فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب در تنگنای بیم و امید

کتاب در تنگنای بیم و امید
پژوهشی درباره زندگی مهاجران مسلمان در کانادا

نسخه الکترونیک کتاب در تنگنای بیم و امید به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب در تنگنای بیم و امید

این کتاب به مخاطب ایرانیِ خود چه می‌تواند بدهد و چگونه می‌تواند به او کمک کند؟ در پاسخ به این پرسش باید مخاطبان ایرانی کتاب را به دو دسته تقسیم کنم: آن‌ها که به «مهاجرت» فکر می‌کنند و آن‌ها که به «موضوع مهاجرت» فکر می‌کنند. دستۀ نخست افرادی از جامعه‌اند که در فکرِ مهاجرت از ایران بوده یا هستند و دستۀ دوم کسانی‌اند که به پژوهش یا سیاست‌گذاری دربارۀ مهاجرت و سایر موضوعات اجتماعیِ مرتبط با آن مشغول‌اند. این کتاب می‌تواند برای هر دو دستۀ این مخاطبانِ بالقوه سودمند باشد. برای دستۀ نخست حاوی اطلاعاتی دربارۀ مهاجرت و بعضی مسائلِ پس از آن است که شاید پیش از مهاجرت به آن‌ها نیندیشیده باشند و برای دستۀ دوم مشتمل بر نکاتی تئوریک یا روش‌شناختی و همچنین اشاراتی به پیشینۀ پژوهش در این خصوص است. این سودمندیِ بالقوه برای گروه نخست وقتی روشن‌تر می‌شود که بدانیم همه‌ساله ایرانیان بسیاری مهاجرت می‌کنند و تعداد بسیار بیش‌تری نیز متقاضیِ مهاجرت‌اند، آن هم فقط به کانادا و بدون تصویر چندان روشنی از آن‌چه در کشور مقصد می‌گذرد. برای گروه دوم هم همین بس که بدانیم به‌رغم وجود چنین جریان عظیم مهاجرتی و با این‌که در بسیاری کشورها مطالعۀ مهاجرت به موضوعی جاافتاده تبدیل شده است، در ایران هیچ مرکز و نهادی وجود ندارد که به‌طور جدی درگیر چنین مطالعاتی باشد. بگذارید دربارۀ هر دوی این موضوعات توضیح بیش‌تری بدهم.

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 3.86 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۱۹ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب در تنگنای بیم و امید

