فیدیبو نماینده قانونی انتشارات صابرین و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب اصول کارکرد مغز در کودکان

کتاب اصول کارکرد مغز در کودکان
کلیدهای تربیت کودکان و نوجوانان

نسخه الکترونیک کتاب اصول کارکرد مغز در کودکان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۱۰,۸۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب اصول کارکرد مغز در کودکان

پدر و مادران برای پرورش کودکانشان به واقعیت احتیاج دارند، نه پند و اندرز؛ اما به دست آوردن این واقعیات از لابه‌لای کتاب‌های آموزشی، وبلاگ‌ها و نصحیت‌های جورواجور پدربزرگ‌ها و مادر بزرگ‌ها و بستگان، بسیار سخت است. اطلاعات فراوانی وجود دارد، اما اینکه کدام یک قابل اتکاست، مسئله دیگری است. خوبی علم، بی‌طرفی آن است. وقتی بدانید یک واقعیت از نتایج دقیق تحقیقات علمی به‌دست آمده است، به آن ایمان می‌آورید و تصاویر کذب افسانه‌ها را کنار می‌گذارید. باید بدانم تحقیقات باعث می‌شود عامل بدبینی من پایین بیاید زیرا در مقابل واقعیت عیان قرار گرفته‌ام. من برای نوشتن این کتاب از تحقیقاتی استفاده کرده‌ام که اولاً در مجلات معتبر علمی چاپ و ثانیا بارها تکرار شده‌اند. نتایج برخی از این تحقیقات بارها به اثبات رسیده است. هرجا هم برای تحقیقاتی آزمون نشده، اما مهم و قابل اعتماد، استثنائی باشد، به آن‌ها اشاره خواهم کرد. از نظر من، پدری و مادری کردن یعنی پرورش مغز کودک. بادرنظر گرفتن شغلی که دارم، شنیدن چنین حرفی از دهان من تعجب‌آور نیست. من یک محقق زیست‌شناسی مولکولی هستم که علاقه‌ای خاص به اثر ژنتیک بر اختلالات و بیماری‌های روانی دارم. زندگی تحقیقاتی من از طریق مشاوره دادن به گروه‌های مردمی و نیز مراکز روان‌پزشکی که بر روی اثرات ژنتیک در بیماری‌های روانی کار می‌کنند، می‌گذرد.

ادامه...

بخشی از کتاب اصول کارکرد مغز در کودکان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه

هر بار که درباره رشد مغزی نوزادان برای زوج های در انتظار فرزند سخنرانی می کردم، مرتکب اشتباهی می شدم. من فکر می کردم والدین به آن سخنرانی می آیند تا درباره مغز جنین در رحم ـ کمی درباره بیولوژی تاج عصبی و مقداری هم درباره انتقال اکسونی ـ اطلاعات علمی جالبی کسب کنند؛ اما در تمام جلسه های پرسش و پاسخ پس از سخنرانی با سوالاتی یکسان روبه رو می شدم: اولین سوالی که زنی باردار در شبی بارانی در سیاتل پرسید این بود: «کودک من در زمان جنینی و در رحم چه چیزی می تواند یاد بگیرد؟» مادر دیگری پرسید: «بعد از بچه دار شدن چه بر سر رابطه زناشویی ما می آید؟» یک پدر متشخص سوال سوم را با کمی تاکید مطرح کرد: «چه کار کنم تا کودکم به دانشگاه هاروارد راه یابد؟» مادری نگران، سوال چهارم را پرسید: «چطور می توانم مطمئن شوم که دختر کوچولویم شاد خواهد بود؟» و پنجمین سوال، متعلق به یک مادربزرگ محترم و رک بود که حضانت نوه اش را از دختر معتادش گرفته بود: «چه کنم تا نوه ام خوب بار بیاید؟» او نمی خواست آن بلا باز برایش تکرار شود.
من در تمام سخنرانی هایم سعی می کردم بحث را به مسائل علمی و تحقیقی رشد و تمایز مغزی بکشانم و در آخر، نتیجه همیشه یکسان بود و این پنج سوال بارها و بارها تکرار می شد.
سرانجام فهمیدم من برای آن ها از برج عاج صحبت می کنم، ولی آن ها از فرط گرسنگی فقط یک سوپ می طلبیدند و به توضیحات مفصل من اصلا نیازی نداشتند. پس تصمیم گرفتم به جای حرف زدن درباره ژنتیک و نحوه تشکیل رومبون سفالون و قسمت های مختلف مغز، از قوانین مغزی برایشان بگویم؛ یعنی همان چیزی که والدین می خواستند درباره اش بدانند. آنچه را که من قوانین مغزی می نامم، اصولی است که مغز یک کودک براساس آن رشد و کار می کند. هریک از قوانین مغزی براساس اصول زیست شناسی سلولی و مولکولی و روان شناسی رفتار کودکان، پایه ریزی شده است. آن هایی به عنوان مهم ترین موضوع انتخاب و توضیح داده می شوند که به تازه پدر و مادر بی تجربه کمک کنند تا فرزند بی پناه و ضعیف شان را به انسانی کامل و خوب تبدیل کنند.
من لزوم پاسخ به سوالات بالا را درک می کنم. به دنیا آمدن اولین بچه درست مانند سر کشیدن شربتی تلخ و وهم انگیز است که با خوشی و تلخی همراه است. تجربه ای است منحصربه فرد و وصف ناپذیر.
اما من می توانم تجربه های خود را بگویم. اول باید بگویم پدر دو فرزند هستم؛ دو پسر که هرکدام با تولدشان سوالات عجیب و رفتارهای خاصی را به ارمغان آوردند که هیچ دستورالعملی برای برخورد با آن ها نداشتم، اما به زودی آموختم فرزندانم به جز این رفتارها و سوالات، دنیایی از عشق و محبت و وفاداری ای بی نظیر را نیز با خود به همراه آورده اند. آن ها مانند آهن ربا عمل می کردند. وقتی پسر دومم به دنیا آمد، فهمیدم اصلاً قرار نیست عشق و محبت من به پسر اولم کمتر شود، بلکه عشق من دوچندان شد. من یاد گرفتم پدر شدن یعنی در مسیر افزایش عشق پیش رفتن و نه کم کردن آن. در مقام یک دانشمند، تبدیل پررمز و راز یک سلول در رحم به مغز را مشاهده کرده ام و می دانم چگونه در عرض چند هفته تولید سلول های عصبی به رقم عجیب ۸۰۰۰ نورون در ثانیه می رسد و در عرض چند ماه به عجیب ترین ماشین متفکر این جهان تبدیل می شود. این رازها نه تنها باعث تعجب پدران و مادران تازه کار می شود، بلکه اضطراب و سوالاتی را هم در ذهن شان برمی انگیزد.

