فیدیبو نماینده قانونی انتشارات نظری و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب پیامدها و زیان­های ایران در جنگ­ جهانی اول و دوم

کتاب پیامدها و زیان­های ایران در جنگ­ جهانی اول و دوم

نسخه الکترونیک کتاب پیامدها و زیان­های ایران در جنگ­ جهانی اول و دوم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب پیامدها و زیان­های ایران در جنگ­ جهانی اول و دوم

در این کتاب مروری داریم به وقایع جنگ جهانی اول و دوم و پیامدها و تبعات ناشی از دو جنگ جهانی بر علیه ایران را مورد بررسی قرار می‌دهیم و زیان‌های ناشی از تجاوز بیگانگان بیان می‌گردد. ضمناً به صورت اختصار وضعیت ارتش ایران در دو جنگ جهانی مورد کنکاش واقع می‌گردد.

ادامه...
  • ناشر انتشارات نظری
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.47 مگابایت
  • تعداد صفحات ۸۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب پیامدها و زیان­های ایران در جنگ­ جهانی اول و دوم

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



کلیات:

جنگ جهانی اول (با نام های جنگ جهانگیر یکم، نخستین جنگ جهانی، جنگ بزرگ و جنگ برای پایان همه جنگ ها نیز شناخته می شود) یک نبرد جهانی بود که از ماه ۱۹۱۴ تا نوامبر ۱۹۱۸ رخ داد. بدون هیچ زمینه کشمکشی، سربازان بسیاری برای جنگ تجهیز شدند و مناطق بسیاری درگیر جنگ شدند. پیش از این، هیچ وقت تلفات جنگی به این اندازه زیاد نبود. سلاح های شیمیایی برای نخستین بار در این جنگ استفاده شدند، و نیز به طور انبوه مناطق غیر نظامی از اسمان مورد بمباران قرار گرفتند و نیز برای اولین بار در این سده کشتار غیر نظامیان در سطحی گسترده در طول جنگ رخ داد.
جنگ جهانی اولی از مهم ترین اتفاقات تاریخ بشر است و به طور مستقیم و غیر مستقیم نقش بزرگی در تعیین تاریخ قرن بیستم داشته است. این جنگ پایانی بر نظام های سلطنت مطلقه در اروپا را به همراه آورد و باعث انقراض چهار امپراتوری (اتریش- مجارستان)، آلمان، عثمانی و روسیه تزاری شد.
جنگ ویرانگر جهانی دوم (۱۹۴۵- ۱۹۳۹) حدود ۷ سال ادامه یافت که در دوم سپتامبر سال ۱۹۴۵ با تسلیم ژاپنی ها در کشتی جنگی «میسوری» از ناوگان دریایی آمریکا در اقیانوس آرام در خلیج توکیو یکی از خونین ترین جنگ هایی که بشر در حیات خود دیده بود به پایان رسید. شش سال و یک روز از زمانی که هیتلر دیکتاتور آلمان، با اعزام قوا برای تصرف «لهستان» آتش یک جنگ جهانگیر را مشتعل نمود، می گذشت، جنگی که از اروپا زبانه کشیده بود، از خاور دور تا آفریقا را در بر گرفت و جنگی بود که تلفات انسانی و خسارات ناشی از آن بیش از هر جنگ دیگر بود. در این جنگ ۰۰۰/۰۰۰ /۷۰ (هفتاد میلیون) سرباز شرکت داشتند که ۰۰۰/۰۰۰/ ۱۶ (شانزده میلیون) آن ها کشته شدند. علاوه بر این ۰۰۰/۰۰۰/ ۱۸ (هجده میلیون) نفر از سکنه ی شهرها و افراد غیر نظامی به علت جنگ کشته شدند. این در حالی است که آمار زخمی ها و مفقودالاثرها چه نظامی و چه غیرنظامی، هرکز مشخص نشد(۱).

پیش گفتار:

تاریخ چراغ راه آینده است، تاریخ به ما فرصت می دهد که ارزش های گذشته را دوباره ارزیابی کنیم. تاریخ معاصر ایران جلوه ای از همه اعصار و قرون تاریخ ایران دارد، گرانبهاترین تجربیات را در اختیار نسل حاضر و نسل های آینده می گذارد. فراز و نشیب های آن نموداری از قدرت و اراده ملت ها و هم تسلیم و زبونی آن ها است.
پیامدها و زیان های جنگ جهانی اول و دوم به نسل سوم بعد از انقلاب اسلامی ایران نشان می دهد که نتایج تسلط و نفوذ بیگانگان تا چه اندازه برای ملت ایران فاجعه بار بوده و به ریشه های وقوع انقلاب اسلامی ایران پی برده و اثرات احیاء مکتب اسلام را در سرزمین ایران به خوبی درک می کنند و به عمق معنی استقلال و اهمیت رهبری امام خمینی (ره) و جانشین ایشان مقام معظم رهبری بیشتر واقف می گردند. در پیروزی انقلاب اسلامی ایران ملت بزرگ و شریف ایران با توکل به خداوند متعال و پیروی از منویات رهبری مذهبی و وحدت کلمه، رژیم شاهنشاهی را سرنگون و در مقابل مستکبران و سلطه گران ایستادگی نمودند از جمله در هشت سال دفاع مقدس با عزت و آبرو از میهن اسلامی ایران دفاع نموده و درس بزرگی به متجاوزان داده شد. حکومت بعث عراق از حمایت های تمامی ابر قدرت ها و حکومت های خود فروخته منطقه استفاده نمود و به خیال باطل خود به سرزمین ایران اسلامی حمله نمود تا نهال تازه روییده انقلاب اسلامی ایران را از ریشه برکنده، ولی صدام جنایتکار نمی دانست با مقاومت جانانه نیروهای رزمنده ایران اعم از ارتشیان و سپاهیان و بسیجیان و مردم همیشه در صحنه مواجه می شود و ملت بزرگوار ایران مانع از تکرار تاریخ و اشغال میهن اسلامی توسط بیگانگان شدند و جبران نفوذ بیگانگان در دو جنگ جهانی اول و دوم را نمودند. و این نبود جزء خون مطهر شهدای جنگ تحمیلی و ایمان مردم ایران و رهبری داهیانه امام خمینی (ره) و مقاومت سرسختانه رزمندگان ایران اسلامی و... و تحقیق آیه شریفه «ان تنصر الله ینصرکم و یثبت اقدامکم» بعد از رحلت امام خمینی (ره) جانشین ایشان ولی امر مسلمین حضرت آیت الله خامنه ای این رسالت مهم و پرچم عزت و شرف ایران اسلامی را در دست گرفتند که بحمدالله تا کنون تمامی توطئه های داخلی و خارجی نقش بر آب شده و ایران اسلامی مقتدرانه و با عزت و شرف در جهان می درخشد. لذا نسل جدید بعد از انقلاب اسلامی می بایست با درس از گذشته ارزش گوهر گرانبهای استقلال را دریافته و همواره برای خنثی نمودن توطئه ها پا در رکاب باقی بماند و با مظاهر مادی و فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و آمریکا و همپیمانانش مقابله و مبارزه نماید که در این مسیر کوچکترین غفلت، ضربات سنگینی به دست آوردهای انقلاب اسلامی ایران وارد و گناهی است نابخشودنی.
در این کتاب مروری داریم به وقایع جنگ جهانی اول و دوم و پیامدها و تبعات ناشی از دو جنگ جهانی بر علیه ایران را مورد بررسی قرار می دهیم و زیان های ناشی از تجاوز بیگانگان بیان می گردد.
ضمناً به صورت اختصار وضعیت ارتش ایران در دو جنگ جهانی مورد کنکاش واقع می گردد که امید است مورد استفاده دانش پژوهان و فرهیختگان و نسل جدید بعد از انقلاب اسلامی قرار گیرد.
در تهیه این کتاب برادر عزیزم آقای میثم ذبیحی در گردآوری مطالب به من کمک کردند و جا دارد که از الطاف و زحمات برادر عزیز و بزرگوارم آقای نظری مدیریت محترم انتشارات نظری نهایت تشکر و سپاسگزاری را داشته باشم.