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه مولف بر ترجمه فارسی

کتاب حاضر ترجمه اثری از نگارنده است با عنوان مسلمانان به مثابه معضل در کانادا: روایت پیوندی ناقص(۱) که در سال ۱۳۹۳ انتشارات دانشگاه بریتیش کلمبیا در کانادا آن را منتشر کرد. ترجمه فارسی این کتاب مدیون ترغیب ها و تشویق های دوست و همکار گرامی، آقای دکتر بهرنگ صدیقی، و محصول کار دقیق و سریع ایشان است. در جریان رایزنی های حین ترجمه و بازنگری های چندباره متن فارسی به نکات متعددی برخوردیم که گرچه برای مخاطبان کانادایی نسبتاً بدیهی بودند، اما احساس کردیم شاید برای خوانندگان در ایران ناآشنا و بنابراین درک آن ها دشوار باشند. در جای جای متن تلاش کردیم تا آن جا که سیر منطقی مباحث لطمه نبیند، از این دشواری بکاهیم و کتاب را به دغدغه های خوانندگان فارسی زبان نزدیک تر کنیم؛ گاه با افزودن پانوشت و گاه با اِعمال تغییراتی در متن اصلی. در همه این موارد و در بحث هایی که داشتیم نظرات و پیشنهادات جناب دکتر صدیقی بسیار راهگشا، به جا و مفید بودند.
همچون هر اثر مکتوب دیگری، در نوشتن این کتاب ناچار بوده ام مخاطب یا مخاطب های معینی را در ذهن مجسم کنم و بکوشم بنا بر دغدغه ها و سطح اطلاعات آن ها و نیز به زبانشان سخن بگویم. مخاطبان نخستینِ کتاب طیف نسبتاً وسیعی را تشکیل می دادند: کانادایی های بومی(۲) که عمده اطلاعاتشان راجع به مهاجران مسلمان را از وسایل ارتباط جمعی می گیرند؛ سیاست گذاران کانادایی که شناختشان از واقعیت های زندگیِ مهاجران مسلمان محدود به اطلاعات پراکنده و ناقصی است که این جا و آن جا یافت می شوند؛ خود مهاجران مسلمان که به دلیل نزدیک بودن به واقعیت ها و درگیربودن در چالش های روزمره از داشتن تصویری کلی راجع به وضعیتشان در کانادا ناتوان مانده اند؛ و بالاخره مخاطبانی در دیگر کشورهای مهاجرپذیر که به دلایل گوناگون نسبت به حضور مهاجران مسلمان در کشورهایشان نگران و مضطرب اند. در سطحی بالاتر نیز تلاش کرده ام با این کتاب به تصحیح تفکر رایج درباره موضوعات کلی ترِ مربوط به مهاجرت کمکی بکنم. اما این ها فقط مخاطبان اولیه ام بودند و مخاطبان اولیه یک کتاب همیشه تنها مخاطبان آن باقی نمی مانند و چه بسا به دلایلی که در آغاز برای نویسنده ناشناخته اند به مرور دیگرانی نیز به آن ها افزوده شوند. خوانندگان ایرانی این کتاب در زمره همین دست مخاطبان بودند.
این کتاب به مخاطب ایرانیِ خود چه می تواند بدهد و چگونه می تواند به او کمک کند؟ در پاسخ به این پرسش باید مخاطبان ایرانی کتاب را به دو دسته تقسیم کنم: آن ها که به «مهاجرت» فکر می کنند و آن ها که به «موضوع مهاجرت» فکر می کنند. دسته نخست افرادی از جامعه اند که در فکرِ مهاجرت از ایران بوده یا هستند و دسته دوم کسانی اند که به پژوهش یا سیاست گذاری درباره مهاجرت و سایر موضوعات اجتماعیِ مرتبط با آن مشغول اند. این کتاب می تواند برای هر دو دسته این مخاطبانِ بالقوه سودمند باشد. برای دسته نخست حاوی اطلاعاتی درباره مهاجرت و بعضی مسائلِ پس از آن است که شاید پیش از مهاجرت به آن ها نیندیشیده باشند و برای دسته دوم مشتمل بر نکاتی تئوریک یا روش شناختی و همچنین اشاراتی به پیشینه پژوهش در این خصوص است. این سودمندیِ بالقوه برای گروه نخست وقتی روشن تر می شود که بدانیم همه ساله ایرانیان بسیاری مهاجرت می کنند و تعداد بسیار بیش تری نیز متقاضیِ مهاجرت اند، آن هم فقط به کانادا و بدون تصویر چندان روشنی از آن چه در کشور مقصد می گذرد. برای گروه دوم هم همین بس که بدانیم به رغم وجود چنین جریان عظیم مهاجرتی و با این که در بسیاری کشورها مطالعه مهاجرت به موضوعی جاافتاده تبدیل شده است، در ایران هیچ مرکز و نهادی وجود ندارد که به طور جدی درگیر چنین مطالعاتی باشد. بگذارید درباره هر دوی این موضوعات توضیح بیش تری بدهم.