افسانه های فراوان

پدر و مادران برای پرورش کودکانشان به واقعیت احتیاج دارند، نه پند و اندرز؛ اما به دست آوردن این واقعیات از لابه لای کتاب های آموزشی، وبلاگ ها و نصحیت های جورواجور پدربزرگ ها و مادر بزرگ ها و بستگان، بسیار سخت است. اطلاعات فراوانی وجود دارد، اما اینکه کدام یک قابل اتکاست، مسئله دیگری است.
خوبی علم، بی طرفی آن است. وقتی بدانید یک واقعیت از نتایج دقیق تحقیقات علمی به دست آمده است، به آن ایمان می آورید و تصاویر کذب افسانه ها را کنار می گذارید. باید بدانم تحقیقات باعث می شود عامل بدبینی من پایین بیاید زیرا در مقابل واقعیت عیان قرار گرفته ام. من برای نوشتن این کتاب از تحقیقاتی استفاده کرده ام که اولاً در مجلات معتبر علمی چاپ و ثانیا بارها تکرار شده اند. نتایج برخی از این تحقیقات بارها به اثبات رسیده است. هرجا هم برای تحقیقاتی آزمون نشده، اما مهم و قابل اعتماد، استثنائی باشد، به آن ها اشاره خواهم کرد. از نظر من، پدری و مادری کردن یعنی پرورش مغز کودک. بادرنظر گرفتن شغلی که دارم، شنیدن چنین حرفی از دهان من تعجب آور نیست. من یک محقق زیست شناسی مولکولی هستم که علاقه ای خاص به اثر ژنتیک بر اختلالات و بیماری های روانی دارم. زندگی تحقیقاتی من از طریق مشاوره دادن به گروه های مردمی و نیز مراکز روان پزشکی که بر روی اثرات ژنتیک در بیماری های روانی کار می کنند، می گذرد. همچنین بنیان گذار موسسه تالاریس،(۱) واقع در مجاورت دانشگاه واشنگتن سیاتل امریکا هستم. هدف اصلی این موسسه، مطالعه نحوه پردازش اطلاعات در سطح های مولکولی، سلولی و رفتاری در خردسالان است. به همین دلیل من مدام با گروه های مختلفی از پدران و مادران سروکار دارم.
قطعا دانشمندان همه چیز را درباره مغز نمی دانند؛ اما آنچه می دانیم به ما بهترین امکان (شانس) پرورش فرزندانی باهوش و شاد را می بخشد. پس اگر آماده یا در حال بچه دار شدن هستید یا کودکی نوپا در منزل دارید یا به زودی می خواهید پدربزرگ یا مادربزرگ شوید و سوال های فراوانی در این باره دارید از خواندن این کتاب لذت می برید.
در اینجا به چند سوال و پاسخ های آن ها اعم از افسانه یا واقعیت می پردازم. بعضی از موارد مورد علاقه من عبارتند از:

افسانه: چنانچه در دوران جنینی برای کودکتان آهنگ موتزارت پخش کنید، در آینده نمره ریاضی بهتری می گیرد.
واقعیت: با این کار وقتی کودک به دنیا می آید، آهنگ موتزارت و بسیاری چیزهای دیگری را که در رحم شنیده، بوییده و یا مزه کرده است به یاد می آورد، اما اگر می خواهید او در آینده در درس ریاضی نمره خوبی بگیرد، بهترین کار یاد دادن مهار عصبانیت در اولین سال های زندگی است.
افسانه: پخش کردن DVDهای آموزشی زبان برای شیرخواران و نوپایان باعث بهبود گنجینه لغت آموزی آن ها می شود.
واقعیت: شنیدن برخی DVDها باعث کاهش اندوخته لغتی کودکان می شود. حقیقت این است که تعداد و گستردگی لغاتی که شما هنگام صحبت با فرزندتان به کار می برید، باعث افزایش گنجینه لغتی و همچنین IQ او می شود اما این لغات را باید شما، یعنی یک انسان واقعی و زنده و نه تلویزیون، به زبان آورید.

افسانه: برای بهبود قدرت مغزی، باید از ۳ سالگی به کودکان زبان فرانسوی آموخت و اتاقی پر از اسباب بازی های فکری و کتابخانه ای پر از DVDهای آموزشی داشت.
واقعیت: بهترین تکنولوژی شناخته شده در جهان برای تقویت مغزی کودکان، یک جعبه مقوایی ساده، یک جعبه مداد شمعی نو و دو ساعت وقت است. بدترین چیز برای رشد مغزی کودکتان، تلویزیون جدید صفحه تخت شماست.

افسانه: مدام به کودکتان گوشزد کنید که باهوش است تا اعتماد به نفس او را بالا ببرید.
واقعیت: اگر این کار را بکنید، انگیزه آن ها را در انجام کارهای مشکل و حل مسائل سخت از بین می برید. به جای آن، ارزش کوشش و پشتکار را به آن ها گوشزد کنید تا به بهترین مدارس و دانشگاه ها راه یابند.

افسانه: کودکان خود به تنهایی راه خوشحال زیستن را می یابند.
واقعیت: مهم ترین عامل خوشحالی، ارتباط با دوستان و داشتن دوست است. اگر بخواهید دوست بیابید و آن ها را حفظ کنید، باید ارتباطات غیرکلامی خود را تقویت کنید. آموختن موسیقی و نواختن ساز این توانایی را تا ۵۰% تقویت می کند و برعکس ارسال پیامک باعث کاهش این توانایی و تخریب آن می شود. چنین تحقیقاتی مدام در مجلات پزشکی چاپ می شود، اما اگر شما مشترک دائمی چنین مجلاتی نباشید، مسلما نتایج این تحقیقات را از دست می دهید. هدف این کتاب، دسترسی شما به چنین تحقیقاتی است و نیازی نیست برای مطالعه آن حتما دکترای پزشکی یا زیست شناسی داشته باشید.

