فیدیبو نماینده قانونی انتشارات نگاه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب خیام و پساخیامیان

کتاب خیام و پساخیامیان

نسخه الکترونیک کتاب خیام و پساخیامیان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب خیام و پساخیامیان

از نظر تاریخی، درون‌مایه‌یِ شعر خیام، به پیش از او می‌رسد. «اصطلاح غنیمت دم» نخستین بار در غزلی از هوراس، شاعر نامدار رومی، آمده و هم او به پرداخت ژرف‌تر این بن مایه‌یِ ادبی، همت گمارده است. این مضمون، در ادبیات یونان باستان و در آثار ادبی سایر ملل نیز به کرات رخ نموده و بر کوتاهی عمر و ناگزیری مرگ، تأکید داشته است. چه بسا این درون‌مایه‌یِ مکرر را بتوان پژواک اندیشه‌های فلسفی اپیکور دانست. در شعر اروپایی، قالبی چهار مصراعی وجود دارد که یک گونه‌یِ آن مصراع‌های اول و دوم و چهارمش قافیه‌دار است و به قالب «عمر خیامی» شهره است. اما ترجمه‌یِ آزاد «ادوارد فیتز جرالد» از ربایی‌های خیام، به سال ۱۸۵۹م و بی ذکر نام مترجم به چاپ رسید. روایت فیتز جرالد، نه پایبندی او به اصل ربایی‌ها؛ بلکه عصاره‌یِ روح جاری در آنهاست. صور خیال جان‌دار، غریب و دور این سروده‌ها موجب کشش علایق عصر ویکتوریایی به سوی مشرق زمین می‌گشت و بن مایه‌یِ اپیکوری آنها را به جنبش ادبی زیباگرایی، پیوند می‌داد. حزن رمانتیک این ترانه‌ها، طلایه‌دار شعر بدبینانه‌یِ شاعران پرآوازه‌یِ انگلیسی همچون «ماتیو آرنولد»، «جیمز تامسون» و «توماس هاردی» گردید. «ربایی» از جمله قالب‌هایی است که تا به امروز، اصالت خود را از دست نداده، و به دلیل دارا بودن خصوصیات ساختاری و ویژگی ایجاز، که از مهم‌ترین قابلیت‌های این قالب به شمار می‌رود، هم‌چنان قابل توجه است. ایجاز از ویژگی‌هایی است، که ادبیات معاصر، در پی دستیابی به تکنیک‌های نوین در آن، ابتکار و خلاقیت فراوانی را به کار گرفته است.

ادامه...
  • ناشر انتشارات نگاه
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 0.79 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۵۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب خیام و پساخیامیان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

سیری کوتاه در تاریخچه یِ ربایی

اوّلین شاعری که به ربایی توجه داشت، رودکی، پدر شعر کهن است. در دیوان بازمانده از او حدود ۳۹ ربایی وجود دارد. احتمالاً تعداد زیادی از ربایی های او از بین رفته است. ربایی های او غالباً توصیفی و عاشقانه و مفرّح اند:

ای از گل سرخ، رنگ بربوده و بو
رنگ از پی رخ ربوده، بو از پی مو

گلرنگ شود چو روی شوید، همه جو
مشکین گردد چو موفشانی، همه کو

دوّمین شاعری که به ربایی اقبال داشته، فرخی سیستانی است که ۳۶ ربایی دارد. نمونه ای از او:

یا ما سرِ خصم را بکوبیم به سنگ
یا او سرِ ما به دار سازد آونگ

القصّه در این زمانه یِ پر نیرنگ
یک کشته به نام، به که صد زنده به ننگ

اشعار فرخی سیستانی بسیار ساده است و معمولاً از آرایه های ادبی تهی. سوّمین شاعر، عنصری است که در دیوان او ۷۷ ربایی وجود دارد:

در عشق تو کس، پای ندارد جز من
در شوره، کسی تخم نکارد جز من

با دشمن و با دوست، بدت می گویم
تا هیچ کسَت دوست ندارد جز من

عسجدی، منوچهری و ارزقی هروی نیز، در قرن پنجم ه.ق ربایی هایی دارند که همه در مضمون های ساده یِ عاشقانه پرداخته شده اند و قوی تر از اشعار فرخی و عنصری نیستند.
در همین قرن، ربایی هایی به ابوسعید ابی الخیر نسبت داده اند امّا در تحقیقاتی که از سوی ریپکا و دکتر شفیعی کدکنی صورت گرفته، اصولاً او شعری نسروده است. ربایی هایی که از او نقل می شود، بیشتر از باباافضل، خیام و یا مولاناست و یا این که شاعری مجهول آنها را سروده است.
دو نمونه:

بازآ بازآ هر آن که هستی بازآ
گر کافر و گبر و بت پرستی بازآ

این درگه ما درگه نومیدی نیست
صد بار اگر توبه شکستی بازآ
***
از واقعه ای تو را خبر خواهم کرد
و آن را به دو حرف مختصر خواهم کرد

با عشق تو در خاک، نهان خواهم شد
با مِهرِ تو سر ز خاک، برخواهم کرد

همچنین ربایی هایی از محمد غزالی و احمد غزالی و ابن سینا و عین القضات، در تاریخ ادبیات آمده است که به سختی می توان آنها را از هم تفکیک و ثابت کرد که از کدام یک از آنهاست.
نمونه ای از احمد غزالی:

در عالمِ خاک، خاک پاشیدم و رفت
صد دشمن و دوست، بر تراشیدم و رفت

با چون و چرایِ فلکم کاری نیست
چندان که به دانشم بشاشیدم و رفت

نمونه ای از ابن سینا:

ای کاش بدانمی که من کیستمی
سرگشته به عالم از پی چیستمی

گر مُقبلم، آسوده و خوش زیستمی
ورنه به هزار دیده بگریستمی

در قرن ششم ه.ق نخستین شاعری که در ربایی های حبسیّه سرود، مسعود سعد سلمان است:

هر یک چندی به قلعه ای آرندم
اندر سمجی(۵) کنند و بسپارندم

شیرم که به دشت و بیشه نگذارندم
پیلم که به زنجیرگران، دارندم

امیر معزّی، در همین قرن، ربایی های مدحی و عاشقانه دارد:

گر نور مه و روشنی شمع تراست
این کاهش و سوزشِ من از بهر چراست

گر شمع تویی مرا چرا باید سوخت
گر ماه تویی مرا چرا باید کاست

همچنین سنایی غزنوی، شاعر عارف قرن ششم ه.ق ربایی هایی دارد که یک نمونه را ذکر می کنیم:

اندر دریا نهنگ باید بودن
واندر صحرا پلنگ باید بودن

مردانه بدونِ رنگ باید بودن
ورنه به هزار ننگ، باید بودن

در میان شاعران قرن ششم ه.ق مَهْسَتی گنجه ای، زنی عاشق پیشه بود که بربط می نواخت و ربایی می سرود. مهستی گنجه ای ۱۶۹ ربایی دارد:

آن کودک قصّاب دکان می آراست
استاده بُدند مردمان از چپ و راست

دستی به کفل می زد و خوش خوش می گفت:
احسنت زهی دنبه یِ فربه که مراست

نمونه ای دیگر:

ما را به دم پیر نگه نتوان داشت
در حجره یِ دلگیر، نگه نتوان داشت

آن را که سرِ زلف چو زنجیر بود
در خانه به زنجیر، نگه نتوان داشت

از دیگر شاعران قرن ششم ه.ق اثیرالدین اخسیکتی است که ربایی های زیبایی از او باقی مانده است:

گل، صبحدم از شاخ برآشفت و بریخت
با بادِ صبا حکایتی گفت و بریخت

بدعهدی عمر بین که یک هفته ز شاخ
گل سر زد و غنچه کرد و بشکفت و بریخت

خاقانی، ربایی هایی با مضامین خیامی دارد که از آرایه تهی است. خاقانی در آوردن آرایه های ادبی بسیار قدرتمند است، اما کاربرد آنها در ربایی های او چندان پیچیده نیست:

