فیدیبو نماینده قانونی کلک آزادگان و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب پاک‌سازی آگاهی

کتاب پاک‌سازی آگاهی
برنامه‌ای در بیست و یک روز برای ارتباط با مقصود جان

نسخه الکترونیک کتاب پاک‌سازی آگاهی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۶,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب پاک‌سازی آگاهی

اکنون دبی فورد، نویسنده‌ای مشهور و پرفروش در کاربردی‌ترین و رهنمودی‌ترین کتاب خود تا به امروز، فرایندی سه‌بخشی را ارایه می‌دارد که ما را توانمند می‌سازد تا افکار مسموم و رفتارهای ویرانگرانه را رها کنیم و به آرامشی ژرف که در درون نهفته است، دست یابیم. هفت روز نخست رهاسازی، زیر و رو کنندۀ همۀ مسایل مربوط به گذشته است که از نیروی زندگی ‌‌ما می‌کاهند و مانع رشدمان می‌شوند. پس از پالایش این عواطف کهنه، مانند غم‌های قدیمی، رنجش‌های تلخ، افسوس‌های ژرف و باورهای منسوخ، اندک‌اندک شور و شوقی تازه برای زندگی می‌یابیم. طی هفت روز بعد، دبی، ما را وامی‌دارد تا نگاهی صادقانه به موقعیتی که امروز داریم و کسی که امروز هستیم بیندازیم، همه چیز را مشاهده کنیم و ببینیم کدام یک از آن‌ها مفید هستند و کدام مفید نیستند. سرانجام به قدرت خود و توان پاسخ دادن به فراخوان جانمان پی می‌بریم. هفتۀ پایانی، شورانگیزترین تحول را همراه دارد. آنگاه به آینده می‌‌نگریم و کشف می‌کنیم که می‌خواهیم از امروز به بعد چه کسی باشیم. پاک‌سازی آگاهی در بیست و یک روز، ما را به سفری شخصی و شگفت‌آور می‌برد که چشمانمان را به روی همۀ آن کسی که هستیم و همۀ آن کسی که می‌خواهیم بشویم، می‌گشاید. این سفر، آگاهی ما را دگرگون می‌کند و مقصود، معنا و شور و شوق زندگی‌مان را شکوفا می‌سازد.

ادامه...
  • ناشر کلک آزادگان
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.08 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۱۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب پاک‌سازی آگاهی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