آنچه علم مغزشناسی نمی تواند انجام دهد

بسیاری از کتاب های علوم رفتاری مربوط به پدر و مادر شدن، ادعای علمی بودن دارند اما هر چقدر کتابی علمی باشد نمی تواند شما را راهنمایی کند که هنگام بیدار شدن ناگهانی کودک در نیمه های شب چطور دوباره او را بخوابانید و این یکی از بدترین تجربیات پدر و مادر شدن برای بار اول است.
علم نمی تواند هر مسئله ای را در زمینه پدر و مادر شدن حل کند. بعضی مسائل و رفتارهای متعاقب آن واقعا اختصاصی است. من می توانم قوانین را برای شما برشمارم، اما نمی توانم بگویم که آن ها همیشه خوب و کارا هستند. بگذارید اینجا به خاطره ای اشاره کنم که یکی از والدین به وب سایت ما فرستاده است.

«دیشب پسرم در را با شدت به هم کوبید. نه سرش فریادی کشیدم و نه دعوایش کردم. فقط به او گفتم: «دیگر در را به هم نکوب.» و به اتاق خودم رفتم. هنوز به هال نرسیده بودم که دوباره در اتاقش را محکم به هم کوبید. این بار با دریل برقی به اتاقش رفتم. پیچ های لولای در را باز کردم و در را از جا کندم و با خودم به انبار بردم. البته امروز دوباره در را وصل کردم، اما فکر کنم درس خوبی به او دادم. او باید بفهمد وقتی می گویم کاری نکن، یعنی چه!»

واقعا از علوم مغزی در چنین مواردی چه برمی آید؟ آیا می توان قوانین خاصی را وضع کرد و به مردم گفت تخطی از این قوانین چه مجازاتی را در بر دارد؟ آیا می توان گفت برداشتن در، راه حل مناسبی است؟ من در این کتاب فقط اشاره می کنم چگونه می توان شبیه به پدر و مادری خوب بود. انجام تحقیقات به چهار دلیل، مشکل است:

۱. هر کودک با دیگری متفاوت است.
هر مغزی به شکلی خاص، سیم کشی شده است و هیچ دو کودکی در شرایط یکسان، رفتاری مشابه ندارند؛ پس نمی توان از یک توصیه واحد برای والدین استفاده کرد. به دلیل این منحصربه فرد بودن، نیاز داریم تا کودکانمان را بشناسیم و برای این کار باید برای آن ها وقت گذاشت. باید ببینیم آن ها چگونه رفتار می کنند، رفتارشان چطور در طول زمان تغییر می کند و بفهمیم چه عواملی در رشدشان موثر است و کدام روش ها بی فایده اند.
در مقام یک محقق باید بگویم رفتار مغز در پاسخ به محیط بیرونی، بسیار ناشناخته است و وقتی این منحصربه فرد بودن با عوامل و تفاوت های فرهنگی مخلوط می شود، پیش بینی رفتار مغز را مشکل تر می کند. برای مثال خانواده های فقیر، مشکلات کاملاً متفاوتی با خانواده های قشر متوسط دارند. فقر بر IQ تاثیر مستقیم می گذارد. پس می بینید که تحقیق در این امور مشکل است.

۲. هر پدر و مادری با والدین دیگر فرق دارد.
هر کودکی که متولد می شود، دو نفر را به عنوان پدر و مادر در کنار خود دارد که در دو فرهنگ مختلف رشد کرده اند و دو نوع خاص از اولویت های ذهنی دارند. خود این تفاوت سبب مشکلات زیادی در ایجاد ارتباط آن ها با فرزندانشان می شود، زیرا هریک روش خود را برای دستور دادن به فرزندشان دارند. برای مثال: «وقتی رفتار خواهرشوهرم را با فرزندانش می بینم، افسوس می خورم. او سر هر موضوع کوچک و بی اهمیتی بر سر بچه ها فریاد می کشد. وقتی از بیرون به مسئله نگاه می کنی، می بینی کودکان واقعا سرگردان مانده اند که بالاخره باید به چه قانونی عمل کنند. آن ها فقط می دانند هر کاری کنند، مشکل آفرین است؛ پس در عمل، گوشه گیر و منزوی شده اند و دست به هیچ کاری نمی زنند.»
هماهنگی صددرصد بین نحوه تربیت پدر و مادر، تقریبا غیرممکن است، اما ایجاد ترکیبی متوازن از آموزه های هر دو ممکن است. به هرحال، کودکان به رفتار پدر و مادر خود حساس و با آن ها در تعامل اند و یاد می گیرند خودشان چگونه پدری و مادری کنند. خود این تغییرات، عاملی هستند که تحقیقات در این زمینه را سخت می کنند.

۳. بچه ها از دیگران تاثیر می پذیرند.
هر چقدر کودک بزرگ تر می شود، مشکلات او هم پیچیده تر می شود. روابط بین دوستان نزدیک و نیز رفتار هم کلاسان اثر فراوانی بر شکل گیری کودکان دارند. همه شاهدند که بچه ها در دوران بلوغ و در دوره دبیرستان چطور تغییر می کنند و سرکش می شوند. پدر و مادر تنها عامل تاثیرگذاری بر کودکان، نیستند.

۴. ما می توانیم «روابط» را تعیین کنیم، نه «علت ها» را.
حتی اگر تمام مغزها به یک شکل خاص سیم کشی شده بودند و رفتار تمام پدرها و مادرها از الگویی یکسان تبعیت می کرد، باز هم نتیجه مطالعات ما خدشه دار، اولیه و سطحی محسوب می شد. بیشتر اطلاعات ما دال بر موضوعی خاص هستند و نمی توان آن ها را دلیل قطعی و رابطه علت ومعلولی دانست. برای مثال کودکان تنگ خلق و عصبی مشکل شب ادراری دارند. با اینکه این رابطه تقریبا صددرصد است، نمی توان گفت هر کودک مبتلا به شب ادراری، تندمزاج هم است.
تحقیقی ایده آل است که: ۱. گروهی از اطفال را پیدا و روش های خوشحال بودن، باهوش بودن و با اخلاق بودن را روی آن ها امتحان کند؛ ۲. هم زمان والدینی را بیابد که این روش ها را نمی دانند و این آموزه ها را به آن ها بیاموزد؛ ۳. ۲۰ سال بعد، همان کودکان را بررسی کند و ببیند آیا آن روش ها موثر بوده اند یا خیر.
خوب چنین تحقیقی غیرممکن به نظر می رسد. برای همین است که می گوییم تحقیقات روی والدین دال بر یک موضوع است و دلیل قطعی آن نیست.
باید ایمان داشت «عالی، دشمن خوب نیست» و بر این اساس این تحقیقات را درک کرد؛ اما باز هم مسائل مشکل آفرین دیگری در کار است. برخی از آن ها عبارتند از:

رفتار انسان پیچیده است!

