فیدیبو نماینده قانونی راشین و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ترانه‌های خیام

کتاب ترانه‌های خیام
پژوهش صادق هدایت

نسخه الکترونیک کتاب ترانه‌های خیام به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب ترانه‌های خیام

افسوس که نامۀ جوانی طی شد وآن تازه‌بهارِ زندگانی دی شد حالی که وِرا نام جوانی گفتند معلوم نشد که او کی آمد کی شد *** افسوس که سرمایه ز کف بیرون شد در پای‌ اجل بسی جگرها خون شد کس نامد از آن جهان که پرسم از وی کاحوالِ‌ مسافرانِ دنیا چون شد *** یکچند به کودکی به استاد شدیم یکچند ز استادی خود شاد شدیم پایانِ سخن شنو که ما را چه رسید از خاک برآمدیم و بر باد شدیم *** یارانِ‌ موافق همه از دست شدند در پای‌ اجل یکان یکان پست شدند بودیم به یک شراب در مجلسِ‌ عمر یک دور ز ما پیشترک مست شدند *** ای چرخِ‌ فلک خرابی از کینۀ توست بیدادگری پیشۀ دیرینۀ توست وی خاک اگر سینۀ تو بشکافند بس گوهرِ قیمتی که در سینۀ توست

ادامه...
  • ناشر راشین
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.31 مگابایت
  • تعداد صفحات ۹۳ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب ترانه‌های خیام

