Loading

چند لحظه ...
کتاب دختر آرزو

کتاب دختر آرزو

نسخه الکترونیک کتاب دختر آرزو به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۴,۹۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب دختر آرزو

به محض اینکه هوا آن‌قدر روشن شد که توانستم بیرون را ببینم، دوباره فرار کردم. این‌بار یادداشتی برای بابا و مامانم نوشتم و گذاشتم روی تختم تا اگر درِ اتاقم را باز کردند که سری بزنند، آن را ببینند. چند تکه گرانولا و یک بطری آب برداشتم و گذاشتم توی کوله‌ام. از اتاق­نشیمن دویدم به­طرف در که کارلی گفت: «پیپ؟» کارلی توی پارک بازی­اش تلویزیون تماشا می‌کرد. حدس زدم که مامان بیدار شده و دوباره رفته بخوابد. خب، شنبه بود. کارلی پوشکش را درآورده بود و آن را تکه‌تکه می‌کرد. ایستادم و تکه‌های پوشک را جمع کردم و یکی دیگر پایش کردم. آهسته گفتم: «این رو دیگه تیکه‌تیکه نکن، کارلی. همه­جا رو کثیف می‌کنه.» انگشتش را روی لبش گذاشت و صدای هیس درآورد و سر تکان داد. بعد دست‌هایش را دراز کرد. «پیپ؟» می‌خواست با من بیاید. جواب دادم: «امروز نه، کارلی.» دست‌هایم را به­هم چسباندم و صدای فش‌فش درآوردم. «اون بیرون یه‌عالمه مار هست، مارهای بزرگ.» وانمود کردم که دست‌هایم فک‌های مارند و او غش‌غش به خنده افتاد. کنارش ماندم و باهاش بازی کردم، بعد شنیدم که دری آن­طرف خانه جیرجیر کرد و باز شد. می‌دانستم اگر بمانم، مجبور می‌شوم از کارلی مراقبت کنم و تمیزش کنم. شروع می­شد، برنامه‌ی همیشگی شنبه‌ها. دست تکان دادم و گفتم: «بای‌بای.» و آرام از روی فرش رد شدم. شب قبل، دنبال پوتین کهنه‌ام گشته بودم، پوتینی که یک‌سال‌ونیم پیش بابا برای برنامه‌ی ناموفق سه هفته پیشاهنگی خریده بود؛ آن را توی یکی از کارتن‌های بازنشده پیدا کردم. گذاشته بودم توی هال جلویی پشت تاب کارلی. از در که رفتم بیرون پوتین را پایم کردم. کمی پاهایم را اذیت می‌کرد، ولی برایم مهم نبود. امیدوار بودم که ضدآب باشد. از روز پیش سریع‌تر رفتم، چون می‌دانستم به کجا می‌روم. یا دست­کم می‌دانستم که از کجا شروع کنم. این‌دفعه مار آنجا نبود. به بوته‌ای که فکر می‌کردم همانی بود که مار زیرش خزیده بود، نگاه کردم. برای لحظه‌ای خیال کردم که ظاهر شد. نه. مار واقعی بود، واقعی‌تر از خیلی چیزهای توی زندگی­ام، بازی‌های ویدئویی، کتاب‌های تصویری و کارهای اجباری. رفتم سمت لبه‌ای که قبلاً ایستاده بودم و با دقت به دره نگاه کردم. مثل دیروز به­نظرم عجیب نیامد. احساس نکردم که چیزی تماشایم می‌کند.

ادامه...

مشخصات کتاب دختر آرزو

  • ناشر ویدا
  • تاریخ نشر ۱۳۹۶/۱۰/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.32 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۵۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب دختر آرزو

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب دختر آرزو

تو رو خدا یکی بگه داستان درباره چیه؟ این فیدیبو هم مثل آدم خلاصه کتاب نمیذاره!
در ۵ ماه پیش توسط یونگین ( | )
کتاب خییییییییلی قشنگیه عالی ترجمه خیلی معمولی بود ولی داستانش عااااالی بود
در ۱ سال پیش توسط MARYAM ( | )