کتاب صوتی فوتبال علیه دشمن با صدای عادل فردوسی‌پور
Loading

چند لحظه ...
کتاب صوتی با عشقی بزرگ کتاب صوتی

کتاب صوتی با عشقی بزرگ | با صدای نرگس فولادوند

نسخه الکترونیک کتاب صوتی با عشقی بزرگ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نسخه نمونه کتاب صوتی با عشقی بزرگ را رایگان بشنوید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۴,۴۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب صوتی با عشقی بزرگ

کوبا سرزمینی است افسانه‌ای که با موسیقی و رقص، معماری منحصر به فرد، سواحل جادویی و تاریخ پر فراز و نشیب گره خورده است. «آلبا دسس پدس» در کتاب «با عشقی بزرگ» حوادث و اتفاقات گوناگون زندگی‌ خود را با درون‌مایه‌هایی از عشق و جنون و دغدغه‌های جهانی روایت کرده است. کتابی که خواننده با خواندن آن گویی وارد سفری پر رمز و راز به کوبا شده و از نزدیک با تاریخ آن سرزمین آشنا می‌شود.

درباره کتاب با عشقی بزرگ

کتاب با عشقی بزرگ  نوشته‌ی آلبا دسس پدس نویسنده‌ی ایتالیایی-کوبایی است که بیش‌تر او در جهان با کتاب «دفترچه ممنوع» شناخته شده است. آلبا اولین بار سال 1939 تصمیم می‌گیرد تا رمان خود را با عنوان«رمان کوبایی» بنویسد اما در نوشتن آن تعلل می‌کند و آن را در دهه‌ی 70 می‌نویسد. متاسفانه مرگ فرصت نمی‌دهد تا آلبا این کتاب را تکمیل کند و در نهایت کتاب نیمه‌کاره‌ به دست خوانندگان می‌رسد.

ملاقات آلبا دسس پدس در سال 1977 با «فیدل کاسترو» رهبر انقلابی کوبا باعث شد تا او عنوان کتاب خود را از «رمان کوبایی» به «با عشقی بزرگ»  تغییر دهد. آلبا از کاسترو می‌پرسد چطور توانسته در مدت زمان کوتاهی چنین خدمات ارزشمندی برای کوبا انجام دهد و کاسترو در پاسخ به او گفته که «با عشقی بزرگ». این پاسخ در قلب آلبا می‌نشیند و او نام کتاب خود را «باعشقی بزرگ» می‌گذارد.

آلبا دسس پدس در کتاب با عشقی بزرگ دوره‌ی کودکی، ازدواج، روابط پدرومادرش، علاقه‌ی والدینش به همدیگر و جنون مادرش بعد از مرگ پدرش را شرح می‌دهد و از عشق بزرگش کوبا می‌گوید.

آلبا دسس پدس، راوی قصه‌ی زنان ایتالیا

آلبا دسس پدس نویسنده، روزنامه‌نگار و شاعر در سال 1911 در شهر رم متولد شد. آلبا یکی از رهبران جنبش فمینیستی بود که ادبیات و زندگی ایتالیایی را در طول قرن بیستم دگرگون کرد. او زنی با دو رگ ایتالیایی و کوبایی بود، ترکیبی از قدرت و مبارزه که خیلی زود در رفتارها و عقاید مخالفش در مدرسه و فعالیت‌های ضد فاشیستی او آشکار شد. آلبا خانواده‌ای سیاسی و مبارز داشت. او نوه‌ی کارلوس مانوئل دسس‌پدس اولین رئیس‏جمهور کوبا ملقب به پدر وطن بود. پدرش هم سفیر کوبا بود. آلبا دسس بعد از ازدواج با یک سرهنگ ایتالیایی به تابعیت ایتالیا درآمد و سال‌های زیادی را در وطن مادری‌اش زندگی کرد و فعالیت حرفه‌ای خود را به عنوان روزنامه‌نگار در دهه‌ی ۱۹۳۰ شروع کرد.

آلبا برای اثبات برابری زنان و مردان تلاش‌های زیادی کرد و آثار خود را با درونمایه‌ی تقابل با فاشیسم نوشت. او در سال ۱۹۳۵ در دوره‌ی حکومت فاشیستی موسیلینی اولین رمان خود را با عنوان ایتالیایی L’Anima Degli Altri نوشت. سالی که فعالیت‎های ضدفاشیسمی او برایش گران تمام شد و آلبا را به بند زندان کشاند.

«هیچ‌کس به گذشته برنمی‌گردد» (۱۹۳۸) و «فرار» (۱۹۴۰)  دو کتاب بعدی آلبا بودند که در حکومت فاشیست‌ها سانسور و توقیف شدند. اما آلبا دسس پدس از تلاش برای روایت و نشاندن دادن ظلم و خشونت علیه زنان دست نکشید و بار دیگر در سال 1943 به دلیل همکاری با رادیو Radio Partigiana به زندان افتاد.

