فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب انقلاب صنعتی

کتاب انقلاب صنعتی
مجموعه تاریخ ۸

نسخه الکترونیک کتاب انقلاب صنعتی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۴,۱۴۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب انقلاب صنعتی

اصطلاح «انقلاب صنعتی» را نخستین بار نویسندگان فرانسوی در اوایل قرن نوزدهم برای توصیف به کارگیری ماشین‌هایی با نیروی محرکه بخار در صنعت پارچه‌بافی کتانی به کار بردند. این اصطلاح در طول سده نوزدهم گاه به گاه و در انگلستان برای نخستین بار در سال ۱۸۴۸ در نوشته‌های جان استوارت فیلسوف میل نمود دوباره یافت. اما تا سال ۱۸۸۴ که جامعه‌شناس آرنولد توین‌بی گفتارها ی پُر طرفدار خود را در باره انقلاب صنعتی در انگلستان منتشر کرد، به شکل عنوانی کلی برای صنعتی شدن متداول نگشت. توین‌بی و دیگران از انقلاب صنعتی دقیقا چه معنایی را در نظر داشتند؟ اولاً، آن‌ها در باره فرایندی سخن می‌گفتند که فن‌آوری را در تولید صنعتی به کار می‌بُرد. منابع جدید نیرو، به غیر از نیروی انسان و حیوان، برای راه‌اندازی ماشین‌ها از اهمیت خاصی برخوردار بودند. در سده نخست انقلاب صنعتی، نیرو از ماشین‌های بخار تأمین می‌شد. منابع بعدی، موتورهای درون‌سوز (احتراق داخلی)، مولدهای برق و نیروگاه‌های هسته‌ای بودند. ثانیا، انقلاب صنعتی مستلزم راه‌های جدید سازمان‌دهی نیروی کار است.

ادامه...

بخشی از کتاب انقلاب صنعتی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار: انقلاب بزرگ

اروپا و بقیه جهان در سال ۱۷۰۰ در آستانه یک تحول بزرگ قرار گرفتند ــ انقلاب صنعتی. در پایان قرن هجدهم، انقلاب صنعتی در انگلستان به خوبی در حال پیشرفت بود و طی صد سال بعدی بقیه اروپا، ایالات متحده و ژاپن را نیز فرامی گرفت. سایر بخش های جهان نیز در قرن بیستم در این مسیر قرار می گرفتند.



تصویری از فرانسه قرن هجدهم که کشاورزان را در حال درو غلات نشان می دهد. صحنه ای که در اروپای پیش از انقلاب صنعتی وجه غالب بود.

پیش از انقلاب صنعتی

اروپا در آستانه انقلاب صنعتی، مانند هر بخش دیگر جهان، جامعه ای روستایی بود. بیش از سه چهارم مردم آن در کشتزارها کار و زندگی می کردند. حتی در کشورهای بیش تر شهری شده ای چون انگلستان و فرانسه که پایتخت هایشان، یعنی لندن و پاریس، شهرهایی پُر جنب و جوش بودند، از میان جمعیت چندین میلیونیشان تنها چند صدهزار نفر در شهرها و شهرک ها زندگی می کردند.
صنعت هم در داخل و هم در خارج از شهرها وجود داشت، اما در مقیاسی کوچک بود و کم تر از پنج درصد جمعیت اروپا را در برمی گرفت. بیش تر این صنعت در پیرامون کشاورزی می چرخید، نظیر تولید پارچه از پشم خام و پنبه.

عضله، آب و باد

ابزارها و چند ماشین موجود عمدتا از چوب ساخته می شد و استفاده از فلز به قطعات اصلی و جنگ افزارها محدود بود. محصولات اروپایی دست ساز بود، و بیش ترین نیرو را برای به کاراندازی این ابزارها و ماشین ها عضله انسان تامین می کرد. چنان که تاریخ نگار پیتر ان.استرنز می نویسد: «تقریبا تمام ابزارها برای استفاده با دست طراحی می شد.... [مثلاً] نیروی محرکه ماشین های پارچه بافی از طریق اهرم های پایی تامین می شد.»( ۱ ) برای تامین نیروی عضلانی اضافی، از حیوانات برای کشیدن گاوآهن و گاری و آسیا کردن غلات استفاده می شد.
تنها منابعِ نیروی در دسترس دیگر، باد و آب بود که آسیاهای بادی و چرخ های آبی را به حرکت درمی آورد. از آن گذشته، چنین دستگاه هایی، که به چرخ دنده های چوبی بسیار بزرگ متصل بود، تنها برای کارهای پُردامنه ای نظیر آسیا کردن غلات، خمیر کردن خرده مواد [سلولزی] برای تولید کاغذ و راه اندازی دَمِش کوره های بلند برای تولید آهن مناسب بود. باد نیز کشتی های اقیانوس پیما را به حرکت درمی آورد، گرچه در دریای مدیترانه هنوز هم از کشتی پارویی استفاده می کردند.