به سطح آرام یک دریا نگاه کنید. آیا می دانید دره هایی عمیق در اعماق آن پنهان است؟ در پشت آرامش ظاهری افراد، دره هایی عمیق از احساسات، اندیشه های تیره و تار و انگیزه های متلاطم نهفته است. گه گاه ـ بسته به هر شخص ـ برخی از آن ها به بیرون درز می کند و شما آن ها را می بینید. یک واکنش احساسی رایج به کودکی نوپا را در ادامه می آورم:

«معمولاً بچه خوبی بود و می گفت دستشویی دارد، اما این اواخر صبر مرا لبریز کرده. نمی دانم آیا می توانم دوباره همان آدم صبور قبلی باشم یا نه. خیر سرم یک هفته برای سفر به سواحل دریای کارائیب رفتم و در این مدت به جای استراحت فقط پوشک او را عوض می کردم.»

به عنوان یک محقق علوم مغزی می توانم از همین یک پاراگراف از صحبت های این مادر به هشت مقاله تحقیق رفتاری اشاره کنم. نحوه ای که او به اضطراب پاسخ می دهد، به ژن های او، حوادثی که در دوران جنینی بر او گذشته است و نیز رفتار والدین با او در دوران کودکی اش، بر می گردد. همچنین اثر هورمون های او بر رفتارش با طفل سرکش اش موثر است. به علاوه مشخص است از این وضعیت خسته و درمانده است و می خواهد راه گریزی بیابد.
محققان مغزی از نظریه های مربوط به تکامل تا خصوصیات حافظه ای ما را بررسی می کنند. برخی از تحقیقات چنان بنیان محکمی دارند که ذکر آن ها قطعا به رشد کودکان کمک می کند. قصد ندارم در این کتاب توصیه هایی خشک و یک جانبه بکنم، اما آنچه را از نظر تحقیقاتی جالب دیده ام، برایتان بازگو خواهم کرد. انتخاب با شماست.

این کتاب برای کودکان از تولد تا پنج سالگی است

کتاب «اصول کارکرد مغز در کودکان» برای کودکان ۰ تا ۵ سال طراحی شده است. می دانم به محض اینکه بوی پدر و مادر شدن به مشام کسی برسد، می خواهد اطلاعاتی در این زمینه کسب کند و خود را برای این تجربه جدید آماده سازد. بنابراین هدف این کتاب، جلب توجه شما در زودترین زمان ممکن است؛ اما چرا پنج سال اول و نه فقط اولین سال، مهم ترین تاثیر را بر رشد مغزی کودک و اثرات آن بر بزرگسالی دارد؟ این مسئله را پس از یک تحقیق بسیار درازمدت ۴۰ ساله فهمیده ایم. دانشمندان روی بچه های پیش دبستانی ۱۲۳ خانواده کم درآمد تحقیق و آن ها را تا چهلمین سالگرد تولدشان تعقیب کرده اند. آن ها در سال ۱۹۶۲ بچه ها را به دو گروه اتفاقی تقسیم کردند: عده ای وارد آموزش های مهدکودک و پیش دبستانی شدند و عده ای این آموزش ها را نگرفتند. نتیجه این آموزه های پیش دبستانی در بزرگسالی آن ها مشهود بود. بچه هایی که آموزش پیش دبستانی دیده بودند از هر نظر در مدرسه موفق تر بودند، IQبالاتری داشتند و در تست های زبانی موفق تر عمل می کردند. دخترانی که آموزش پیش دبستانی را گذرانده بودند در ۸۴درصد موارد، موفق به پایان دوره دبیرستان شدند، اما فقط ۳۲درصد دختران آموزش ندیده، دبیرستان را تمام کردند. گروه اول راحت تر به دانشگاه راه یافتند و آن را تمام کردند. بیماری های روحی و روانی در گروه دوم چهار برابر گروه اول بود (۳۶درصد در مقابل ۸درصد) و دو برابر نیز بیشتر رفوزه شده بودند (۴۱درصد در برابر ۲۱درصد).
در دوران بزرگسالی نیز افراد آموزش دیده شغل های بهتر و ثابت تری یافتند و پول بیشتری در می آوردند و میزان جرم و جنایت در آن ها کمتر بود. پس انداز بیشتری داشتند و بیشتر آن ها صاحب خانه ای از آنِ خودشان شدند. از نقطه نظر اقتصادی به ازای هر یک دلاری که در دوران کودکی صرف آموزش پیش دبستانی آن ها شده بود، ۱۶ دلار صرفه اقتصادی برای جامعه داشتند.

دانه و خاک

هرچند این تحقیق نشان می داد محیط چقدر می تواند در پرورش مغز موثر باشد، اما اصلاً نمی توان نقش طبیعت و ذات هر بچه ای را منکر شد. در این لطیفه قدیمی می توانید این دو را کنار هم ببیند: «بچه کلاس سوم کارنامه اش را به پدرش نشان می دهد. پدر می پرسد علت این نمره های تک و افتضاح چیست؟ و او می گوید من باید از تو بپرسم که این تقصیر ذات من است یا کم کاری تو؟» من و پسرم وقتی کلاس سوم بود به مدرسه او رفتیم تا شاهد فعالیت های فوق برنامه همکلاسی هایش باشیم. یک دختر کوچک به یادماندنی تجربه ای زیبا را به مشاهده گذاشته بود. او دو دانه کاملاً یکسان از نظر DNA و ژنتیک را در دو گلدان جداگانه کاشته بود و در یک محیط گذاشته بود و به آن ها یکسان آب داده بود. فقط یکی را در خاک غنی از موادغذایی و دیگری را در خاک فقیر کاشته بود. گیاه اولی رشد مناسبی داشت و بسیار شاداب و سرزنده بود، اما گیاه دوم پژمرده و ضعیف بود. نکته تحقیق او واضح بود. با وجودی که دانه هایی که کاشته بود از هر جهت به هم شبیه بودند، چون بستر و خاک آن ها با هم فرق داشت، نتیجه کاشت او هم متفاوت بود. پس ژن اولیه مهم است، اما همه چیز نیست و بستر مناسب برای رشد، ضروری است.
او درست می گفت و من در زمینه رشد کودک باهوش و خوشحال به هر دو زمینه اشاره کرده ام. والدین می توانند بعضی مسائل را تغییر دهند، اما بر بعضی توانایی اِعمال اثر ندارند. هر نوع آموزش و پرورشی فقط ۵۰درصد اثر دارد، زیرا ۵۰درصد مسائل، ژنتیک است.
خبر خوب این است که شما در مقام والدین فقط باید بیشترین تلاش خود را انجام دهید. مسلما این کار اثر دارد.

