ر این کتاب به بررسی روابط متقابل زرتشتیان و مسلمانان از نخستین برخوردهای آنان با یکدیگر در طول سده هفتم میلادی / نخست ه. ق تا اواخر سده سیزدهم میلادی / اواخر سده هفتم ه. ق میپردازم؛ دورهای که در آن، عرف اسلامی در قلمروِ ایران سلطهای بلامنازع یافته بود. دگرگونیهایی را شرح میدهم که اعتقادات و شیوه زندگی در جامعه ایران را در نخستین سدههای اسلامی ترسیم میکند؛ جامعهای که در آغاز رویدادهای مورد بحث ماهیت زرتشتی داشت، اما با گذشت زمان به جامعهای اسلامی تبدیل شد.
در حال حاضر عقیده بر آن است که نخستین ایرانیان در اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره نخست پیش از میلاد از آسیای میانه به سمت جنوب غرب و به فلات ایران مهاجرت کردند و دینی را که زرتشت پیامبر (که احتمالاً در حدود سال ۱۲۰۰ پ. م زندگی میکرد) پایهگذار آن بود، با خود آوردند. حرکت آنان به طرف ایالت عراق یا آسورستان ــ چنان که ایرانیان و دیگران این ناحیه غربی را مینامیدند ــ هنگامی آغاز شد که سلسلههای ماد و هخامنشی بر درههای رودهای فرات و دجله فرمانروایی میکردند. مجموعه جغرافیایی و سیاسیای که از وحدت دشت آبرفتی عراق و فلات ایران پدید آمد، ایرانشهر خوانده شد. اسکان، کشاورزی و بازرگانی در ایرانشهر و غرب آسیای میانه یا ماوراءالنهر در طول سدههای بعد موجب حضور دائمی ایرانیان در این نواحی شد. به این ترتیب، در نخستین سدههای اسلامی ایرانشهر و ماوراءالنهر بر روی هم خطه ایران را تشکیل دادند .