راپانزل شاهزاده گمشدهای بود كه به تازگی به سرزمینش برگشته بود. او قرار بود با فلین ازدواج كنه. در كلیسا هنگام مراسم ازدواج حلقههای ازدواج به پاسكال(افتاب پرست) و ماكسیموس(اسب سلطنتی) سپرده شده بود. اما ناگهان ماكسیموس عطسش گرفت و حلقهها از كلیسا به بیرون پرت شدن!