوهر شناسان راز
دهان جز به لوءلوء نکردند باز

چو خواهی که گویی نفس بر نفس
نخواهی شنیدن مگر گفت کس

از نظر محتوای ملودیک اجرایی، استاد کسائی دارای سلیقه و حُسن ابتکار خاصی می باشند. ایشان در اجرا از گوشه هایی استفاده می کنند که ارزش و محتوای اجرایی و استحسانی دارد و از فشرده کردن گوشه های زیاد و گاه بی محتوا که برخی نوازندگان به قصد تظاهر به «کثرت گوشه دانی!» اجرا می کنند، بیزار هستند. یاد دارم سال ها پیش، استاد علینقی وزیری در تعلیم موسیقی به نگارنده می گفت: «نوازندگان نباید برای طولانی کردن جلسات تدریس ساز و دریافت حق التدریس مکرر، آهنگ های بی محتوا و ضعیف را با نام های برجسته به ردیف کنند یا آنچه به این طریق اضافه شده است و ذوق سلیم آن را نمی پسندد، برایش اعتبار قائل شوند». با آنکه خود استاد کسائی گوشه های بسیاری را در ردیف موسیقی ایرانی، سال ها پیش برای تعلیم و استفاده علاقمندان با سه تار اجرا و با آواز خوانده اند که از طریق رادیو اصفهان پخش شد، معهذا به هنگام اجرا، گلچینی مطلوب از گوشه های با محتوا و مناسب را می نوازند.
استاد کسائی با حافظه ای شگفت، دقایق اجراهای ماندگار استادان موسیقی را در ذهن دارند. بارها اتفاق افتاده که قطعه ای از اجراهای استادان قدیم که در صفحات گرامافون از آنها به یادگار مانده است، با ایشان مطرح کرده ام و استاد با حافظه ای بسیار قوی، حتی تحریرهای قطعه را به صورت آواز یا ساز به یاد داشته و برای تداعی اجرا کرده اند. به طور مثال چندی پیش، ضمن مکالمه تلفنی با ایشان در مورد گوشه «حسینی» که طاهرزاده با تار درویش خان در صفحه خوانده است، صحبت به میان آمد. شعر قطعه این است:

فریاد از آن نرگس مستی که تو داری
داد از دل بیگانه پرستی که تو داری

استاد بلافاصله گفتند طاهرزاده عجب تحریری بعد از شعر خوانده است و خود از آن طرف خط تلفن، تحریرهای طاهرزاده را خواندند. حافظه استاد کسائی به شیوه عجیب، نمونه های زیبای تحریرها، فرازها، چهارمضراب ها، درآمدها، فرودها و شعرهای مناسب را در خود به ودیعه دارد و اجراهای استاد با پشتوانه غنیِ آن فرهنگ موسیقایی، همواره با حسن سلیقه و آفرینش هنری و ابتکار تحقق می یابد و در بسیاری از ملودی های اجرایی، پشتوانه الگوهای هجایی اشعار مناسب فارسی بر جذابیت اجرا می افزاید.
استاد کسائی مهارت های اجرایی را همواره در خدمت عرضه ارزش های هنری و موسیقایی به کار گرفته اند و هیچ گاه محتوا و لطف بیان و تعبیر موسیقی را فدای نمایشگری تکنیک نکرده اند. در قطعاتی که آواز را همراهی کرده اند، تنوع اجرا و خلاقیت در پاسخ به خواننده ملاحظه می شود و گاه در فرصت های مناسب برای خارج کردن آواز از حالت ایستایی با توام کردن پریودهای مناسب با وزن متریک به قطعه، تحرک و پویایی لازم بخشیده اند.
استاد کسائی بر اثر ممارست در نوازندگی نی، حوزه اجرایی این ساز را در اجرای گوشه های دستگاه های موسیقی ایرانی وسعت بخشیده اند و بر اثر پشتکار ایشان، بسیاری از گوشه هایی که در گذشته با نی اجرا نمی شد، اکنون با این ساز قابلیت اجرا یافته است. او قطعات گوناگون و متعددی چون چهارمضراب، رنگ، درآمد و قطعات ضربی ساخته است که مورد استفاده هنرمندان است.
امروز به طورکلی تمام نوازندگان نی کمابیش از شیوه نوازندگی استاد کسائی تاثیر پذیرفته اند و مکتب نوازندگی این ساز بر بنیاد یافته های او استوار است.

فروردین ۱۳۷۹ ــ اصفهان

نظرات کاربران درباره کتاب از موسيقی تا سكوت