محمدمسعود بهمنی

فصل اول: جنگ جهانی اول

دلایل آغاز جنگ جهانی اول

جنگ جهانی اول در اروپا به بهانه کشته شدن ولیعهد اتریش در سال ۱۹۱۴ میلادی شروع شد. آغاز این نبرد با حضور کشورهای روس، فرانسه و انگلیس به نام «دول متفق» و کشورهای اتریش و آلمان به عنوان «دول محور» و پیوستن عثمانی، ایتالیا و ژاپن به گروه های متخاصم، جهان را درگیر نبرد بزرگ و خانمانسوزی کرد و میدان جنگ گسترش یافته و به آسیا هم رسید. به لحاظ موقعیت استراتژیکی ایران و اهمیت آن برای متحدین و متفقین، هر کدام از نقطه ای وارد سرزمین ایران شدند و سرانجام، این کشور آسیایی نیز به مناسبت موقعیت ژئوترمولتیکی دور از معرکه نماند و لطماتی شدید از لحاظ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بر آن وارد شد.
این جنگ در زمانی آغاز شد که ایران از جوانب گوناگون اوضاعی آشفته، نابسامان، متزلزل داشت. بحران فزاینده اقتصادی، وضعیت ناپایدار سیاسی و مداخلات مهار گسیخته قدرت های خارجی، ایران را تا آستانه یک دولت ورشکسته و وابسته پیش برده بود.
به طور کلی در میان طیف گسترده نخبگان سیاسی و فرهنگی، سه گرایش متضاد وجود داشت: دموکرات ها خواستار اتحاد با قدرت های مرکزی بودند؛ گروه محافظه کار ادعا داشتند نفع کشور در آن است که منفعل بماند و از این طریق متحدین را همراهی کند. اعتدالیون، که به اندازه تندروها از دخالت های روس و انگلیس برآشفته بودند، در انتخاب شیوه عمل با احتیاط بیشتری اقدام می کردند و اعتقاد داشتند که دشمنی آشکار با متفقین خطر استعمار کامل و تجزیه کشور را در بر دارد.

ایران و قدرت های بزرگ در آستانه جنگ جهانی

از آنجا که شناخت واکنش جامعه ایران در برابر قدرت های متخاصم در سال های جنگ جهانی اول، با شناخت اهداف، سیاست ها و مطامع دولت های مزبور پیوند مستقیم دارد، در این گفتار کوشش می شود تا به شیوه ای گذرا بر ماهیت و نوع روابط چهار قدرت بزرگ روسیه، بریتانیا، آلمان و عثمانی با ایران پرتو افکنده شود تا در این رهگذر علل و ریشه های نقض بی طرفی ایران به ویژه از وجه عوامل خارجی آشکار گردد. تنها علت پرداختن به قدرت های فوق این است که بخش اعظم رویدادهای کشور در اثنای جنگ اول فقط در رویارویی با قدرت های یاد شده قابل تفسیر است.

۱- سیاست روسیه در ایران

بی تردید قدرتی که بیش از هر عامل دیگر در ایران عصر قاجار نقش بازی می کرد، روسیه تزاری بود. این کشور که جز نواحی یخبندان شمالی یکسره در حصار خشکی قرار دارد، می کوشید تا از راه دستیابی به آ ب های گرم خلیج فارس و تصرف قسطنطنیه خود را از این بن بست برهاند. وجود مرزهای گسترده ایران و روسیه، بلاتکلیف ماندن سرزمین های ماوراء قفقاز از دوران زندیه تا تاسیس دولت قاجاریه، گرایش حاکمان این نواحی به روس و برتری های مسلم اقتصادی- سیاسی آن کشور بر ایران، زمینه های برخورد نظامی دو دولت را فراهم آورد. این آغاز سیاستی بود که در راهبرد کلان آن ایران می بایست به تدریج استقلال خویش را از دست داده به قلمرو روسیه منظم گردد(۲).
در پی جنگ های ایران و روسیه، علاوه بر از دست رفتن سرزمین های وسیع و آباد، ایران امتیازات برجسته ای از جمله حق کشتیرانی در دریای خزر را از دست داد، حقوق گمرکی پنج درصد بر کالاهای صادراتی روسیه بر ایران بسته شد، کاپیتولاسیون برای اتباع روسیه مورد تایید قرار گرفت و از همه فاجعه بارتر اینکه ضمانت استمرار حاکمیت قاجار در خاندان عباس میرزا به روسیه محول گردید. بدین ترتیب سرنوشت ایران با حیات سیاسی تزارها سخت گره خورد. هرچند که دوران گسترش دامنه امپراطوری روسیه در شرق و منظم ساختن سرزمین های ماوراءالنهر و خوارزم به دلیل برخورد منافع با بریتانیا و منازعات آن کشور در اروپا متوقف گردید، اما به سرعت این سیاست از شکل تصرف سرزمین به بستر رقابت های اقتصادی افتاد که مشخص ترین جلوه آن کسب امتیازات انحصاری بود. روس ها در این رهگذر با دریافت امتیازات راه سازی، ماهیگیری و به ویژه امتیازات تاسیس بانک استقراضی و بریگاد قزاق، بر کفه نفوذ خود در برابر بریتانیا افزودند. بانک استقراضی به سرعت با کسب انحصارات مالی بر قسمت اعظم اقتصاد ایران سلطه یافت. بریگاد قزاق نیز آشکارا به مثابه شعبه ای از وزارت جنگ روسیه در ایران نقش های سیاسی ایفا می کرد(۳).
برای جناح های مختلف در روسیه، ایران همچون منطقه ای جهت استثمار اقتصادی با امکانات سوق الجیشی نگریسته می شد که می توانست علیه منافع بریتانیا در هند اعمال فشار نماید و در عین حال کانون خطرناکی برای جدا ساختن مسلمانان جنوب روسیه از قلمرو آن کشور باشد. از این رو ایران می بایست همواره کشوری مستقل اما مطیع باقی می ماند. ولی از آنجا که انقلاب مشروطه طغیانی علیه این اصل و حرکتی به سوی حکومتی دموکراتیک و ملی محسوب می شد به دلیل اثر آشوب آفرینش بر مسلمانان جنوب روسیه مورد تنفر آن کشور قرار گرفت و روس ها به انهدام آن کمر بستند. در همین جهت بود که دولت روسیه همواره هوادار و پشتیبان بی بدیل مستبدین و حمایتگر آشوب و بلوا در امور دولت مشروطه تا سرحد سرنگونی آن بود. پشتیبانی از بازگشت محمدعلی شاه و اعلان اولتیماتوم به ایران جهت اخراج مورگان شوستر، مخالفت آشکار با اصلاحات مشروطه خواهان و ایجاد اختلال و ناامنی و بی ثباتی سیاسی، نمونه هایی از عملکرد زمامداران پطروگراد به منظور اسارت سیاسی ایران بود. به طور خلاصه روس ها به گونه ای عمل می کردند که ایران نه به عنوان کشوری بیگانه بلکه جزئی از خاک روسیه مورد ارزیابی قرار گیرد(۴). روس ها سرانجام تا آنجا پیش رفتند که خواستار رسمی شدن حق خرید املاک و مستغلات برای اتباع خود در ایران گردیدند و به بهانه دفاع از امنیت اتباع خود در ایران، نیروهای فراوان نظامی در جای جای ایران مستقر نمودند.

