فیدیبو نماینده قانونی پرنیان اندیش و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب نخستین قانون قدرت

کتاب نخستین قانون قدرت
مهارتت را به رخ نکش!

نسخه الکترونیک کتاب نخستین قانون قدرت به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۴۸۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب نخستین قانون قدرت

با یادگیری قوانین قدرت قادر خواهید بود درد و رنجی را که دیگران به دلیل برخوردار نبودن از مهارت‌های قدرت می‌کشند تسکین دهید. برای بازی با آتش باید خواص آن را شناخت. اگر بازی قدرت اجتناب‌ناپذیر است، پس بهتر است هنرمندانه بازی‌اش کنیم، تا‌این‌که بخواهیم منکِرش شویم، یا از در اختیار نداشتن مهارت‌های آن رنج ببریم. آموختن بازی قدرت نیازمند شیوه‌های مشخص نگرش به جهان یا به دیگر سخن، تغییری در چشم‌انداز است. این کار به تلاشی سخت و سال‌ها تمرین نیاز دارد زیرا دستیابی به نتایج بهتر در این بازی به‌طور طبیعی حاصل نمی‌شود. مهارت‌های پایه‌ای مشخصی مورد نیاز است و هنگامی‌که شما این مهارت‌ها را خوب فرا گرفتید، قادر خواهید بود قوانین قدرت را آسان‌تر به‌کار ببرید. گفت این کتاب می‌تواند گزینه‌ای مناسب برای آگاهی از نظریات خواندنی شماری از پیشینیان زبردست ما در عرصه‌ی قدرت و کارهای بزرگی که انجام داده‌اند باشد. قدرت به شکل بی‌پایانی اغوا‌کننده و فریبنده است و می‌تواند رضایت بی‌انتهایی به کسانی که قوانینش را مطالعه نموده و به‌کار بسته‌اند اعطا کند؛ و البته آنان را که برای گذرانِ وقت‌ و سرگرمی به مطالعه‌ی آن می‌پردازند به سختی تنبیه کند! یکی از خطرات قابل توجه این کتاب، آن است که قوانین قدرت را به شکل سطحی بخوانید؛ در آن صورت پس از مدتی متوجه خواهید شد زمان زیادی از عمر خود را در مقابل هیچ صرف کرده‌اید.

ادامه...

