فیدیبو نماینده قانونی دفتر نشر فرهنگ اسلامی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب یاقوت شکسته
گزیده رباعی، دوبیتی آیینی- عاشورایی

نسخه الکترونیک کتاب یاقوت شکسته به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب یاقوت شکسته

رباعی و دوبیتی از کوتاه‌ترین قالب‌های شعر پارسی است و به همین دلیل زودتر، روان‌تر و بهتر از دیگر گونه‌های شعر در خاطره‌ها باقی می‌ماند و بر سر زبان‌ها می‌افتد. رباعی در نظر عموم پارسی‌دان‌ها، شعری است که در آن پاک‌ترین، زیباترین و ناب‌ترین اندیشه‌ها، آرزوها و خواسته‌ها، منعکس و بیان شده است. به عبارتی دیگر؛ رباعی و دوبیتی‌گویی، شیوۀ خوبی در گزیده‌گویی و کم‌گویی‌ست و...
تمامی سروده‌های این کتاب در همین قالب‌های موجز رباعی و دوبیتی با محتوای آیینی و عاشورایی‌ست. شعرآیینی؛ قدمتی به عمر زبان فارسی دارد و موضوعات توحیدی، نیایشی، عرفانی، اخلاقی، حکمی، اجتماعی، ارزشی و... که با تعالیم اسلامی و باورهای دینی ارتباط تنگاتنگی دارند، در قلمرو شعر آیینی قرار می‌گیرند.
شعر عاشورایی، شعری‌ست که موضوعش به مسائل قیام امام حسین(ع) و وقایع مرتبط با آن می‌پردازد، ولی برخی از صاحبنظران، آن را به دو شاخۀ شعر عاشورا و شعر عاشورایی تفکیک کرده‌اند.
شعر عاشورا؛ شعری‌ست مختص بیان عاطفی و ماتمی که گهگاه، به بیان جنبه‌های حماسی کربلا می‌پردازد. ولی شعر عاشورایی، شعری‌ست که در مقام تبیین مقولات ارزشی این نهضت خدایی و مسئولانه، بر حول محور مسائل زیربنایی آن، حرکت می‌کند.

ادامه...
  • ناشر دفتر نشر فرهنگ اسلامی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.36 مگابایت
  • تعداد صفحات ۹۲ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب یاقوت شکسته

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه

به نام حضرت دوست، که همه چیز از اوست و هر چه پسندد، نیکوست.
سلام و درود بیکران خدا و فرشتگانش بر روان تابناک هادی سُبُل و ختم رسل، رحمت عالمیان و برگزیده آدمیان حضرت محمّد و اهل بیت طیّب و طاهرینش باد و امّا بعد، این مجموعه، گزیده ای از شعرهای کوتاه این حقیر، در قالب های رباعی و دوبیتی بعد از انقلاب اسلامی است.
رباعی و دوبیتی از کوتاه ترین قالب های شعر پارسی است و به همین دلیل زودتر، روان تر و بهتر از دیگر گونه های شعر در خاطره ها باقی می ماند و بر سر زبان ها می افتد. رباعی در نظر عموم پارسی دان ها، شعری است که در آن پاک ترین، زیباترین و ناب ترین اندیشه ها، آرزوها و خواسته ها، منعکس و بیان شده است. به عبارتی دیگر؛ رباعی و دوبیتی گویی، شیوه خوبی در گزیده گویی و کم گویی ست و...
تمامی سروده های این کتاب در همین قالب های موجز رباعی و دوبیتی با محتوای آیینی و عاشورایی ست. شعرآیینی؛ قدمتی به عمر زبان فارسی دارد و موضوعات توحیدی، نیایشی، عرفانی، اخلاقی، حکمی، اجتماعی، ارزشی و... که با تعالیم اسلامی و باورهای دینی ارتباط تنگاتنگی دارند، در قلمرو شعر آیینی قرار می گیرند.
شعر عاشورایی، شعری ست که موضوعش به مسائل قیام امام حسین(ع) و وقایع مرتبط با آن می پردازد، ولی برخی از صاحبنظران، آن را به دو شاخه شعر عاشورا و شعر عاشورایی تفکیک کرده اند.
شعر عاشورا؛ شعری ست مختص بیان عاطفی و ماتمی که گهگاه، به بیان جنبه های حماسی کربلا می پردازد. ولی شعر عاشورایی، شعری ست که در مقام تبیین مقولات ارزشی این نهضت خدایی و مسئولانه، بر حول محور مسائل زیربنایی آن، حرکت می کند.
در پایان، از بذل توجه و محبت «دفتر نشر فرهنگ اسلامی» و دست اندرکاران عزیز آن، برای چاپ و نشر این اثر صمیمانه تشکر می کنم.

باقی بقاتیان
محمدرضا سهرابی نژاد
۲۰ ۶ ۹۶

بخش اول: آیینی ها

یا رب!

