فیدیبو نماینده قانونی انتشارات نگاه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب پاییز سال بعد

کتاب پاییز سال بعد

نسخه الکترونیک کتاب پاییز سال بعد به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب پاییز سال بعد

دنیای ما اندازه‌ی هم نیست من عاشق بارون و گیتارم من روزها تا ظهر می‌خوابم من هر شب و تا صبح بیدارم دنیای ما اندازه‌ی هم نیست من خیلی وقتا ساکتم، سردم وقتی که می‌رم تو خودم شاید پاییز سال بعد برگردم دنیای ما اندازه‌ی هم نیست می‌بوسمت اما نمی‌مونم تو دائم از آینده می‌پرسی من حال فردامم نمی‌دونم تو فکر یه آغوش محکم باش آغوش این دیوونه محکم نیست صد بار گفتم باز یادت رفت دنیای ما اندازه‌ی هم نیست

ادامه...
  • ناشر انتشارات نگاه
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.46 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۳۹ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب پاییز سال بعد

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پاییز سال بعد

دنیای ما اندازه ی هم نیست
من عاشق بارون و گیتارم
من روزها تا ظهر می خوابم
من هر شب و تا صبح بیدارم

دنیای ما اندازه ی هم نیست
من خیلی وقتا ساکتم، سردم
وقتی که می رم تو خودم شاید
پاییز سال بعد برگردم

دنیای ما اندازه ی هم نیست
می بوسمت اما نمی مونم
تو دائم از آینده می پرسی
من حال فردامم نمی دونم

تو فکر یه آغوش محکم باش
آغوش این دیوونه محکم نیست
صد بار گفتم باز یادت رفت
دنیای ما اندازه ی هم نیست

ته سیگار

تو می خندی، حواست نیست
من آروم می میرم
تو می رقصی و من
عاشق شدن رو یاد می گیرم

چه جذابی، چه گیرایی
چه بی منطق به چشمات می شه عادت کرد
توی دستای تو باید
به سیگارم حسادت کرد

منو پُک می زنی آروم
خرابم می کنی از سر
رُژ لب روی ته سیگار
تن من زیر خاکستر

تنم می لرزه و می ری
حواست نیست
هوامو کام می گیری
حواست نیست
حواسم هست و می میرم
حواست نیست
کنارت اوج می گیرم
حواست نیست

دانشگاه

با شال گردن از همه زیباتری
حق داری دنیا رو زمستونی کنی

بارونو رو چترت گرفتی می بَری
هر جا دلت می خواد و بارونی کنی

تا بغض می کنی شبیه جمعه ها
انگیزه می دی شهر حزن آلود شه

با هر کسی می گی و می خندی ولی
هر بار شاید یک نفر نابود شه

زیبایی و برای هم کلاسیات
دیوونگی یه حس تکراری شده

استادها و هم کلاسی هات هیچ
با تو یه دانشگاه سیگاری شده

می خوابی و بی خواب می شن شاعرا
این لوس بازی های شاعرانه نیست

این بسته های قرص خالی شد نخواب
نزدیک این ویرونه داروخانه نیست

بی دلیل

انگار بی دلیل
انگار خود به خود
تا عاشقت شدم
لحنت غریبه شد

گرمای عشق رفت
از جمله سازیات
یه دفعه خوب شد
دیوونه بازیات

عشقی که درد شد
سبزی که زرد شد
شامی که سرد شد
یعنی عوض شدی

پلکت که می پره
تا صبح یک سره
خوابت نمی بره
یعنی عوض شدی

حوای لعنتی
اون سیبو یادته؟
اون حال مستیِ
عجیبو یادته؟

دلت مسافره
کفشاشو پاش کن
گفتم عوض نشو!
گفتی تلاش کن

سیبی که چیدمو
خوابی که دیدمو
موی سفیدمو
یعنی عوض شدی

بُغضی که می کُشه
مردی که دل خوشه
آواره ی تو شه
یعنی عوض شدی

تک شات

احساس خوبی نیست اما این اواخر
حس می کنم پیش تو امنیت ندارم

بیهودگی قد می کِشه با من کماکان
از بس برای تو اهمیت ندارم

وقتی تو هر شب قهرمانِ قصه می شی
من دیر یا زود آخرش باید بمیرم

دستاتو دورِ گردن من حلقه کردی
تا حسِ جون کندن رو راحت تر بگیرم

من پشت پرده، کوچه وُ تک شاتِ رفتن
هر شب یکی از روی پرده پاک می شه

من اشک می ریزم تو اما دور می شی
این فیلمنامه باز وحشتناک می شه

وقتی میای در بازه، دنیا ته کشیده
بازیگرت روی زمین بیهوشه دیگه

با این سیاهی لشکرت نایِ جنون نیست
حق با کیه؟ من یا تو یا آغوشِ دیگه؟

شب های اکرانِ تو من توقیف می شم
خوابم رو حتی از اتاقت دور کردم

راحت بخواب، از درد مدت هاست خوابم
دیوونگی مو از شبت سانسور کردم

تیتراژِ پایان، ضجه های تک نوازی
موسیقیِ بی وقفه ی بی عُرضِگی مه

من بر اساس یک حقیقت می نویسم
این گوشه ای از خاطرات زندگی مه

وقتی رکوردِ هر شبو تغییر دادی
مثل هوادارا فقط تشویق کردم

دستاتو از رو گردنم بردار! مُردم
از بس هواتو تو رگم تزریق کردم

ساکت

ساکت نشستی و من عاشقت شدم
موهاتو بستی و من عاشقت شدم
وقتی نبودی و عاشق نبودمو
حالا که هستی و من عاشقت شدم