بخشی از کتاب نخستین قانون قدرت

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



آشنایی با قدرت

به طور معمول احساس عدم قدرت در برابر مردم و رخدادها برای ما ناخوشایند است. هنگامی که درمی یابیم ناگزیر به کمک گرفتن از دیگران هستیم، احساس تیره روزی می کنیم. همه دوست دارند قدرتمند باشند. همه در پی کسب قدرتِ بیشتر هستند. اگرچه، در دنیای امروز تشنه ی قدرت بودن امری خطرناک است و نمی توان آشکارا قدرت نمایی کرد. انسان ها مجبورند دادگر و نجیب به نظر برسند. انسان ها مجبورند با حیله گری خود را نجیب، آزادمنش و دادگر نشان دهند تا بدین ترتیب دیگران را گمراه سازند!
این بازی دوگانه، کشمکش هایی را که بر سرِ قدرت در دربارهای اشرافی دوران گذشته وجود داشت، به یاد می آورَد. در زمان های قدیم، دربارها همیشه پیرامون شخصی که قدرت را در دست داشت (شاه، ملکه، امپراطور و …) پدید می آمد. بدین ترتیب بود که درباریان از موقعیت حسّاسی برخوردار بودند. آن ها باید به اربابانشان خدمت می کردند و اگر در تملُّق و خدمتگزاری بیش از اندازه پیش می رفتند حرکات متملُّقانه ی آنان در نظر اطرافیان آشکار می شد؛ در نتیجه علیه آن ها اقدام می نمودند. رقابت بر سرِ بردن گوی سبقت در خدمتگزاری به اربابان، زیرکانه و نامحسوس بود! چنانچه درباریان ماهری می توانستند با این ظرافت خدمت کنند، آن گاه قادر بودند خود را در برابر دیگر رقبای درباری خویش مصّون نگاه دارند. رقبایی که هر لحظه مصمّم بودند آنان را کنار بزنند.
در همین حال، از درباریان انتظار می رفت حدّ اعلای فرهنگ، انسانیت و پالایش نفس را از خود نشان دهند. خشونت و هرگونه قدرت نمایی آشکار بی اثر می شد. درباریان در آرامش و پشت پرده علیه کسانی که از نیروی خود بهره می بردند، اقدام می نمودند. این امر نشان دهنده ی پیچیدگی اوضاع دربار بود. درباریان درحالی که می بایست نماد وقار و درستکاری باشند، ناچار بودند تا قدرت رقبا را با زیرکانه ترین روش ها محدود ساخته و اقداماتشان را بی اثر سازند. درباریان موفّق در گذر زمان آموخته بودند که باید همه ی حرکات خود را غیر مستقیم انجام دهند. اگر از پشت به رقبا خنجر می زدند، این کار را با لبخندی بر لب و دستکشی مخملین در دست انجام می دادند!
به جای اجبار یا خیانت آشکار، درباریان ماهر از ابزارهای تطمیع، فریب و اغفال در قالب راهبردی حیله گرانه بهره می بردند و همیشه چند حرکت آینده را پیش بینی می کردند. زندگی در دربارها یک بازی بی پایان بود که به چالاکی، هوشیاری همیشگی و تفکّر عملیاتی نیاز داشت؛ به راستی جنگی متمدّنانه بود!
امروز نیز به ویژه ما با تناقضی مشابه آن چه در همان دربارها می گذشت روبه رو هستیم؛ زیرا همه چیز باید متمدّنانه، از روی نجابت، همراه با آزادمنشی و عادلانه به نظر برسد. اما اگر آن قوانین را به شکل دقیق و مو به مو به همان صورت اجرا کنیم، به وسیله ی اطرافیانی که چندان هم نادان و ناآگاه نیستند، لِه خواهیم شد! همان گونه که سیاستمدار و درباری بزرگ عصر رنسانس، نیکولو ماکیاوِلی نوشته است: «کسی که تلاش می کند همواره خوب باشد، محکوم است که در محاصره ی شمار زیاد کسانی که خوب نیستند نابود شود!»
دربار، تصویری در اوج پاکی از خود می ساخت، اما در پس ظاهر فریبنده و پُر زرق و برق آن، دیگ احساساتی نظیر طمع، حسادت، شهوت و نفرت می جوشید. دنیای امروز ما هم تصویری در اوج عدالت از خود می سازد، در حالی که همان احساسات زشت، هنوز با ما هست و ما را به حرکت وا می دارد؛ همچنان که تا همیشه هم خواهد بود. بازی همان است؛ در ظاهر می بایست جزئیات آداب و ظرایف را رعایت کنید و در باطن، اگر احمق نباشید، به سرعت می آموزید که محتاط باشید؛ همان گونه که ناپلئون توصیه کرده: «دست آهنین خود را در دستکشی مخملین پنهان کن!».