۲- سیاست انگلیس در ایران

سابقه حضور انگلیس در عرصه سیاست و اقتصاد ایران، به دوران چیرگی این کشور بر سرزمین هند می رسد. به دلیل منافع هنگفت و ثروت سرشار هند محور همه سیاست های زمامداران بریتانیا بر استراتژی کلان حفاظت از هند بنا شده بود. ایران نیز دقیقاً از همین نقطه نظر به عنوان یکی از «شاهراه های بزرگ بین المللی در اتصال اروپا به هند یا به تعبیر دیگر به مثابه «دروازه هندوستان» نگریسته می شد. بنابر این سیاست بریتانیا در ایران به سوی تضعیف هرچه بیشتر حاکمیت مرکزی ایران، پشتیبانی از یاغیان خودسر و شورش های تجزیه طلبانه به منظور جلوگیری از تهاجم احتمالی این کشور به هند گرایش داشت، اما نه تا آنجا که ایران از فرط ضعف تسلیم روسیه گردد.
تلاش های انگلیس برای تجزیه افغانستان از ایران، تغییرات مکرر در خطوط مرزی ایران در شرق، حمایت از خوانین محلی، تسلط بی قید و شرط بر خلیج فارس، جلوه هایی از سیاست های امپریالیستی بریتانیا در ایران بود. در عرصه اقتصادی نیز این کشور با کسب امتیازات انحصاری نظیر کشتیرانی در کارون و خلیج فارس، تاسیس بانک شاهنشاهی، تلگراف، کاپیتولاسیون و از همه مهمتر گرفتن امتیاز نفت جنوب بر بخش های وسیعی از اقتصاد و سیاست ایران سیطره یافت. با سنگین تر شدن کفه نفوذ روسیه، انگلیس کوشید تا با نقاب آزادی خواهی به حمایت از انقلاب مشروطه برخیزد و از این رهگذر بتواند اولاً روسیه، این حریف نیرومند سیاسی، را از صحنه خارج کند و ثانیاً با افزایش کانون های قدرت، طبقه اشراف هوادار انگلیس را بر صحنه سیاست کشور مسلط گرداند و به اصطلاح منارشی را به الیگارشی تغییر دهد. چه، عمق یافتن انقلاب مشروطه موقعیت منافع بریتانیا با همکاری سرمایه داری وابسته، زمینداران، سیاستمداران و خوانین وابسته با کمک لژهای فراماسونری مشروطیت را به مسیری دیگر هدایت نمودند که نهایتاً اقتصاد سیاسی و سرمایه داری ملی تضعیف گردید و اجرای متمم قانون اساسی و استقرار دموکراسی در ایران ناممکن گشت.
با استخراج نفت در ایران، دولت انگلیس به شکل غارتگرانه ای که با هیچ حساب و کتابی سازگار نمی نمود، به چپاول ثروت این سرزمین پرداخت. گذشته از این برای حفاظت از چاه ها و تاسیسات نفتی، با زیر پا نهادن اصل حاکمیت ملی ایران، با خوانین منطقه معاهدات مختلف امضا نمود و به انحای گوناگون به رشد حکومت ملوک الطوایفی، واپس گرایی و نافرمانی در قلمرو ایران دامن زد.

