فیدیبو نماینده قانونی انتشارات مینوفر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب گل‌های کاغذی

کتاب گل‌های کاغذی

نسخه الکترونیک کتاب گل‌های کاغذی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب گل‌های کاغذی

توی ناباوری عاطفه‌ها در باغ وفا را گل گرفتند بجای درد دل‌های صمیمی هزاران کینه را بر دل گرفتند *** تمام آشناهای قدیمی شدند دشمن در روز اسیری دریغ از ذره‌ای مردی رفاقت به یاد روزهای غرق سیری *** به من گفتی شب سرد زمستان اسیر گرمی دست تو هستم تو را مثل شقایق‌های عاشق به‌دوراز چشم دونان می‌پرستم *** به من گفتی با تو شاید اما بدون تو کجا مأوا بگیرم در این دنیای پرنقش و پر از مکر تو قلب ساده کی جا بگیرم *** تو می‌گفتی مرا تا اوج فردا به‌سوی قله عشقت کشانی دل‌پاک مرا در کلبه عشق به تاج پادشاهی می‌رسانی *** در این دنیای وارونه خدایا به مرداب دروغ او نشستم

ادامه...
  • ناشر انتشارات مینوفر
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.16 مگابایت
  • تعداد صفحات ۵۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب گل‌های کاغذی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

حصار

دوباره وسعت نافذ نگات
منو از خودم بیخود میکنه

مثل آبی که رو آتش میریزه
تمام غربتارو دود میکنه
***
تو هوای بارونی دل من
یه طرف خورشید داره پیدا میشه

واسه نقاشی مهربونیات
گل های رنگین کمونی وا میشه
***
تو روزای آخر فصل پائیز
صدای شکستن دل زیاده

مثل وقتی که دیوارای بلند
بین دست های من و تو افتاده
***
شب ها وقتی جای تو خالی میشه
غصه هام توی دلم جا نمیشه

وقتی نیستی انگار آسمون شب
خالی از ماه و ستاره ها میشه
***
پائیز انگار فصل دل شکستنه
دل من دیگه شکستن نداره

چینی شکسته دل منو
حرفای تو همیشه بند میزنه
***
من از این ثانیه ها خسته شدم
کاشکی شب می رفت وتو می اومدی

واسه چشم بی فروغ دل من
مثل یک ستاره چشمک می زدی
***
وقتی هستی آسمون آبی تره
ابرهای سیاه جایی ندارند
حتی این دیوارهای بلند و سرد
فاصله میون ما نمیذارند
***
وقتی نیستی دل من غریب تره
صدای پای مسافر نمیاد

توی کوچه های انتظار من
بجز خاطره عابر نمیاد
***
خاطر تو تنها همراه منه
وقتی کوچ لحظه ها تموم میشه

بگو باورم داری تو فصل زرد
پیش از اونکه زندگیم حروم بشه
***
بیا و دل منو تنها نذار
بگو این طور نمیمونه روزگار

میریزه دیوارهای بلند و سرد
منو باور می کنی پشت حصار
***
مثل هر شعر قدیمی واسه تو
توی آسمون شب پر می گیرم

مثل مهتاب که پر از صداقته
تو حصار لحظه هم دوستت دارم

نشانی

نگاه منتظر به راه
نشسته در هجوم شب

برای توست چه بی قرار
برای توست چه بی سبب
***
برای تو که بی نصیب
ز اشتیاق رویشی

به شهر تار قصه ام
نهایت یک جوششی
***
برای تو که خنده ات
دری به روی غصه هاست

تو که شمیم دیده ات
تلاقی نگفته هاست
***
تو از نگاه خیس من
به صد ترانه می رسی

به بی گناهی دلم
تو بی بهانه می رسی
***
تویی که حس بودنت
مدام در تلاطم است

به یک نگاه ملتمس
که در تلاقی غم است
***
بدون یک توقع
پر از گلایه های زرد

به دوش میکشی فقط
تمام غصه ام چو مرد
***
برای تو من حقیر
به مهر بی کرانه ای

فقط دعا می کنم
به سجده ای به گریه ای
***
من از غبار جاده ها
به هر دری که بسته شد

به عمق کمترین نگاه
به گریه ای که خسته شد
***
نشانی تو را دهم
که واژگانی تازه ای

به شهر هر غریبه ای
نهایتی همیشه ای

فغان

من از تبار آریا
نشان ز هر نشانه ام

به چنگ یک طلسم شوم
هدف در این زمانه ام
***
من از نژاد چشمه ها
زلال و پاک و بی ریا

به عشق دریای برین
رسیده ام به ناکجا
***
شروع این قصه تلخ
یکی نبود و یکی بود

میون برزخ نگاه
نشان زندگی نبود
***
گذشته از تمام عمر
که شد به قعر جاده ها

نهایتم به مرگ دل
که شد غریب قصه ها
***
منم همان غریبه ای
که حسرتش به آینه است

فقط نگاه می کند
از او چه چیز مانده است
***
بجز خیالی آشنا
برهنه در سکوت شب

بجز یه بغض بی حصار
در امتدادی بی سبب
***
نمانده جز سپیدی
پر از نشانه های ظلم

به روی تار گیسویم
به شانه های خسته ام
***
مگر چه دیدی از دلم
که بی وفایی پیشه شد

به جای دل به عشق من
خیانتت رویه شد
***
مگر نگفتی با منی
به رسم عاشقان دهر

مگر نگفتی تا ابد
غریبه ای به طعم قهر
***
مگر نبودی مدعی
که از تبار خسرویی

که تلخی نگاه را
به عشق شیرینت دهی
***
نژاد آریایی ام
چه شد تمام نغمه هات

نشاندی در دلم چرا
صدای نیش خنده هات
***
خطای قلب من چه بود
بجز اصالتی نجیب

خیانتت چگونه شد
شدم برای تو غریب
***
به هر تنی عطا نمود
خدا حیای بنده را

برای یک هوس بگو
حیا تو کُشته ای چرا
***
مرا به تاب گیسوی
کدام هرزه می دهی

بهای حُسن خال من
چه داشت کمتر از پری
***
به دلربایی ام چرا
نبود قانع دیده ات

به یک تبسم حلال
نکرد بسنده سینه ات
***
حرامی کدام عشق
میان قلب ما نشست

شدم فراموشت ولی
دلم ز دست تو شکست
***
سپردم از صمیم قلب
تو را به خنجر زمان

خورد به ریشه دلت
فغان من در این جهان

نظرات کاربران درباره کتاب گل‌های کاغذی