قهرمان اصلی این کتاب رابطه انسانی است. شخصیتهای محوری این کتاب زنان و مردان هستند، معاصران ما که چون تنها و بیکس به دست هوش و ذکاوت خود سپرده شدهاند مأیوسند و احساس میکنند به راحتی دورانداختنی هستند، کسانی که آرزومند امنیت وحدت و مودتو خواهان دست یاریای هستند که در هنگام گرفتاری به آن امید ببندند، افرادی به شدت محتاج به «ایجاد رابطه»؛ ولی در عین حال بیمناک از «مرتبط بودن» و به ویژه مرتبط بودن «همیشگی»تازه اگر نگوییم «ابدی» ــ زیرا میترسند که چنین حالتی بار سنگینی بر دوش آنها تحمیل کند و فشارهایی را به وجود آورد که قادر و مایل به تحمل آن نباشند، و، بنابراین، آزادیای را که برای ــ بله، حدس شما درست است ــ ایجاد رابطه لازم دارند به شدت محدود سازد...