بخش یکم

 پاک سازی آگاهی در بیست و یک روز

این برنامه، بیست و یک شبانه روز را به برقراری رابطه ای صمیمانه و ژرف با جانتان و نیرویی بی کران اختصاص می دهد که محرک شماست تا بالاترین امکان خود را محقق سازید؛ فرایندی پربار و موفقیت آمیز برای پاک سازی گذشته، رویارویی صادقانه با امروز و مجسم کردن آینده ای فراتر از تصوراتی که تا کنون داشته اید. این جریان، امکانی را در اختیار شما می گذارد تا در نوسازی دیدگاه، دگرگونی عاطفی و پیوند دوباره با ژرف ترین مقصودتان غوطه ور شوید. این پاک سازی با چنین هدفی طراحی شده که به شما کمک کند تا همه باورها و فرض های نادرستی را که دیگر برایتان مفید نیستند، رها کنید و به سوی رابطه ای ژرف و پرمعنا با عالی ترین عشق ممکن پیش بروید؛ عشقی که فقط وقتی ممکن می شود که با خودتان، دیگران و زندگی کنونی همان گونه که هست، در آشتی باشید. می توانم با اطمینان و بی هیچ تردیدی بگویم اگر اجازه دهید، این برنامه برای شما مفید خواهد بود.
اگر جسم خود را از تنش ها و سموم انباشته پاک کنید، از انرژی سرزندگی و کارایی دلخواه بهره مند خواهید شد. همچنین با پاک سازی آگاهی که به منظور پالایش ذهن و عواطف شما طراحی شده است، قدرت، اعتماد به نفس و آرامش درونی عمیق و خارق العاده ای به دست خواهید آورد. آزردگی ها و بیزاری های گذشته قدرت درکتان را ضعیف می کنند و خواسته های خودخواهانه و حواس پرتی های کنونی، توان انتخاب خوب را از شما می گیرند. با پاک سازی آگاهی، راهیِ سفر سرزندگی می شوید. در این سفر، توجه شما از جهان بیرون پس کشیده و بر درون مقدستان متمرکز می شود. این پاک سازی هم مانند پاک سازی جسمانی، شما را از سموم گذشته آزاد می سازد، از نو با مقصود جانتان مرتبط می کند و روشنی و شور و شوقی برای مراقبت از خودتان به شما می دهد که تا کنون تجربه نکرده اید.
اگر برای پس گرفتن طلای نهفته در زیر سطح آن خودی که می شناسید، آماده هستید، جای شما همین جاست. با بیان حکایتی می توانم این سفر را بهتر شرح دهم. در سال ۱۹۵۷ معبدی را در تایلند جا به جا می کردند و چند راهب، مسوول انتقال یک مجسمه سفالی بزرگ بودند. در میان راه، یکی از راهبان متوجه تَرکی روی مجسمه شد. راهبان، نگران شدند که مبادا آسیبی به مجسمه برسد و تصمیم به توقف گرفتند. یکی از آن ها با نور چراغ قوه به بررسی دقیق تر آن مجسمه بسیار بزرگ پرداخت. همین که نور به شکاف روی مجسمه تابید، راهب با شگفتی، درخششی را زیر آن دید. کنجکاوی او برانگیخته شد و مجسمه سفالی را با قلم و چکش تراشید. هر چه گِل ها بیش تر فرومی ریختند، مجسمه درخشان تر می شد تا سرانجام پس از ساعت ها کار، راهب با مجسمه ای از طلا رو به رو شد؛ گنجی بسیار باارزش که پیش تر دیده نمی شد. مورخین بر این عقیده هستند که چندصد سال پیش از آن، راهبان تایلندی این مجسمه را با گِل پوشانده بودند تا از آسیب لشکر برمه در امان بماند. راهب ها به منظور محافظت، آن مجسمه را گِل اندود کرده بودند تا توسط دشمنان ربوده نشود. همه آن راهبان در جنگ کشته شدند و تا آن روز ارزش بی مانند این مجسمه کشف نشده بود.
پوسته خارجی شما هم مانند پوشش سفالی آن مجسمه، برای محافظت از جهان بیرون در نظر گرفته شده؛ در حالی که گوهر ارزنده واقعی، یعنی مقصود جانتان در درون پنهان است. شما ندانسته طلای درونی تان را زیر لایه ای از گِلِ آدم پنهان کرده اید. برای کشف ارزش واقعی و طلای جان خود فقط کافی ست شجاعت تراشیدن پوسته بیرونی تان را داشته باشید. پوسته بیرونی یا پرسونا(۸) مانع از آن می شود که نور واقعی نهفته در درون را ببینید که ناب ترین گوهر، قدرت و ارزش واقعی شماست. تا وقتی نتوانید ببینید در اصل کیستید و چیستید، به آن کسی که به عنوان خودتان می شناسید، بسنده می کنید و شاید بی هوده رنج فراوانی ببرید.