چرا انسان به پدر و مادر نیاز دارد

برای دانشمندان رشته تکامل همیشه این سوال وجود دارد که چرا رشد مغز کودک تا این حد طولانی است؟ به جز نهنگ ها، دوره کودکی فرزند انسان از همه موجودات، طولانی تر است. چرا رشد یک کودک تقریبا دو دهه طول می کشد و چرا فرزندان سایر حیوانات آن قدر سریع مستقل می شوند؟ به دو قسمت از گفته های دو مادر توجه کنید:

«کلافه شده ام! دخترم، جی جی، به محض اینکه از روی لگن پا شد روی فرش ادرار کرد. دوباره او را روی لگن نشاندم، اما کاری نکرد، ولی تا دوباره از روی لگن پا شد، فرش را کثیف کرد. فکر کردم شاید بلد نیستم به او دستشویی رفتن را آموزش بدهم، ولی دیدم نخیر من دارم این کار را می کنم.»
«من و شوهرم چندان مودب نیستیم اما هیچ وقت جلوی دخترم از الفاظ بد و زشت استفاده نمی کنیم و مراقب حرف زدنمان هستیم؛ اما گویا این کار هیچ تاثیری نداشته است، چون وقتی مادربزرگش اسم دوستش را از او پرسیده، گفته: دختره کثافت.»

شما باید همه چیز را به بچه ها یاد بدهید. بچه ها طوری خلق شده اند که هر چیزی را می آموزند و این آموزش دائم، نیرویی فراوان می طلبد. وقتی دنبال جفت یا شغلتان می گشتید از مسئله لذت می بردید، اما پروراندن کودک، مسئله دیگری است. قرارداد آن ها باشما ساده است.
آن ها می گیرند و شما می دهید. شما بابت این امر، حقوقی نمی گیرید، حق مرخصی رفتن و مریض شدن ندارید و همیشه و در تمام تعطیلات، باید گوش به زنگ باشید. تا آخر عمر هم باید نگران فرزندتان باشید. پس چرا هرساله هزاران نفر به این شغل سخت، آری می گویند؟ باید دلیل قانع کننده ای پشت آن باشد.

حیات و دیگر هیچ

تنها وظیفه تعریف شده مغز من و بچه نورسیده شما نیاز بدن برای زنده ماندن است. نیاز به زنده ماندن برای رساندن ژن های ما به نسل بعدی است. صدها هزار سال طول کشیده است تا ما از دشت های سرنگتی آفریقا به شهرهای امروزی رسیده ایم. پس هدف ما از مراقبت از کودکان، مراقبت از خودمان و نسل انسان است.
اما چرا این مراقبت، طولانی و سخت است؟ مقصر اصلی در این میان مغز ماست. مغز ما از مغز همه موجودات بزرگ تر و پیچیده تر و IQ ما از همه بیشتر است. در عرض ۱۰ میلیون سال، نوع بشر از یک موجود بیچاره که غذای حیوانات وحشی بود به سرور جهان تبدیل شده است. مغز ما یاد گرفته است که می توان با راه رفتن روی دو پا انرژی بیشتری از روی چهارپا راه رفتن ذخیره کرد؛ اما این راه رفتن روی دو پا به تعادل خاصی نیاز دارد. برای به دست آوردن این تعادل باید لگن انسان کوچک تر شود. پس کانال زایمان هموسابین(۲) یا انسانی که روی دوپا راه می رود، تنگ می شود. حالا اگر مغز کودک خیلی کوچک باشد، بچه نارس به دنیا می آید و ظرف چند دقیقه می میرد و اگر جمجمه و مغز رشد کامل یابد از کانال زایمان عبور نمی کند و مادر می میرد. پس راه حل چیست؟ باید زایمان زمانی صورت بگیرد که رشد سر بچه آن قدر بزرگ نشده باشد که باعث مرگ مادر شود. پس کودک زمانی به دنیا می آید که مغز، کاملاً رشد نکرده است و به کمک والدین برای بقا نیاز دارد. حالا که طبیعت اجازه داده کودک بدون طی کردن رشد کامل مغزی پا به جهان گذارد، برای سال ها نیازمند افرادی است که او را راهی جهان هستی کرده اند، یعنی پدر و مادرش، باید این وظیفه را به عهده بگیرند.
برای توجیه رفتار والدین نیاز به خواندن نظریه داروین نیست.
علت زنده ماندن ما این است که توانسته ایم چنان والدین خوبی باشیم که به فرزندانمان روش دستشویی کردن و ناسزا نگفتن را در سر جای خود بیاموزیم تا نسل بهتری از ما بر زمین بماند. باید بگوییم مغز کودک برای زندگی به تنهایی روی زمین آماده نیست و به کمک نیاز دارد.
مسلما کودکی دوره بسیار حساسی است. بین زمان تولد تا زمانی که کودک قادر به تولیدمثل است، باید دست کم یک تا دو دهه بگذرد و این در میان تمام موجودات، بی سابقه است. این مسئله فقط به دلیل عدم بلوغ مغزی نیست، بلکه باید آمادگی پدر و مادرشدن را نیز پیدا کند. هرقدر تکامل بیشتری پیدا کنیم، نسلی که قابلیت گذار از بحران ها و شرایط سخت تر را دارد، آموزه های خود را به نسل بعد انتقال می دهد و احتمال بقای نسل خود را در مقابل دیگران بیشتر فراهم می آورد. از نظر تئوری های تکاملی، زبان فقط وقتی تکامل یافت که انسان تلاش کرد تا با دقت و عمق بیشتری با فرزندان خود صحبت کند. روابط بین والدین ما هم از اهمیت ویژه ای برای بقای نسل برخوردار است. هرقدر این روابط قوی تر باشد، بقای نسل هم بیشتر خواهد بود.