اگر همچون دربارهای دوران گذشته بتوانید در هنرهای غیر مستقیم به درجه ی استادی برسید، یعنی با ویژگی های تطمیع، فریب، اغفال و روش های از پیشِ پا برداشتن زیرکانه که رقبا به کار می برند آشنا شوید، آن گاه کاربلَد شده و به قلّه های قدرت دست خواهید یافت. در چنان حالتی، قادر خواهید بود مردم را با خویش همسو سازید، بدون آن که دریابند چه کرده اید، در نتیجه هیچ گونه مقابله، مخالفت یا خشم و رنجشی از جانب آن ها مشاهده نخواهید کرد. لُرد چِستر فیلد گفته است: «دربارها بدون تردید جایگاه ادب و حُسن رفتارند که اگر این ها وجود نداشته باشد، ویرانی و کُشتار جای آن را خواهد گرفت. آن ها که می خندند و آغوش باز می کنند، اگر طرز پسندیده ی رفتارها در میان نباشد، بر یکدیگر تیغ می کشند و ضربه می زنند.»
در نظر بعضی از مردم، ایده ی بازی آگاهانه ی قدرت، فارغ از ماهیت غیر مستقیم آن، امری شیطانی، غیر اجتماعی و تاریخ گذشته است. آنان بر این باورند که می توانند با در پیش گرفتن رفتارهایی که گویی سَر و کاری با قدرت ندارند، از بازی بیرون بپرند. باید آگاه باشید که چنین اشخاصی، درست هنگامی که در ظاهر چنین ایده هایی را بیان می کنند، بیشتر اوقات در زمره ی زبردست ترین بازیگران قدرت جای دارند! آن ها در حقیقت، راهبردهای به غایت هوشمندانه ای را به کار می گیرند تا طبیعت کارشان پوشیده باشد. این دسته از اشخاص به عنوان نمونه، بیشتر بر نوعی ضعف و قدرت ناچیز خویش در قالب فضیلت های اخلاقی و حُسن رفتار پای می فشارند. اما شخص ناتوان، بدون وجود هرگونه انگیزه برای کسب سود شخصی، هیچ گاه ضعف خود را برای کسب دلسوزی و احترام، عمومی نمی کند. به راه انداختن نمایشی از ضعف توسط شخص، در حقیقت از راهبردهای بسیار اثربخش برای گمراهی و فریب در بازی کسب قدرت است.
راهبرد دیگری که اشخاص مورد اشاره به کار می برند، موضوع برابری در همه ی زمینه های حیات است. بدین معنی که با همه، فارغ از ظرفیت ها و توانمندی هایشان، باید یکسان رفتار شود. همزمان با تلاش برای رفتار برابر با همه، که با هدف از میان بردن لکّه ی ننگ قدرت انجام می شود، با این مشکل رو به رو خواهید شد که کسانی به راستی بهتر از دیگران هستند. رفتار یکسان با همه به معنی نادیده گرفتن تفاوت ها، برتری ها، مهارت ها و سرکوب کسانی است که نسبت به دیگران توانمندتر هستند. دوباره در این جا می بینیم کسانی که چنین رفتاری دارند، در حقیقت راهبرد دیگری از قدرت را در پیش گرفته اند؛ آنان به بازتوزیع پاداش مردم به شیوه ای که خود مشخص نموده اند می پردازند.
در عین حال، راه دیگری برای جلوگیری از بروز بازی قدرت، صداقت و صراحت کامل است. در نظر داشته باشید، یکی از شیوه های اصلی کسانی که در جست و جوی قدرت اند، پنهانکاری و فریب است. اما نباید فراموش کرد که صداقت کامل به ناچار، توهین و صدمه را برای بخش بزرگی از مردم به همراه خواهد داشت؛ یعنی در پاسخگویی، بعضی اشخاص به سمتی می روند که با صداقت خود به شما آسیب برسانند. واقعیت این است که هیچ کس اظهارات صادقانه ی شما را به طور کامل واقع گرایانه و خالی از پاره ای انگیزه های شخصی قلمداد نخواهد کرد. البته آن ها حق خواهند داشت زیرا در حقیقت، بهره گیری از صداقت، خود یک راهبرد کسب قدرت است که با هدف قانع ساختن دیگران به شرافت، خوش قلبی و از خودگذشتگی شخص به کار می رود. این روش، شکلی از اقناع و حتی شکل زیرکانه ای از اجبار است!
سرانجام آن ها که ادعا می کنند وارد بازی قدرت نمی شوند، داعیه ی بی ریایی دارند تا بدین وسیله خود را در برابر این اتّهام که در پی قدرت هستند مصّون بدارند. یادآوری می شود، آگاه باشید که ظاهر بی ریا می تواند وسیله ی بسیار اثربخشی برای فریب و حیله گری باشد. حتی بی ریایی خالص نیز از دام های قدرت رها نیست. کودکان ممکن است در بسیاری از زمینه ها به شکل خالص بی ریا باشند، اما آن ها هم بیشتر، از آن به عنوان یک ابزار برای اعمال قدرت بر اطرافیان خویش بهره می برند. کودکان به شکل قابل توجهی از کمبود قدرت در دنیای بزرگسالان رنج می برند و به هر وسیله ای که می توانند راه خود را می یابند. مردمِ به راستی بی گناه ممکن است همچنان بازیگران عرصه ی قدرت باشند؛ و به طرز وحشتناکی در بازی موفّق هستند؛ ازآن جا که هیچ مقاومتی مانعشان نمی شود! بار دیگر یادآوری می کنیم، آن ها که نمایشی از بی گناهی بر پا می کنند، در حقیقت انتهای صف بی گناهان جای دارند!