۳- روس و انگلیس پس از قرارداد ۱۹۰۷

ظهور قدرت های جدید در جهان و رشد اقتصادی- صنعتی فزاینده آن ها و تلاششان برای دست یافتن به «جایی در زیر آفتاب» به سرعت مناسبات بین المللی را دگرگون ساخت و آنان را به سوی بلوک بندی های سیاسی- نظامی سوق داد. یکی از مشهورترین پیمان های مزبور قرارداد ۱۹۰۷ میان روس و انگلیس بود که طی آن ایران به دو حوزه نفوذ و یک منطقه بی طرف تقسیم گردید. این قرارداد سرآغاز جولان بی مهار دو کشور در شکلی هماهنگ بر اضمحلال و اختناق کامل ایران بود که اندکی بعد با معاهده سری ۱۹۱۵ تکمیل گردید. این زدوبندهای پنهانی درجامعه سیاسی ایران واکنش های تنفر آمیزی علیه دو کشور برانگیخت و مجلس، دولت، مطبوعات و محافل سیاسی و مردم طی راهپیمایی های اعتراض آمیز، شدیداً از آن انتقاد نمودند.
روس و انگلیس پس از قرارداد ۱۹۰۷ به شکل بی سابقه ای کوشیدند تا ضمن جلوگیری از توسعه و پیشرفت ایران در تمام عرصه ها، از پاگیری و نفوذ یک قدرت سوم در ایران ممانعت به عمل آورند و با حمایت از فرمانروایان وابسته و نالایق، به سرکوب جنبش آزادی خواهی ملی و انهدام نهادهای نوبنیاد مشروطه با هدف مداخله بیشتر اقدام کنند. این اشتراک نظر در رویدادهای پس از مشروطه به ویژه در بازگشت محمدعلی شاه، فتنه سالارالدوله در غرب، اولتیماتوم روسیه به ایران، اخراج مورگان شوستر، انحلال مجلس دوم، استبداد ناصرالملک، سانسور مطبوعات، توقیف آزادی خواهان، استقراض و بازپرداخت وام ها و نظایر آن آشکارا به چشم می خورد. در همین زمینه سفیر انگلیس به وزیر مختار روسیه در ایران گفته بود: مدتی است که سفیران روس و انگلیس تقریباً ایران را اداره می کنند زیرا وزیران بدون مشورت آن ها به هیچ اقدامی دست نمی زنند». در حقیقت اگر کابینه ها در جهت مخالف مشی آنان حرکت می کردند به فساد و بی لیاقتی متهم می شدند و زمینه سقوط آن ها فراهم می آمد.

