اگر نگران آینده ازدواجتان هستید، باید بدانید که تنها نیستید. بیشک اکنون زمانی هراسآور برای زوجهاست. بیش از نیمی از ازدواجهای اول به طلاق میانجامد. ازدواجهای دوم از این هم بدتر است، با حدود ۶۰ درصد شکست. اگرچه بسیاری از دانشمندان امور اجتماعی اعتقاد داشتند میزان طلاق در دهه ۱۹۸۰ وضعیت ثابتی به خود گرفته، دادههای جدید خلاف این را نشان میدهد: آمار طلاق با مرور زمان در واقع بدتر میشود. پژوهش سال ۱۹۸۹ مرکز سرشماری امریکا که پژوهشگران دانشگاه ویسکانسین انجام دادند به این نتیجه رسید که بر اساس دادههای ۱۹۸۵، طلاق در میان ازدواجهای اول جدید، آمار بهتآور ۶۷ درصد را نشان میدهد. به عبارت دیگر، دوسوم زوجهای جدید کارشان به طلاق میانجامد ــ مگر اینکه تغییری ایجاد شود. این «تغییر» همان است که موضوع اصلی این کتاب است ــ چگونه ازدواجتان را دگرگون کنید تا بتوانید آن را نجات دهید.
شکی نیست که آمارها اندوهبار است، به ویژه اگر نگران آن باشید که ازدواج خودتان هم ممکن است در خطر باشد. آنچه اعداد و ارقام را نگرانکنندهتر میسازد این است که به نظر میرسد هیچ کس نمیداند چرا ازدواجهای ما این چنین آسیبپذیر شدهاند. چنان است که گویی نیرویی پنهان و شیطانی در جوامع پیدا شده که موجب از هم پاشیدن ازدواجها میشود. اما دلیل اینکه ازدواج و مشکلاتش این قدر رازآلود به نظر میرسد در واقع کاملاً ساده است: تا همین اواخر تقریبا هیچ پژوهش علمیای در مورد این ارتباط پیچیده انجام نشده بود. اکثریت وسیع کتابهای مشاورهای برای زوجها، در بهترین حالت، بر اساس شناختی بوده است که درمانگران ازدواج از زوجهایی که دیدهاند به دست آوردهاند، و در بدترین حالت، بر اساس داستانهای صرف و اندیشههای نظری.