فیدیبو نماینده قانونی انتشارات مینوفر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب نکاتی طلایی در تربیت

کتاب نکاتی طلایی در تربیت

نسخه الکترونیک کتاب نکاتی طلایی در تربیت به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب نکاتی طلایی در تربیت

هدف از تربیت، درونی کردن انضباط و ادب است، لذا عشق و اعتماد به مربی، بیشترین تأثیر را در این زمینه خواهد داشت. اگر هزار سخن از بیرون بگویی تا مصدقی از درون نباشد، سودی ندارد. تربیت بدون آمادگی روانی و عاطفی عقیم است و چون درختی که ریشه در خاک ندارد. سودی از آب نبرد. برای مربی لازم است که اعتماد متربی(یادگیرنده) را از طریق راستگویی، صداقت عملی، عمل به وعده و دوری از فریب و ریا مخصوصا در حضور کودک جلب نماید. برتر اندراسل می‌گوید: کسانی که با کودک به راستی و درستی رفتار می‌کنند، پاداش خود را می‌گیرند. به این ترتیب که اعتماد کودک به آنان افزون می‌گردد.

ادامه...

بخشی از کتاب نکاتی طلایی در تربیت

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



تعریف تربیت

تربیت به معنی پروردن و پروراندن از ماده "ربو" است و این لغت به معنای بالارفتن، اوج گرفتن، افزودن و رشد کردن است و در اصطلاح به معنی کوششی است جهت ایجاد دگرگونی مطلوب در فرد و به کمال رساندن تدریجی و مداوم او.(طباطبایی، صرف ساده ۱۳۷۹، ص ۱۷۱)
تربیت فرزند یکی از مهم ترین وظایف والدین و مربیان در عرصه زندگی است. تربیت به معنای شکوفا نمودن استعدادهای درون انسان ها و هدایت غرائز نهفته آنان به سوی قله کمال و رستگاری می باشد.
تربیت مجموعه تلاش هایی است، سنجیده و منظم برای نیل به هدف های مشخص و شکوفا سازی توان های بالقوه در تمام ابعاد وجودی انسان و به عبارت دیگر می توان تربیت را انتقال میراث های فرهنگی مطلوب و ارزشمند از نسلی به نسل دیگر دانست
به طور کلی، مجموعه تلاش ها، فرصت ها، اقدامات، امکانات و برنامه ها از بدو انعقاد نطفه تا واپسین دم حیات برای رشد و شکوفا سازی توان های بالقوه فرد به طور همه جانبه تا رسیدن به حداکثر ظرفیت را تربیت می نامیم (پاک نیا، مجله مبلغان ۱۳۸۱ شماره ۳۳، ص ۱۹)
در تعریف تربیت نظرات مختلفی وجود دارد:

استاد مطهری؛ در تعریف تربیت اینگونه بیان می دارد: تربیت عبارت است از پرورش دادن، یعنی استعدادهای درونی ای را که بالقوّه در یک شی ء موجود است به فعلیّت درآوردن و پروردن. و لهذا تربیت فقط در مورد جاندارها یعنی گیاه و حیوان و انسان صادق است و اگر این کلمه را در مورد غیرجاندار به کار ببریم مجازاً به کار برده ایم، نه اینکه به مفهوم واقعی، آن شی ء را پرورش داده ایم. (مطهری، مجموعه آثار۱۳۸۳ج ۲۲، ص ۵۵۱)

از نظر روان شناسان، انتقال تجارب کسب شده برای هموارسازی هر چه بیشتر راه در زندگی، به اشکال مختلف می باشد.
تربیت همیشه مطلوب کودک نیست و به خاطر ماهیت اجباری آن مقاومت کودک را در پی دارد. بسیاری از الزامات و مسائل تربیتی به مزاج کودک خوش نیامده و کودک خواهان حذف این الزامات است. کودک متوجه نیست که این الزامات به نفع خودش می باشد و همین مساله سبب مقاومت او می شود. از همین روست که خداوند متعال و به تبع آن قانون اختیارات کودک را به والدین سپرده و کودک، این گوهر ارزشمند را به امانت نزد ایشان قرار داده است.
علل مخالفت و مقاومت کودک هم از اینجاست که ذهن کودک هنوز رشد و تکامل کامل را نیافته و نمی تواند خوب و بد را آنچنان که باید و شاید از هم تشخیص دهد. کودک تسلیم محض خواسته های خودش هست، این به عهده پدر و مادر است که او را مدیریت کند و قدرت شناخت و تشخیص را به کودک منتقل کند.
متاسفانه در اولیا زیاد مشاهده می شود که تسلیم خواسته های کودک می شوند و این را پای دوست داشتن و عشق به فرزند می گذارند. هر چند که بسیاری از این تسلیم شدن ها ریشه در بی حوصلگی پدر و مادر دارد. با این تسلیم شدن ها کودک در ضربات سختی می خورد و جامعه مسئول تسلیم کردن او می شود. مسلما نحوه تسلیم کردن جامعه بسیار خشن می باشد و اولین ضربات به روان کودک آغاز می شود.
وظیفه ما فقط رشد جسمانی کودکانمان نیست. باید به ایشان راه و رسم زندگی را یاد داده و راه را برای رشد و شکوفایی استعداد های کودک هموار کرده و محیطی سالم و با آرامش برای او به ارمغان بیاوریم. نه این که با تن دادن به خواسته های کودک او را غرق در امیال خود کرده و فرصت فکر کردن به مسائل مهمتر را از او سلب کنیم.