مهاجرت ایرانیان به کانادا

تا سال های میانیِ دهه ۱۹۷۰ بخش عمده مهاجران به کانادا را اروپایی ها تشکیل می دادند. ریشه این امر موج های مهاجرتیِ تاریخی یی بود که چندین دهه قدمت داشتند و خود را در قوانین مهاجرت کانادا منعکس کرده بودند. بر مبنای این قوانینْ اروپاییان متقاضیِ مهاجرت اولویت داشتند و به دلیل مشکلات اقتصادی در اروپای پس از جنگ جهانی دوم تا مدت ها صفی طولانی از چنین مهاجرانی در نوبت بودند. در دهه های پس از جنگ جهانی دوم از تعداد مهاجران اروپایی به کانادا به شدت کاسته شد و همین امر زمینه ساز تغییراتی اساسی در قوانین مهاجرت کانادا در دهه ۱۹۶۰ گردید. در قوانین جدیدْ متقاضیان مهاجرت نه بر اساس مشخصات نژادی و قومی و منطقه ای، که بر اساس صلاحیت های فنی و حرفه ای و تحصیلی انتخاب می شدند. این امر دروازه های کانادا را به روی مهاجران جهان سومی از آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین گشود. از اواسط دهه ۱۹۷۰ تاثیرات این تغییر بزرگ در صحنه مهاجرت کانادا رفته رفته ظاهر شد؛ تاثیراتی که نه فقط ترکیب قومی و فرهنگیِ جمعیت کانادا را متحول کرد بلکه مسائل جدیدی نیز در عرصه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی این کشور پدید آورد.
تغییرات جمعیتی طبعاً از دیگر تغییرات فوق محسوس ترند. از جمله این تغییرات، علاوه بر افزایش کلیِ جمعیت مهاجران غیراروپایی، شیب بسیار تند افزایش جمعیتِ مهاجران مسلمان در کانادا طی چند دهه گذشته بوده است. داده های موجود، که در فصل های کتاب به تفصیل درباره آن ها بحث خواهد شد، نشان دهنده این است که سهم مسلمانان از تعداد کل مهاجران واردشده به کانادا از حدود ۲ در سال ۱۹۷۰ به حدود ۲۰ در سال ۲۰۰۰ رسیده است. ناگفته پیداست که چنین افزایشی در این دوره زمانیِ کوتاه می تواند تغییرات شگرفی در چشم انداز فرهنگی و اجتماعیِ کشور میزبان به جای بگذارد؛ مثلاً با ادامه روند فعلیِ افزایش جمعیت مسلمانان در کانادا، تا سال ۲۰۳۰ آن ها جای یهودیان را می گیرند که در حال حاضر پس از مسیحیان دومین گروه مذهبیِ کانادا را تشکیل می دهند.
اما مشخصاً درباره مهاجران ایرانی نیز همین امر صادق است. این نکته را در نمودار ۱-۱ می توان دید که نشان دهنده تعداد مهاجران ایرانی به کانادا در فاصله سال های ۱۹۶۶ تا ۲۰۱۱ است. این تعداد، چنان که در شکل نیز مشهود است، تا اواسط دهه ۱۹۷۰ بسیار ناچیز بود و به زحمت به ۲۰۰ مهاجر در سال می رسید. اما از آن پس شمار مهاجران ایرانی با آهنگی نسبتاً سریع رو به افزایش گذاشت، تا جایی که در ۲۰۱۱ به حدود ۷۰۰۰ نفر در سال رسید. البته رقم واقعیِ تعداد مهاجران ایرانی به کانادا از این هم بالاتر است، چرا که اطلاعات گزارش شده در این نمودار تنها کسانی را شامل می شود که مستقیماً از ایران به کانادا آمده اند و نه ایرانیانی که از کشور دیگری غیر از ایران به کانادا مهاجرت کرده اند. متاسفانه آمار مربوط به این گروه از مهاجران ایرانی فقط تا سال ۱۹۹۶ در دست است اما همان نیز نشان می دهد که مثلاً در هر یک از دو سال آخر (یعنی ۱۹۹۵ و ۱۹۹۶) حدود ۲۰۰ تا۳۰۰ ایرانی هم از کشورهای دیگر به کانادا مهاجرت کرده اند.



