Loading

چند لحظه ...
کتاب یک‌چشمی، دوچشمی و سه‌چشمی و داستان‌های دیگر

کتاب یک‌چشمی، دوچشمی و سه‌چشمی و داستان‌های دیگر
قصه‌ها و افسانه‌های گریم ۸

نسخه الکترونیک کتاب یک‌چشمی، دوچشمی و سه‌چشمی و داستان‌های دیگر به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۱,۵۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب یک‌چشمی، دوچشمی و سه‌چشمی و داستان‌های دیگر

در زمان‌های قدیم خیاطی بود که مدام لاف می‌زد و حساب و کتابی در گفتارش نبود. روزی با خود فکر کرد بهتر است مدتی دکانش را ببندد، کار و زندگی‌اش را رها کند و به سفر برود. برای همین کارگاه و دکانش را بست و روانه‌ی سفر شد. پل‌ها، رودخانه‌ها و تپه‌ها را پشت سر گذاشت و رفت و رفت تا از دور دامنه‌ی کوهی را دید که روی آن برج سربه فلک کشیده‌ای از میان جنگل تاریک و بکری سربرآورده بود. خیاط به سوی برج رفت و با صدای بلند گفت: «ای وای، چه رعد و برقی!» و کنجکاو و هیجان‌زده به برج نزدیک و از حیرت بر جا میخکوب شد. چون برج پا داشت و جست‌وخیزکنان از دامنه‌ی کوه پایین پرید و روبه‌رویش ایستاد. برج یک غول بود. غول با صدایی شبیه رعدوبرق گفت: «این‌جا چه می‌کنی مگس؟» خیاط با صدای ضعیف جواب داد: «نگاه می‌کردم ببینم می‌توانم از این جنگل پهناور لقمه‌نانی به دست آورم.» غول گفت: «فقط همین؟ در این صورت می‌توانی پیش من بمانی.» خیاط گفت: «تا قسمت چه باشد! چقدر دستمزد می‌دهی؟» غول جواب داد: «خوب گوش کن، هر سیصد و شصت و پنج روز سال، یک روز هم اضافه اگر سال کبیسه باشد. موافقی؟»

ادامه...

مشخصات کتاب یک‌چشمی، دوچشمی و سه‌چشمی و داستان‌های دیگر

بخشی از کتاب یک‌چشمی، دوچشمی و سه‌چشمی و داستان‌های دیگر

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب یک‌چشمی، دوچشمی و سه‌چشمی و داستان‌های دیگر