فیدیبو نماینده قانونی انتشارات شهرستان ادب و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ولی دوشنبه آه

کتاب ولی دوشنبه آه

نسخه الکترونیک کتاب ولی دوشنبه آه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب ولی دوشنبه آه

چقدر گاهی ناگاه به چشمِ ملتهبِ من دوشنبه غمگین است مگر نه این‌که جهنّم دوشنبه خلق شده؟ و در دوشنبه سفر خوب نیست بدیمن است؟ وَ روز عاشورا دوشنبه بوده؟ دریغ! دوشنبه سنگین است

  • ناشر انتشارات شهرستان ادب
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.23 مگابایت
  • تعداد صفحات ۶۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب ولی دوشنبه آه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

به:
دانش آموزانِ تاجیکستانِ عزیز

یک

سفر به صُبح رسید
نه!
عذر می خواهم
رسید صُبحِ سفر
وَ جامه دانِ مرا همسرم به دستم داد
نوشته های نو و کهنه ی عزیزِ مرا
کُتِ تمیز مرا
وَ هرچه و همه چه

چای خشک و
چفیه و
چتر

چرا و چیزِ مرا۱
سه شنبه بود و هوای «دوشنبه» ام در سر
سفر دوباره
سفر!

دو

سه شنبه روزِ شگفتی ست
بلوچ می گوید:
سه شنبه منحوس است۲
وَ ازدواج در این روز
شگون ندارد هیچ
سه شنبه پیچاپیچ

ترانه ای حتّی
سه شنبه را لعنت کرد۳
وَ گفت قیصر نیز:
سه شنبه سنگین است۴

چرا که کوه در این روز آفریده شده
به گفته ی طبری
چنان که سعدِ سلمان سروده پیش از این۵
و ثبتِ تاریخ است:
سه شنبه مرّیخ است
مخوف و خونی و مرموز

ولی دوشنبه
آه!
«دوشنبه است که دارد مزاجِ ماه
ای ماه!»۶

اگر نبود حضورِ سه شنبه های شفیع۷
سه شنبه های شکوفای شعر و قول و غزل۸
سه شنبه های ستایش
سه شنبه های نجیب

سه شنبه از هفته
یقین که گم می شد

سه

سه شنبه بود و
هوای «دوشنبه» ام در سر

سفر
دوباره سفر!

چهار

هوای ابری تهران
فرودگاهِ امام
عروج بر فلکِ آسمان
به آسانی۹

عبور
از قفسِ ابرهای سرد و سیاه
عبور
از دلِ تاریکستان
وَ بعد امّا
ها!
سلام تاجیکستان!
چه خوب آمد و خوش
با شتاب
طیاره!

چقدر یک باره!

پنج

حسابِ هفته به هم ریخت
من از سه شنبه علی رغمِ هفته ی پیشین
به جای پَرت شدن
در چهارشنبه ی پیر

رسیده ام به دوشنبه
سه شنبه بود و
دوشنبه

نه!
عذر می خواهم
دوشنبه بود و
سه شنبه

نه!
پس چه بود آیا؟
چه هفته ی گیجی!
دوشنبه بود و
دوشنبه
دوشنبه
دوشنبه
دوشنبه ی بارانی
دوشنبه ی ابری
دوشنبه ای که در آن روزهای هفته
تمام

رسیده بود به بن بست
دوشنبه ی یکدست
وَ هیچ فرق نمی کرد چندمین شنبه ست

شش

درست می گفتی
که خواب می بینم
چقدر مثلِ نگاهِ من و به گونه ی من
چقدر عینِ من اند
نه کودکان و جوانان همه
همه پیران

رسیده بودم از ایران
دوباره
به ایران

هفت

چه کوچه های تمیزی!
عجب درختانی!
چه روستاشهری!
نَه سرو کاشمر۱۰ است این صنوبرِ بیدل؟
مبارک و مُقبِل؟
وسیعِ شهر پر از ناز و نغمه ی مینا۱۱
دوشنبه ی نیمایی
دوشنبه ی نیما

هشت

حیاطِ حولی ها۱۲
چنان که از سرِ دیوارِ بی حفاظِ هتل
به چشم می آمد
پُر از حضور و هیاهوی
«عید گردک»۱۳ بود.

صدای باد می آمد
و کوچه در شبِ باران
در انتظارِ سحر
چشم و گوش خوابانده

تبِ تماشا داشت

نُه

خیال می کردم
رسیده ام به سی و چند سال پیش از این
به هفت سالگی ام
به کوچه های کریمِ سُماق۱۴ و توشله۱۵ و توت۱۶
به کوچه های سرودِ غزل خانم۱۷
دَم پَر۱۸

به هفت سنگ۱۹
به حرّاج۲۰
به آرا آرا۲۱
به تپّه سیخی۲۲ و حیطه۲۳
به جاده ی سِنتو۲۴

به دختره این جا
نشسته۲۵
می گرید...

به مازولاخ۲۶
به شانسی۲۷
به لیزلیزک۲۸ و برف

به کوچه های تبِ ما دو تا برادر۲۹...
آه!
به پشتِ بامِ هاجر۳۰
به بارشِ جَرجَر

به کوچه های شبِ شعرهای بی سکّه
و کودکان با من
به لحنِ رودکی و بیهقی
به بازی گرم...

نظرات کاربران درباره کتاب ولی دوشنبه آه