انسان، موجودی اجتماعی است

دنیای مدرن سبب ازهم گسیختگی اجتماعی انسان ها شده است. معمولاً بستگان ما بسیار دورتر از ما زندگی می کنند و گاهی از یکدیگر فاصله ای هزاران کیلومتری داریم. ما در این روزگار با وسایل الکترونیک رابطه خود را حفظ می کنیم. یکی از بزرگ ترین مشکلاتی که تازه والدین احساس می کنند، جداافتادگی آن ها از اجتماع است. برای نزدیکان آن ها کودک تازه به دنیا آمده یک غریبه است. آن ها نمی دانند این غریبه چه خواهد کرد. به این داستان توجه کنید:

«من برای تابستان پیش پدربزرگ و مادربزرگم رفتم. می خواستم در آنجا کار کنم و برای زمان مدرسه ام کمی پول پس انداز کنم. تمام همسایه ها را به خوبی می شناختم. یکی از آن ها که در نزدیکی ما زندگی می کرد، اخیرا فوت شده بود. بستگان او در خانه اش جمع شده بودند تا ترتیب فروش آنجا را بدهند. آن شب من هم به جمع آن ها پیوستم. به گاراژ رفتیم و از افرادی که دیگر بین ما زندگی نمی کردند، یاد کردیم. خاطراتی را به یاد آوردیم و کلی خندیدیم. درست است که ما به دلیل فوت عزیزی دور هم جمع شده بودیم، اما خنده رهایمان نمی کرد و این برای من جالب بود.»

ما به شدت اجتماعی هستیم. درک این مسئله اساسی و پایه ای در مباحث همدلی، زبان آموزی و اثرهای جداافتادگی اجتماعی در این کتاب مدام تکرار شده است. مغز، یک ارگان زنده است و از نظر تکاملی آموخته که احتمال زنده ماندن در گروه های اجتماعی همکار، بیشتر است. به همین دلیل ما زمان بسیاری را به ارتباط با یکدیگر می گذرانیم، از انگیزه های یکدیگر باخبر می شویم، از روان هم خبر می گیریم و به نظام پاداش و مجازات اهمیت می دهیم. زندگی اجتماعی، دو نفع داشته است؛ کار گروهی سبب بهبود وضعیت شکار، یافتن سرپناه و دفاع در مقابل مهاجمان شده است. نفع دیگر آن کمک به پرورش کودکان دیگران بوده است. داستان اندازه کانال زایمان و قطر سر بچه، زنان را مجبور می کرده است پس از زایمان به استراحت بپردازند؛ پس کسی باید از کودک مراقبت می کرد و اگر زن سر زا می رفت، کسی باید فرزندش را شیر می داد. این وظیفه عمدتا به زنان دیگر واگذار می شده است؛ زیرا مردان قادر به شیردهی نیستند. بسیاری از دانشمندان معتقدند جوامعی موفق تر عمل کرده اند که مردانشان به زنان بیشتر کمک کرده و نقش پررنگ تری در آموزش کودکانشان بازی کرده اند. دانشمندان به چنین جوامعی «هم والدینی» می گویند. در عصر ماشین هیچ چیزی نمی تواند دوباره ما را به عصر نوسنگی بازگرداند؛ پس کودکی که به دنیا می آید، می خواهد در پناه خانواده خود با دیگران ارتباط بگیرد.
مادری ذکر می کرد که همراه فرزند دوساله اش مسابقه تلویزیونی «امریکن آیدل(۳)» را می بیند. هرگاه یکی از بازندگان مسابقه مجبور به ترک مسابقه می شد و شروع به گریه می کرد، کودکش سمت صفحه تلویزیون می رفت، تصویر را ناز می کرد، او را دلداری می داد و می گفت: «گریه نکن.» این رابطه عمیق، نشان از یک فرایند زیست شناسی دارد که به پرورش چنین کودک مهربانی منتهی شده است. همه ما توانایی های ارتباطی طبیعی داریم که الزاما آموختنی نیست. اگر ما به این درک برسیم که مغز به ارتباط با دیگران نیازی طبیعی دارد و از دیگر سو مهم ترین وظیفه مغز، زنده ماندن است، می فهمیم این دو در واقع یکی هستند. تمام اطلاعات این کتاب حول همین موضوع می چرخد.

چند نکته

تعریف خانواده

در امریکا شاید بنیان خانواده هیچ گاه تا این حد سست نبوده است. قبلاً «خانواده» به یک مرد یک زن و دو، سه بچه (متوسط ۸ .۲ بچه) اطلاق می شد، اما هم اکنون هر ازدواج تقریبا با خطر جدایی ۴۰ تا ۵۰ درصدی روبه روست.
ازدواج مجدد بسیار رواج دارد و خانواده های مختلط که فرزندانی حاصل از ازدواج های قبلی را در خود دارند، شایع شده اند. هم اکنون تک والدی هم رایج شده است.
بسیاری از این اتفاقات اجتماعی باسرعت فراوانی روی داده است. به گونه ای که هنوز جامعه تحقیقاتی قادر به بررسی اثرهای اجتماعی این موضوعات نشده است. آنچه در این کتاب آورده ایم، درباره خانواده های معمولی است و هنوز تحقیقات ما درباره خانواده های نوظهوری که از آن ها صبحت کردم، کامل نیست. به همین دلیل، همیشه از ازدواج و همسر در کتابم نام برده ام.

منبع داستان های این کتاب

برخی از داستان های این کتاب را از وب سایتی استخراج کرده ام که والدین داستان های واقعی زندگی و تجربه های مشخص خود را در آن به اشتراک می گذارند. در ضمن، من دو پسر به نام های جاشوئا(۴) و نوح(۵) دارم که در زمان نگارش این کتاب به سن نوجوانی رسیده اند. بعضی از تجربه های شخصی خود با آن ها را در این کتاب آورده ام. کتاب خاطراتی دارم که مراحل رشد و برخوردهایی را که با آن ها داشته ام در آن نوشته ام. من متن دفترچه را به پسرهایم دادم تا بخوانند و هر جایی را که اجازه می دهند در کتاب بیاورم؛ زیرا بخشی از زندگی آن هاست و آن ها درباره نحوه انتشار آن حق اظهارنظر دارند و من از بزرگواری آن ها که این اجازه را به من داده اند، سپاسگزارم.