به طور کلی آثار این بانوی نویسنده را می‌توان نمایانگر وضعیت زنان قرن بیستم ایتالیا دانست. آلبا دسس پدس در داستان‌های خود چالش‌ها و مسائل خانوادگی و اجتماعی زنانی که تحت سیطره قوانین مردانه، فاشیسم و مذهب بوده‌اند را در بستر ادبیات داستانی روایت کرد. «دفترچه‌ی ممنوع» یکی از کتاب‌های مشهور آلبا است که به خوبی زندگی یک زن ایتالیایی را در آن دوره به تصویر می‌کشد. «دفترچه ممنوع» زندگی زنی به نام والریا است که تجربه‌های زندگی‌اش را از سختی‌های دوران قبل و بعد جنگ و مشکلات و حالات روحی‌اش را در دفترچه‌ای روایت می‌کند.

آلبا دسس‌پدس بعد از جنگ به فرانسه رفت و در آنجا ساکن شد. او بعد از سال‌ها تلاش و مبارزه برای حقوق زنان سرانجام در ۱۴ نوامبر 1997 در پاریس از دنیا رفت.

نگاهی به درون مایه آثار آلبادسس‌پدس

آلبا دسس‌پدس بیش‌تر به عنوان نویسنده‌ای ایتالیایی در ایران شهرت داشته است چرا که آثار او فضای ایتالیا را در سال‌های جنگ جهانی دوم و سال‌های بعد از آن نشان می‌دهد. در داستان‌های دسس پدس زندگی و مشکلات زنان مثل تنهایی، نداشتن حامی عاطفی، نداشتن قدرت اظهار و اعمال نظر، نداشتن استقلال مالی و نداشتن آزادی دیده می‌شود او در اغلب رمان‌هایش چالش‌های زنانی تنها و خانه نشین را با همسران و مردانی که به زنان نگاه جنسیتی دارند و حتی به آنان خیانت‏ می‌کنند را روایت می‌کند.

اغلب شخصیت های داستان دسس پدس به نیروی عشق، پناه می برند. این شخصیت‌ها بین رفتن و ماندن همیشه در تردیدند. خوانندگان فارسی‌زبان با آثار دسس‌پدس ارتباط بهتری برقرار می‌کنند و داستان‌های او به ذائقه زنان ایرانی خوش می‌آید چرا که زنان هم در دوره‌ای از تاریخ ایران در جامعه‌ای مردسالار آزار و اذیت می‌دیدند و این وجه تشابه باعث علاقه‌مندی فارسی زبانان به آثار فمنیستی آلبا دسس‌پدس شده است.

آلبا دسس‌پدس در کتاب با عشقی بزرگ، این بار به دور از ترسیم فضاهای قبلی که بیش‌تر در ایتالیا بودند از کوبا می‌نویسد. او در این کتاب از زندگی خودش می‌گوید. از زمان کودکی، خانواده و ازدواج. برخلاف کتاب‌های قبلی که بیش‌تر شرح و روایت زنانی تنها و دردکشیده بودند، دسس پدس در کتاب با عشقی بزرگ داستان عشق مادر و پدرش را و سختی‌هایی که خانواده‌ی او در دوره‌ی به قدرت رسیدن باتیستای دیکتاتور تحمل کردند را با زبانی ساده و روان به تصویر می‌کشد. پس بی دلیل نبوده است که نویسنده ابتدا قصد داشته تا نام این اثر را «رمان کوبایی» بگذارد.

در جایی از کتاب با عشقی بزرگ نویسنده درباره‌ی تازگی موضوعی که درباره‌ی کوبا نوشته می‏گوید: «در ایتالیا وقتی می‏گویم دارم کتابی درباره کوبا می‏نویسم لبخندی به من تحویل می‏دهند و می‏گویند چرا مثل سایر کتاب‏هایتان درباره عشق نمی‏نویسید؟ من هم در جواب می‏گویم دارم درباره عشق می‏نویسم؛ عشقی بزرگ».

در ضمیمه کتاب‌ با عشقی بزرگ دو شعر از مجموعه شعر «نغمه‌های دختران بهاری» سروده‌ی آلبا دسس‌پدس در سال 1968  به همراه چند عکس از  خود آلبا و خانواده‌اش آورده شده است. با این‌که آلبا نتوانست این کتاب را به پایان برساند اما خواندن آن علاوه بر شناخت تاریخ کوبا خواننده را با زندگی‌نامه‌ی دسس پدس آشنا می‌کند.