جلب اعتماد کودک

هدف از تربیت، درونی کردن انضباط و ادب است، لذا عشق و اعتماد به مربی، بیشترین تاثیر را در این زمینه خواهد داشت. اگر هزار سخن از بیرون بگویی تا مصدقی از درون نباشد، سودی ندارد. تربیت بدون آمادگی روانی و عاطفی عقیم است و چون درختی که ریشه در خاک ندارد. سودی از آب نبرد.
برای مربی لازم است که اعتماد متربی(یادگیرنده) را از طریق راستگویی، صداقت عملی، عمل به وعده و دوری از فریب و ریا مخصوصا در حضور کودک جلب نماید.
برتر اندراسل می گوید: کسانی که با کودک به راستی و درستی رفتار می کنند، پاداش خود را می گیرند. به این ترتیب که اعتماد کودک به آنان افزون می گردد.
در کودک این میل طبیعی وجود دارد که گفته شما را راست بپندارد، مگر اینکه با میل و رغبت و تمایل شدید خودش معارض باشد. او می نویسد: روزی پسر من خواست در رودخانه ای بازی کند. من او را از این کار منع کردم و گفتم گمان می کنم در آنجا تکه های سفال باشد و به پایت آسیب رساند؛ ولی میل او شدید بود و در وجود سفال شک می کرد. من تکه ای از آن را پیدا کردم و لبه تیزش را به او نشان دادم کاملاً قانع و ساکت گردید. البته اگر من به دروغ وجود سفال را برای ممانعت از رفتن او گفته بودم اعتماد او را نسبت به خودم از بین می بردم. اگر واقعا تکه ای از آن را نمی یافتم، ناچار بودم به او اجازه دهم در آب بازی کند. در نتیجه اینگونه تجارب مکرر، تقریبا هر وقت چیزی به او می گفتم و دلیل می آوردم، دیگر شک و تردید نمی کرد.
پدر می تواند در مورد امر و نهی خود مخصوصا وقتی که مورد میل و پذیرش کودک نیست به صورتی منطقی و با دلیل توضیح دهد و سطح فهم او را در آن لحاظ کند. به این طریق به جای آنکه در مقابل او قرار گیرد و او را به موضع گیری و مخالفت در برابر خود تحریک کند، با تقویت حس اعتماد او نبست به خود، کودک را در کنار خود قرار داده و بدون آنکه وی متوجه حکمروایی پدر شود، او را به سمت هدف مطلوب هدایت کند.
باید توجه داشت که امر و نهی و اجبار بی دلیل و منطق کودک در پذیرش، هیچ اثر مثبتی در زمینه تربیت حاصل نخواهد کرد. زیرا هرگاه کودک را به اجبار و اکراه و اعمال زور تربیت کنیم از انجام تربیت درونی مانع شده ایم، پس به یک معنا این نوع تربیت کردن مانع تربیت شدن است.
رفتار شایسته نیز از مهم ترین راههای جلب اعتماد است. اعتماد کودک چیزی نیست که با میل و خواست پدر ایجاد شود بلکه او خود با رفتاری که از پدر می بیند، به یک قضاوت دست می یابد، که مبنای اعتماد او به پدر خواهد شد.
وجود دوگانگی در رفتار و گفتار پدر قطعا موجب حیرت و تردید کودک شده و او را نسبت به صداقت و درستکاری پدر شکاک و نامطمئن می سازد. طفل با چند تجربه از این دوگانگی، درمی یابد که لزوما آنچه پدر می گوید درست نیست و لازم نیست حتما طبق مقررات عمل کرد. بر پدر لازم است که در حضور کودک از دو رویی، دوگانگی در رفتار و گفتار، ریا و فریبکاری و دروغگویی و... بپرهیزد. نباید جثه کوچک کودکان، بزرگترها را در مورد میزان هوش و درک آنها به اشتباه بیندازد. شایسته است که کودک را چون فردی بالغ، بزرگوار و با شخصیت تصور نمود تا در مقابل او از ارتکاب اعمال ناپسند جلوگیری نموده و در تربیت این امانت الهی خیانت ننمود، بلکه باید یکی شدن حرف و عمل در شخصیت ما نمایان گردد. یعنی ابتدا خود به آنچه می گوییم واقعا اعتقاد داشته باشیم و به آن عمل نماییم و سپس آن را به کودکان بیاموزیم. این روش نه تنها یک نوع اعتماد و اطمینان را در فرزندانمان نسبت به ما به وجود می آورد، بلکه بر اعتماد به نفس ما نیز خواهد افزود.