نمودار بالا گرچه افزایش تعداد مهاجران ایرانی را در کانادا به خوبی نشان می دهد اما درباره جایگاه آنان در مقایسه با سایر گروه های مهاجر و سهم آنان از کل جمعیت مهاجران کانادا اطلاعی نمی دهد. برای این امرْ لازم است گروه های متفاوت مهاجران با هم مقایسه شوند. چنین مقایسه ای را از راه های متفاوتی می توان انجام داد اما یکی از راه های بسیار سریع و در دسترس عبارت است از بررسی آمارهای مربوط به ۱۰ کشور اولِ مهاجرفرست به کانادا که دولت این کشور منتشر کرده است. نمودار ۲-۱ نشان می دهد که دست کم در سه سال آخری که در داده های فوق گزارش شده اند ــ یعنی سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ــ ایران در میان همین ۱۰ کشور بوده است. سایر کشورهای این فهرست عبارت اند از: فیلیپین، چین، هند، ایالات متحده آمریکا، انگلستان، پاکستان، فرانسه، هائیتی و امارات متحده عربی.
مقایسه ایران با سایر کشورهای این فهرست جنبه های دیگری از مهاجرت ایرانیان به کانادا را نشان می دهد. حضور چین و هند و آمریکا و انگلستان در میان این کشورها تا حد زیادی طبیعی و قابل فهم است: دو کشورِ اول پُرجمعیت ترین کشورهای دنیا به شمار می روند و طبعاً در هر فهرستی از این نوع در صدر جای می گیرند؛ دو کشورِ دیگر نیز نزدیک ترین کشورها به کانادا از لحاظ سابقه تاریخی و رابطه سیاسی و مشابهت فرهنگی و زبانی اند و در ضمن قدیمی ترین کشورهای مهاجرفرست به این کشور بوده اند. علاوه بر این ها فرانسه و هائیتی دو کشور فرانسه زبان اند و از منابع اصلیِ مهاجرانی اند که با استفاده از امتیازات ویژه ای که استان فرانسه زبانِ کِبِک در کانادا در اختیار چنین متقاضیان مهاجرتی می گذارد، عمدتاً به این استان مهاجرت می کنند. فیلیپین کشوری انگلیسی زبان است که طی دوره ای طولانی تامین کننده «کارگران موقت خارجی» برای کانادا بوده است، که البته بسیاری از آنان بنا بر شرایطی مجوز اقامت دائم در این کشور را به دست می آورند. بخش بزرگی از مهاجرانی که از امارات متحده عربی به کانادا می آیند نیز کسانی اند که سرمایه نسبتاً زیادی با خود می آورند و قوانین مربوط به دریافت ویزای اقامت دائم در این کشور برای چنین افرادی سهل تر است. نهایتاً در خصوص مهاجران پاکستانی نیز باید گفت نسبت قابل توجهی از آنان را پناهندگانی تشکیل می دهند که از ناامنی و آزارهای مذهبی و سیاسی در آن کشور گریخته اند. با این وصف ملاحظه می شود که هر یک از این کشورها به دلیل ویژه و قابل فهمی در فهرست مذکور جای گرفته اند. به طور خلاصه این دلایل عبارت اند از: جمعیت زیاد، ثروت زیاد، تاریخ و فرهنگ و زبان مشترک ، شرایط ویژه در کشورهای مبدا، یا تسهیلات ویژه مهاجرتی در کانادا. در این میان ایران تنها کشوری است که هیچ کدام از دلایل فوق در موردش صادق نیست. در سال های بعدی، یعنی از ۲۰۱۳ تا نیمه اول ۲۰۱۷ نیز ایران با نوساناتی کوچک همچنان در میان ده کشور عمده مهاجرفرست به کانادا باقی مانده است: رتبه ششم در ۲۰۱۳، چهارم در ۲۰۱۴، چهارم در ۲۰۱۵، هفتم در ۲۰۱۶، و دهم در میان مهاجرانی که در نیمه نخستِ سال ۲۰۱۷ به این کشور وارد شده اند.



جایگاه ویژه مهاجران ایرانی در کانادا تنها به سهم آنان از جمعیت مهاجرانِ این کشور محدود نمی شود. مطالعات موجود نشان می دهد که تجربه زندگیِ مهاجران ایرانی در کانادا گه گاه ویژگی هایی منحصربه فرد دارد که آنان را از سایر مهاجران متمایز می کند. البته بحث وافی در مورد این تجربیات و ویژگی های متفاوت آن مجال و مطالعه دیگری را می طلبد که نگارنده در حال انجام آن است و امیدوار است بتواند نتایج آن را به زودی در اختیار خوانندگان ایرانی قرار دهد. اما برخی و بخشی از این تجربیات قطعاً ذیل مجموعه بزرگ تر تجربیات مهاجران مسلمان قرار می گیرد که در این کتاب از آن ها بحث شده است. به همین دلیل مطالعه کتاب حاضر می تواند اطلاعاتی هرچند کلی درباره شرایط زندگی در کانادا در اختیار ایرانیانی قرار دهد که در فکر و یا در جریان اقدام برای مهاجرت به کانادا هستند.