یارب! یارب! به تو پناه آوردم
چشمان تر و روی سیاه آوردم

گفتم که تهی دست نیایم پیش ات
طاعات نداشتم، گناه آوردم!

ساده

غیر از تو چگونه اَحدی را خوانم؟
شایسته تو عبادتی نتوانم

شبلی و جنید و بایزیدی، سخت است
آن ساده شُبانِ موسیِ عمرانم!

اَحَدْ

راهی که نه راه توست، بستیم او را
هر بُت که قد افراشت، شکستیم او را

گفتی مپرستید به جز من اَحَدی
غیر از تو «اَحَدْ» کو، که پرستیم او را؟

تهی دست

با دیده پُر اشک ولی دست تَهی
آیم به زیارت تو با روسیهی

غرق گنهم، به وسعتِ رحمتِ تو
می ترسم که نکرده باشم گنهی!

دراز دستی

در باغ ازل درازدستی کردی
بالا ننشته میل پستی کردی

فرمود به جز من مپرستی، آدم!
مغرور شدی، «شکم پرستی» کردی!

آدم

دردِ تو خوش است، خوشتر از باغ اِرَم
بی درد مباد هیچ کس در عالم

گفتی که «بهشت»، جای بی دردان نیست
برخیز و برو! به درد خو کُن آدم!

هبوط

تبریک به خود گفت، مرا چون که سرشت
آراست خمیره ام به زیبایی و زشت

آنگاه ز «جاودانه»، بیرونم کرد
نا مردم اگر پا بگذارم به بهشت!

توبه

زین پس من و دل، توبه شکن از توبه
حاشا به لب آورم سخن از توبه

از بس که ز توبه، توبه کردم، آمد
توبه، به ستوه از من و، من، از توبه!

شب قدر

باران باران، ستاره در محفل ما
می ریزد و کهکشان شده منزل ما

می بارَد از آسمان «مَلَک»، در شب قدر
ای کاش! یکی وطن کند در دل ما!

فرشته

زمین با سرنوشتی نو نوشته
تهی گردیده از بغضِ گذشته

سلامت بارَدْ از گردون، شب قدر
به روبوسی خاک آید فرشته!

افطار

هر چند ز فقر، برگ و بارش پژمرد
بر سفره رنگین کسی دست نبرد

نزدیکِ «اذان» به فکر افطار افتاد
چیزی چو نیافت، «روزه» خود را خورد!

روزه

یک لحظه فقط ز یادِ حق غافل شد
اعمال تمام روز او زایل شد

از دود و دَم زمانه، رو گردان بود
حسرت که «کشید»، روزه اش باطل شد!

رمضان

می خواست که آسوده شود، رفت که رفت
می رفت که پالوده شود، رفت که رفت

آمد «رمضان» که «پاکمان» سازد، دید
کم مانده که «آلوده» شود، رفت که رفت!

پریشانی

صد شُکر که خانه های ظلمانی ما
گردیده منوّر ز دعاخوانی ما

فرداست دوباره توبه و فسق و فجور
یارب! نظری کن به پریشانی ما!

حیرت

بعد از عمری تمرّد و خبط و گناه
پیشانی من که خورد بر مُهرِ پگاه

با سَجده من، خدا ز حیرت فرمود:
«لاحولَ وَ لٰا قوَّه الّا باللّٰه!»

بِلال

چون تازه مسلمانِ زلال است دلم
خوانَد اَحَدی که بی زوال است دلم

تیره ست، ولی درون روشن دارد
شادم، ز قبیله «بِلال» است دلم!

ذکر جمیل

عمری ست که باد کرده ام در غبغب
از ذکر جمیل تو سرودم هر شب

از عفو تو گفته ام فراوان، امروز
رسوا نکنی مرا به فردا، یارب!

معاد

یک روز نماد شادی و خنده شوی
یک روز چو عطرِ گل پراکنده شوی

ای مُنکرِ زندگیِ بعد از «مُردن!»
شب مُرده ای و سپیده دم، زنده شوی!

صرّاف

پاکی و صفا و سادگی، معیارم
زین روست شکسته رونق بازارم

من نقره و تو طلا، به پیشِ «صراف»
تو «زردی» و من، رویِ «سفیدی» دارم!

امتحان

گهی افسرده، گه امیدوارم
هوایِ گریه در پیش تو دارم

برای امتحان صبحِ «فردا»
خداوندا! کمک کن کم نیارم!

صلوات (۱)

برای پیامبر نور و رحمت

میلاد مبارکی ست بس نقل و نبات
ریزند به پای یار شیرین حرکات

خواهی نَفَسَت شود معطّر، بفرست
بر خاتم انبیا محمّد، صلوات!

میلاد

ای جلوه عشق و رحمتِ رحمانی
آغاز تو پایانِ شبِ ظلمانی

با آمدن تو «چارده کنگره»، ریخت
از «عدل نما» کاخِ «انوشروانی!»

نظرات کاربران درباره کتاب یاقوت شکسته