فیدیبو نماینده قانونی نشر ایران‌بان و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب تیتیش شاه و امپراتور خبیث
جلد اول

نسخه الکترونیک کتاب تیتیش شاه و امپراتور خبیث به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب تیتیش شاه و امپراتور خبیث

ادوین تا ساعت پنج و نیم داشت چرخ‌دستی پر از کوه شکلاتش را میزان می‌کرد. او شکلات‌ها را سرازیر کرد تو قیف گنده‌ای، چسبیده به لوله‌ی وصل شده به چرخی، چسبیده به چرخ دیگری وصل به یک پیستون وصلِ شده به... خب، خودت ماجرا را فهمیدی.
ماشینِ خیلی پیچیده‌ای بود. دستگاه لقمه پرت کن شاه ادوین که مخففش می‌شد د. ل. پ. ک. ش. ا.
شاه ادوین د. ل. پ. ک. ش. ا. را برد تو جاده‌.
در راه روستا، دستگاه در جهت‌های مختلف تو خیابان‌ها شکلات می‌پاشید.
روستایی‌ها از خانه‌های‌شان دویدند بیرون و هر چی را می‌توانستند تو هوا گرفتند. آنها عاشق این قسمت از هفته بودند.

ادامه...
  • ناشر نشر ایران‌بان
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 7.47 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۰۸ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب تیتیش شاه و امپراتور خبیث

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:







۱. پول توجیبی

پسر گفت:
ـ من الان پول توجیبیم رو می خوام، لطفاً.
و مردی با چرخ دستی پر از سکه های طلا آمد.
ادوین یک پسر نُه ساله ی معمولی نبود. او شاه بود. با تخت شاهی، کلاه خود و زره ، کاخی با ورودی های مخفی و همه چیز. از همه مهم تر، او تاج داشت.



تاج خیلی مهم است. اگر ادوین تاج نداشت، شاید فقط می شد بگویی:
ـ پسری که اونجاست رو ببین. مثل هر بچه ی دیگه ای کاملاً معمولیه. مگه نه؟
اما یک تاج بگذار رو سرش، آنوقت بگو:
ـ وااای! اون یه پسره. پسری که شاهه! شرط می بندم کلی ماجرا و چیزای باحال داره. شاه که بی تاج نمیشه.



این تاج واقعاً خاص بود چون بالای هر دندانه ی تاج، یک تاج کوچولو بود. تاج، خودش چند تاج داشت.
این تاجِ تاج تاجی را نمی توانستی جایی پیدا کنی. جای تعجب نبود که چرا هیچوقت شاه ادوین آن را از سرش برنمی داشت.
شاه ادوین به سرباز کاخ که چرخ دستی را آورد، گفت:
ـ خیلی ممنونم.
چون درست است که فرمانروا بود، اما پسر خیلی مودبی بود. او دستش را میان طلاها برد و مشتی سکه ی براق برداشت. آن همه سکه مجذوبش کرد. همیشه سکه برایش باحال بود.
ادوین چرخید طرف دستیار ویژه اش و گفت:
ـ جیل، کمی از کاخ می رم بیرون.
این ها را جیلِ وزیر همانطور که همزمان با هر دستش یک نامه را می نوشت، گفت.
یک بار نامه نوشتن با دو دست را امتحان کن!
کار راحتی نیست.



جیل سرش خیلی شلوغ بود. او با شغلی خیلی بزرگ، بزرگ شد. گرچه ادوین پادشاه ادوین لند بود، اما به یک نفر بزرگسال احتیاج داشت تا در مسائل پیچیده کمکش کند.
کی برای مهمانی جشن تولد، خرس رقصنده پیدا می کرد؟
کی وقتی خرس رقصنده بازوی کسی را می خورد، نامه ی عذر خواهی می نوشت؟

نظرات کاربران درباره کتاب تیتیش شاه و امپراتور خبیث