روانشناسان معتقدند کودکان به مراتب بیش از آنچه از گوش هایشان یاد می گیرند، از چشمانشان فرا می گیرند.

میل شدید کودکان به تقلید و الگو گرفتن از بزرگترها، ضرورت برخورداری از فضائل اخلاقی و دوری از بدی ها را دوچندان می نماید. چرا که کودکان آنچه ما می خواهیم نمی شوند، آنچه ما هستیم می شوند.
در روایات اسلامی نیز به اهمیت این نکته فراوان توجه داده شده است:

"کونوا دعاه للناس بغیر السنتکم لیروا منکم الورع و الاجتهاد و الصلوه و الخیر فان ذلک داعیه"
دعوت کننده ی مردم باشید با غیر زبانهایتان (با اعمالتان) تا ببینند از شما ورع و اجتهاد و نماز و خیر را، پس انجام دادن اعمال خود بهترین دعوت کننده ی اوست. (وسائل،ج ۱۱، ص ۱۹۴)

نقش مادر در اعتماد کودک به پدر

رفتار و موضع گیری مادر نیز در قبال پدر، در ایجاد اعتماد کودک به پدر و یا سلب آن بسیار تاثیرگذار است. مادر با گرامیداشت پدر در حضور فرزندان می تواند نقش مهمی در این خصوص ایفا نماید.
تاثیر رفتارهای پدر مخصوصا در موارد تنبیه و ملامت، و تفهیم اینکه پدر صلاح او را می خواهد، اعتماد کودک را نسبت به پدر تقویت می کند.
رفتار پدر نیز با مادر، در اعتماد فرزندان نسبت به خود او تاثیرگذار است. چرا که مادر نزدیکترین و محبوب ترین فرد نزد کودک است. کودک همواره میل دارد، مادرش را نزد همگان گرامی و محبوب ببیند تحمل کمترین رنجش و ناراحتی مادر را ندارد. هر کس مادرش را بیازارد، نزد او مبغوض و منفور است، حتی اگر پدر باشد. به همین خاطر چه بسیارند پدرانی که زحمت فراوانی را در راه رفع نیازهای فرزندان متحمل شده و به ایشان عشق می ورزند اما فرزندان آنچنان که شایسته است از پدر قدردانی نمی کنند و به او مهر نمی ورزند. بلکه به خاطر بدرفتاری وی با مادرشان از او ناراحت و ناراضی اند. در حدیثی از پیامبر اکرم ص آمده که یکی از حقوق فرزند برعهده پدر آنست که مادرش را در آسایش قرار داده و او را گرامی بدارد.
نکته قابل توجه در این روایت آن است که احترام به مادر را از حقوق کودک می داند. چرا که رعایت حق مادر و احترام به او تاثیر بسزایی در تربیت شایسته فرزندان و رابطه نیکوی آنها با پدر دارد.
غالبا کودکان در دعاوی خانوادگی حتی اگر حق با پدر باشد طرف مادر را می گیرند. بنابراین دعاوی خانوادگی به تدریج شکاف بین پدر و فرزندان را زیاد می کند و از اعتماد آنها به پدر می کاهد. پدری که می خواهد از رابطه ایده آلی با فرزندانش برخوردار باشد باید صبر و تحمل پیشه سازد و از خشونت و بدرفتاری بر علیه مادر فرزندش بپرهیزد.