۴- سیاست آلمان در ایران

از آغاز قرن بیستم آلمان ها تلاش گسترده ای جهت نفوذ در شرق و یافتن جای پایی در خلیج فارس آغاز کردند. این سیاست به سرعت با تلاش برخی از زمامداران و ملی گرایان ایرانی که از دیرباز به دنبال تمسک به یک قدرت سوم بودند، هماهنگ گشت. آلمان ها با اغتنام فرصت بر دامنه رقابت با روس و انگلیس از طریق صدور کالا و سرمایه به ایران افزودند. بانک های آلمان چندین فقره وام به دولت ایران پرداختند. چند مدرسه آلمانی در ایران گشایش یافت. آلمان ها به تدریج خود را یار و همدرد ملت ایران در راه تحصیل مشروطه و علاقه مند به استواری و ثبات سیاسی- اقتصادی ایران نشان دادند.
آنچه سیاست آلمان را در ایران با توفیق روزافزون مواجه می ساخت انزجار از روس و انگلیس از یک سو، جنبه های به ظاهر ضدامپریالیستی آلمان در قلمرو ممالک اسلامی از سوی دیگر و همچنین قدرت برتر آلمان در عرصه صنعتی و نظامی بود. قیصر المان همواره تاکید می ورزید که همیشه دوست دویست میلیون مسلمان باقی خواهد ماند. سیاست دولت آلمان در اتصال شاخه ای از راه آهن برلین- بغداد به تهران با استقبال بی نظیر میلیونی ایران مواجه گردید. هرچند که به دلیل مخالفت فزاینده روس و انگلیس این طرح اجرا نشد اما به همان نسبت بر اعتبار آلمان نزد ایرانیان افزود. آلمان ها نیک دریافته بودند که به دلیل تنگناهای فراوان سیاسی و اقتصادی نمی توانند به این منطقه حساس لشکر کشی نمایند، لذا از راه های مسالمت آمیز و بشر دوستانه کوشیدند سیاست های خویش را به پیش برند. متخصصین آلمانی تحت عناوین کارشناس فنی، معلمین مذهبی و محقق در سراسر ایران حضور یافته به مطالعه پرداختند. خدمات کشتیرانی و بازرگانی و ورود سرمایه آلمان، سرانجام این کشور را پس از روس و انگلیس به سومین شریک تجاری ایران مبدل ساخت.
ایران در استراتژی سیاسی آلمان از یک سو می توانست محل مناسبی برای به مخاطره افکندن منافع رقبایش، (روسیه و انگلیس)، به حساب آید و از سوی دیگر به تعبیر خود آلمان ها جایی در زیر آفتاب جهت استثمار اقتصادی، تحصیل مواد خام، بازار فروش صادرات آلمان، صدور سرمایه و ده ها جاذبه دیگر باشد. در این میان منافع سرشار نفت جنوب، بیش از همه چشمان طمع آلود آلمان ها را خیره ساخته بود(۵). آنان پیش از آغاز جنگ جهانی به وسیله خیل عظیم جاسوسان خود مناطق نفت خیز و امکانات اقتصادی و سیاسی ایران را شناسایی نموده بودند و در سال های جنگ برای غلبه بر آن ها نقشه می کشیدند.

۵- سیاست عثمانی در ایران

همسایگی و مرزهای طولانی ایران با امپراطوری عثمانی، وجود اماکن و مشاهد متبرک در خاک آن کشور و علاقه شیعیان ایرانی برای زیارت آن ها، تعصبات دینی و اختلافات مذهبی، جابه جایی و نقل مکان عشایر کوچ نشین در مرز دو کشور، نامشخص بودن سرحدات و توسعه طلبی همواره از عوامل برخورد ایران و عثمانی از عصر صفوی به این سو بود.
فرصت طلبی و توسل به نیرنگ پیوسته عنصر بارز سیاست خارجی عثمانی در روابط با ایران بود. دولت عثمانی به هنگام فراغت درجبهه های اروپا، قوای خویش را جهت غارت و تصرف به قلمرو ایران گسیل می کرد، عشایر سرحدی را به طغیان و شورش تحریک می نمود و در صورت شکست و یا درگیری در مرزهای روسیه و اروپا، با ایران از در دوستی درمی آمد و با عذرخواهی و اعزام سفرای فوق العاده، سیاستمداران با گذشت یا بی خبر ایران را اغفال می کرد. اما در همان حال تعقیب و آزار زائران ایرانی و با تخفیف و تحقیر اتباع این کشور در خاک عثمانی با قدرت ادامه داشت. البته نباید از یاد برد که امپریالیست های روس و انگلیس به دلیل سودی که از این منازعات می بردند، همواره با وسایل گوناگون تنور این معرکه را گرم نگاه می داشتند. ناکامی های فراوان عهدنامه های ارزنه الروم در حل و فصل اختلافات دو کشور، از همین رهگذر قابل تفسیر است.
عثمانی اغلب یکی از ناامن ترین و بی ثبات ترین همسایگان ایران محسوب می شد. به همین دلیل کشمکش های مرزی میان دو کشور تا سقوط امپراطوری عثمانی همچنان ادامه یافت. عثمانی ها در مواقع گوناگون از جمله مقارن با جنبش مشروطه خواهی ملت ایران با استفاده از گرفتاری های داخلی این کشور، می کوشیدند تا قسمت های مهمی از آذربایجان ایران را تحت سیاست «پان تورانیسم» یا وحدت کلیه ترک زبانان آسیا، به قلمرو خود ضمیمیه کنند. با آغاز جنگ جهانی اول، اندیشه های ارتجای عثمانیان در نقاب های فریبنده نژادی، زبانی و مذهبی، با عناوین «پان عثمانیسم»، «پان ترکیسم» و سرانجام «پان اسلامیسم» عرضه شد که معنایی جز جهانگشایی و توسعه اراضی نداشت.

