فیدیبو نماینده قانونی انتشارات صابرین و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب کوی نومیدی مرو امیدهاست

کتاب کوی نومیدی مرو امیدهاست
یادداشت‌هایی از حسین محی‌الدین الهی‌قمشه‌ای

نسخه الکترونیک کتاب کوی نومیدی مرو امیدهاست به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۸۸۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب کوی نومیدی مرو امیدهاست

دخترم! خداوند دعوت کرده است جمله آدمیان را، دعوتی عاشقانه، که به سوی من آیید و این پیام عاشقانه را در صحف آسمانی و سخن انبیا و اولیا به اطوار گوناگون بیان کرده است. از جمله به زبان محی‎الدین عربی این دعوت چنین بیان شده است: بشنو ای محبوب که مقصود آفرینش، تویی نقطۀ مرکز و محیط کائنات، تویی آن مشیت و فرمان که بین زمین و آسمان در حرکت است، تویی بسیط و مرکب، تویی من ادراک را در تو آفریدم تا آیینۀ دیدار من باشد اگر مرا ادراک کنی، خود را نیز درخواهی یافت اما اگر در سودای خود باشی طمع مدار که هرگز با نفس خود مرا ادراک کنی تو به چشم من توانی دید، مرا و خود را و به چشم خود نخواهی دید، مرا و خود را

ادامه...

بخشی از کتاب کوی نومیدی مرو امیدهاست

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



۱. سپاس

«ای پروردگار نازنین!
تو را سپاس می‎گوییم به خاطر نعمت وجود آنان که
لذات آفرینش را به ما می‎آموزند!
پس چنان کن که ما نعمت‎ها و مواهب تو را آنگونه صرف کنیم
که عشق تو را به دیگران بیان کند.»

بیوِرلی پارکین

چه خوش‎تر که دامن خود را از گل و ریحان و نسرین پر کنیم و بگوییم:
چون درخت فروردین، پرشکوفه شد جانم
دامنی ز گل دارم، بر چه کس بیفشانم؟

سیمین بهبهانی

۲. داستان آفرینش

دخترم! بدان که جهان را پادشاهی است و به تعبیر نظامی:
لُعبت‎بازی پس این پرده هست
ورنه بر او این همه لُعبت که بست

ماهیت این پادشاه یکتا، همان وجود است.

وجودی مطلق از قید مظاهر
به نور خویشتن بر خویش ظاهر

جامی

او نزد خود حضور دارد.
پیش روی خود نشسته است و پیوسته خود را نظاره می‎کند
و از مشاهده جمال نامنتهای خویش، ازلاً و ابداً غرق در شادی و مستی است.
خود عاشق است و خود معشوق و جاودانه با خود عشق می‎بازد
و از خود به هیچ‎کس نمی‎پردازد.

که سازد طرف وصل از حُسن شاهی
که با خود عشق بازد جاودانه

حافظ

و چون او هر دم خویشتنِ خویش را نظاره می‎کند،
از حضور حسن و جمال بی‎انتها، در برابر بینایی و ادراک بی‎انتها،
عشق بی‎انتها پدید می‎آید و عشق، بی‎نهایت را، بی‎نهایت خواستن است.

در ازل پرتو حُسنت ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

حافظ

و چون جمال آن دایره نامتناهی وجود، بر خود متجلی شد،
آن دایره به دو نیم گشت.
نیمی عاشق و نیمی معشوق و آن دو یکدیگر را در آغوش گرفتند.
این نقش باستانی، برای بیان گوشه‎ای از این حقیقت است
که در آن معشوق به رنگ سبز و سراسر خرمی
و عاشق به رنگ سرخ و یکپارچه آتش است.
اما به حقیقت می‎توان تمام دایره را سرخ یا سبز کرد؛
زیرا عشق و عاشق و معشوق
در اینجا و همه جا، وحدت حقیقی دارند مگر آنکه بگوییم

او از آن جهت که بر جمال و جلال خود آگاهست، عاشق است
و آن صاحب جمال و جلال که پیش روی خود نشسته، معشوق است
و آن محبوبیت و مطلوبیت میان عاشق و معشوق، نامش عشق است.

در سه آیینه شاهد ازلی
پرتو از روی تابناک افکند

سه نگردد بَریشم ار او را
پرنیان خوانی و حریر و پرند

هاتف اصفهانی

و هنگامی که عاشق، اطوار نامنتهای معشوق را می‎نگرد
و شور عشق در او پدید می‎آید، فریاد می‎کند، عشق من! عشق من!
و این نخستین کلمه است و اگر آن یگانه فرمود در آغاز کلمه بود،
مقصود همین کلمه مقدس عشق است
که او خود گفت و خود شنید: عشق من! عشق من!



و این دو کلمه همان دو حرف کاف و نون است یعنی گفت باش و موجود شد.

توانایی که در یک طرفَه العین
زکاف و نون پدید آورد کونین

شیخ محمود شبستری

و این کلمه کُن یا باش، فرمان ظهور آفرینش در جلوه‎های بی‎شمار است
و بدین سان آفرینش، ظهور اطوار و اسرار عشق است که آن یگانه با خود باخته
و بهانه بر آدم و حوا و لیلی و مجنون نهاده است.

در حقیقت خود به خود می‎باخت عشق
لیلی و مجنون به جز نامی نبود

جامی

و اهتزار تموجات آن ندای مقدس عشق من، عشق من،(۳)
هر دم در سراسر آفرینش در رفت و آمد است.
هر ذره عالم از این جهت که وجود دارد و بهره‎ای از جمال او دارد،
معشوق است و آن ندا را از هر سو می‎شنود
و همان ذره از این جهت که بهره‎ای نیز از آگاهی دارد،
وقتی از جمال و مطلوبیت آن آگاه می‎شود، عاشق است و فریاد می‎کند:
عشق من! عشق من!
و هر که این دو کلمه را بر زبان نیاورد، لال است
و هر که این دو کلمه را نشنود، کر است و هر که آن جمال را نبیند، نابیناست و:

دیده را فایده آن است که دلبر بیند
ور نبیند چه بود فایده بینایی را

حافظ

نظرات کاربران درباره کتاب کوی نومیدی مرو امیدهاست

کلام حکیمانهء استاد فرزانه، عارف زاهد، دکتر الهی قمشه ای من حقیر را به وادی عشق رهنمون میسازد! در اینجا مراتب سپاس خود را اعلام میدارم. مهدی عسکری فرد از شهر راز، شیراز
در 7 ماه پیش توسط مهدی عسکری فرد
من کتاب "هدیه ای از فرشته مادر" را از این نویسنده خوانده ام و دوست داشتم. روایتی داستانی از قبل از تولد کودک با استناد به آیات قرآن کریم
در 1 سال پیش توسط nod...n68