وقتی نگا کنی، دیوونه می شم و
موهاتو وا کنی، دیوونه می شم و
می میرم و به جاش، من عاشقت شدم
دلواپسم نباش، من عاشقت شدم

جوون مرگ

یه دفه از چه فصلی سبز شدی
که تو احساس من قدم بزنی
یه خیابون شدم که گهگاهی
یه کمی واسه من قدم بزنی

یه خیابون شدم که خستگیام
کز کنم توی موج دامنِ تو
اگه دستم نمی رسه به خودت
مست شم از عبور کردن تو

مث پس کوچه های پائیزم
ریه هام خِش خِشن، پُر از برگن
سن و سالی نداره رابطه مون
اکثر عاشقا جوون مرگن

اونقَدَر راه رفتی روی تنم
تا به راه رفتنت دچار شدم
یه خیابونِ خلوتِ عاشق
فکر کردم که لاله زار شدم

سنگ فرشام حریص بارونن
مث ابر بهار درکم کن
باشه روزی یه بار رد شو ازم
باشه روزی یه بار ترکم کن

مث پس کوچه های پائیزم
ریه هام خِش خِشن، پُر از برگن
سن و سالی نداره رابطه مون
اکثر عاشقا جوون مرگن

مشکوک تر

از بس هوا با تو صافه
از بس نباید ببارم
از بس تو بی وقفه خوبی
از بس بهت شک ندارم

تکراری ان این روزها
این لحظه های صمیمی
حس می کنم بو گرفته
این ارتباطِ قدیمی

دستات بی وقفه گرمه
می سوزم از این تداوم
می ترسم از این همه عشق
بیزارم از این تفاهم

نزدیکِ نزدیکی اما
بوی خیانت نمی دی
آرامشِ این اتاقو
با گریه عادت نمی دی

رویا شده این که حتی
یک شب کنارم نباشی
اوضاعو بر هم بریزی
آغاز این کودتا شی

دل شوره ی هر شبم باش
مشکوک تر زندگی کن
ممنونم از این همه عشق
گهگاهی ام هرزگی کن

مرداد بود

از ماهیایِ سرخِ روی آب
از گرد وُ خاکِ روی آیینه
از روسریِ خیسِ روی بند
از بادی که آروم نمی شینه

حالِ تمامِ شهر وُ پرسیدم
حالِ تمامِ شهر بارون بود
مرداد بود وُ چشممو بستم
چشمامو وا کردم! زمستون بود

دنیام لرزید و
روزه م رو شک برداشت
از بغضِ دیوارا
روحم تَرَک برداشت

بی چتر تو بارون
بی سقف تو رگبار
فردامو پیدا کن
از زیرِ این آوار

مادر

از راهِ دوری اومدم کنارت
نذار بگن دوباره دیر رسیدم
به خاطر من که تمام عمرم
به عشق این لحظه نفس کشیدم

نفس بکش بذار یه بارِ دیگه
عطر نفس هات تنمو بگیره
پاشو می خوام صورتتو ببوسم
بغض که تا نبوسمت نمیره

فکر غریبیِ مسافرت باش
اینجا کسی رو غیر تو ندارم
پاشو اتاقمو نشونم بده
بغضمو تو کدوم اتاق ببارم؟

بوی خدا گرفته جانمازت
تنها نمیذاره فرشته هاشو
فدای موهای سفیدت بشم
تورو به هرچی می پرستی پاشو

چی شده گلدونارو آب ندادی؟
گل چه بلایی به سرت اومده؟
پاشو عزیز حالا که وقت خواب نیست
چشماتو واکن پسرت اومده

ایده آل

خبر دارم عاشق شدی باز هم
می خواد زندگیت باز زیبا بشه
می گن تو یه رویای نو دیدنت
خبرها که حاکی از آرامشه

می گن مشکل ذائقه ت حل شده
یه جورِ دیگه پخت و پز می کنی
شرابی که خیلی می اومد بهت
داری رنگ موتم عوض می کنی

می خوای با گذشته تفاوت کنی
می خوای عادتا رو بذاری کنار
می خوای پاک بودن رو تمرین کنی
یه آینده ی خارج از انتظار

می گن دیگه از سرکشی خسته ای
داری رام میشی تو این سن و سال
به من عمر آغوش مون قد نداد
واسه کشفِ این دختر ایده آل

می گن گفتی این دست دستِ توئه
همه ترسم از اینه مغلوب شی
منم عشقو تبریک می گم بهت
منم آرزو می کنم خوب شی

نظرات کاربران درباره کتاب پاییز سال بعد

به نظرم ترانه فقط با یه موسیقی قشنگ جون می گیره. همین جوری لطفی نداره
در 3 ماه پیش توسط 6216
تو دائم از آینده میپرسی من حال فردامم نمیدونم همه خاطرات دوران دانشگاهم زنده شد... یادش بخیر
در 3 ماه پیش توسط nm....fie
چقد شعر هاشو دوست داشتم. عالی بود🤗🤗🤗🤗🌹🌹🌹
در 3 ماه پیش توسط زری زاده گرمی
ممنونم از این همه عشق گهگاهی ام هرزگی کن..... بی نظیر بود رستاک تکه❤
در 2 ماه پیش توسط saba teifoori