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه

حکیم عمر خیام و صادق هدایت نامهایی هستند که نه تنها در ایران بلکه در بیشتر کشورهای جهان شناخته شده اند و هنگامی که رباعیات خیام به روایت صادق هدایت عرضه می شود طیف وسیعی از دوستداران ادبیات را به سوی خود می کشد. در این مقدمه کوتاه، پس از بیان مختصری از شرح حال خیام و هدایت، شیوه ای که هدایت در تصحیح و تنظیم رباعیات خیام به کار گرفته است توصیف می گردد.
در باره زندگی خیام اطلاعات فراوانی در دست نیست. بر اساس آنچه در تذکره ها آمده است چنین می ‎توان گفت که: نامش عمر، کنیه اش ابوالفتح، لقبش غیاث الدین و نام پدرش ابراهیم بوده است. دلیل شهرت او به خیام به درستی معلوم نیست. ظاهراً پدرش این عنوان را داشته و احتمالاً خیمه دوز بوده است. در نیمه دوم قرن پنجم و اوایل قرن ششم زندگی می کرده است. بنا به گفته نظامی عروضی، چند سالی پیش از ۵۳۰ هجری بدرود حیات گفته اما سال وفاتش را ۵۰۹ و ۵۱۷ هجری نیز ذکر کرده اند. القاب گوناگون از قبیل دستور، فیلسوف و حجه الحق به وی داده اند. در نجوم و ریاضیات سرآمد دوران بوده و در حکمت وی را تالی بوعلی دانسته اند. در جبر و مقابله نوآوریهایی داشته و مثلث محاسباتی موجود که به نام مثلث خیام-پاسکال معروف است گواه این مدّعاست. وی همچنین سرگروه دانشمندانی بوده که در سال ۴۶۷ هجری، در زمان سلطنت جلال الدین ملکشاه سلجوقی و وزارت خواجه نظام الملک تقویم دقیقی را که امروزه در ایران مورد استفاده قرار می گیرد و به تقویم جلالی معروف است تنظیم نمودند. خیام همچنین رسالات پرمحتوایی چون نوروزنامه و روضه القلوب دارد. اما رباعیاتش ظاهراً در زمان حیاتش صرفاً نزد دوستان نزدیکش شناخته شده بوده و سالها پس از وفاتش انتشار یافته است. این رباعیات به اکثر زبانهای مهم دنیا ترجمه شده و موجبات شهرت عالمگیر خیام را فراهم آورده است. با این وجود، همان طور که هدایت می گوید، این دانشمند بزرگ و شاعر بی نظیر علیرغم شهرت جهانی اش همچنان ناشناخته باقی مانده است.
در باره صادق هدایت، قسمتی از مقدمه ای را که جهانگیر هدایت بر کتاب حسرتی، نگاهی و آهی، آلبوم عکسهای صادق هدایت نگاشته است در اینجا می آوریم:
صادق هدایت، سومین پسر هدایتقلی خان هدایت ملقب به اعتضادالملک و خانم زیورالملوک، در روز ۲۸ بهمن ۱۲۸۱ شمسی مطابق با ۱۷ فوریه ۱۹۰۳ میلادی در تهران به دنیا آمد. صادق دو برادر و سه خواهر داشت. عیسی و محمود، برادران و اخترالملوک و اشرف الملوک، خواهرانش از او بزرگتر و انورالملوک، خواهر سوم از او کوچکتر بود. صادق پس از گذراندن دوره ابتدایی در مدرسه علمیه تهران، دوره اول متوسطه را در دارالفنون و دوره دوم را در مدرسه سن لوئی طی کرد و در سال ۱۳۰۴ فارغ التحصیل شد. نخستین آثار هدایت در سال ۱۳۰۳، تحت عناوین رباعیات خیام و پس از آن انسان و حیوان انتشار یافت. در شهریورماه سال ۱۳۰۵ (سپتامبر ۱۹۲۶ میلادی) صادق همراه دیگر دانشجویان اعزامی به اروپا برای تحصیل به بلژیک، شهر «گان»، اعزام شد و سپس برای ادامه تحصیل به پاریس انتقال یافت. صادق هدایت در اردیبهشت ماه ۱۳۰۷ شمسی به منظور خودکشی خود را به رودخانه «مارن» انداخت ولی به گونه ای معجزه آسا توسط قایقرانی نجات پیدا کرد. در ۲۵ تیرماه ۱۳۰۹ (۱۴ ژوئیه ۱۹۳۰ میلادی) به ایران بازگشت و مشغول کار، به خصوص نوشتن و انتشار کتب و مقالات خود گردید. در سال ۱۳۱۵ به هندوستان مسافرت کرد، زبان پهلوی را آموخت و داستان معروف بوف کور اثر جاودانی خود را نوشت. در سال ۱۳۱۶ از هند مراجعت کرد و مشغول کار و نوشتن آثار بعدی خود شد. در آذرماه ۱۳۲۴ بنا به دعوت دولت ازبکستان همراه هیئتی به تاشکند سفرکرد. در ۱۲ آذرماه ۱۳۲۹ برای بار دوم عازم پاریس شد و در روز ۱۹ فروردین ماه ۱۳۳۰ در چهل و هشت سالگی در آپارتمان اجاره ای خود با گاز دست به خودکشی زد. مزار او در گورستان «پرلاشز» در پاریس است.
تصحیح و انتشار رباعیات خیام نخستین کاری است که صادق هدایت در ۲۲ سالگی منتشر می کند. اما علیرغم جوان بودن هدایت در آن زمان، وسعت دانش، باریک بینی و صراحت بیان وی نشان می دهدکه پژوهشگری بزرگ و متفاوت با دیگران پا به عرصه فرهنگ و ادبیات ایران نهاده است.
در مورد خیام شاعر و خیام دانشمند و منجم، و اینکه آیا این دو بزرگوار یک نفرند یا نه، پژوهشهای مبسوطی صورت گرفته و نظرات ضد و نقیض فراوانی ارائه شده است. اما اینکه چنین پژوهشهایی تا چه اندازه می تواند راهگشا و مثمر ثمر باشد حکایت دیگری است.
دیدگاه ارسطو در باره هدف ادبیات که در طی قرون متمادی مورد تایید و استفاده بسیاری از اندیشمندان جهان قرار گرفته این است که مطالعه ادبیات دو هدف کلی را به طور همزمان دنبال می کند: یکی لذت بردن و دیگری درس گرفتن. اگر این دیدگاه ارسطو را ملاک قرار دهیم می بینیم که تفاوت چندانی نمی کندکه خیام شاعر و خیام دانشمند یک نفر باشند یا دو نفر. آنچه مسلّم است این است که مجموعه ای زیبا و پربار از رباعیات عمیق وجود دارد که هر دو هدف ادبیات، یعنی لذت و آموزندگی، را تامین می کند. خوانندگان این رباعیات نیز ناچارند که نامی را به سراینده این رباعیات اطلاق کنند و این نام را خود سراینده در تخلص شعری اش، خیام، برگزیده است.
هدایت می گوید: «ما عجالتاً این ترانه ها را به اسم همان خیام منجم و ریاضی دان ذکر می کنیم، چون مدعی دیگری پیدا نکرده تا ببینیم این اشعار مربوط به همان خیام منجم و عالم است و یا خیام دیگری گفته. برای این کار باید دید طرز فکر و فلسفه او چه بوده است.»
برای اینکه از رباعیات موجود به بهترین صورت لذت ببریم و درس بگیریم باید مشکل بزرگتری را از پیش رو برداریم و آن هم هرج و مرجی است که در ثبت و ضبط این اشعار در طول زمان رخ داده است. به طوری که هدایت عنوان می کند، در مجموعه هایی که تحت عنوان رباعیات خیام موجود است از هشتاد تا هزار و دویست رباعی آورده شده است. این مجموعه ها هر چقدر بیشتر جامع باشند کمتر مانع هستند. به عبارت دیگر، هر چقدر مجموعه مورد نظر بزرگتر باشد احتمال اینکه رباعیات اصیل بیشتری از خیام در آن یافت شود بیشتر خواهد بود و از این نظر مجموعه جامعتر می شود. اما از طرف دیگر، در یک مجموعه بزرگتر رباعیات غیراصیل و به اصطلاح الحاقی بیشتری نیز یافت می شود و به همین دلیل مانع بودن خود را از دست می دهد.
هدایت با قلم طنزآمیز خود در باره تنوع مضامین موجود در مجموعه های گوناگون رباعیاتی که به خیام نسبت می دهند چنین می نویسد: «مضمون این رباعیات روی فلسفه و عقاید مختلف است از قبیل: الهی، طبیعی، دهری، صوفی، خوش بینی، بدبینی، تناسخی، افیونی، بنگی، شهوت پرستی، مادی، مرتاضی، لامذهبی، رندی و قلاشی، خدایی، وافوری …»
وی در پاسخ به کسانی که می گویند افکار و عقاید خیام در طول حیاتش چندین بار عوض شده، با استناد به رباعیات خود خیام نشان می دهد که فکر و مسلک او تقریباً همیشه یکسان بوده و از جوانی تا پیری، شاعر پیرو یک فلسفه معین و مشخص بوده است. بدین منظور، دو رباعی اصیل را که مضامین آنها نشانگر سرودن آنها در دوران جوانی خیام است با دو رباعی اصیل دیگر که مضامین آنها حاکی از سرودن آنها در دوران پیری شاعر است مقایسه می کند. دو رباعی اول عبارتند از:

هرچند که رنگ و روی زیباست مرا
چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا

معلوم نشد که در طربخانه خاک
نقّاشِ ازل بهرِ چه آراست مرا

و

امروز که نوبتِ جوانی من است
می نوشم از آن که زندگانی من است

عیبم مکنید، گرچه تلخ است خوش است
تلخ است، چرا که زندگانی من است

و دو رباعی دوم عبارتند از:

افسوس که نامه جوانی طی شد
وآن تازه بهارِ زندگانی دِی شد

حالی که ورا نام جوانی گفتند
معلوم نشد که او کی آمد کی شد

و

من دامنِ زهد و توبه طی خواهم کرد
با موی سپید، قصدِ مِی خواهم کرد

پیمانه عمرِ من به هفتاد رسید
این دم نکنم نشاط، کی خواهم کرد؟

این چهار رباعی که از نظر محتوا و سبک بسیار به یدکدیگر نزدیکند موید نظر هدایت مبنی بر ثبات اندیشه خیام در طول حیات وی هستند.
کار هدایت از آن بابت کاری سترگ است که سره را از ناسره بازمی نماید. وی مهمترین سندی را که از رباعیات اصلی خیام در دست است رباعیات سیزده گانه «مونس الاحرار» می داند که در سال ۷۴۱ هجری نگاشته شده، در خاتمه کتاب رباعیات «روزن» استنساخ شده و در برلین به چاپ رسیده است. این رباعیات در کتاب حاضر ذیل شماره های ۸، ۱۰، ۲۷، ۲۹، ۴۱، ۴۵، ۵۹، ۶۲، ۶۴، ۶۷، ۹۳، ۱۱۵ و ۱۲۷ آورده شده اند. همچنین دو رباعی در کتاب «مرصادالعباد» تالیف نجم الدین رازی در تاریخ ۶۲۱-۶۲۰ هجری وجود دارد که یکی از آنها جزء رباعیات سیزده گانه «مونس الاحرار» نیز می باشد (شماره ۱۰). رباعی دیگر همان است که در این مجموعه ذیل شماره ۱۱ آورده شده است. این رباعیات چهارده گانه مبنای کار صادق هدایت را تشکلیل می دهند.
انتخاب این چهارده رباعی، علاوه بر نزدیکتر بودن تاریخ کتابت آنها به زمان سرودن اشعار، دو دلیل عمده دارد: یکی محتوا و دیگری سبک. از نظر محتوا، رباعیات چهارده گانه فوق فلسفه مستقل و طرز تفکر معینی را نشان می دهد، فلسفه ای طبیعی و نگاهی انتقادی نسبت به عقاید مرسوم زمان. از نظر سبک نیز، ساختار زبانی استوار، به کارگیری واژگان فخیم، متین و در عین حال ساده، رعایت دقیق وزن، قافیه و اسلوب شعری، استفاده طبیعی و غیرافراطی از فنون و صناعات ادبی (معانی، بیان و بدیع)، من حیث المجموع شیوه بیان آزاد، شیرین و روشنی به سراینده بخشیده که در ادبیات فارسی منحصربه فرد است. این ویژگیهای محتوایی و سبکی، به طور آشکار، در رباعیات چهارده گانه فوق الذکر مراعات شده و به آن یکدستی غیرقابل انکار یک مجموعه منسجم را بخشیده است، به نحوی که انتساب آنها جز به یک سراینده واحد معقول نیست. هدایت سایر رباعیات موجود در نسخ مختلف را با این چهارده رباعی مقایسه کرده و هر کدام را که از نظر محتوایی و سبکی با این مجموعه تجانس داشته به عنوان رباعی اصیل در نسخه حاضر وارد کرده است. اما هدایت نیز در مورد انتساب تعدادی از رباعیاتی که در این مجموعه گرد آورده است به خیام اندکی تردید دارد. این رباعیات که از نظر برخی ویژگیهای شعری مانند صلابت سبک و انتخاب واژگان به پای رباعیات چهارده گانه نمی رسند و یا اندکی متاخرتر به نظر می رسند در متن با علامت * مشخص شده اند. هدایت در باره این رباعیات می گوید: «این رباعیات بر فرض هم از خود خیام نباشد از پیروان خیلی زبردست او خواهد بود که مستقیماً از فکر فیلسوف و شاعر بزرگ الهام گرفته اند.»