مهاجرت، موضوعی برای پژوهش آکادمیک و سیاست گذاری

تحولات تکنولوژیک در ربع آخر قرن بیستم ــ به ویژه در فناوری ارتباطات و حمل و نقل ــ به افزایش تحرک و سرعت جابه جاییِ اطلاعات، سرمایه و انسان ها در مقیاسی جهانی انجامید. این تحول که گاه از آن ذیل مقوله جهانی شدن نیز یاد می شود به افزایش چشم گیر سطح مهاجرت بین المللی انجامید. بر اساس آخرین گزارش سازمان ملل متحد، در سال ۲۰۱۳ نزدیک به ۲۳۲ میلیون مهاجر در کل دنیا وجود داشت که معادل ۲/ ۳ کل جمعیت جهان می شود. این درصد ــ که مختصر افزایشی را نسبت به رقم ۹/ ۲ گزارش شده برای سال ۱۹۹۰ نشان می دهدــ گرچه ظاهراً رقم بزرگی به نظر نمی رسد اما باید توجه داشته باشیم که بخش بزرگی از این جمعیت مهاجر در تعداد نسبتاً معدودی از کشورهای مهاجرپذیر متمرکزند و در کلِ جهان منتشر نشده اند. مثلاً در مجموعِ کشورهای صنعتیْ جمعیت مهاجران ۳ /۱۰ از کل جمعیت را تشکیل می دهند که رقم چشم گیری است.(۳) در کانادا نسبت جمعیتی که مهاجر به شمار می آیند، از این هم بیش تر و در سال ۲۰۱۰ بیش از یک پنجم کل جمعیت کشور بوده است.(۴)
از جمله تغییرات مهمی که در دهه های اخیر روی داده یکی این است که برخلاف گذشته های دور که مهاجرت فقط از کشورهای جهان سومی به کشورهای صنعتی ــ یا به اصطلاح از جنوب به شمال ــ صورت می گرفت، اینک بخش بزرگی از مهاجرت ها از جنوب به جنوب صورت می گیرند. در مواردی حتا کشورهایی به طور همزمان هم فرستنده مهاجر شده اند هم پذیرنده آن. مثلاً امارات متحده عربی که در بالا در زمره یکی از ۱۰ کشور عمده مهاجرفرست به کانادا ذکر شد، همزمان از جمله ۱۰ کشور مهاجرپذیر جهان نیز بوده است. تغییر دیگر این که مهاجران نیز برخلاف گذشته که معمولاً از چند کشور معدود می آمدند اینک از طیف بسیار وسیع تری از کشورها و یا از فرهنگ های متفاوت تری می آیند. سهولت نسبیِ مهاجرت در مقایسه با گذشته آن را به ابزاری توانمند و آماده در دستان سیاست گذارانِ کشورهای گوناگون تبدیل کرده است که از آن برای رفع نیازهای جاری و آینده بازار کار، جبران نقیصه های نظام های آموزشی و تکمیل سیاست های جمعیتی سود می جویند.
تاثیر مهاجرت فقط به کشورهای مهاجرپذیر محدود نبوده است و کشورهای مهاجرفرست نیز از آن به مثابه ابزار سیاست گذاری استفاده کرده اند. شناخته شده ترینِ این موارد استفاده از اجتماعات مهاجران برای لابی گری جهت تاثیرگذاری در سیاست های کشورهای مهاجرپذیر بوده است. اما علاوه بر این برخی از کشورها نیز از پول های ارسالیِ مهاجران به کشورهای خود و یا از سرمایه گذاری های آن ها به منزله ابزاری اقتصادی سود می جویند. برخی دیگر مهاجرت را سرپُلی برای انتقال دانش جدید و تکنولوژی از کشورهای مهاجرپذیر به مهاجرفرست قرار می دهند. این ظرفیت های بالقوه مفاهیم قدیمی تری نظیر فرار مغزها و نظایر آن را که تا مدت ها مفاهیم مسلط در این حوزه بودند تا حد زیادی از موضوعیت انداخته است.