منبع اطلاعات

در بخش هایی از کتاب به تحقیق هایی خاص اشاره کرده ام که می توانید متن کامل و اصلی آن ها را در وب سایت www. brainrules.net بیابید.

آشپزخانه منزل ما

در جاهای مختلفی از کتاب می بینید من به غذا و نحوه پخت آن اشاره کرده ام. از تاس کباب گرفته تا مرغ ادویه دار و سبزیجات تازه ای که همسرم در باغچه خانه به عمل می آورد. او زنی باهوش، بی نظیر و آشپزی فوق العاده است.
امیدوارم ایده های مناسبی که در کتاب با الهام از این آشپزخانه دوست داشتنی مطرح می کنم، برای شما همان عطر و بو را داشته باشد که برای من دارد.
آیا آماده اید کودکی خوشحال و باهوش بپرورید؟ پس به دنیای این کتاب خوش آمدید.

بارداری

قوانین مغزی

مادر سالم، فرزند سالم

بارداری

روزی من یک سخنرانی برای زوج های منتظر فرزند برگزار کردم. در پایان سخنرانی زوجی با نگرانی به من مراجعه کردند. زن گفت: «پدر من اپراتور ایستگاه رادیوست و به همسرم گفته است باید روی شکم من با ریتم ضربه بزند.» من سوال کردم: «چه نوع ضربه ای؟» و مرد جواب داد: «هر ضربه ای که نه، من باید کد مورس (تلگراف) را یاد بگیرم و با کد مورس روی شکم همسرم ضربه بزنم تا پیام هایی به مغز جنین منتقل کنم تا او باهوش شود. در ضمن می توانیم با آموزش کد به جنین بخواهیم تا او هم با ما تماس بگیرد.» زن پرسید: «آیا این کار واقعا باعث باهوش شدن فرزند من می شود؟ چون شکم من با این کار بسیار درد می گیرد و من این کار را دوست ندارم.»
من ناگهان زدم زیر خنده و آن ها نیز با من شروع به خندیدن کردند؛ اما من پرسشگری را همراه با نگرانی در چشم هایشان می دیدم.
هنگامی که مشغول سخنرانی درباره توانایی های عجیب و غریب مغز کودک در دوران بارداری بودم، موجی از تعجب را در سراسر سالن کنفرانس می دیدم. بعضی ها به شدت مشغول یادداشت برداری بودند و بعضی دیگر هیجان زده درِ گوشی با بغل دستی خود صحبت می کردند. بعضی از زوج هایی که کودکان بزرگ تری داشتند، خوشحال به نظر می رسیدند، اما بعضی دیگر خود را گناهکار می دیدند. همه متعجب بودند و سوال های بسیاری در ذهنشان ایجاد شده بود.
آیا واقعا جنین می تواند در دوران آخر بارداری کد مورس بیاموزد و اگر می تواند آیا نفعی برایش دارد؟
دانشمندان توانایی های فراوانی از قدرت مغزی کودک در دوران بارداری کشف کرده اند. در این فصل درباره راز عجیب نحوه تشکیل و رشد مغز از چند سلول کوچک به مغز کامل پرده برمی داریم و درباره ماهیت کد مورس نمادین و اهمیت آن در رشد مغز سخن خواهیم گفت. در واقع چهار نکته اساسی وجود دارد و ما در ادامه آن ها را برای شما رونمایی خواهیم کرد؛ ولی فعلاً سی دی های موتزارت خود را کنار بگذارید.

سکوت را رعایت کنید: بچه در راه است

اگر بخواهم فقط در یک جمله درباره آنچه از مراحل رشد در نیمه اول بارداری می دانم، پندی بدهم، این است: «جنین می خواهد در این دوران تنها باشد.»
از دیدگاه جنین بهترین خصوصیات زندگی در رحم، فقدان نسبی محرک هاست. رحم، تاریک، گرم، مرطوب و بسیار ساکت تر از محیط بیرون است.
فعالیت پیش مغز(۶) جنین از سه هفته پس از تشکیل نطفه آغاز می شود و این مغز بسیار کوچک در هر ثانیه هشت هزار سلول و در هر دقیقه پانصد هزار سلول عصبی تولید می کند و این وضع تا نیمه سن حاملگی بر همین منوال برقرار است؛ یعنی در زمانی بسیار اندک، جنین مشغول انجام کاری بس بزرگ است و تنها چیزی را که در این مدت از والدین می خواهد این است که کنار بایستند و هیچ کاری نکنند.
بعضی از زیست شناسان و دانشمندان علوم تکاملی، ویار و تهوع و استفراغ زنان باردار را که گاهی تمام روز طول می کشد، به عنوان یک انتخاب طبیعی می شناسند که پیشینیان و اجداد ما به عنوان راهی برای خلاصی از سموم خطرناکی که در غذاهای طبیعی وجود داشته است، برگزیده اند. انسان های نخستین، رژیم غذایی مناسبی نداشته اند. متعاقب آن به زن باردار اجازه نمی داده اند کارهای خطرناک بکند و هر چیز نامناسبی را بخورد.
دانشمندان اعتقاد دارند مادرانی که ویار شدیدتر و تهوع و استفراغ بیشتری دارند، کودکان باهوش تری به دنیا می آورند. در یک مطالعه ۲۱ درصد کودکان مادران ویاری در سن مدرسه، ضریب هوشی ۱۳۰ یا بالاتر داشته اند، اما فقط ۷درصد کودکان مادران غیرویاری بهره هوشی ۱۳۰ و بالاتر داشته اند.
دانشمندان نظریه ای دارند که باید اثبات شود و آن درباره چرایی ویار است. دو نوع هورمون در زنان باردار باعث تحریک این تهوع و استفراغ می شوند که هر دو محرک رشد مغز هستند. هرچه مادر تهوع و استفراغ بیشتری داشته باشد، هورمون محرک رشد مغزی بیشتری خواهد داشت و همین امر اثر بیشتر و مثبتی بر بهره هوشی دارد.
به هر دلیل که باشد، کودک نیاز دارد در این دوران به حال خود تنها گذاشته شود. اما چه باید کرد؟ آیا جنین را در این مرحله و سایر مراحل رشد به حال خود رها کنیم یا می توان کاری برای رشد مغزی او در این دوران انجام داد؟ همین نکته باعث می شود صنایع بزرگ تولید اسباب بازی سازی با دمیدن در آتش علاقه والدین به داشتن کودک باهوش تر، آن ها را ترغیب به خرید اسباب بازی هایی خاص کنند. نکاتی که خواهم گفت، باعث می شود بیهوده پولتان را هدر ندهید.