اعمال مقررات و انضباط دهی

برخی می پندارند که کودکان باید تا سن هفت سالگی کاملاً آزاد و رها باشند و به دلخواه عمل کنند و برای اثبات عقیده خویش به پاره ای از روایات و نظریات روانشناسی استناد می کنند. در حالی که آنچه از اینگونه منابع فهمیده می شود این است که کودکان باید تا قبل از هفت سالگی از تعلیم و تعلم رها باشند، تا روح تشنه خود را با بازی سیراب نمایند. منظور از تعلیم نیز، آموزش به صورت کلاسیک و مدون به آن ترتیبی که بعد از هفت سالگی لازم است، می باشد. البته کودک خود در این سنین، با هوش سرشار و کنجکاوی فراوانی که دارد به صورت طبیعی آنچه را لازم است می آموزد و نباید با تعلیم مصنوعی و قانونمندانه، کودک را از لذت جستجو و کشف محروم ساخت. اما ایجاد روح قانون پذیری و عادت دادن کودکان به نظم و انضباط و رعایت مقررات منافاتی با آزادی کودکان ندارد. دانشمندان تربیتی معتقدند که شش سال اول زندگی هر فردی مهم ترین دوران تربیت بوده و رفتار و منش هر فردی در طول زندگی تداوم خلقیات و عاداتی است که در همان سال های اولیه شکل گرفته است.
بنابراین در تربیت همانگونه که محبت و اکرام ضروری است، انضباط و ایجاد برخی محدودیت ها نیز لازم است. در این زمینه نقش پدر بسیار بااهمیت بوده و بلکه ضروری تر از نقش مادر است.
و لذا در خانواده باید پدر به عنوان عامل کنترل و رعایت نظم و انضباط شناخته شود و لزوما باید کودکان این حالت را حس کنند. به گونه ای که در حضور پدر پرهیز بیشتری از بدرفتاری داشته باشند. پدر باید همواره این هراس را در خانواده حفظ کند بدون آنکه به خشونت و آزار فرزندان متوسل شود.
شهید مطهری(ره) در این باره می گوید: نقش ترس این نیست که عامل رشد دهنده باشد. ترس عامل فرونشاندن است. عامل رشد دادن و پرورش دادن استعدادهای عالی نیست ولی عامل جلوگیری از رشد استعدادهای پست و جلوگیری از طغیان هاست.
البته منظور از انضباط آموزی به کودکان، وضع قوانین و مقررات خشک و دست و پاگیر نیست و ظرفیت کودکان تحمل این سختگیری ها را ندارد. بلکه بیشتر به معنای پرهیز از عادت های زشت و ایجاد عادات پسندیده در کودکان است. مثلاً تسلیم شدن در برابر گریه و شیون کودکان و تن دادن به خواسته های نامعقول شان، نوعی بی انضباطی است که باعث رشد عادات ناپسند کودک می گردد.
اگر در تربیت فقط از محبت استفاده کنیم، کودک در امیال خود غرق خواهد شد. گاهی دلسوزی بیجا و بیش از حد پدر، قاطعیت منطقی را از او سلب می کند. اگر بنا باشد قاطعیت و اقتدار پدر را از تربیت سلب کنیم در نهایت فرزندانی لوس، پرتوقع، خودخواه و تنبل پرورش داده ایم.
ژان ژاک روسو می گوید: مطمئن ترین راه در بدبخت کردن اطفال این است که هر چه می خواهند به زور بگیرند. هر چه خواسته های کودک زودتر و آسانتر برآورده گردد، خواهش هایش زیادتر خواهد شد. آنگاه کار به جایی می رسد که به واسطه عدم قدرت و برخلاف میل خود، نمی توانید خواسته های او را برآورید. صدمه ای که طفل از این برآورده نشدن تقاضایش که برخلاف عادت اوست، متحمل می شود بیشتر است از محرومیت از آنچه که میل دارد به دست آورد. به طوری که اگر از ابتدا با ایجاد محدودیت محرومش می کردید، این صدمات را نمی دید. بچه لوس و پرتوقع اول عصای شما را می خواهد، وقتی گرفت ساعت تان را مطالبه می کند، سپس مرغی را که در آسمان می پرد و ستاره هایی که می درخشند! می خواهد. چگونه می توانید او را راضی نگهدارید... کودکانی که عادت کرده اند همه کس را در برابر خود به تسلیم و دست به سینه ببینند، هنگامی که وارد جامعه شدند، خیلی سرخورده و متعجب می گردند. زیرا حس می کنند که همه در برابر آنها مقاومت می نمایند سنگینی جهانی که گمان می کردند می توانند به میل خود آن را حرکت دهند، آنها را خرد می کند....

نظرات کاربران درباره کتاب نکاتی طلایی در تربیت