خلاصه تغییرات عمده ای که در دهه های اخیر در حوزه مهاجرت روی داده آن را به موضوعی جدی برای مطالعات اجتماعی تبدیل کرده است. از جمله انعکاس های این تحول را می توان در برنامه های پژوهشیِ بین المللی یی دید که با کمک بازوهای اجرایی و پژوهشیِ گسترده خود به مطالعه جنبه های متعدد مهاجرت و تجربه های مهاجران در کشورهای گوناگون می پردازند؛ پروژه هایی نظیر «متروپولیس» و «نُرفِیس» دو نمونه از این پژوهش ها هستند.(۵) مجموعه تغییرات ذکرشده و برنامه های پژوهشیِ جدیدْ مهاجرت را به موضوعی نسبتاً دائمی و حوزه ای مهم در بسیاری رشته های علوم اجتماعی بدل کرده است که در آن تئوری های پیشین به طور روزافزونی به چالش کشیده می شوند و تئوری های جدیدی پیشنهاد می شوند. به موازات همه این ها نیز شیوه های تازه ای برای تولید و جمع آوری داده های جدید با تمرکز ویژه بر موضوعات مهاجرت متولد شده اند(۶) و نشریات تخصصیِ متعددی در این حوزه به صحنه آمده اند.
به رغم اهمیت و گسترش روزافزون پژوهش درباره مهاجرت و تبدیل شدن آن به حوزه مطالعاتیِ مستقلی در علوم اجتماعی در سطح جهان، این موضوع به طرز غریبی در ایران مهجور مانده است. نزدیک ترین مطالعات به این حوزه در ایران بررسیِ مسئله مهاجرت داخلی است که چنین مطالعاتی نیز عمدتاً در قالب مطالعات جمعیت شناختی و با تکیه سنگین بر آمارهای سرشماری و تقریباً بدون هیچ چارچوب تئوریکی صورت می گیرند. گرچه این گونه بررسی ها در جای خود ضروری و مفیدند اما حوزه مطالعات مهاجرت ظرفیت تئوریک بسیار بیش تری از این دارد و می تواند حتا گره گشای مسائلی در زمینه های دیگرِ علوم اجتماعی باشد.
علاوه بر این، پدیده مهاجرت به خودیِ خود نیز می تواند در رشد بینش جامعه شناختی هم موثر باشد. سی رایت میلز جامعه شناس فقید آمریکایی و نویسنده کتاب اثرگذار بینش جامعه شناختی(۷) (۱۹۵۹) توضیح می دهد که نگرش جامعه شناختی به ویژه در شرایطی رواج می یابد که افراد تغییر اجتماعیِ عمده ای را تجربه کنند ــ نظیر انقلابی اجتماعی، زندگی در جایگاه اقلیت و یا مهاجرت از جامعه ای به جامعه دیگر. در جریان چنین تجربیات مهاجرتی یی است که تمامی عادات مالوف و ساختارهای قدیمی به یک باره ناپدید می شوند و فرد مهاجر وادار می شود تا با عمیق ترین لایه های وجود شخصی و نیز جامعه پیرامونش بی پرده روبه رو شود. این مواجهه فرد را تا اعماق وجود فردی و اجتماعیِ خود و تا هسته مرکزیِ هدایت کننده رفتارهای فردی و جمعی اش به پیش می راند. روشن است که مطالعه چنین تجربیاتی می تواند شعاع و عمق نگرشِ جامعه شناختی را به سوی این هسته مرکزی هدایت کند و در این فرایند نگاه دقیق تری به رفتار اجتماعی به بار آورد.

نظرات کاربران درباره کتاب در تنگنای بیم و امید