نوارها و سی دی هایی که اختصاصا برای زنان باردار ساخته شده است

چند سال قبل در اسباب بازی فروشی دنبال خرید یک دی وی دی به نام «کودک نخبه(۷)» برای نوزادان و شیرخواران بودم. آگهی آن ادعا داشت بیشترین رشد مغز کودک در ۳۰ ماه اول زندگی اوست و می توان به کمک بسته آموزشی آن ها این روند را توسعه بخشید و کودکی نخبه داشت.
من بسیار ناراحت و برانگیخته شدم. تبلیغ را پاره کردم و به سطل زباله انداختم. داستان این تبلیغ اغراق آمیز، دیرینه است. در اواخر ۱۹۷۰ آگهی تبلیغ دانشگاه پیش زایمان را دیدم که ادعا داشت با خرید و استفاده از بسته های آموزشی آن ها توانایی شناختی زبان آموزی و توجه جنین در دوران پیش از زایمان افزایش می یابد؛ مثل اینکه جنین پیش از تولد، لیسانس کودک برتر را دریافت کند.
در اواخر دهه ۱۹۸۰ «پرگافون(۸)» ابداع شد که شامل بلندگو و قیفی بود تا بتوان صدای مادر، موسیقی های کلاسیک یا هر چیز دیگری را که باعث رشد هوشی کودک می شود به شکم مادر و از آنجا به جنین منتقل کرد. به دنبال تکمیل این سیستم، روزنامه ها پر شد از آگهی هایی این چینی:

«به جنین خود هجی کردن بیاموزید.»
«اجازه دهید جنین در رحم زبان دوم بیاموزد.»
«با نواختن موسیقی های کلاسیک، توانایی های ریاضی جنین خود را افزایش دهید.» و البته در این مورد موسیقی موتزارت جایگاه ویژه ای داشت؛ طوری که به اثر موتزارت معروف شد.

در دهه ۱۹۹۰ کتاب هایی چاپ شد که به زوج منتظر فرزند تمرین هایی روزانه را توصیه می کرد که با انجام آن ها بهره هوشی بچه ۲۷ تا ۳۰ نمره افزایش می یافت و دامنه توجه بچه را از ۱۰ دقیقه به ۴۵ دقیقه افزایش می داد!
امروز هم اگر به اسباب بازی فروشی ها بروید با موارد مشابه فراوانی برخورد می کنید، اما هیچ یک از این ادعاها بر پایه تحقیقات واقعی و دقیق دانشگاهی نیستند.
چه باور بکنید و چه نه، بر اساس تحقیقات موثق دانشگاهی هیچ یک از محصولات تجاری موجود در بازار هیچ گونه تاثیری بر پیشرفت و بهبود فعالیت مغزی جنین در حال رشد ندارند. تاکنون هیچ تحقیقی نتوانسته رابطه ای را میان استفاده از ابزارهای کمک آموزشی در دوران جنینی و موفقیت تحصیلی دبیرستان کودک نشان دهد.
متاسفانه در زمان کمبود واقعیت های عینی، افسانه است که راه پیش می برد و هنوز پس از سال ها این محصولات در قفسه های اسباب بازی فروشی ها موجود است. والدین در دام تبلیغات شرکت های تجاری می افتند و پول هایی را که به سختی به دست آورده اند، به راحتی برباد می دهند.
ما در جامعه دانشگاهی و تحقیقاتی تلاش می کنیم محصولاتی را به بازار ارائه کنیم که والدین با استفاده از آن ها بتوانند قدرت شناخت و رشد مغزی کودکانشان را بالا ببرند. این موارد هنوز در حال آزمون و بررسی اند. نتایج کاربرد آن ها در مجلات علمی چاپ شده و در بوته نقد و بررسی اند. اما برای اینکه شما به کارکرد این موارد کمک آموزشی پی ببرید، لازم است ابتدا درباره نحوه رشد مغزی جنین، اطلاعاتی داشته باشید. بعد از دانستن این اطلاعات، خود خواهید فهمید چرا بسیاری از این موارد کمک آموزشی بی فایده اند.
***
هیچ یک از وسایل کمک آموزشی موجود در بازار نقشی در پیشرفت و تکامل مغز جنین در حال رشد ندارد.
***

نظرات کاربران درباره کتاب اصول کارکرد مغز در کودکان

نثر خیلی سلیس و ساده.... توصیه می کنم حتما بخوانید.... مرسی فیدبو
در 2 سال پیش توسط بهنوش مشتاق
یکی از بهترین کتاب هایی ک تا حالا خوندم.خیلی خیلی خوب بود.ب همه والدین توصیه میکنم ک بخونن
در 7 ماه پیش توسط fatemeh ayazi
کتابی پر محتوا ، عالی و خوندنی برای کسانی که تشنه ی شناخت دنیای درون بچه ها هستن! مرسی از فیدیبو ! 🌱
در 10 ماه پیش توسط زهرا وفایی راد
از بهترین کتابهای انتشارات صابرین. با توصیه های مشخص و کاربردی و واقعگرایانه. دور از هیاهوهای بسیار برای هیچ.
در 6 ماه پیش توسط سلما موذن
عالیه خوندنش به همه توصیه میشه حتی اونایی که بچه ندارن
در 2 ماه پیش توسط
من این کتاب رو به توصیه یکی از دوستان فعال در زمینه تربیت کودک تهیه کردم و میخام بگم که واقعا کتاب مفیدیه. و میشه گفت جزء ده کتابی هست که اولویت خوندن داره و به همه دوستان توصیه میکنم. ارزش این قیمت رو داره
در 4 ماه پیش توسط zahra nazari
کتاب بسیاااار عالیههه
در 5 ماه پیش توسط onl...wer