مدیر صدای خود را شنید که به خانم جوان میگفت: هر زمان که مایلید میتوانید تشریف بیاورید. و به زودی خود را در حال گفتگو با جوانی زیرک یافت.
مدیر یک دقیقهای جدید در حالی که از ملاقات کنندهاش میخواست که بنشیند، گفت: خوشحال میشوم که رموز مدیریت خویش را با شما در میان بگذارم، فقط درخواستی از شما داشتم.
خانم جوان پرسید: درخواستتان چیست؟
مدیر گفت: خیلی ساده است. اینکه شما...
آنچه را که فرا میگیرید به دیگران نیز بیاموزید