قحطی بزرگ در ایران در زمان جنگ جهانی اول

قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران ۱۹۱۹- ۱۹۱۷ بر مبنای مدارک معتبر موجود در مرکز اسناد ملّی ایالات متحده آمریکا ثابت می کند که قحطی بزرگ در ایران در سده بیستم میلادی، در زمان جنگ جهانی اول رخ داده است. محمدقلی مجد نشان می دهد که در طول سال های ۱۹۱۹- ۱۹۱۷ بین یکصدهزار تا چند میلیون از جمعیت بیست میلیونی ایران در اثر قحطی یا بیماری های ناشی از سوءتغذیه از بین رفتند. مجد دولت بریتانیا را عامل و مسبب این نسل کشی مهیب می داند و نشان می دهد که استعمار بریتانیا از سیاست نسل کشی و کشتار جمعی به عنوان ابزاری برای سلطه بر ایران بهره برد.
در آن زمان بخش مهمی از محصولات کشاورزی ایران صرف تامین ارتش بریتانیا می شد که در نتیجه به کاهش شدید مواد غذایی در داخل ایران انجامید. عجیب تر اینکه ارتش بریتانیا مانع از واردات مواد غذایی از بین النهرین و هند و حتی از آمریکا به ایران شد. بر اثر چنین فاجعه عظیمی بود که جامعه ایرانی به شدت فروپاشید و استعمار بریتانیا توانست به سادگی حکومت دست نشانده خود را در قالب کودتای ۱۲۹۹ بر ایران تحمیل کند مجد چنین نتیجه می گیرد: «هیچ تردیدی نیست که انگلیسی ها از قحطی و نسل کشی به عنوان وسیله ای برای سلطه بر ایران استفاده می کردند.

ساختار ارتش ایران در دوران جنگ جهانی اول

در دوران جنگ جهانی اول جنبش های استقلال طلب یا ملی گرا (به استثنای جنگلی ها)توانایی ارتش منظم و سازماندهی شده را نداشتند دولت مرکزی ایران نیز با وجود اینکه نیروهای مختلفی در اختیار داشت دچار همین ناتوانی بود واحدهای نظامی که بطور اسمی یا واقعی در اختیار دولت بود شامل نیروهای مسلح زیر بود.

۱- سازمان بریگارد مرکزی:

موثرترین واحد نظامی دولت «بریگارد قزاق» با ۸۰۰۰ نفر پرسنل وفادار خوب و آموزش دیده و منظم بود که در سال ۱۸۷۹م- ۱۲۵۸ش ایجاد شده بود و تا سال ۱۹۱۷م ۱۲۹۶ش (سال انقلاب بلشویک ها) تحت فرماندهی افسران روسی قرار داشت و پس از آن فرماندهی بریگارد به ایرانی ها منتقل شد.
گرچه بریگارد مرکزی جزو قشون معمولی مملکت بوده ولی چون مرکز آن در پایتخت مستقر گردیده بود طرز تشکیلات و ادارات آن به وضع مخصوصی صورت می گرفته قوای آن شامل یک صاحب منصب سوئدی، ۱۲۶ صاحب منصب لهستانی، ۲۱۴۲ درجه دار ایرانی و ۲۲۵ راس اسب بود.
بریگارد مرکزی مرکب از یک ارکان حرب (ستاد)، ۳ بخش، پیاده، سوار، توپخانه و یک مدرسه تشکیل می شد پیاده شامل ۳ باطالیان (گردان)- سوار دارای ۵ اسکادران- توپخانه دارای ۵ باطری (آتشبار) و یک مدرسه صاحب منصبان بود.
باطالیان اول در رشت و دو باطالیان دیگر در تهران مستقر بودند استعداد ۳ باطالیان پیاده: ۵۰ نفر صاحب منصب ۱۰۰ نفر آسپران ۱۲۶۳ سرباز بوده گروهان ۹ جهت خدمات به گروهان مهندسی نام گذاری گردیده بود.
یگان های سوار به دو قسمت تقسیم شده اند که هر یک از آن ها مرکب از دو اسکادران اصلی و یک اسکادران احتیاط بوده جمع کل نیروها بالغ بر ۲۸ صاحب منصب، ۲ آسپران، ۳۷۹ سرباز و ۱۵۲ اسب بوده توپخانه به دو قسمت تقسیم شده که قسمت اصلی آن دارای دو توپ صحرایی و قسمت دوم دارای ۳ باطری (آتشبار) کوهستانی بوده جمع کل نیروها بالغ بر ۳۱ صاحب منصب (۵ نفر از آن ها آسپران) ۳۵۸ نفر درجه دار و ۷۰ راس اسب بود.
مدرسه صاحب منصبان جزء توسط یک صاحب منصب لهستانی و سه صاحب منصب کمک معلم ایرانی اداره می گردیده عده شاگردان ۵۰ نفر بود.