آسیاهای بادی، نیروی انسان و حیوان، و چرخ های آبی تنها منابع نیرو در جوامع پیش صنعتی بودند.



حرفه پارچه بافی خانگی نمونه ای از صنایع خانگی است که زمانی بخش عمده کالاهای صنعتی را تولید می کرد.

نظام خانگی

فرآورده های صنعتی را معمولاً کارگرانی تولید می کردند که در خانه های خود به تنهایی یا در گروه های بسیار کوچک، به ندرت بیش از ده نفر، کار می کردند. از آن جا که کار در خانه انجام می شد، این شکل تولید صنعتی را نظام خانگی می نامند که از آن اصطلاح امروزی صنعت خانگی برمی آید. دانیل دوفو ضمن بازدید از یک کارگاه پارچه بافی در شمال انگلستان در سال ۱۷۲۴، یک نظام خانگی در حال کار را این چنین توصیف کرد:

[در هر میانکوهی] خانه ها را وسیع تر و دهکده ها را بزرگ تر یافتیم... گرچه در بیرون خانه ها با افراد چندانی برخورد نکردیم، اما درون خانه ها را پُر از اشخاص توانمندی یافتیم که برخی با خُم رنگرزی و عده ای با دستگاه بافندگی کار می کردند و دیگران مشغول آهار زدن پارچه ها بودند؛ زنان و کودکان نیز به شانه زنی و نخ ریسی می پرداختند.( ۲ )

فقط در چند رشته صنعتی از کارخانه های ساده، ساختمان های یک اتاقه یا کارگاه هایی استفاده می شد که کارگران برای کار به آن جا می رفتند. کارخانه ها برای تولید کالاهای پُرتجملی نظیر پارچه های بافته شده با نخ های طلایی و نقره ای و ساخت برخی جنگ افزارهای نظامی، به ویژه توپ، مفید بودند. هر دو نوع این کارها نیازمند نظارت دقیق بر کار کارگران بود تا از سرقت فلزات گرانبها یا بی دقتی در کار که ممکن بود به تولید جنگ افزارهای معیوب و خطرآفرین بینجامد، جلوگیری شود.
این دنیای صنایع خانگی و ابزارهای چوبی در آستانه دگرگونی بود. پس از انقلاب صنعتی، تنها رّد پایی از این زندگی پیشین باقی می ماند.

نیرو، تولید و کارگران

اصطلاح «انقلاب صنعتی» را نخستین بار نویسندگان فرانسوی در اوایل قرن نوزدهم برای توصیف به کارگیری ماشین هایی با نیروی محرکه بخار در صنعت پارچه بافی کتانی به کار بردند. این اصطلاح در طول سده نوزدهم گاه به گاه و در انگلستان برای نخستین بار در سال ۱۸۴۸ در نوشته های جان استوارت فیلسوف میل نمود دوباره یافت. اما تا سال ۱۸۸۴ که جامعه شناس آرنولد توین بی گفتارها ی پُر طرفدار خود را در باره انقلاب صنعتی در انگلستان منتشر کرد، به شکل عنوانی کلی برای صنعتی شدن متداول نگشت.
توین بی و دیگران از انقلاب صنعتی دقیقا چه معنایی را در نظر داشتند؟ اولاً، آن ها در باره فرایندی سخن می گفتند که فن آوری را در تولید صنعتی به کار می بُرد. منابع جدید نیرو، به غیر از نیروی انسان و حیوان، برای راه اندازی ماشین ها از اهمیت خاصی برخوردار بودند. در سده نخست انقلاب صنعتی، نیرو از ماشین های بخار تامین می شد. منابع بعدی، موتورهای درون سوز (احتراق داخلی)، مولدهای برق و نیروگاه های هسته ای بودند.
ثانیا، انقلاب صنعتی مستلزم راه های جدید سازمان دهی نیروی کار است. چنین تجدید سازمانی از آن جهت ضروری است که ماشین های دارای نیروی محرکه امکان می دهند که هر کارگر بیش از آنچه در گذشته امکان پذیر بود کار کند. مثلاً یک کارگر در صنعتِ نساجی ماشینی شده انگلستان می توانست یکصد برابر یک کارگر در نظام خانگی نخ تولید کند. گرچه در همه رشته های صنعتی افزایش تولید چنین چشمگیر نبود، اما به هر حال تولید همه آن ها نسبت به گذشته افزایش یافت. چنان که پژوهشگر آر. ام. هارتول(۱) نظر می دهد، «انقلاب صنعتی... افزایش بی سابقه و مستمرِ نرخ رشدِ تولید کالاها بود.»( ۳ )



صنایع خانگی نمی توانستند با بهره وری و کارآیی کارخانه های جدید رقابت کنند.
در این جا کارگران در یک کارخانه نساجی با دستگاه های پارچه بافی ماشینی کار می کنند.