هیچ است وجود و زندگانی همه هیچ
وین خانه و فرش باستانی همه هیچ

از نسیه و نقد زندگانی همه را
سرمایه جوانی است، جوانی همه هیچ

عطّار نیشابوری، شاعر قرن ششم و هفتم ه.ق در مختارنامه دو هزار ربایی دارد. پس از نیما، عطّار نیشابوری، در شعرهای فلسفی، از همه بیشتر به خیام نزدیک می شود:

خونِ دلِ من که هر دم افزون گردد
دریا دریا ز دیده بیرون گردد

آن گه که ز خاک تنِ من کوزه کنند
گر آب در آن کوزه کنی خون گردد

و یک ربایی ضدّ خیامی:

هر گاه که در پرده یِ راز آیم من
در گرد دو کون پرده ساز آیم من

گویند کز آن جهان کسی نامد باز
هر روز به چند بار بازآیم من

کمال الدین اسماعیل، که به دنبال واقعه یِ قتل عام اصفهان در سال ۶۲۵ ه.ق کشته شد، ربایی های رئالیستی دارد. گویند این ربایی را با خون خود نوشته است:

کو دیده که تا بر وطنِ خود گرید
بر حالِ من و واقعه یِ بد گرید

دی بر سر مُرده ای دو صد گریان بود
امروز یکی نیست که بر صد گرید

برخی از ربایی های او به مضامین خیام نزدیک است:

در باغ شدم سحرگه از دردِ نهفت
بلبل به زبانِ حال با من می گفت:

از غنچه برون آی و به خنده خوش باش
ای بس گلِ رعنا که در این باغ شکفت

در کلیات شمس مولانا حدود ۱۹۸۳ ربایی وجود دارد که اغلب به زبان عربی است. بیشینه یِ ربایی های مولانا عاشقانه و عارفانه است؛ او در وصف شمس تبریزی می گوید:

زاهد بودم، ترانه گویم کردی
سر فتنه یِ بزم و باده جویم کردی

سجاده نشینِ باوقاری بودم
بازیچه یِ کودکان کویم کردی

بعضی از ربایی های مولانا فلسفی است:

کشتی که به دریای روان می گذرد
می پندارد که نیستان می گذرد

ما می گذریم زین جهانِ گذران
می پنداریم کاین جهان می گذرد

با وجود این مولانا در غزلی به خیام درباره یِ ربایی زیر اعتراض دارد؛

خیام:

می خور که بسی زیر گِلت باید خفت
بی مونس و بی حریف و بی باده و جُفت

زنهار به کس نگو تو این رازِ نهفت
کان دانه که پژمرد نخواهد بشکفت

جواب مولانا:

کدام دانه فرو رفت در زمین که نرُست
چرا به دانه یِ انسانت این گمانت باشد

ترا چنان بنماید که من به خاک شدم
به زیرِ پای من این هفتِ آسمان باشد

سعدی نیز ۱۴۷ ربایی دارد که گاهی تحت تاثیر خیام است. ربایی های او بسیار ساده و بی آرایه است:

گویند هوای فصل آذار خوش است
بوی گل و بانگِ مرغِ گُلزار خوش است

ابریشم زیر و ناله یِ زار خوش است
ای بی خبران، این همه با یار خوش است

در قرن هشتم ه.ق خواجوی کرمانی ربایی هایی به صورت سوال و جواب دارد. ابن یمین نیز ربایی هایی با مضامینی خیامی سروده است.
همچنین از عبید زاکانی ۵۱ ربایی باقی مانده که در آنها به خیام توجه داشته است:

دنیا نه مقامِ ماست، نه جای نشست
فرزانه در او خراب اولی تر و مست

بر آتش غم ز باده آبی می زن
زان پیش که در خاک روی باد به دست

از حافظ نیز ۴۲ ربایی آورده اند که قدرت غزلیات او را ندارد.