۲- دیو یزیون (لشکر)

دارای یک ارکان حرب (ستاد) و ۹ آتریاد (تیپ مختلط) بود که خود ارکان حرب به دو شعبه اجراء و تشکیلات تقسیم می شد.
این نیرو دارای ۵۶ صاحب منصب روسی، ۲۰۲ صاحب منصب ایرانی ۶۶ صاحب مصب جزء روسی و ۷۸۶۶ نظامی ایرانی تشکیل شده که ۳۱۴۱ اسب در اختیار داشتند تشکیلات دیویزیون (لشکر) مرکب از یک مرکز ارکان حرب (ستاد) و ۹ آتریاد به فرماندهی یک صاحب منصب روسی بود، آتریادها مرکب از صفوف مختلفه و به اسم محلاتی که در آنجا ماموریت دارند نامیده می شد بطور مثال آتریاد تهران، گیلان، تبریز، مازندران، آتریاد مشهد که در استرآباد و آتریاد مازندران مقیم بندر گز.
کلیه آتریادها شامل ۲۸ گروهان پیاده، ۱۷ اسکادران، ۲۰ توپ و ۲۸ مترالیوز (مسلسل) بود باطری های (آتشبارها) توپخانه دارای ۶ توپ و دسته های مترالیوز دارای دو مترالیوز (مسلسل) بودند اکثر تفنگ های دیویزیون (لشکر) سیستم روسی بود.

۳- آتریاد (هنگ مختلط)

حداکثر از یک فوج (هنگ) پیاده، یک فوج سواره و یک آتشبار صحرایی یا کوهستانی تشکیل می گردد که هر فوج آن حداقل شامل یک گروهان پیاده، یک بهادران سوار و یک آتشبار توپخانه می باشد.
- هر آتریاد بنام شهر یا پادگانی که در آن استقرار داشت نامیده می شد آتریادهای ۹ گانه هم در تهران، تبریز، اصفهان، مشهد، اردبیل، همدان، مازندران، گیلان و ارومیه مستقر بودند.
- هر آتریاد بطور معمول بین ۲ تا ۱۲ مسلسل شصت تیر در اختیار داشت.

۴- سازمان قشون جنوب ایران:

تحت امر یک صاحب منصب انگلیسی و ارکان حرب در شیراز بوده که کلاً تعداد همه قوایش ۴۷ صاحب منصب انگلیسی، ۱۹۰ نفر صاحب منصب ایرانی و ۲۵۶ صاحب منصب جزء انگلیسی و هندی و افراد آن ۵۴۰۰ نفر بودند. آن ها ۱۱۸۷ اسب، ۸۶۸ قاطر ۱۰۰۰ الاغ در اختیار داشتند این قوا دارای دو بریگارد (تیپ) بوده یکی در کرمان و دیگری در شیراز بریگارد فارس از سه باطالیان (گردان) پیاده ۱۳ اسکادران سوار، یک باطری (آتشبار) ۴ توپی ویک دسته چهار توپی تشکیل گردید. فرماندهی اسکادران ها توسط یک سلطان (سروان) و فرمانده دسته های متوسط بوسیله یک نایب اداره می شده باطری های توپخانه (آتشبارها) هر یک مرکب از دو رسد و هر رسد دارای دو توپ سازماندهی شده برای هر بریگارد یک دسته صحیه (بهداری) و مریض خانه در نظر گرفته شده بود.
با طالیان های (گردان ها) پیاده از ۳ یا ۴ گروهان بوجود آمده و هر گروهان مرکب از ۴ رسد و هر رسد مرکب از ۴ جوقه است سواره نظام از رژیمان (هنگ) ۳ یا ۴ اسکادرانی تشکیل شده اند و هر اسکادران دارای ۴ دسته و هر دسته مرکب از ۳ جوقه اند ارکان حرب هر رژیمان (هنگ) دارای دو صاحب منصب انگلیسی ۵ صاحب منصب ایرانی و ۴ صاحب منصب جزء انگلیسی بود. پیاده نظام ها دارای تفنگ سواره نظام به کارابین های ۳۰۳ مسلح بوده توپخانه نیز دارای توپ های ۱۰ پوندی کوهستانی انگلیسی مجهز بودند مهمات پیاده نظام هر کدام ۷۰ تیر و سوارها ۹۰ تیر بود.

نظرات کاربران درباره کتاب پیامدها و زیان­های ایران در جنگ­ جهانی اول و دوم