فیدیبو نماینده قانونی انتشارات شهرستان ادب و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب زیر سر کوه

کتاب زیر سر کوه
مجموعه غزل

نسخه الکترونیک کتاب زیر سر کوه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب زیر سر کوه

هر وقت می‌آیی بخندی غم می‌آید افسونی از یک گوشۀ عالم می‌آید شب چای و خرما می‌خوری راحت بخوابی جیغ بلند زلزله از بم می‌آید بعد از تمام سال‌های صبر، سهراب! روزی برای کُشتنت رستم می‌آید شک کرده‌ای حتی به اینکه دیگر این عشق اصلاً به کار عالم و آدم می‌آید پیراهنت باغ گل سرخ است انگار پس کی دهان زخم‌هایت هم می‌آید؟ دلخوش به اینی که پس از یک عمر تلخی مرگت اگر چه دیر، دست کم می‌آید

ادامه...
  • ناشر انتشارات شهرستان ادب
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.21 مگابایت
  • تعداد صفحات ۶۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب زیر سر کوه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



غزل ۱

از بس که آهی پشت آهی پشت آهی
پیچیده ام انگار در ابر سیاهی

دارم غم یک آدم آشفته را که
از او کسی پرسیده باشد: رو به راهی؟

آواره ام در شهر مثل شیخ صنعان
رقصیده ام چون مولوی در خانقاهی

از روز اول هم دلم می گفت این عشق
کار خودش را می کند خواهی نخواهی

جنگیدم آن گونه برای ماندنت که
سربازها عمری برای پادشاهی

قلب است، اندوهش، غمش دست خودش نیست
اوقات تلخی می کند بعد از تو گاهی

باید بیندازم دلم را روی دوشم
باید بیایم پیش عقل خیرخواهی

غزل ۲

گفتی نخواه این همه بخشندگی کنم
در یک زمین سوخته بارندگی کنم

«می خواهمت چنان که لب تشنه آب را»(۱)
باید برای معجزه یک دندگی کنم

من طفل راه نابلدم در شبی سیاه
مجبورم اعتراف به درماندگی کنم

دست و دلم به کار تو رفته ست پیش از این
بی دست و دل چگونه خودم زندگی کنم؟

این قدر فکر و ذکر دلم می شوی بد است
هرگز نشد برای خدا بندگی کنم

غزل ۳

تو نیایی چه فرق خواهد کرد، زندگی با تمام زاویه ها؟
قبر من با تمام دلتنگی، مرگ من با تمام حاشیه ها؟

تو نیایی چه انتظار از دل، جز رمیدن از عالم و آدم؟
تو نیایی چه انتظار از چشم، جز نشستن به راه بادیه ها؟

ابر تشنه برای باریدن! لب خشکم ترک ترک شده است
دست در دست بادها رفتی در مسیر کدام ناحیه ها؟

شهرْبابک، کجای نقشه توست؟ گوشه جاده ترانزیتی(۲)؟
که فقط از غمش عبور کنی، بی نشستن کنار مرثیه ها؟

مثل بانوی مصر درگیر رازهای سیاه فرعونم
نیل باید بیاورد پسری، بار دیگر برای آسیه ها

مثل جان کندن است این ایام، بی تو سر از هنر درآوردن
شعر خواندن برای آدم ها، شعر گفتن برای قافیه ها

غزل ۴

از غم اگرچه آینه ام بی ترک نبود
قبل از تو حال و روز دلم ای بدک نبود

ای کاش می گذاشت که بی حرمتی کنم
ای کاش قصه، قصه نان و نمک نبود

من آمدم که از تو بپرسم مسیر را
اما گمان کنم که تو قصدت کمک نبود

عشق آتش عذاب خدا یا هدایت است؟
فرصت برای پرسش و تردید و شک نبود

از پشت کوه آمده بودم به شهر تو
آداب عشق ما دو نفر مشترک نبود

در پشت کوه، عشق رهایت نمی کند
چوپان به شهر می زد اگر نی لبک نبود

غزل ۵

ای تکه ابر کوچک باران زا، در تو چه قدر شور بهاران است
در تو چه قدر پونه وحشی بود، در تو چه قدر رود خروشان است

در من چه قدر تاق و گون هر روز، در من چه قدر بوته گز هر سال
باید ندیده منتظرت باشند، چون انتظار رسم بیابان است

تا از تصور تو لبم خندید، دنیا خطی به صورت من انداخت
اینجا سزای خنده، ترک هایی در گوشه گوشه لب خندان است

گاهی به فکر درد دل ما باش، گاهی بدون اینکه بباری هم
با خنده از مقابل ما هر وقت رد می شوی تو، تشنگی آسان است

شاید اگر که رود لرستان بود، شاید اگر که جنگل گیلان بود
شاید اگر... چه فایده ای دارد؟ اینجا شمال غربی کرمان است

هرجا غم است، طبع غم انگیزی، هرجا که خنده، یار دل انگیزی
خشک است بس که چشم و دل ودستم، آن تکه ابر عاشق گیلان است

نظرات کاربران درباره کتاب زیر سر کوه