می توانید نابازیگران مورد اشاره را از راه فخری که به ویژگی های اخلاقی، پاکدامنی و طبع عالی عدالت پسند خویش می فروشند بشناسید. اما از آن جا که همه ی ما تشنگان قدرت هستیم و بیشتر اوقات کارهایی که انجام می دهیم در راه دستیابی به آن است، این نابازیگران تنها خاک به چشم ما می پاشند تا توجه ما را از بازی قدرتی که با حال و هوای برتری اخلاقی شان به راه انداخته اند گمراه سازند. اگر از نزدیک و با دقّت به آنان بنگرید، خواهید دید آن ها در حقیقت بیشتر کسانی هستند که با مهارت فراوان و به شکل غیر مستقیم دیگران را بازی می دهند؛ حتی اگر شماری از آنان ناآگاهانه این کار را انجام دهند. آن ها از هرگونه عمومی و علنی شدن شیوه ی هر روزه ی کارشان بسیار رنجیده خاطر و خشمگین می شوند. یکی از فیلسوفان هندی قرن سوم میلادی گفته است: «تیری که کماندار رها می کند ممکن است یک تَن را بکشد یا نکشد؛ اما حیله و نیرنگی که به وسیله ی مردی دانا و زیرک به کار زده شود، می تواند کودکان را در رحِم مادرانشان بکشد!»
اگر دنیای امروز ما مانند درباری است که در آن گرفتاریم، پس نمی توان از بازی بیرون پرید. این کار تنها شما را ناتوان تر می سازد و ناتوانی بیشتر، شما را سیه روز می سازد. به جای جدل بر سرِ ناچاری، بحث، ناله و احساس گناه، بسیار بهتر است اگر بر قدرتمان بیافزاییم. در حقیقت، بهتر بودن در برخورد با قدرت به معنی دوستان بهتر، عشق بهتر، زندگی بهتر، همسر بهتر و شخصیتی بهتر است که ما به آن تبدیل خواهیم شد. بدین ترتیب این امکان را فراهم می سازید تا دیگران نیز احساس بهتری در مورد خودشان به دست آورند، زیرا تبدیل به منبعی از رضایت برای آن ها خواهید شد. بدین ترتیب آن ها وابسته به توانایی های شما رشد خواهند کرد و همواره مشتاق حضورتان خواهند بود.
با یادگیری قوانین قدرت قادر خواهید بود درد و رنجی را که دیگران به دلیل برخوردار نبودن از مهارت های قدرت می کشند تسکین دهید. برای بازی با آتش باید خواص آن را شناخت. اگر بازی قدرت اجتناب ناپذیر است، پس بهتر است هنرمندانه بازی اش کنیم، تا این که بخواهیم منکِرش شویم، یا از در اختیار نداشتن مهارت های آن رنج ببریم.
آموختن بازی قدرت نیازمند شیوه های مشخص نگرش به جهان یا به دیگر سخن، تغییری در چشم انداز است. این کار به تلاشی سخت و سال ها تمرین نیاز دارد زیرا دستیابی به نتایج بهتر در این بازی به طور طبیعی حاصل نمی شود. مهارت های پایه ای مشخصی مورد نیاز است و هنگامی که شما این مهارت ها را خوب فرا گرفتید، قادر خواهید بود قوانین قدرت را آسان تر به کار ببرید. مهم ترین این مهارت ها و بن مایه ی حیاتی قدرت، توانایی مهار و مدیریت احساسات است. یک پاسخ احساسی به موقعیتی خاص، به تنهایی بزرگترین مانع در راه کسب قدرت و خطایی است که بهای آن برای شما به مراتب بیش از آن چه که ممکن است در هر ارضای موقت پس از بیان احساسات خویش به دست آورید، تمام خواهد شد.
احساسات، پرده ای بر منطق می کشد و اگر نتوانید موقعیت را به وضوح درک کنید، در هر سطحی از تسلط که باشید، نخواهید توانست برای آن موقعیت آماده شده و پاسخ شایسته ای به آن بدهید. خشم ویران کننده ترین پاسخ های احساسی است زیرا بیشترین اندازه ی ممکن از گستره ی دیدتان را می پوشاند. همچنین، اثر تشدیدشونده دارد؛ به شکلی که احاطه بر موقعیت را کمتر نموده و عزم دشمنان را در روبارویی با شما بالا می برد. اگر تصمیم دارید دشمنی را که به شما آسیب رسانده از میدان برانید، بسیار بهتر است با فریبِ دوستی خلع سلاحش کنید تا این که خشمتان را نشانش دهید.
عشق و محبّت همچنین ظرفیت نابودکنندگی دارد زیرا شما را نسبت به منافع آن ها که در بازی قدرت دخالت دارند کور می کند. نمی توانید خشم یا عشق را سرکوب کنید یا از چنین احساساتی جلوگیری کنید. نباید این کار را بیازمایید، بلکه می بایست در چگونگی بیانش دقت داشته باشید و مهم تر از همه، این احساسات هرگز به هیچ صورت نباید بر برنامه ها و راهبردهای شما اثر بگذارد.

نظرات کاربران درباره کتاب نخستین قانون قدرت

خیلی جالب وعالی هس
در 4 ماه پیش توسط عبدالباسط ریگی
عالی بود واقعا عالی بود حتما بخونید 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷💙💙💙💙💙💙
در 2 ماه پیش توسط