با عشقی بزرگ ترجمه بهمن فرزانه
کتاب‌ با عشقی بزرگ از جمله آثار آلبا دسس پدس است که نشر ققنوس آن را با ترجمه‌ی بهمن فرزانه منتشر کرده است. علاوه بر نسخه‌ی الکترونیک فایل صوتی این کتاب با خوانش «نرگس فولادوند» در سایت فیدیبو قرار دارد.

 «عذاب وجدان»، «درخت تلخ»، «عروسک فرنگی»، «هیچ‌یک از آن‌ها باز نمی‌گردد» و «یک دسته گل‌بنفشه» هم از آثار آلبا دسس پدس هستند که با ترجمه‌ی «بهمن فرزانه» در سایت فیدیبو قابل خرید و دانلود هستند.

بهمن فرزانه آثار متعددی از ادبیات داستانی جهان را به زبان فارسی ترجمه کرده است که از بهترین آن‌ها می‌توان کتاب «صد سال تنهایی» اثر «گابریل گارسیا مارکز» را مثال زد. اما به جز آثار آمریکای لاتین و دیگر کشورها ادبیات داستانی ایتالیا هم جایگاه ویژه‌ای در ترجمه‌های بهمن فرزانه دارد. او از جوانی برای تحصیل به ایتالیا رفت و حدود ۵۰ سال در این کشور زندگی کرد. بهمن فرزانه به زبان‌های ایتالیایی، اسپانیایی، انگلیسی و فرانسه مسلط بود.

«گراتزیا دلددا»، «آلبا دسس‌پدس» و «ایناتسیو سیلونه» از جمله نویسندگان ایتالیایی هستند که بهمن فرزانه آثار آن‌ها را به فارسی ترجمه کرده است.

بهمن فرزانه در مصاحبه‌ای با روزنامه سرمایه گفته بود:«هیچ مترجمی نیست که آرزوی نوشتن در سر نداشته باشد، هیچ چیز به اندازه خلق یک اثر لذت بخش نیست. از نوجوانی عاشق نوشتن بودم هر چند که ترجمه فرصتی برایم باقی نگذاشت. وقتی که کتاب چرکنویس‌ام منتشر شد لذتی برایم داشت که قابل وصف نیست».

در بخشی از کتاب با عشقی بزرگ می‌خوانیم

من هرگز حافظه خوبی برای حفظ کردن تاریخ‌ها نداشته‌ام البته بجز تاریخ‌های زندگی خصوصی خودم. امروز، با مرور گذشته‌ام، تاریخ انتشار کتاب‌هایم را به خاطر می‌آورم. چون تاریخ حوادث کوبا در یاد نمی‌ماند، آن‌ها را در دفترچه‌ای یادداشت می‌کردم. چون پدرم، حتی موقعی هم که ازدواج کرده بودم، ناگهانی در آن مورد از من سؤالاتی می‌کرد. همان‌طور که نام پایتخت‌های آمریکای لاتین را از من می‌پرسید. می‌گفت: «همه آمریکای لاتین، مثل کشوری واحد است. تو باید اسامی آن‌ها را بدانی.» سرگذشت سیمون بولیوار را که نوشته بود به من داد تا آن را برایش حروفچینی کنم (که بعدا به چاپ رسید). بعد هم به من گفت که می‌توانست آن را به کسان دیگری بدهد ولی «دلم نمی‌خواست دختر خودم از این موضوع بی‌اطلاع بماند. از طرفی هم ما مدام در سفر بوده‌ایم و تو نتوانسته‌ای در کوبا تحصیل کند».

من همیشه اسامی پایتخت‌های آسان‌تر را فراموش می‌کردم. یعنی شهرهایی که هم‌اسم کشور خود بودند. مثل السالوادور، وطن گیرمو گریرو، پدر تعمیدی خودم که در زمان تولدم در رم سفیر بود و دوست صمیمی پدرم. به یاد می‌آورم که در شب قبل از ازدواجم، داشتم هدیه‌ای را که آن پدر تعمیدی برایم فرستاده بود به پدرم نشان می‌دادم. و پدرم غیرمترقبه از من پرسید: «پایتخت السالوادور؟» من خندیدم و اعتراض‌کنان گفتم: «پدرجان، من فردا دارم ازدواج می‌کنم!» او هم گفت: «یک دلیل بیش‌تر.» من هم گفتم: «البته که می‌دانم: مونته‌ویدئو.» می‌دانستم که پدر تعمیدی من اکنون در اوروگوئه سفیر است. پایتخت آن را به جای السالوادور عوضی گفته بودم.

مشخصات کتاب صوتی با عشقی بزرگ

نظرات کاربران درباره کتاب صوتی با عشقی بزرگ