زندگی، فرصت های بی شماری در اختیار شما می گذارد تا سرشت الهی تان را آشکار کنید. معمولاً این فرصت ها در ناملایمات و دشواری های زندگی پیدا می شوند. در این اوقات است که فرصت می یابید جهان درونتان را بکاوید و فرایند مقدس صمیمی شدن با کل وجودتان را آغاز کنید؛ صمیمیت با نقاط روشن و همچنین تاریک، با بردها و نیز باخت ها و با سربلندی ها و همچنین سرافکندگی هایتان. هنگامی که رنجتان را بررسی می کنید و با آغوش باز می پذیرید، آن رنج، راهنمای شما می شود، راه هایی نو را نشانتان می دهد و سرانجام شما را به سوی آزادی عاطفی هدایت می کند و جانتان را آزاد می سازد. با این همه، لزومی ندارد برای رسیدن به چنین دستاوردی در انتظار بحران یا درد و رنج فراوان بنشینید. راه دیگری هم برای رخنه در این دیوارِ معمولاً نفوذناپذیر وجود دارد. پاک سازی آگاهی، به شما کمک می کند تا احساسات و تجاربی را که شاید سال هاست از آن ها گریزان هستید، درک کنید. در برنامه پاک سازی، هر روز چنان طراحی شده است که شما را به بی کرانگی وجودتان فرابخواند و از شکوه و بزرگی امکانات زندگی تان پرده بردارد. به همین علت، ضروری ست خود را از قلاب زندگیِ «ایگومحور»(۹) آزاد سازید تا بتوانید نظم جدیدی به آگاهی تان بدهید و طبق الهامات قلبی و خواسته های جانتان زندگی کنید. بنا بر این از شما خواهش می کنم خود را از قید جهان بیرون آزاد سازید و ارتباط هر چه عمیق تری با جهان درونتان برقرار کنید. به سخنی دیگر، از شما می خواهم بیست و یک روز - فقط بیست و یک روز از عمر خود - را به سفر درونی تان اختصاص دهید. شاید این برنامه خیلی کوتاه به نظر برسد، اما بسیار نتیجه بخش است. اگر شجاعت این کار را داشته باشید که آگاهی تان را شفاف کنید، به احساس عشق، همدلی، شادی و آرامش عمیق دست می یابید. آنگاه فضایی برای الهام و خلاقیت ایجاد می کنید و می گذارید ویژگی و نبوغ جانتان از طریق شما متجلی شود. هنگامی که آگاهی تان روشن و شفاف باشد، می توانید ببینید هر چه برای محافظت و خشنودی تان لازم دارید، هم اکنون در درونتان موجود است؛ نه بیرون از شما، بلکه در درون شما وجود دارد.
اگر برنامه بیست و یک روزه پاک سازی آگاهی، به طور جدی توجهتان را جلب کرده، به احتمال زیاد به این دلیل است که می دانید سهم شما از زندگی بسیار بیش تر از آن است که اکنون تجربه می کنید. دیگر متوسط بودن در هیچ زمینه ای از زندگی گزینه شما نیست، زیرا یا دردتان شدید شده یا اشتیاق شما برای دست یابی به خواسته هایتان افزایش یافته است. شما بیش تر از این می خواهید و می دانید شایستگی آن را دارید. می دانید چیزی هست که هنوز ندارید، اما آماده به دست آوردن آن هستید. بنا بر این، امروز همان روزی ست که می توانید نیرویتان را از جهان بیرون پس بکشید، به درون رو آورید و سفرتان را در مسیر ارتباط دوباره با روحی که محرک شماست، آغاز نمایید. می توانید ظرف آگاهی تان را با این برنامه منظم، پاک و جانتان را تجربه کنید.
عشق به سفر بشری - با همه چالش ها و شادی های آن - پوسته سخت خودِ محدود ما را می تراشد. هیچ وقت این ترانه ویلن جنینگز(۱۰) را فراموش نمی کنم: «عشق را در همه جاهای اشتباه جست و جو می کردم.» چند ماه این واژه ها در سرم تکرار می شدند، زیرا حقیقت ژرف تری را به رخم می کشیدند: حقیقتی که ماهیت وجودی مرا دگرگون کرد. دیدم موضوع ترانه این خواننده فقط عشق میان زن و مرد نیست، بلکه او از حقیقتی جهان شمول سخن می گوید؛ حقیقتی که همه ما باید با آن رو به رو شویم. بیش ترِ ما در جست و جوی عشق، شادی و رضایت خاطر هستیم، اما در جاهای اشتباه پی این ها می گردیم. پس از پانزده سال آموزش و گفت و گو با هزاران نفر که زندگی سعادتمندانه ای دارند، می توانم به شما اطمینان بدهم که این موضوع تقریباً برای همه صدق می کند. به احتمال زیاد هر آدم بسیار موفقی خواهد گفت که به منظور رسیدن به شادی و رضایت فقط دستاوردهای بیرونی برایش کافی نبوده است؛ چرا؟! زیرا تشنگی جان ما با دستاورد، پول یا جذاب بودن برطرف نمی شود. حتی با آن چیزهایی که می توانیم از کسی دیگر بگیریم هم برطرف نمی شود. حقیقت این است که فقط یک سرچشمه شادی ناب، بی قید و شرط و پایان ناپذیر وجود دارد و آن سرچشمه در درون ماست. به چه بهایی به این سرچشمه دست می یابیم؟ فقط با دلسپردگی!