واژه نهان

از نظر تاریخی، درون مایه یِ شعر خیام، به پیش از او می رسد. «اصطلاح غنیمت دم»(۱) نخستین بار در غزلی از هوراس، شاعر نامدار رومی، آمده و هم او به پرداخت ژرف تر این بن مایه یِ ادبی، همت گمارده است. این مضمون، در ادبیات یونان باستان و در آثار ادبی سایر ملل نیز به کرات رخ نموده و بر کوتاهی عمر و ناگزیری مرگ، تاکید داشته است. چه بسا این درون مایه یِ مکرر را بتوان پژواک اندیشه های فلسفی اپیکور دانست.
در شعر اروپایی، قالبی چهار مصراعی وجود دارد که یک گونه یِ آن مصراع های اول و دوم و چهارمش قافیه دار است و به قالب «عمر خیامی» شهره است.(۲)
اما ترجمه یِ آزاد «ادوارد فیتز جرالد» از ربایی های خیام، به سال ۱۸۵۹م و بی ذکر نام مترجم به چاپ رسید. روایت فیتز جرالد، نه پایبندی او به اصل ربایی ها؛ بلکه عصاره یِ روح جاری در آنهاست. صور خیال جان دار، غریب و دور این سروده ها موجب کشش علایق عصر ویکتوریایی به سوی مشرق زمین می گشت و بن مایه یِ اپیکوری آنها را به جنبش ادبی زیباگرایی، پیوند می داد.
حزن رمانتیک این ترانه ها، طلایه دار شعر بدبینانه یِ شاعران پرآوازه یِ انگلیسی همچون «ماتیو آرنولد»، «جیمز تامسون» و «توماس هاردی» گردید.(۳)
«ربایی» از جمله قالب هایی است که تا به امروز، اصالت خود را از دست نداده، و به دلیل دارا بودن خصوصیات ساختاری و ویژگی ایجاز، که از مهم ترین قابلیت های این قالب به شمار می رود، هم چنان قابل توجه است. ایجاز از ویژگی هایی است، که ادبیات معاصر، در پی دستیابی به تکنیک های نوین در آن، ابتکار و خلاقیت فراوانی را به کار گرفته است.(۴)
از سوی دیگردرون مایه یِ اندیشه یِ خیام و قالب ربایی، دو عنصر تفکیک ناپذیرند. تعامل این دو فرم و محتوا در طول تاریخ ادبیات، گویای این مطلب است که ربایی در این مضامین، بهتر پرورده شده؛ چنان که این نوع اندیشه نیز در این قالب بیش از هر قالب دیگری، شکوفا و ناب، جلوه کرده است.

محور اصلی این کتاب اندیشه یِ خیام و شاعران پسا خیامی است، به ویژه در سه شاعری که در عصر حاضر به صورت برجسته و خاص به این قالب عنایتی داشته اند:
نیما یوشیج به این دلیل که تقریبا در همه یِ مضامین خیامی ربایی هایی سروده و ایرج زبردست و ایرج صف شکن از این جهت که می توان گفت پس از خیام شاعرانی بوده اند که این قالب را (ربایی) به تحول و دگرگونی نزدیک کرده اند.

اما در این مسیر اندیشگانی و خطی- زمانی به صادق هدایت و نصرت رحمانی می رسیم که خارج از حیطه یِ ربایی اند اما ملهم از خیام اند و اشاره یِ ضمنی به آن ها- به دلیل تاثیر هدایت در سطح وسیع ادبیات معاصر و این که رمان بوف کور او مانیفست ادبیات مدرن ایرانی ست و دوم نقش نصرت رحمانی در شعر معاصر ایران است که جهان خیامی را در خود می گوارد- ضروری به نظر می رسد.
در این کتاب، آن چه مورد نظر بوده، نه تکنیک شعر شاعران که به کار گیری و کاربرد درون مایه ها و کرشمه سازی های فکری خیام است؛ بنابراین روشن است که اشعار و مطالب به گزین شده ارزش ادبی یکسانی ندارند، اما به دلیل مقایسه ای که خود به خود با کنار هم قرار گرفتن ابیات مختلف اتفاق می افتد، شناخت بیشتر از شاعران مورد نظر، در زمینه یِ ربایی، حاصل می شود.
مجموعه های بسیاری در این قالب به چاپ رسیده که از لحاظ شکل به ربایی نزدیک اند اما فشردگی و روح کافی و پرشور ربایی را ندارند.

نظرات کاربران درباره کتاب خیام و پساخیامیان