کورش طارمی، زمستان ۱۳۸۰

بخش اوّل: رازِ آفرینش

(۱)
هر چند که رنگ و روی زیباست مرا
چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا

معلوم نشد که در طربخانه خاک
نقّاشِ ازل بهرِ چه آراست مرا

(۲)
آورد به اضطرارم اوّل به وجود
جز حیرتم از حیات چیزی نفزود

رفتیم به اکراه و ندانیم چه بود
زین آمدن و بودن و رفتن مقصود

(۳)
از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتنِ من جاه و جلالش نفزود

وز هیچکسی نیز دو گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهرِ چه بود

(۴)
ای دل تو به ادراک معمّا نرسی
در نکته زیرکانِ دانا نرسی

اینجا ز مِی و جام بهشتی می ساز
کآنجا که بهشت است رسی یا نرسی

(۵)
دل سرِّ حیات اگر کماهی دانست
در مرگ هم اسرارِ الهی دانست

امروز که با خودی ندانستی هیچ
فردا که ز خود رَوی چه خواهی دانست؟

(۶)
* تا چند زنم به روی دریاها خشت؟
بیزار شدم ز بت پرستان و کنشت

خیام که گفت دوزخی خواهد بود؟
که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت؟

(۷)
اسرارِ ازل را نه تو دانی و نه من
وین حرفِ معمّا نه تو خوانی و نه من

هست از پسِ پرده گفتگوی من و تو
چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من

(۸)
این بحرِ وجود آمده بیرون ز نهفت
کس نیست که این گوهرِ تحقیق بسفت

هر کس سخنی از سرِ سودا گفتَه ست
زان روی که هست کس نمی داند گفت

(۹)
اجرام که ساکنانِ این ایوانند
اسبابِ تردّدِ خردمندانند

هان تا سرِ رشته خرد گم نکنی
کآنان که مدبّرند سرگردانند

(۱۰)
دوری که در او آمدن و رفتنِ ماست
او را نه نهایت، نه بدایت پیداست

کس می نزد دمی در این معنی راست
کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست

(۱۱)
دارنده چو ترکیبِ طبایع آراست
از بهر چه اوفکندش اندر کم و کاست؟

گر نیک آمد، شکستن از بهرِ چه بود؟
ور نیک نیامد این صُوَر، عیب کراست؟

(۱۲)
آنان که محیطِ فضل و آداب شدند
در جمعِ کمال شمعِ اصحاب شدند

ره زین شبِ تاریک نبردند برون
گفتند فسانه ای و در خواب شدند

(۱۳)
* آنان که ز پیش رفته اند ای ساقی
در خاک غرور خفته اند ای ساقی

رو باده خور و حقیقت از من بشنو
باد است هرآنچه گفته اند ای ساقی

(۱۴)
آن بی خبران که دُرِّ معنی سفتند
در چرخ به انواع سخنها گفتند

آگه چو نگشتند بر اسرارِ جهان
اول زنخی زدند و آخر خفتند

(۱۵)
گاوی ست بر آسمان قرینِ پروین
گاوی ست دگر نهفته در زیرِ زمین

گر بینایی، چشمِ حقیقت بگشا
زیر و زبرِ دو گاو مشتی خر بین

نظرات کاربران درباره کتاب ترانه‌های خیام

این کتاب اولین اثر صادق هدایت است. کتاب، مجموعه رباعیات اصیل خیام است که با تحقیق صادق هدایت اصالت آنها تایید شده است. روش تحقیق صادق هدایت در مقدمه کتاب توضیح داده شده است. او رباعیات را از نظر موضوعی نیز طبقه بندی کرده است.
در 4 ماه پیش توسط راشین
چرا کتاب حاجی اقا از صادق هدایت رو نمیزارید؟؟؟
در 4 ماه پیش توسط جواد نکونام