شاید ساده به نظر برسد، اما در این جهانی که معمولاً انگیزه ها بیرونی ست، نادیده گرفتن ندای جان و پذیرفتن توجیهات منطقی و افراطی ذهن بشری ساده تر است. زندگی کردن در خدمت والاترین وجود کاری ست که هر روز و تا پایان عمر ادامه دارد، اما به این دلیل مشکل به نظر می رسد که شما تربیت شده اید برای رفع نیازها و رسیدن به احساس های خوبی که می خواهید، به جهان بیرون بنگرید. فکر می کنید اگر فقط بدن مناسب یا رابطه مناسب را به دست آورید، اگر فقط این برنامه را به پایان برسانید یا به همه آن عشق و پولی که می خواهید، دسترسی پیدا کنید.... مطمئن هستید حتماً چیزی در دنیای بیرون وجود دارد که سرانجام، شما را به آن رضایتی می رساند که در اعماق جانتان می خواهید.
معمولاً برای بازگشت به جایگاه مقدس درون که سرچشمه زندگی پرمعنای شماست، به تَرکی در پوسته بیرونی نیاز است. باید در زمینه ای از زندگی به سردرگمی برسید، به مانعی برخورد کنید و وضعیت از اختیار شما خارج شود. آنگاه رویدادها، شرایط و تجربیات جهان بیرون، شما را متوجه توهمی می کند که درون پوسته بشری گرفتارتان کرده است. شاید لازم باشد شغل یا پولتان را از دست بدهید، عزیزی بمیرد یا خیانتی به شما بشود یا چنان در چنگال اعتیاد گرفتار شوید تا از درهای بسته ذهن ایگوی خودتان عبور کنید. می توانم به شما اطمینان بدهم در نهایت، همه چالش هایتان فقط به این دلیل وجود دارند که نگاه شما را معطوف به درون کنند. مهم نیست چگونه به این نقطه رسیده اید - از طریق خواسته برای رشد، اندوهی بی سر و صدا یا تَرک خوردن دردناک ایگو - در هر حال، این پاک سازی، شکاف میان درون و بیرون را پر می کند تا بتوانید از طریق اتصال دوباره با ذات الهی تان به ژرف ترین مقصود جان خود برسید.
وقتی در ولع رسیدن به چیزی هستیم که حال خوبی در باره خودمان به ما بدهد، اما حاضر نیستیم به نیازهای درونی مان رسیدگی کنیم، کارهای احمقانه ای انجام می دهیم. آنگاه وارد الگوهای مکرری می شویم که می دانیم ما را به جایی نمی رساند و تسلیم اعتیادهایمان می شویم؛ خواه اعتیاد به گشت زدن در اینترنت و خواندن ایمیل ها باشد، خواه خرید اجباری، تماشای تصاویر نامناسب، خوردن، نوشیدن، سیگار کشیدن یا خرج کردن. اما بیش ترِ کسانی که از احساس عمیق تهی بودن رنج می برند، می دانند چیزی وجود ندارد؛ واقعاً هیچ چیزی نیست که بتواند آن حفره درونی را پر کند. راه حل های آنی و انگیزه های کوتاه مدت فقط گودالمان را عمیق تر و ما را بیش از پیش ناامید می کند. به این ترتیب است که این در و آن در زدن های بشر آغاز می شود.
درون شما شبح گرسنه ای وجود دارد که همیشه بیش تر می خواهد؛ عشق بیش تر، پول بیش تر و احترام، تایید یا دارایی بیش تر. هر اندازه از این ها داشته باشید، اگر از نظر عاطفی محروم و از نظر معنوی ضعیف باشید، شبح گرسنه شما را تسخیر می کند و ممکن نیست بتوانید ولع سیری ناپذیر آن را برطرف کنید. این بخش طردشده شما هرگز راضی نمی شود.