برای دستیابی به این افزایش، نیروی کارِ متخصص و هماهنگی مورد نیاز بود که در دوران پیش صنعتی به ندرت یافت می شد. در صنعت ماشینی، هر کارگری برای انجام کار معینی، مثلاً تولید مکرر یک قطعه خاص کارورز می شد. کارگرانِ دیگر مسئول ساختن قطعات دیگر بودند و همین طور کارگران دیگری باید این قطعات را به هم متصل می کردند.
این نیروهای کار جدید دیگر نمی توانستند در خانه به کار بپردازند. به جای آن، مجتمع های کارخانه ای بسیار بزرگی پدید آمدند که صدها و گاهی هزاران کارگر را تنها در یک رشته صنعتی در خود جای می دادند.

بیش از یک انقلاب صنعتی

گرچه انقلاب صنعتی طی سال ها به اصطلاحی عادی تبدیل شده، اما در عین حال گمراه کننده است. اولاً، انقلاب ها با تغییر سریع همراهند، اما در جریان انقلاب صنعتی، به ویژه مرحله آغازین آن، تغییر غالبا تدریجی بود و گاهی چندین دهه طول می کشید. این فرایند در واقع بیش تر تکاملی بود تا انقلابی.
دومین کاستیِ اصطلاح انقلاب صنعتی در این است که فرایند مربوطه تنها شامل حال صنعت نمی شد، بلکه به راستی تمام وجوه زندگی، از اقتصاد گرفته تا سیاست و جامعه را تحت تاثیر قرار می داد. تنها گزینش کشاورزی در حدود نُه هزار سال پیش چنین تاثیر همه جانبه ای داشت. پیش از کشاورزی، انسان ها مجبور به کوچ نشینی همراه با شکار و گردآوری غذا بودند؛ پس از آن، به زندگی پایدارتری در کشتزارها دست یافتند و اندوخته غذایی مستمری تولید کردند. وجود منابع غذایی قابل اتکا بود که امکانِ پدید آمدنِ زیستگاه های فراخ تر، شهرک ها و شهرها، و نیز واحدهای سیاسی بزرگ تر، کشورها و امپراتوری ها را فراهم آورد. نگهداری حساب اندوخته های غذایی و اجناس مبادله شده نیازمند ثبت و ضبط بود که به نوبه خود باعث پیدایش نگارش گردید.
به همین ترتیب، انقلاب صنعتی روش و نوع کار مردم را تغییر داد، به طوری که تعداد کارگران کارخانه ها از کشاورزان فزونی گرفت. محل زندگی مردم نیز تغییر کرد و به تعداد جمعیت شهرنشین افزوده و از جمعیت روستایی کاسته شد. از آن گذشته، بر اثر ماشینی شدن کشاورزی و در نتیجه افزایش تولید مواد غذایی و نیز بر اثر جابجایی سریع و اطمینان بخش مواد غذایی با کشتی ها و وسایل نقلیه با نیروی محرکه بُخار و نفت، جمعیت رشد کرد و بهبود حمل و نقل امکان جابجایی این جمعیت صنعتی را افزایش داد.
انقلاب صنعتی سطح زندگی عمومی را بالا بُرد و به تعداد بیش تری از مردم امکان داد که از کالاها و مسکنی که پیش تر تجملی به حساب می آمد برخوردار شوند. اما، در عین حال، مشکلات موجود، نظیر بی کاری، دستمزدهای پایین، و شرایط بد کار را بدتر کرد. تراکم جمعیت، به ویژه در فقیرترین بخش های شهرها، باعث بروز ناآرامی اجتماعی، بزهکاری و مشکلات بهداشتی شد. افزون بر آن، تراکم جمعیت در شهرها و تولید ماشینی موجب افزایش آلودگی گردید. در واکنش به این پیامدهای منفی، سیاست های اقتصادی و اجتماعی تازه ای ظهور کرد که سرمایه داری آزاد، سوسیالیسم و مارکسیسم از جمله آن ها بودند.
بدین ترتیب، انقلاب صنعتی تنها صنعت را متحول نساخت، بلکه به دنیای امروز شکل داد. چنانچه تاریخدان پُل مانتو می نویسد:

اگر انقلاب صنعتی جز یک رشته پیشرفت های فنی معنای دیگری نداشت و اگر پیامدهای آن از سطح تغییراتی در ماشین آلات و تولید فراتر نمی رفت، تنها می توانست رخدادی دارای اهمیت ثانوی باشد... اما [این انقلاب] از راه... کنش های مادی... مُهر خود را... بر تمامی جامعه امروزی باقی گذاشت.( ۴ )

۱. انگلستان و تولد انقلاب

زادگاه انقلاب صنعتی انگلستانِ قرن هجدهم بود که از موهبت جمعیت، منابع طبیعی، اختراعات، پول، یعنی همه آنچه برای صنعتی شدن ضرورت داشت، برخوردار بود. در واقع، هیچ یک از این عوامل به انگلستان منحصر نبود؛ در میان سایر کشورهای اروپایی، فرانسه و هلند نیز از این عناصر برخوردار بودند. با وجود این، در انگلستان بود که آمیزه ای از این عوامل برای نخستین بار باعث پیدایش انقلاب صنعتی شد.

جمعیت رو به افزایش انگلستان

انقلاب صنعتی هم به کارگر و هم به مصرف کننده احتیاج داشت که جمعیت به سرعت در حال افزایش انگلستان هر دو را تامین می کرد. پیش از قرن هجدهم، رشد جمعیت در انگلستان کند بود. انگلستان در سال ۱۷۰۰ کم تر از هفت میلیون نفر جمعیت داشت و رشد جمعیتش چنان کند بود که آمارشناس انگلیسی گرگوری کینگ پیش بینی می کرد که کل جمعیت آن تا سال ۲۳۰۰ به یازده میلیون نخواهد رسید. اما، در واقع، از نیم قرن پس از کینگ، جمعیت به سرعت رو به افزایش گذاشت. در نخستین دهه های قرن نوزدهم، یعنی تنها کمی بیش از یکصد سال، و نه ششصد سال، پس از پیش بینی کینگ، جمعیت انگلستان به یازده میلیون نفر رسید.



منظره رودخانه پُررفت و آمد تیمز در لندن شهری پُرجنب و جوش و افقی پُر ازدحام را نشان می دهد. جمعیت انگلستان در سراسر قرن هجدهم رشد سریع یافت.

اگرچه تعداد تولدها در طول قرن هجدهم افزایش یافت، اما تحول چشمگیر در نرخ مرگ و میر بود که به سرعت کاهش یافت. مثلاً، در لندن و حومه آن در سال ۱۷۰۰ نیم میلیون مرگ بیش از تولد به ثبت رسید؛ اما در سال ۱۸۰۰ تعداد مرگ و میرها تنها بیست هزار بیش تر از تولدها بود.
یکی از علل کاهش نرخ مرگ و میر این بود که به دلیل آموزش بهتر ماماها و تاسیس زایشگاه ها، تعداد نوزادانی که از زایمان جان سالم به در می بردند بیش تر شد. افزون بر آن، موارد مرگ و میر کودکان و بزرگسالان بر اثر بیماری کاهش یافت. بیماری های واگیردار شایعی که در سراسر سده های پیشین کشور را به نابودی کشانده بود، پس از ۱۷۰۰ از بین رفت. مثلاً، از قرن چهاردهم، طاعون خیارکی، یا «مرگ سیاه»، متناوبا جمعیت انگلستان را کشتار می کرد. اما پس از شیوع طاعون در دهه ۱۶۶۰، این بیماری از انگلستان رخت بر بست. دیگر بیماری های بزرگ نیز از الگوی مشابهی پیروی کردند. سیفلیس، یک بیماری نسبتا شایع و کشنده قرن شانزدهم، گرچه در انگلستان قرن هجدهم هنوز وجود داشت، اما دیگر ابعاد همه گیر نداشت.



در سال ۱۶۶۵ و در خلال آخرین شیوع طاعون خیارکی در لندن، کارگران اجساد مردگان را جمع آوری می کنند. زوال طاعون و دیگر بیماری ها نرخ مرگ و میر را در انگلستان کاهش داد.

دلیل پایان یافتن این بیماری های همه گیر نامشخص است. بی شک وضع بهداشتی مانند سده های پیشین خراب بود؛ زباله ها و فاضلاب ها معمولاً به خیابان ها ریخته می شد. اما لااقل یک بیماری مرگبار، آبله، بر اثر تلاش های انسانی و آغاز مایه کوبی علیه آن در دهه ۱۷۶۰، تحت کنترل درآمد.

نظرات کاربران درباره کتاب انقلاب صنعتی

عالی بود
در 9 ماه پیش توسط puy...i76