شگفت این که وقتی به خودتان اجازه ارتباط با روح را می دهید، خواسته های شما کم می شود، زیرا در درون سرشار و غنی هستید. اگر تنها هدف شما از دعا ارتباط ژرف تر با سرچشمه الهی تان باشد، همه آنچه که با سطوح بالاتر آگاهی هماهنگ و هم ارتعاش است، از جمله فراوانی، رضایت و آرامش ذهن به سراغتان می آید. در حالی که وقتی از سرچشمه قطع باشید، حاضرید عطشتان را با هر چه که شما را دچار توهم خوشی کند، برطرف سازید. اما حقیقت آن است که این ولع درونی فقط یک راه چاره دارد؛ فقط یک راه برای سیر کردن شبح گرسنه وجود دارد: این که وجودتان را سرشار از عشق و آگاهی والاتر کنید. باید با همه آنچه هستید و همه آنچه هست، مرتبط شوید. هنگامی که به ذات حقیقی تان وصل باشید، احساس رضایت پرنشاطی در درون دارید. آنگاه با جانتان و روحی که نگهدار شماست، یکی هستید. می توانید بر فراز خرده احساساتِ حاصل از تنهاییِ دل درمانده خود که در پی یاور الهی اش می گردد، قرار بگیرید. هنگامی که با مقصود ژرف تر جانتان در ارتباط هستید، می توانید همان چیزی را به جهان عرضه کنید که آرزویش را دارید. وقتی درون شما سرشار از نیرویی بزرگ تر از خودتان است، به گونه ای طبیعی احساس عشق، همدلی و مهربانی نسبت به خودتان و دیگران دارید. آنگاه از نیرو و اعتماد به نفسی برخوردار هستید تا آن کسی باشید، آن کارهایی را انجام دهید و آن چیزهایی را داشته باشید که به بهترین شیوه گویای حداکثر امکان جان شما باشد.
وقتی از درون وصل باشید، همان تجربه ای را خواهید داشت که فرانتس کافکا(۱۱) داستان سرای نامدار قرن بیستم به زیبایی با این عبارت بیان کرد: «حتی نیازی نداری که اتاقت را ترک کنی. در همان حال که پشت میزت نشسته ای، بمان و گوش کن. حتی گوش نکن؛ فقط صبر کن. حتی صبر نکن؛ فقط آرام و ساکن بمان. جهان، آزادانه خود را در اختیار تو می گذارد تا حجاب از رخش برکشی، زیرا چاره ای جز این ندارد. آنگاه جهان با شادی و شعف در پای تو می غلتد.» زیرا وقتی سرشار از ایمان، به الوهیت یکایک جان های موجود در این جهان اعتماد داشته باشید، می توانید ببینید خدا به تقاضای جان منفرد شما پاسخ می دهد؛ نه در چارچوب زمانی ایگو، بلکه در زمان الهی. اگر آن قدر آرام و متمرکز باشید که صدای جانتان را بشنوید، زندگی ای فراتر از بزرگ ترین آرزوهایتان در اختیار شما گذاشته می شود.
زندگی به راستی هماهنگی شگفت آوری میان درون و بیرون است؛ سفری در پی نیازهای بشری و آرزوهای جان شما. برای یادگیری، رشد و تکامل به تجربه بیرونی نیاز دارید. اگر فقط در پی بیرون باشید و به درون نپردازید، در پایان تهی و به شدت ناامید خواهید شد. اگر فقط به جهان درون پناه ببرید، به احتمال زیاد انزوا، تنهایی و کمبود را تجربه خواهید کرد؛ مگر آن که زندگی رهبانی را برگزیده یا قدیس باشید. حقیقت نیرومند این است که شما فرزند هستی هستید؛ ذره ای از روح الهی که عالی ترین هستی شما را تنظیم می کند. برای این که به راستی زندگی رضایت بخش و شادمانه ای را همراه با شکرگزاری بی پایان تجربه کنید، باید بپذیرید که بخشی از یک بازی بسیار بزرگ تر هستید. در این بازی اگر شما ببرید، من برنده شده ام و اگر من ببرم، شما برنده هستید. در این بازی اگر من ببازم، شما باخته اید و اگر شما ببازید، من بازنده هستم. در این بازی، برد و باخت، سنگین و شمار برنده ها کم است، زیرا معمولاً قوانین اصلی بازی نادیده گرفته می شود.
زندگی را بازی می نامم، نه برای این که آن را کوچک بشمارم، بلکه به این منظور تا به شما یادآوری کنم قرار بوده است زندگی، یک ماجرا باشد. وقتی از دیدگاه ایگو به زندگی نزدیک می شوید، آن را سفری دشوار و توان فرسا می بینید و در پایان احساس می کنید آزرده، گرفتار، سختگیر و سردرگم شده اید. هنگامی که با چشم جان به زندگی می نگرید، آن را یک پایکوبی بازیگوشانه، مدرسه ای برای جانتان یا پدیده ای پیوسته در حال تغییر و گسترش می بینید. اگر آنچه را «قوانین بازی» می خوانم دنبال کنید، می توانید بدون گرفتار شدن در هیچ تجربه ای، از همه تجلیات زندگی لذت ببرید. برای آن که از پاک سازی آگاهی بیش ترین فایده را ببرید، لازم است این قوانین را رعایت کنید.

آشنایی با نویسنده

دبی فورد از نیروهای پیشگام در گنجاندن بررسی و یکپارچه سازی سایه در تمرین های روان شناختی نوین است. دبی، به عنوان نویسنده هفت کتاب پرفروش، طراح نوآور در برنامه پرآوازه «کارگاه فرایند سایه»(۲) و تهیه کننده اجرایی در فیلم مستند «بازتاب سایه»(۳) شهرت دارد.
او «موسسه فورد»(۴)، سازمانی با شهرت جهانی و به منظور آموزش فردی و تخصصی و همچنین «دل جمعی»(۵)، یک سازمان غیر انتفاعی را به منظور دگرگون ساختن آموزش در سراسر جهان بنیاد گذاشت.
دبی فورد دارای مدرک روان شناسی از دانشگاه جان اف. کندی(۶) و برنده جایزه دانش پژوه سال در ۲۰۰۱ به مناسبت خدمات ارزنده در رشته های روان شناسی ست. افزون بر این ها، او از دانشگاه امرسن(۷) و همچنین از دانشگاه جان اف. کندی دکترای افتخاری دارد.
دبی فورد در سراسر آمریکا به ارایه دوره های آموزشی می پردازد. دبی با خانواده خود در کالیفرنیا زندگی می کند.

چکیده

اکنون دبی فورد، نویسنده ای مشهور و پرفروش در کاربردی ترین و رهنمودی ترین کتاب خود تا به امروز، فرایندی سه بخشی را ارایه می دارد که ما را توانمند می سازد تا افکار مسموم و رفتارهای ویرانگرانه را رها کنیم و به آرامشی ژرف که در درون نهفته است، دست یابیم. هفت روز نخست رهاسازی، زیر و رو کننده همه مسایل مربوط به گذشته است که از نیروی زندگی ما می کاهند و مانع رشدمان می شوند. پس از پالایش این عواطف کهنه، مانند غم های قدیمی، رنجش های تلخ، افسوس های ژرف و باورهای منسوخ، اندک اندک شور و شوقی تازه برای زندگی می یابیم. طی هفت روز بعد، دبی، ما را وامی دارد تا نگاهی صادقانه به موقعیتی که امروز داریم و کسی که امروز هستیم بیندازیم، همه چیز را مشاهده کنیم و ببینیم کدام یک از آن ها مفید هستند و کدام مفید نیستند. سرانجام به قدرت خود و توان پاسخ دادن به فراخوان جانمان پی می بریم. هفته پایانی، شورانگیزترین تحول را همراه دارد. آنگاه به آینده می نگریم و کشف می کنیم که می خواهیم از امروز به بعد چه کسی باشیم.
پاک سازی آگاهی در بیست و یک روز، ما را به سفری شخصی و شگفت آور می برد که چشمانمان را به روی همه آن کسی که هستیم و همه آن کسی که می خواهیم بشویم، می گشاید. این سفر، آگاهی ما را دگرگون می کند و مقصود، معنا و شور و شوق زندگی مان را شکوفا می سازد.

نظرات کاربران درباره کتاب پاک‌سازی آگاهی